غیرت جوانان کُرد در مواجهه با بی اخلاقی های نیروهای ضدانقلاب
مقابل درب ورودی یک خانم نیمه عریان مسلح با یک آقایی که ظاهری بسیار زشت و زننده داشت نگهبانی می دادند. این دو دست بر شانه همدیگر انداخته و در حال بگو و بخند بودند. دیدن این چنین صحنه هایی برای یک مسلمان غیرتمند بسیار سخت بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، یکی از مسئولین سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه دیواندره خاطره ای از غیرت جوانان کُرد در مواجهه با بی اخلاقی ها و بی دینی های نیروهای ضدانقلاب منتشر نقل کرده است:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
آن روزها که سنندج در اشغال گروهک های ضدانقلاب قرار داشت، هر حزب و گروهی ساختمانی برای خود دست و پا کرده بود و بر سر در آن تابلویی نصب کرده بود. بعضی از این گروه ها حتی به اندازه انگشتان یک دست هم طرفدار نداشتند، اما ادعای برنامه و ایدئولوژی برای رهایی خلق کُرد را در سر می پرواندند.
,,
در خیابان فعلی حضرت امام (ره) حدود 18-17 مقر گروهک های سیاسی مستقر بود، در یکی از ساختمان همین خیابان گروهک های کومله، دموکرات و چریک های فدایی خلق مستقر بودند و هر کدام مُبلِّغ یک اندیشه سیاسی بودند. مردم سایر شهرها (خصوصاً جوانان ) وقتی به سنندج می آمدند سعی می کردند از اهداف و برنامه های گروهک ها بیشتر اطلاع پیدا کنند، بویژه جوانان مذهبی در این زمینه بیشتر حساسیت نشان می دادند و تلاش می کردند با کسب آگاهی از برنامه های گروهک های سیاسی مردم را نسبت به خطری که از نشر این اندیشه های پوسیده و ارتجاعی متوجه آنان می شد، آگاه نماید.
,,
در آن روزها من جوان بودم و در یکی از شهرهای استان کردستان زندگی می کردم. روزی گذرم به سنندج افتاد و به اتفاق تنی چند از دوستان سنندجی برای دیدن وضعیت مقر گروهک های سیاسی به اطراف یکی از ساختمان هایی که نیروهای ضدانقلاب در آن مستقر بودند، رفتیم - البته این کار ما یک مأموریت اداری بود ـ .
,,
مقابل درب ورودی یک خانم نیمه عریان مسلح با یک آقایی که ظاهری بسیار زشت و زننده داشت نگهبانی می دادند. این دو دست بر شانه همدیگر انداخته و در حال بگو و بخند بودند. دیدن این چنین صحنه هایی برای یک مسلمان غیرتمند بسیار سخت بود.
,,
یکی از برادران شهید شبلی ـ که بعدها توسط گروهک کومله به شهادت رسیدند ـ در جمع ما حضور داشت. ایشان از دیدن این صحنه بسیار برآشفت و خطاب به آن مرد نگهبان گفت: مردم کردستان مسلمان هستند و هیچ وقت این کار شما را بر نخواهند تافت. شما دو نفر در حالیکه نامحرم هستید، دست در گردن هم انداخته اید و ادعای دفاع از حقوق مردم هم دارید؟ این کار شما اهانت به مقدسات مردم مسلمان است. شما اگر مسلمان هم نباشید باید به حدود و ثغور اخلاقیات پایبند باشید!
,,
نگهبان هتاک در نهایت بی ادبی و به دور از هر نوع استدلالی به شهید شبلی گفت: من و این خانم با هم دوست هستیم و این کار را برای تقویت روحیه انجام می دهیم!
,,
شهید شبلی با شهامت هرچه تمام تر به اعتراض خود ادامه داد و افراد گروهکی هم به هیچ وجه جرأت رو به رو شدن با ایشان را نداشتند. آنچه در آن برهه مطرح بود و مهم جلوه می نمود مخالفت عامه مردم کردستان بالاخص جوانان مؤمن با افکار ضد دینی گروهک ها بود.
,,
جوانانی هم چون شهید شبلی نه ادعای طرفداری از جمهوری اسلامی را داشتند و نه کسی آنان را مجبور به این کار کرده بود، بلکه این جوانان غیور فقط به عشق دفاع از اسلام ناب محمدی(ص) به مقابله با نیروهای ضد انقلاب و ضد دین برخاستند و تا آخرین قطره خون نیز قدمی از ارزش ها و عقاید اسلامی پا پس نکشیدند.
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه