پیوند محکم اخوت و برادری بین نیروهای انصار و مهاجر در کردستان
مسئولین آن زمان در کردستان اعم از مهاجر و انصار، کسانی بودند که در کمال صداقت کمر همت بسته بودند تا چهره زشت فقر و استضعاف را برای همیشه از بین ببرند. این جوانان در طول روز در ادارات و نهادها مختلف به حل مشکلات مردم مشغول بودند و در شب سلاح دفاع را به دست می گرفتند و همراه پیشمرگان مسلمان کرد به حراست از جان و مال و ناموس مردم می پرداختند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، پیشمرگ مسلمان کرد حاج محمد الله مرادی از مسئولین سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه دیواندره خاطره ای از روابط خوب و حسنه نیروهای مهاجر و انصار در کردستان را این گونه بازگو می کند:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
یکی از ویژگی های کردستان پس از پیروزی انقلاب اسلامی و توطئه های شوم گروهک های ضدانقلاب، محکم تر شدن پیوند اخوت و برادری بین نیروهای انصار و مهاجر بود؛ جمع زیادی از نیروهای انقلابی از مناطق مختلف کشور برای دفع شر گروهک های ضد انقلاب به کردستان آمده بودند تا به هواداران انقلاب اسلامی در کردستان کمک کنند و منطقه را از لوث وجود گروهک های ضد انقلاب پاکسازی نمایند.
,,
رابطه ای که بین این نیروها وجود داشت، پیوند اخوت و برادری مهاجرین و انصار در زمان حضرت رسول اکرم(ص) را در ذهن ها تداعی می کرد. چرا که در سنگرهای فراوانی خون شهدای انصار و مهاجر در هم آمیخته شد و این امر موجب بارور شدن نهال انقلاب در کردستان شد.
,,
مسئولین آن زمان در کردستان اعم از مهاجر و انصار، کسانی بودند که در کمال صداقت کمر همت بسته بودند تا چهره زشت فقر و استضعاف را برای همیشه از بین ببرند. این جوانان در طول روز در ادارات و نهادها مختلف به حل مشکلات مردم مشغول بودند و در شب سلاح دفاع را به دست می گرفتند و همراه پیشمرگان مسلمان کرد به حراست از جان و مال و ناموس مردم می پرداختند.
,,
یکی از شاخه های مهم و فعال سازمان پیشمرگان مسلمان کرد در شهر دیواندره مستقر بود، بنده در آن زمان یکی از مسئولین این سازمان بودم. در آن روزها دیواندره هنوز بخش بود و توسط بخشدار اداره می شد و یکی از برداران مهاجر به نام شهید بهزاد همتی بخشداری دیواندره را عهده دار بود و یکی از برادران انصار به نام شهید محمدی نیز پست شهرداری را در اختیار داشت. این دو عزیز در طول روز به امور اجرایی و خدمات رسانی مشغول بودند و هنگام شب سلاح به دست می گرفتند و به مصاف گروهک های ضد انقلاب می رفتند.
,,
یک روز در منزل مشغول اقامه فریضه عصر بودم که زنگ خانه به صدا درآمد. مادرم به مقابل درب خانه رفت و بازگشت و پس از اتمام نماز من گفت: آقایان همتی ـ بخشدار ـ و محمدی ـ شهردار ـ با شما کار داشتند تا به اتفاق هم برای سرکشی به محل منبع آب شهر بروید، زمانی که متوجه شدند شما در حال اقامه نماز هستید، گفتند: ما عجله داریم می رویم، کاک محمد هم بعد از اقامه نمازش به محل منبع آب بیاید.
,,
به فاصله چند دقیقه پشت سر آن ها راهی شدم. در میانه راه یکی از پیشمرگان مسلمان کرد هراسان به طرف من آمد و گفت: در اطراف منبع آب حرکات مشکوکی دیده می شود. خیلی سریع به نیروهای سپاه و سازمان پیشمرگان مسلمان کرد خبر دادیم و به اتفاق هم به طرف منبع آب شهر دیواندره حرکت کردیم.
,,
زمانی که به محل منبع آب رسیدیم با جنازه های غرق به خون این دو شهید عزیز رو به رو شدیم. مردم شهر وقتی خبر شهادت این دو عزیز را شنیدند متأثر شدند و غباری از غم و اندوه سراسر فضای شهر را در بر گرفت. کثرت جمعیت در مراسم تشییع پیکر مطهر این دو شهید به اندازه ای بود که برای خود مردم این سؤال پیش آمده بود که این همه جمعیت از کجا آمده اند؟ این در حالی بود که جمعیت فقط از شهر دیواندره و به صورت خود جوش در این مراسم حاضر شده بودند.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه