تحلیلگر مسائل سیاسی مطرح کرد:
جولان «اندیشه های تارعنکبوتی» در فضای مجازی
به دنبال سخنرانی رئیس جمهور محترم در مورد نقش مردم در مشروعیت حاکم اسلامی، التهاب عجیبی از سوی موافقان و مخالفان، در فضای مجازی ایجاد شد که بیشتر از آن که علمی باشد رنگ و بوی سیاسی دارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از منار، به دنبال سخنرانی اخیر رئیس جمهور در مورد نقش مردم در مشروعیت حاکم اسلامی، مهرداد ویسکرمی تحلیلگر مسائل سیاسی و پژوهشگر قرآنی یادداشتی برای پایگاه خبری منار ارسال کرد که به شرح زیر است:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, منار,بسمه تعالی
,به دنبال سخنرانی رئیس جمهور محترم در مورد نقش مردم در مشروعیت حاکم اسلامی، التهاب عجیبی از سوی موافقان و مخالفان، در فضای مجازی ایجاد شد که بیشتر از آن که علمی باشد رنگ و بوی سیاسی دارد.
,این جانب به عنوان یک فرد دانشگاهی، نکاتی را به عنوان تذکر و خیر خواهی به عرض طالبان حقیقت می رسانم:
,1. این نخستین بار نیست که جایگاه رأی مردم در مشروعیت حاکم اسلامی مطرح می شود و جناب روحانی اولین شخصی نیست که به این مطالب می پردازد بلکه بارها این سخنان در کلام سایر افراد سیاسی مخصوصا مرحوم هاشمی هم ایراد شده بود.
,2.اصل این نظریه، به نظر اهل سنت آن هم پس از رحلت رسول اکرم بر می گردد که ارتباط مشروعیت حاکم اسلامی را از آسمان بریده وبه زمین سپردند. در تفکرشیعه، حاکم اسلامی، مشروعیت(حق حاکمیت) را از خدا می گیرد و وظیفه ی مردم مومن است که او را در تحقق حکومت اسلامی یاری دهند.طبیعی است که در صورت یاری نکردن مردم، مشروعیت وی به قوت خود باقی است اما حکومت وی تحقق خارجی پیدا نمی کند.
, .,3.در چند دهه اخیر نیز مرحوم منتظری ، در کتاب ولایت فقیه، به عنوان یک نظر علمی از نقش رای مردم و بیعت آنان در مشروعیت حاکمیت اسلامی ، دفاع کرد که مورد نقد علمای بزرگی مانند حضرات جوادی آملی، مصباح یزدی و دیگران قرار گرفت و رد شد. مرحوم منتظری نیز تصرح می کند که اصل در شیعه ،بر نصب حاکم اسلامی از جانب خداوند است اما ایشان در مورد ولایت فقیه، نصب فقیه عادل اعلم را به دلایلی که در کتاب ولایت فقیه آورده، مستلزم اشکال علمی شمرد و به عنوان راهکار خروج از بن بست، رای مردم را در تحقق ولایت مطلقه ی فقیه دخیل دانست و معتقد بود که حتما مردم بایستی در انتخابات تعیین رهبری شرکت کنند و حتی می توان به اجبار آنها را پای صندوق رای آورد! البته ایشان نیز مانند سایر فقهای شیعه صرفا حکومت "فقیه عادل اعلم" را مشروع می داند. با این شرط که اگر اکثرمردم به وی رای دادند ولایت مطلقه دارد و بدون رای اکثریت، باز هم در حد امور حسبیه حکومت، حق اوست . پس مرحوم منتظری به تبع استدلال های فقهای بزرگ شیعه ،حکومت غیر از فقیه عادل اعلم را نامشروع می داند.البته اشکالات نظر ایشان را علمای بزرگوار گوشزد نموده اند.
, .,4.در تفکر امامیه، هر حکومتی که از جانب خداوند نباشد،طاغوت و نامشروع است.پس بین مشرعیت(حق حکومت) و تحقق خارجی و عینی آن تفاوت وجود دارد و بیعت و رای مردم در دومی نقش دارد نه در اولی. فرمایش حضرت امیر در نهج البلاغه نیزناظر به همین مسئله است که ایشان، در خطبه ی شقشقیه،حکومت را حق خود می دانند: "آگاه باشید به خدا سوگند که پسر ابى قحافه لباس خلافت را پوشید در حالى که مىدانست خلافت جز بر قامت من سزاوار نبود و موقعیت من نسبت به خلافت مانند موقعیت سنگ آسیاست. معارف الهى از سینهام چون سیل سرازیر است و هیچ مرغ بلند پروازى در پرواز به بلندى مقام من نمى رسد. ولى بناچار از آن چشم پوشیدم و کناره گرفتم و بر سر دو راه ماندم یا دست تنها به مبارزه بر خیزم و یا صبر کنم و از جنگ با کوردلان پرهیز نمایم. در این صورت است که سالخوردگان، فرتوت و ناتوان مىشوند و کودکان، پیر مىگردند و دیندار تا دیدار با پروردگارش در رنج و مصیبت است. دیدم که صبر کردن خردمندانه است. صبر کردم مانند کسى که به چشمش خار رفته و در گلویش استخوانى مانده، مىدیدم که میراثم را به تاراج مىبرند..."
, ...",5.آن حضرت با بصیرت الهی خویش، در واقع امر، نشانه های صداقت را در مردم زمان خود نمی بینند و ابتدا از پذیرش مسئولیت خودداری می فرمایند: "مرا وانهید و دیگرى را بخلافت بردارید، زیرا ما نگران حادثهاى هستیم که داراى رنگهاى گوناگون است .پس اگر من خلافت را بپذیرم، دلها بر آن نپاید و عقلها بر آن استوار نماند، کران تا کران جهان تاریک و راه روشن ناپیداست. رهبران حکومت پیش از من در امر دیانت اخلال کردند و اسلام را بدین روز سیاه نشاندند. باید توجّه داشته باشید که اگر من خلافت بر شما را بپذیرم آن را که صلاح بدانم بر شما فرمانروا مىکنم. ولى اگر مرا بحال خود رها کنید، مثل شما یک فرد به حساب مىآیم و شاید هم نسبت به خلیفهاى که شما انتخاب کنید مطیع و فرمانبردارتر باشم. من اگر وزیر شما باشم بهتر از آن است که امیر شما باشم». (نهج البلاغه،خطبه 89 ):" تحمیل سه جنگ داخلی از سوی خواص قدرت طلب و فاسد، بر حکومت حضرت، این ادعای ایشان را اثبات نمود.
, .,6.علی علیه السلام، پس از فشار مردم و اتمام حجت ظاهری، حق الهی خود را اعمال و با قوت و عدالت، حکومت را اداره می فرمایند: "سوگند به پروردگارى که دانه گیاه را در خاک شکافت و انسان را بیافرید. اگر آن جمعیت زیاد حضور نمىیافتند و وجود جمعى یارى کننده نبود که حجت بر من تمام گردد و نبود پیمانى که خداوند تبارک و تعالى از علماء و دانشمندان گرفته تا راضى نشوند بر سیرى ظالم و گرسنه ماندن مظلوم، هر آینه رشته شتر خلافت را بر کوهانش مىانداختم و پایانش را چون اولش فرض مىکردم و از خلافت کناره مىگرفتم. آن وقت شما مى فهمیدید که این دنیاى شما نزد من از آب بینى بزى کم ارزشتر است.(نهج البلاغه، خطبه 3)
,7.نکته مهمتر این است که کشانیدن مباحث دقیق علمی توسط افرادی که به دلیل مشغله ی اجرایی، سالها از درس و بحث دور بوده و هستند، به میتینگ های جشن پیروزی انتخاباتی ،دور از اخلاق علمی و نوعی اباحه گری در عرصه ی اندیشه است. مباحث اخیر جناب روحانی را بنده از این سنخ می دانم.
, .,8.فضای مجازی، عرصه ی مناسبی برای تضارب منطقی آراء نیست و مباحث مبنایی و عقیدتی در این فضا، قربانی هوچی گری و جنگ روانی افراد بی تقوا می شوند.فضای مجازی به لحاظ ماهیت آن جای مناسبی برای خردورزی نیست و بایستی این گونه مباحث در مراکز علمی مورد کنکاش قرار گیرند.
, .,9.مقداری از جنجال های رسانه ای در مورد این موضوع را به حساب سیاسی کاری می گذاریم اما وقعیت تلخ دیگر، ضعف عملکرد نهادهای فرهنگی است که در تبیین مباحث اساسی حکومت اسلامی کوتاهی کرده اند: وزارت ارشاد اسلامی،سازمان تبلیغات اسلامی ،صدا و سیما، حوزه های علمیه، نهاد رهبری و گروههای معارف اسلامی در دانشگاهها، این جمله هستند. خبرگان محترم رهبری نیز در تبیین مباحث مربوط به ولایت فقیه، اقدام در خور توجهی در سطح توده ی مردم انجام نداده است. البته جوابیه ایشان به سخنان رئیس جمهور، در خور تقدیر است اما جای اقدامات فعال و موثر در این حیطه، خالی به نظر می رسد.
, .,10.علاوه بر رعایت تقوا در بیان نظرات علمی، در نقد آنها نیز بایستی از سیاسی کاری پرهیز شود و به جای جدل و سیاسی کاری، به نقد اندیشه ها و به جای نقد افراد، بدون جانبداری عاطفی، به نقد اندیشه و آراء آنها پرداخته شود.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه