ضعف دستگاههای متولی امر فرهنگ زمینهساز صدور فرمان آتش به اختیار
مدیر یک نهاد فرهنگی که به عنوان دستگاه مرکزی برای زیر مجموعه خود عمل می کند اگر بخواهد ارتباطش قطع نشود یا عیبی در ساختارش شکل نگیرد ویا اختلالی در روند حرکتش نباشد و خوب مدیریت کند راهی جزء انقلابی عمل کردن ندارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خاورستان، محمدرضا نخعیپور کارشناس مسائل فرهنگی طی یادداشتی نوشت؛
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خاورستان, خاورستان, خاورستان,من به همهی آن هستههای فکری و عملیِ جهادی، فکری، فرهنگی در سرتاسر کشور مرتّباً میگویم: هرکدام کار کنید؛ مستقل و بهقول میدان جنگ، آتشبهاختیار. البتّه در جنگ، قرارگاه مرکزی وجود دارد که دستور میدهد، امّا اگرچنانچه رابطهی قرارگاه قطع شد یا قرارگاه عیبی پیدا کرد، اینجا فرمانده دستورِ آتشبهاختیار میدهد. خب شما افسرهای جنگ نرمید -قرار شد شما افسران جوان جنگ نرم باشید- آنجایی که احساس میکنید دستگاه مرکزی اختلالی دارد و نمیتواند درست مدیریّت کند، آنجا آتشبهاختیارید؛ یعنی باید خودتان تصمیم بگیرید، فکر کنید، پیدا کنید، حرکت کنید، اقدام کنید.”
,این واضح ترین ، روشن ترین و صریح ترین ترجمه ایست که از واژه نظامی آتش به اختیار از سوی مقام معظم رهبری مدظله بیان شده است اگرچه پس از صدور این فرمان ، برخی سعی داشتند با تعاریف خود از این اصطلاح ، اصل موضوع را به حاشیه بکشانند . البته در این مجال قصد بر این است که بدانیم چرا رهبری جامعه اسلامی در این مقطع حساس زمانی ، به عنوان فرمانده کل قوا چنین فرمانی را صادر می نماید .
سلسه مراتب نظامی و رعایت آن در سطوح مختلف نهادهای لشکری و دستگاههای نظامی در همه جای دنیا یک اصل ثابت ، حیاتی و لازم الاجرا بوده که موجبات حیات نیروهای نظامی یک کشور را فراهم می نماید . در نگرشی مشابه به دستگاههای دولتی و اداری می توان گفت این مجموعه ها نیز قطعاً دارای سلسه مراتبی هستند که احترام به آن موجب بقاء آن مجموعه می باشد . اگر بخواهیم قلب و مرکز اصلی تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها و هدایت سکان حوزه مهم و اثر گذار فرهنگ را به عنوان قرارگاه مرکزی معرفی نماییم بی شک و به زعم رهبری گرانقدر انقلاب اسلامی ، آن قرارگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد . با نگاهی گذرا به سالهای اخیر به خوبی می توان به این نتیجه رسید که آنچه در این نهاد عظیم تصمیم گیری فرهنگی ساری و جاری بوده است بیشتر موثر از دیدگاههای سیاسی و نگرشهای حزبی بوده تا نگاه فرهنگی و این در حالی است که مقام معظم رهبری اعضاء این شورا را قبل از اینکه عناوین دیگری داشته باشند فرهنگی می داند . ایشان در دیدار با اعضای این شورا می فرمایند : «بحمدالله رؤسای سه قوه و مسئولان کشور همه از این قبیلند و شما مردان فرهنگید؛ در واقع فعالان عرصهی فرهنگ هستید قبل از هر عنوان دیگری» همین جبهه گیریهای سیاسی موجب کم رنگ شدن نقش مهم و بالای نظارتی این شورا بر تصیم گیریهای کلان فرهنگی و علمی کشور شد و درنهایت در جریان سند 2030 کار را به گلایه مندی صریح رهبر معظم انقلاب از تعلل شورای عالی انقلاب فرهنگی کشاند . آیا این تعلل مصداق بارز اختلال در دستگاه مرکزی نیست؟
یکی دیگر از مهمترین دستگاههای مرکزی در حوزه فرهنگ ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است . اختلال در این دستگاه مرکزی را نیز از لسان رهبری بشنویم که فرمودند : «در موضوع فرهنگ نوعی ولنگاری و بی اهتمامی در دستگاههای فرهنگی به چشم می خورد. زیرا در تولید کالای فرهنگی مفید و جلوگیری از تولید کالای فرهنگی مضرّ، کوتاهی هایی انجام می شود. برخی مواقع در مقابل تولید یا ورود کالاهای فرهنگی مضر، موضعگیری و اقدامی نمی شود، زیرا این ترس وجود دارد که متهم به جلوگیری از جریان آزاد اطلاعات شوند» آیا این اختلال در دستگاه مرکزی نیست؟
سازمان ها ونهادهای تصمیم گیر دیگری چون وزارت آموزش و پرورش ، وزارت ورزش و جوانان ، وزارت علوم و ... در بدنه دولت حضور دارند که به عنوان دستگاه مرکزی در حوزه فرهنگ به شمار می روند که هر کدام به نوعی در آن ولنگاری فرهنگی سهیم اند . بی شک آنچه که در این میان می توان از آن به عنوان علت اصلی این اختلال ، قطع ارتباط و عیب ، اختلال و عدم مدیریت درست در قرارگاه مرکزی یاد کرد اولاً آوردن فرهنگ ذیل سیاست است که دقیقاً به فرمایش مقام معظم رهبری این سیاست است که ذیل فرهنگ است و نکته بعدی این که متاسفانه برخی از مسئولین فرهنگی تصورشان از مسئولیت ، پر و بال دادن به حوزه ستادی و داشتن دفاتر عریض و طویل است در صورتی که بخش اعظم کار فرهنگی کار صفی است .
آن مسئول فرهنگی که پشت میزش میخکوب و باخدم و حشمی که برای خود به راه انداخته به دنبال کار فرهنگی ابلاغی ، بخشنامه ای و دستورالعملی است بداند که این اقدامش از مصادیق اختلال در دستگاهی است که برای زیر مجموعه اش دستگاه مرکزی به حساب می آید . مدیری که در اتاق خود دست بر زنگ گذاشته تا خدمتکارش پس از گذشتن دربهای دو اتاق به حضور شرفیاب شود کجا می تواند در عرصه پرتلاطم فرهنگی میدان داری کند؟ مدیر یک نهاد فرهنگی که به عنوان دستگاه مرکزی برای زیر مجموعه خود عمل می کند اگر بخواهد ارتباطش قطع نشود یا عیبی در ساختارش شکل نگیرد ویا اختلالی در روند حرکتش نباشد و خوب مدیریت کند راهی جزء انقلابی عمل کردن ندارد . درست همان راهی که شهدای عزیز در دوران دفاع مقدس رفتند . یعنی وسط گود بودن و میدان داری کردن . ظرفیت پایین وعدم پذیرش انتقاد ، خودرایی و غرور ، عدم توجه به خرد جمعی ، پایین بودن سطح سواد فرهنگی و عدم تجربه در عرصه های فرهنگی نیز از جمله نکاتی هستند که موجبات ایجاد اختلال در دستگاههای مرکزی فرهنگی می شود .
انتهای پیام/
این واضح ترین ، روشن ترین و صریح ترین ترجمه ایست که از واژه نظامی آتش به اختیار از سوی مقام معظم رهبری مدظله بیان شده است اگرچه پس از صدور این فرمان ، برخی سعی داشتند با تعاریف خود از این اصطلاح ، اصل موضوع را به حاشیه بکشانند . البته در این مجال قصد بر این است که بدانیم چرا رهبری جامعه اسلامی در این مقطع حساس زمانی ، به عنوان فرمانده کل قوا چنین فرمانی را صادر می نماید .
سلسه مراتب نظامی و رعایت آن در سطوح مختلف نهادهای لشکری و دستگاههای نظامی در همه جای دنیا یک اصل ثابت ، حیاتی و لازم الاجرا بوده که موجبات حیات نیروهای نظامی یک کشور را فراهم می نماید . در نگرشی مشابه به دستگاههای دولتی و اداری می توان گفت این مجموعه ها نیز قطعاً دارای سلسه مراتبی هستند که احترام به آن موجب بقاء آن مجموعه می باشد . اگر بخواهیم قلب و مرکز اصلی تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها و هدایت سکان حوزه مهم و اثر گذار فرهنگ را به عنوان قرارگاه مرکزی معرفی نماییم بی شک و به زعم رهبری گرانقدر انقلاب اسلامی ، آن قرارگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد . با نگاهی گذرا به سالهای اخیر به خوبی می توان به این نتیجه رسید که آنچه در این نهاد عظیم تصمیم گیری فرهنگی ساری و جاری بوده است بیشتر موثر از دیدگاههای سیاسی و نگرشهای حزبی بوده تا نگاه فرهنگی و این در حالی است که مقام معظم رهبری اعضاء این شورا را قبل از اینکه عناوین دیگری داشته باشند فرهنگی می داند . ایشان در دیدار با اعضای این شورا می فرمایند : «بحمدالله رؤسای سه قوه و مسئولان کشور همه از این قبیلند و شما مردان فرهنگید؛ در واقع فعالان عرصهی فرهنگ هستید قبل از هر عنوان دیگری» همین جبهه گیریهای سیاسی موجب کم رنگ شدن نقش مهم و بالای نظارتی این شورا بر تصیم گیریهای کلان فرهنگی و علمی کشور شد و درنهایت در جریان سند 2030 کار را به گلایه مندی صریح رهبر معظم انقلاب از تعلل شورای عالی انقلاب فرهنگی کشاند . آیا این تعلل مصداق بارز اختلال در دستگاه مرکزی نیست؟
یکی دیگر از مهمترین دستگاههای مرکزی در حوزه فرهنگ ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است . اختلال در این دستگاه مرکزی را نیز از لسان رهبری بشنویم که فرمودند : «در موضوع فرهنگ نوعی ولنگاری و بی اهتمامی در دستگاههای فرهنگی به چشم می خورد. زیرا در تولید کالای فرهنگی مفید و جلوگیری از تولید کالای فرهنگی مضرّ، کوتاهی هایی انجام می شود. برخی مواقع در مقابل تولید یا ورود کالاهای فرهنگی مضر، موضعگیری و اقدامی نمی شود، زیرا این ترس وجود دارد که متهم به جلوگیری از جریان آزاد اطلاعات شوند» آیا این اختلال در دستگاه مرکزی نیست؟
سازمان ها ونهادهای تصمیم گیر دیگری چون وزارت آموزش و پرورش ، وزارت ورزش و جوانان ، وزارت علوم و ... در بدنه دولت حضور دارند که به عنوان دستگاه مرکزی در حوزه فرهنگ به شمار می روند که هر کدام به نوعی در آن ولنگاری فرهنگی سهیم اند . بی شک آنچه که در این میان می توان از آن به عنوان علت اصلی این اختلال ، قطع ارتباط و عیب ، اختلال و عدم مدیریت درست در قرارگاه مرکزی یاد کرد اولاً آوردن فرهنگ ذیل سیاست است که دقیقاً به فرمایش مقام معظم رهبری این سیاست است که ذیل فرهنگ است و نکته بعدی این که متاسفانه برخی از مسئولین فرهنگی تصورشان از مسئولیت ، پر و بال دادن به حوزه ستادی و داشتن دفاتر عریض و طویل است در صورتی که بخش اعظم کار فرهنگی کار صفی است .
آن مسئول فرهنگی که پشت میزش میخکوب و باخدم و حشمی که برای خود به راه انداخته به دنبال کار فرهنگی ابلاغی ، بخشنامه ای و دستورالعملی است بداند که این اقدامش از مصادیق اختلال در دستگاهی است که برای زیر مجموعه اش دستگاه مرکزی به حساب می آید . مدیری که در اتاق خود دست بر زنگ گذاشته تا خدمتکارش پس از گذشتن دربهای دو اتاق به حضور شرفیاب شود کجا می تواند در عرصه پرتلاطم فرهنگی میدان داری کند؟ مدیر یک نهاد فرهنگی که به عنوان دستگاه مرکزی برای زیر مجموعه خود عمل می کند اگر بخواهد ارتباطش قطع نشود یا عیبی در ساختارش شکل نگیرد ویا اختلالی در روند حرکتش نباشد و خوب مدیریت کند راهی جزء انقلابی عمل کردن ندارد . درست همان راهی که شهدای عزیز در دوران دفاع مقدس رفتند . یعنی وسط گود بودن و میدان داری کردن . ظرفیت پایین وعدم پذیرش انتقاد ، خودرایی و غرور ، عدم توجه به خرد جمعی ، پایین بودن سطح سواد فرهنگی و عدم تجربه در عرصه های فرهنگی نیز از جمله نکاتی هستند که موجبات ایجاد اختلال در دستگاههای مرکزی فرهنگی می شود .
انتهای پیام/
این واضح ترین ، روشن ترین و صریح ترین ترجمه ایست که از واژه نظامی آتش به اختیار از سوی مقام معظم رهبری مدظله بیان شده است اگرچه پس از صدور این فرمان ، برخی سعی داشتند با تعاریف خود از این اصطلاح ، اصل موضوع را به حاشیه بکشانند . البته در این مجال قصد بر این است که بدانیم چرا رهبری جامعه اسلامی در این مقطع حساس زمانی ، به عنوان فرمانده کل قوا چنین فرمانی را صادر می نماید .
سلسه مراتب نظامی و رعایت آن در سطوح مختلف نهادهای لشکری و دستگاههای نظامی در همه جای دنیا یک اصل ثابت ، حیاتی و لازم الاجرا بوده که موجبات حیات نیروهای نظامی یک کشور را فراهم می نماید . در نگرشی مشابه به دستگاههای دولتی و اداری می توان گفت این مجموعه ها نیز قطعاً دارای سلسه مراتبی هستند که احترام به آن موجب بقاء آن مجموعه می باشد . اگر بخواهیم قلب و مرکز اصلی تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها و هدایت سکان حوزه مهم و اثر گذار فرهنگ را به عنوان قرارگاه مرکزی معرفی نماییم بی شک و به زعم رهبری گرانقدر انقلاب اسلامی ، آن قرارگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد . با نگاهی گذرا به سالهای اخیر به خوبی می توان به این نتیجه رسید که آنچه در این نهاد عظیم تصمیم گیری فرهنگی ساری و جاری بوده است بیشتر موثر از دیدگاههای سیاسی و نگرشهای حزبی بوده تا نگاه فرهنگی و این در حالی است که مقام معظم رهبری اعضاء این شورا را قبل از اینکه عناوین دیگری داشته باشند فرهنگی می داند . ایشان در دیدار با اعضای این شورا می فرمایند : «بحمدالله رؤسای سه قوه و مسئولان کشور همه از این قبیلند و شما مردان فرهنگید؛ در واقع فعالان عرصهی فرهنگ هستید قبل از هر عنوان دیگری» همین جبهه گیریهای سیاسی موجب کم رنگ شدن نقش مهم و بالای نظارتی این شورا بر تصیم گیریهای کلان فرهنگی و علمی کشور شد و درنهایت در جریان سند 2030 کار را به گلایه مندی صریح رهبر معظم انقلاب از تعلل شورای عالی انقلاب فرهنگی کشاند . آیا این تعلل مصداق بارز اختلال در دستگاه مرکزی نیست؟
یکی دیگر از مهمترین دستگاههای مرکزی در حوزه فرهنگ ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است . اختلال در این دستگاه مرکزی را نیز از لسان رهبری بشنویم که فرمودند : «در موضوع فرهنگ نوعی ولنگاری و بی اهتمامی در دستگاههای فرهنگی به چشم می خورد. زیرا در تولید کالای فرهنگی مفید و جلوگیری از تولید کالای فرهنگی مضرّ، کوتاهی هایی انجام می شود. برخی مواقع در مقابل تولید یا ورود کالاهای فرهنگی مضر، موضعگیری و اقدامی نمی شود، زیرا این ترس وجود دارد که متهم به جلوگیری از جریان آزاد اطلاعات شوند» آیا این اختلال در دستگاه مرکزی نیست؟
سازمان ها ونهادهای تصمیم گیر دیگری چون وزارت آموزش و پرورش ، وزارت ورزش و جوانان ، وزارت علوم و ... در بدنه دولت حضور دارند که به عنوان دستگاه مرکزی در حوزه فرهنگ به شمار می روند که هر کدام به نوعی در آن ولنگاری فرهنگی سهیم اند . بی شک آنچه که در این میان می توان از آن به عنوان علت اصلی این اختلال ، قطع ارتباط و عیب ، اختلال و عدم مدیریت درست در قرارگاه مرکزی یاد کرد اولاً آوردن فرهنگ ذیل سیاست است که دقیقاً به فرمایش مقام معظم رهبری این سیاست است که ذیل فرهنگ است و نکته بعدی این که متاسفانه برخی از مسئولین فرهنگی تصورشان از مسئولیت ، پر و بال دادن به حوزه ستادی و داشتن دفاتر عریض و طویل است در صورتی که بخش اعظم کار فرهنگی کار صفی است .
آن مسئول فرهنگی که پشت میزش میخکوب و باخدم و حشمی که برای خود به راه انداخته به دنبال کار فرهنگی ابلاغی ، بخشنامه ای و دستورالعملی است بداند که این اقدامش از مصادیق اختلال در دستگاهی است که برای زیر مجموعه اش دستگاه مرکزی به حساب می آید . مدیری که در اتاق خود دست بر زنگ گذاشته تا خدمتکارش پس از گذشتن دربهای دو اتاق به حضور شرفیاب شود کجا می تواند در عرصه پرتلاطم فرهنگی میدان داری کند؟ مدیر یک نهاد فرهنگی که به عنوان دستگاه مرکزی برای زیر مجموعه خود عمل می کند اگر بخواهد ارتباطش قطع نشود یا عیبی در ساختارش شکل نگیرد ویا اختلالی در روند حرکتش نباشد و خوب مدیریت کند راهی جزء انقلابی عمل کردن ندارد . درست همان راهی که شهدای عزیز در دوران دفاع مقدس رفتند . یعنی وسط گود بودن و میدان داری کردن . ظرفیت پایین وعدم پذیرش انتقاد ، خودرایی و غرور ، عدم توجه به خرد جمعی ، پایین بودن سطح سواد فرهنگی و عدم تجربه در عرصه های فرهنگی نیز از جمله نکاتی هستند که موجبات ایجاد اختلال در دستگاههای مرکزی فرهنگی می شود .
انتهای پیام/
این واضح ترین ، روشن ترین و صریح ترین ترجمه ایست که از واژه نظامی آتش به اختیار از سوی مقام معظم رهبری مدظله بیان شده است اگرچه پس از صدور این فرمان ، برخی سعی داشتند با تعاریف خود از این اصطلاح ، اصل موضوع را به حاشیه بکشانند . البته در این مجال قصد بر این است که بدانیم چرا رهبری جامعه اسلامی در این مقطع حساس زمانی ، به عنوان فرمانده کل قوا چنین فرمانی را صادر می نماید .
سلسه مراتب نظامی و رعایت آن در سطوح مختلف نهادهای لشکری و دستگاههای نظامی در همه جای دنیا یک اصل ثابت ، حیاتی و لازم الاجرا بوده که موجبات حیات نیروهای نظامی یک کشور را فراهم می نماید . در نگرشی مشابه به دستگاههای دولتی و اداری می توان گفت این مجموعه ها نیز قطعاً دارای سلسه مراتبی هستند که احترام به آن موجب بقاء آن مجموعه می باشد . اگر بخواهیم قلب و مرکز اصلی تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها و هدایت سکان حوزه مهم و اثر گذار فرهنگ را به عنوان قرارگاه مرکزی معرفی نماییم بی شک و به زعم رهبری گرانقدر انقلاب اسلامی ، آن قرارگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد . با نگاهی گذرا به سالهای اخیر به خوبی می توان به این نتیجه رسید که آنچه در این نهاد عظیم تصمیم گیری فرهنگی ساری و جاری بوده است بیشتر موثر از دیدگاههای سیاسی و نگرشهای حزبی بوده تا نگاه فرهنگی و این در حالی است که مقام معظم رهبری اعضاء این شورا را قبل از اینکه عناوین دیگری داشته باشند فرهنگی می داند . ایشان در دیدار با اعضای این شورا می فرمایند : «بحمدالله رؤسای سه قوه و مسئولان کشور همه از این قبیلند و شما مردان فرهنگید؛ در واقع فعالان عرصهی فرهنگ هستید قبل از هر عنوان دیگری» همین جبهه گیریهای سیاسی موجب کم رنگ شدن نقش مهم و بالای نظارتی این شورا بر تصیم گیریهای کلان فرهنگی و علمی کشور شد و درنهایت در جریان سند 2030 کار را به گلایه مندی صریح رهبر معظم انقلاب از تعلل شورای عالی انقلاب فرهنگی کشاند . آیا این تعلل مصداق بارز اختلال در دستگاه مرکزی نیست؟
یکی دیگر از مهمترین دستگاههای مرکزی در حوزه فرهنگ ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است . اختلال در این دستگاه مرکزی را نیز از لسان رهبری بشنویم که فرمودند : «در موضوع فرهنگ نوعی ولنگاری و بی اهتمامی در دستگاههای فرهنگی به چشم می خورد. زیرا در تولید کالای فرهنگی مفید و جلوگیری از تولید کالای فرهنگی مضرّ، کوتاهی هایی انجام می شود. برخی مواقع در مقابل تولید یا ورود کالاهای فرهنگی مضر، موضعگیری و اقدامی نمی شود، زیرا این ترس وجود دارد که متهم به جلوگیری از جریان آزاد اطلاعات شوند» آیا این اختلال در دستگاه مرکزی نیست؟
سازمان ها ونهادهای تصمیم گیر دیگری چون وزارت آموزش و پرورش ، وزارت ورزش و جوانان ، وزارت علوم و ... در بدنه دولت حضور دارند که به عنوان دستگاه مرکزی در حوزه فرهنگ به شمار می روند که هر کدام به نوعی در آن ولنگاری فرهنگی سهیم اند . بی شک آنچه که در این میان می توان از آن به عنوان علت اصلی این اختلال ، قطع ارتباط و عیب ، اختلال و عدم مدیریت درست در قرارگاه مرکزی یاد کرد اولاً آوردن فرهنگ ذیل سیاست است که دقیقاً به فرمایش مقام معظم رهبری این سیاست است که ذیل فرهنگ است و نکته بعدی این که متاسفانه برخی از مسئولین فرهنگی تصورشان از مسئولیت ، پر و بال دادن به حوزه ستادی و داشتن دفاتر عریض و طویل است در صورتی که بخش اعظم کار فرهنگی کار صفی است .
آن مسئول فرهنگی که پشت میزش میخکوب و باخدم و حشمی که برای خود به راه انداخته به دنبال کار فرهنگی ابلاغی ، بخشنامه ای و دستورالعملی است بداند که این اقدامش از مصادیق اختلال در دستگاهی است که برای زیر مجموعه اش دستگاه مرکزی به حساب می آید . مدیری که در اتاق خود دست بر زنگ گذاشته تا خدمتکارش پس از گذشتن دربهای دو اتاق به حضور شرفیاب شود کجا می تواند در عرصه پرتلاطم فرهنگی میدان داری کند؟ مدیر یک نهاد فرهنگی که به عنوان دستگاه مرکزی برای زیر مجموعه خود عمل می کند اگر بخواهد ارتباطش قطع نشود یا عیبی در ساختارش شکل نگیرد ویا اختلالی در روند حرکتش نباشد و خوب مدیریت کند راهی جزء انقلابی عمل کردن ندارد . درست همان راهی که شهدای عزیز در دوران دفاع مقدس رفتند . یعنی وسط گود بودن و میدان داری کردن . ظرفیت پایین وعدم پذیرش انتقاد ، خودرایی و غرور ، عدم توجه به خرد جمعی ، پایین بودن سطح سواد فرهنگی و عدم تجربه در عرصه های فرهنگی نیز از جمله نکاتی هستند که موجبات ایجاد اختلال در دستگاههای مرکزی فرهنگی می شود .
انتهای پیام/
این واضح ترین ، روشن ترین و صریح ترین ترجمه ایست که از واژه نظامی آتش به اختیار از سوی مقام معظم رهبری مدظله بیان شده است اگرچه پس از صدور این فرمان ، برخی سعی داشتند با تعاریف خود از این اصطلاح ، اصل موضوع را به حاشیه بکشانند . البته در این مجال قصد بر این است که بدانیم چرا رهبری جامعه اسلامی در این مقطع حساس زمانی ، به عنوان فرمانده کل قوا چنین فرمانی را صادر می نماید .
سلسه مراتب نظامی و رعایت آن در سطوح مختلف نهادهای لشکری و دستگاههای نظامی در همه جای دنیا یک اصل ثابت ، حیاتی و لازم الاجرا بوده که موجبات حیات نیروهای نظامی یک کشور را فراهم می نماید . در نگرشی مشابه به دستگاههای دولتی و اداری می توان گفت این مجموعه ها نیز قطعاً دارای سلسه مراتبی هستند که احترام به آن موجب بقاء آن مجموعه می باشد . اگر بخواهیم قلب و مرکز اصلی تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها و هدایت سکان حوزه مهم و اثر گذار فرهنگ را به عنوان قرارگاه مرکزی معرفی نماییم بی شک و به زعم رهبری گرانقدر انقلاب اسلامی ، آن قرارگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد . با نگاهی گذرا به سالهای اخیر به خوبی می توان به این نتیجه رسید که آنچه در این نهاد عظیم تصمیم گیری فرهنگی ساری و جاری بوده است بیشتر موثر از دیدگاههای سیاسی و نگرشهای حزبی بوده تا نگاه فرهنگی و این در حالی است که مقام معظم رهبری اعضاء این شورا را قبل از اینکه عناوین دیگری داشته باشند فرهنگی می داند . ایشان در دیدار با اعضای این شورا می فرمایند : «بحمدالله رؤسای سه قوه و مسئولان کشور همه از این قبیلند و شما مردان فرهنگید؛ در واقع فعالان عرصهی فرهنگ هستید قبل از هر عنوان دیگری» همین جبهه گیریهای سیاسی موجب کم رنگ شدن نقش مهم و بالای نظارتی این شورا بر تصیم گیریهای کلان فرهنگی و علمی کشور شد و درنهایت در جریان سند 2030 کار را به گلایه مندی صریح رهبر معظم انقلاب از تعلل شورای عالی انقلاب فرهنگی کشاند . آیا این تعلل مصداق بارز اختلال در دستگاه مرکزی نیست؟
یکی دیگر از مهمترین دستگاههای مرکزی در حوزه فرهنگ ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است . اختلال در این دستگاه مرکزی را نیز از لسان رهبری بشنویم که فرمودند : «در موضوع فرهنگ نوعی ولنگاری و بی اهتمامی در دستگاههای فرهنگی به چشم می خورد. زیرا در تولید کالای فرهنگی مفید و جلوگیری از تولید کالای فرهنگی مضرّ، کوتاهی هایی انجام می شود. برخی مواقع در مقابل تولید یا ورود کالاهای فرهنگی مضر، موضعگیری و اقدامی نمی شود، زیرا این ترس وجود دارد که متهم به جلوگیری از جریان آزاد اطلاعات شوند» آیا این اختلال در دستگاه مرکزی نیست؟
سازمان ها ونهادهای تصمیم گیر دیگری چون وزارت آموزش و پرورش ، وزارت ورزش و جوانان ، وزارت علوم و ... در بدنه دولت حضور دارند که به عنوان دستگاه مرکزی در حوزه فرهنگ به شمار می روند که هر کدام به نوعی در آن ولنگاری فرهنگی سهیم اند . بی شک آنچه که در این میان می توان از آن به عنوان علت اصلی این اختلال ، قطع ارتباط و عیب ، اختلال و عدم مدیریت درست در قرارگاه مرکزی یاد کرد اولاً آوردن فرهنگ ذیل سیاست است که دقیقاً به فرمایش مقام معظم رهبری این سیاست است که ذیل فرهنگ است و نکته بعدی این که متاسفانه برخی از مسئولین فرهنگی تصورشان از مسئولیت ، پر و بال دادن به حوزه ستادی و داشتن دفاتر عریض و طویل است در صورتی که بخش اعظم کار فرهنگی کار صفی است .
آن مسئول فرهنگی که پشت میزش میخکوب و باخدم و حشمی که برای خود به راه انداخته به دنبال کار فرهنگی ابلاغی ، بخشنامه ای و دستورالعملی است بداند که این اقدامش از مصادیق اختلال در دستگاهی است که برای زیر مجموعه اش دستگاه مرکزی به حساب می آید . مدیری که در اتاق خود دست بر زنگ گذاشته تا خدمتکارش پس از گذشتن دربهای دو اتاق به حضور شرفیاب شود کجا می تواند در عرصه پرتلاطم فرهنگی میدان داری کند؟ مدیر یک نهاد فرهنگی که به عنوان دستگاه مرکزی برای زیر مجموعه خود عمل می کند اگر بخواهد ارتباطش قطع نشود یا عیبی در ساختارش شکل نگیرد ویا اختلالی در روند حرکتش نباشد و خوب مدیریت کند راهی جزء انقلابی عمل کردن ندارد . درست همان راهی که شهدای عزیز در دوران دفاع مقدس رفتند . یعنی وسط گود بودن و میدان داری کردن . ظرفیت پایین وعدم پذیرش انتقاد ، خودرایی و غرور ، عدم توجه به خرد جمعی ، پایین بودن سطح سواد فرهنگی و عدم تجربه در عرصه های فرهنگی نیز از جمله نکاتی هستند که موجبات ایجاد اختلال در دستگاههای مرکزی فرهنگی می شود .
انتهای پیام/
این واضح ترین ، روشن ترین و صریح ترین ترجمه ایست که از واژه نظامی آتش به اختیار از سوی مقام معظم رهبری مدظله بیان شده است اگرچه پس از صدور این فرمان ، برخی سعی داشتند با تعاریف خود از این اصطلاح ، اصل موضوع را به حاشیه بکشانند . البته در این مجال قصد بر این است که بدانیم چرا رهبری جامعه اسلامی در این مقطع حساس زمانی ، به عنوان فرمانده کل قوا چنین فرمانی را صادر می نماید .
سلسه مراتب نظامی و رعایت آن در سطوح مختلف نهادهای لشکری و دستگاههای نظامی در همه جای دنیا یک اصل ثابت ، حیاتی و لازم الاجرا بوده که موجبات حیات نیروهای نظامی یک کشور را فراهم می نماید . در نگرشی مشابه به دستگاههای دولتی و اداری می توان گفت این مجموعه ها نیز قطعاً دارای سلسه مراتبی هستند که احترام به آن موجب بقاء آن مجموعه می باشد . اگر بخواهیم قلب و مرکز اصلی تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها و هدایت سکان حوزه مهم و اثر گذار فرهنگ را به عنوان قرارگاه مرکزی معرفی نماییم بی شک و به زعم رهبری گرانقدر انقلاب اسلامی ، آن قرارگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد . با نگاهی گذرا به سالهای اخیر به خوبی می توان به این نتیجه رسید که آنچه در این نهاد عظیم تصمیم گیری فرهنگی ساری و جاری بوده است بیشتر موثر از دیدگاههای سیاسی و نگرشهای حزبی بوده تا نگاه فرهنگی و این در حالی است که مقام معظم رهبری اعضاء این شورا را قبل از اینکه عناوین دیگری داشته باشند فرهنگی می داند . ایشان در دیدار با اعضای این شورا می فرمایند : «بحمدالله رؤسای سه قوه و مسئولان کشور همه از این قبیلند و شما مردان فرهنگید؛ در واقع فعالان عرصهی فرهنگ هستید قبل از هر عنوان دیگری» همین جبهه گیریهای سیاسی موجب کم رنگ شدن نقش مهم و بالای نظارتی این شورا بر تصیم گیریهای کلان فرهنگی و علمی کشور شد و درنهایت در جریان سند 2030 کار را به گلایه مندی صریح رهبر معظم انقلاب از تعلل شورای عالی انقلاب فرهنگی کشاند . آیا این تعلل مصداق بارز اختلال در دستگاه مرکزی نیست؟
یکی دیگر از مهمترین دستگاههای مرکزی در حوزه فرهنگ ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است . اختلال در این دستگاه مرکزی را نیز از لسان رهبری بشنویم که فرمودند : «در موضوع فرهنگ نوعی ولنگاری و بی اهتمامی در دستگاههای فرهنگی به چشم می خورد. زیرا در تولید کالای فرهنگی مفید و جلوگیری از تولید کالای فرهنگی مضرّ، کوتاهی هایی انجام می شود. برخی مواقع در مقابل تولید یا ورود کالاهای فرهنگی مضر، موضعگیری و اقدامی نمی شود، زیرا این ترس وجود دارد که متهم به جلوگیری از جریان آزاد اطلاعات شوند» آیا این اختلال در دستگاه مرکزی نیست؟
سازمان ها ونهادهای تصمیم گیر دیگری چون وزارت آموزش و پرورش ، وزارت ورزش و جوانان ، وزارت علوم و ... در بدنه دولت حضور دارند که به عنوان دستگاه مرکزی در حوزه فرهنگ به شمار می روند که هر کدام به نوعی در آن ولنگاری فرهنگی سهیم اند . بی شک آنچه که در این میان می توان از آن به عنوان علت اصلی این اختلال ، قطع ارتباط و عیب ، اختلال و عدم مدیریت درست در قرارگاه مرکزی یاد کرد اولاً آوردن فرهنگ ذیل سیاست است که دقیقاً به فرمایش مقام معظم رهبری این سیاست است که ذیل فرهنگ است و نکته بعدی این که متاسفانه برخی از مسئولین فرهنگی تصورشان از مسئولیت ، پر و بال دادن به حوزه ستادی و داشتن دفاتر عریض و طویل است در صورتی که بخش اعظم کار فرهنگی کار صفی است .
آن مسئول فرهنگی که پشت میزش میخکوب و باخدم و حشمی که برای خود به راه انداخته به دنبال کار فرهنگی ابلاغی ، بخشنامه ای و دستورالعملی است بداند که این اقدامش از مصادیق اختلال در دستگاهی است که برای زیر مجموعه اش دستگاه مرکزی به حساب می آید . مدیری که در اتاق خود دست بر زنگ گذاشته تا خدمتکارش پس از گذشتن دربهای دو اتاق به حضور شرفیاب شود کجا می تواند در عرصه پرتلاطم فرهنگی میدان داری کند؟ مدیر یک نهاد فرهنگی که به عنوان دستگاه مرکزی برای زیر مجموعه خود عمل می کند اگر بخواهد ارتباطش قطع نشود یا عیبی در ساختارش شکل نگیرد ویا اختلالی در روند حرکتش نباشد و خوب مدیریت کند راهی جزء انقلابی عمل کردن ندارد . درست همان راهی که شهدای عزیز در دوران دفاع مقدس رفتند . یعنی وسط گود بودن و میدان داری کردن . ظرفیت پایین وعدم پذیرش انتقاد ، خودرایی و غرور ، عدم توجه به خرد جمعی ، پایین بودن سطح سواد فرهنگی و عدم تجربه در عرصه های فرهنگی نیز از جمله نکاتی هستند که موجبات ایجاد اختلال در دستگاههای مرکزی فرهنگی می شود .
انتهای پیام/
این واضح ترین ، روشن ترین و صریح ترین ترجمه ایست که از واژه نظامی آتش به اختیار از سوی مقام معظم رهبری مدظله بیان شده است اگرچه پس از صدور این فرمان ، برخی سعی داشتند با تعاریف خود از این اصطلاح ، اصل موضوع را به حاشیه بکشانند . البته در این مجال قصد بر این است که بدانیم چرا رهبری جامعه اسلامی در این مقطع حساس زمانی ، به عنوان فرمانده کل قوا چنین فرمانی را صادر می نماید .
سلسه مراتب نظامی و رعایت آن در سطوح مختلف نهادهای لشکری و دستگاههای نظامی در همه جای دنیا یک اصل ثابت ، حیاتی و لازم الاجرا بوده که موجبات حیات نیروهای نظامی یک کشور را فراهم می نماید . در نگرشی مشابه به دستگاههای دولتی و اداری می توان گفت این مجموعه ها نیز قطعاً دارای سلسه مراتبی هستند که احترام به آن موجب بقاء آن مجموعه می باشد . اگر بخواهیم قلب و مرکز اصلی تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها و هدایت سکان حوزه مهم و اثر گذار فرهنگ را به عنوان قرارگاه مرکزی معرفی نماییم بی شک و به زعم رهبری گرانقدر انقلاب اسلامی ، آن قرارگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد . با نگاهی گذرا به سالهای اخیر به خوبی می توان به این نتیجه رسید که آنچه در این نهاد عظیم تصمیم گیری فرهنگی ساری و جاری بوده است بیشتر موثر از دیدگاههای سیاسی و نگرشهای حزبی بوده تا نگاه فرهنگی و این در حالی است که مقام معظم رهبری اعضاء این شورا را قبل از اینکه عناوین دیگری داشته باشند فرهنگی می داند . ایشان در دیدار با اعضای این شورا می فرمایند : «بحمدالله رؤسای سه قوه و مسئولان کشور همه از این قبیلند و شما مردان فرهنگید؛ در واقع فعالان عرصهی فرهنگ هستید قبل از هر عنوان دیگری» همین جبهه گیریهای سیاسی موجب کم رنگ شدن نقش مهم و بالای نظارتی این شورا بر تصیم گیریهای کلان فرهنگی و علمی کشور شد و درنهایت در جریان سند 2030 کار را به گلایه مندی صریح رهبر معظم انقلاب از تعلل شورای عالی انقلاب فرهنگی کشاند . آیا این تعلل مصداق بارز اختلال در دستگاه مرکزی نیست؟
یکی دیگر از مهمترین دستگاههای مرکزی در حوزه فرهنگ ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است . اختلال در این دستگاه مرکزی را نیز از لسان رهبری بشنویم که فرمودند : «در موضوع فرهنگ نوعی ولنگاری و بی اهتمامی در دستگاههای فرهنگی به چشم می خورد. زیرا در تولید کالای فرهنگی مفید و جلوگیری از تولید کالای فرهنگی مضرّ، کوتاهی هایی انجام می شود. برخی مواقع در مقابل تولید یا ورود کالاهای فرهنگی مضر، موضعگیری و اقدامی نمی شود، زیرا این ترس وجود دارد که متهم به جلوگیری از جریان آزاد اطلاعات شوند» آیا این اختلال در دستگاه مرکزی نیست؟
سازمان ها ونهادهای تصمیم گیر دیگری چون وزارت آموزش و پرورش ، وزارت ورزش و جوانان ، وزارت علوم و ... در بدنه دولت حضور دارند که به عنوان دستگاه مرکزی در حوزه فرهنگ به شمار می روند که هر کدام به نوعی در آن ولنگاری فرهنگی سهیم اند . بی شک آنچه که در این میان می توان از آن به عنوان علت اصلی این اختلال ، قطع ارتباط و عیب ، اختلال و عدم مدیریت درست در قرارگاه مرکزی یاد کرد اولاً آوردن فرهنگ ذیل سیاست است که دقیقاً به فرمایش مقام معظم رهبری این سیاست است که ذیل فرهنگ است و نکته بعدی این که متاسفانه برخی از مسئولین فرهنگی تصورشان از مسئولیت ، پر و بال دادن به حوزه ستادی و داشتن دفاتر عریض و طویل است در صورتی که بخش اعظم کار فرهنگی کار صفی است .
آن مسئول فرهنگی که پشت میزش میخکوب و باخدم و حشمی که برای خود به راه انداخته به دنبال کار فرهنگی ابلاغی ، بخشنامه ای و دستورالعملی است بداند که این اقدامش از مصادیق اختلال در دستگاهی است که برای زیر مجموعه اش دستگاه مرکزی به حساب می آید . مدیری که در اتاق خود دست بر زنگ گذاشته تا خدمتکارش پس از گذشتن دربهای دو اتاق به حضور شرفیاب شود کجا می تواند در عرصه پرتلاطم فرهنگی میدان داری کند؟ مدیر یک نهاد فرهنگی که به عنوان دستگاه مرکزی برای زیر مجموعه خود عمل می کند اگر بخواهد ارتباطش قطع نشود یا عیبی در ساختارش شکل نگیرد ویا اختلالی در روند حرکتش نباشد و خوب مدیریت کند راهی جزء انقلابی عمل کردن ندارد . درست همان راهی که شهدای عزیز در دوران دفاع مقدس رفتند . یعنی وسط گود بودن و میدان داری کردن . ظرفیت پایین وعدم پذیرش انتقاد ، خودرایی و غرور ، عدم توجه به خرد جمعی ، پایین بودن سطح سواد فرهنگی و عدم تجربه در عرصه های فرهنگی نیز از جمله نکاتی هستند که موجبات ایجاد اختلال در دستگاههای مرکزی فرهنگی می شود .
انتهای پیام/
این واضح ترین ، روشن ترین و صریح ترین ترجمه ایست که از واژه نظامی آتش به اختیار از سوی مقام معظم رهبری مدظله بیان شده است اگرچه پس از صدور این فرمان ، برخی سعی داشتند با تعاریف خود از این اصطلاح ، اصل موضوع را به حاشیه بکشانند . البته در این مجال قصد بر این است که بدانیم چرا رهبری جامعه اسلامی در این مقطع حساس زمانی ، به عنوان فرمانده کل قوا چنین فرمانی را صادر می نماید .
,سلسه مراتب نظامی و رعایت آن در سطوح مختلف نهادهای لشکری و دستگاههای نظامی در همه جای دنیا یک اصل ثابت ، حیاتی و لازم الاجرا بوده که موجبات حیات نیروهای نظامی یک کشور را فراهم می نماید . در نگرشی مشابه به دستگاههای دولتی و اداری می توان گفت این مجموعه ها نیز قطعاً دارای سلسه مراتبی هستند که احترام به آن موجب بقاء آن مجموعه می باشد . اگر بخواهیم قلب و مرکز اصلی تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها و هدایت سکان حوزه مهم و اثر گذار فرهنگ را به عنوان قرارگاه مرکزی معرفی نماییم بی شک و به زعم رهبری گرانقدر انقلاب اسلامی ، آن قرارگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد . با نگاهی گذرا به سالهای اخیر به خوبی می توان به این نتیجه رسید که آنچه در این نهاد عظیم تصمیم گیری فرهنگی ساری و جاری بوده است بیشتر موثر از دیدگاههای سیاسی و نگرشهای حزبی بوده تا نگاه فرهنگی و این در حالی است که مقام معظم رهبری اعضاء این شورا را قبل از اینکه عناوین دیگری داشته باشند فرهنگی می داند . ایشان در دیدار با اعضای این شورا می فرمایند : «بحمدالله رؤسای سه قوه و مسئولان کشور همه از این قبیلند و شما مردان فرهنگید؛ در واقع فعالان عرصهی فرهنگ هستید قبل از هر عنوان دیگری» همین جبهه گیریهای سیاسی موجب کم رنگ شدن نقش مهم و بالای نظارتی این شورا بر تصیم گیریهای کلان فرهنگی و علمی کشور شد و درنهایت در جریان سند 2030 کار را به گلایه مندی صریح رهبر معظم انقلاب از تعلل شورای عالی انقلاب فرهنگی کشاند . آیا این تعلل مصداق بارز اختلال در دستگاه مرکزی نیست؟
,
یکی دیگر از مهمترین دستگاههای مرکزی در حوزه فرهنگ ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است . اختلال در این دستگاه مرکزی را نیز از لسان رهبری بشنویم که فرمودند : «در موضوع فرهنگ نوعی ولنگاری و بی اهتمامی در دستگاههای فرهنگی به چشم می خورد. زیرا در تولید کالای فرهنگی مفید و جلوگیری از تولید کالای فرهنگی مضرّ، کوتاهی هایی انجام می شود. برخی مواقع در مقابل تولید یا ورود کالاهای فرهنگی مضر، موضعگیری و اقدامی نمی شود، زیرا این ترس وجود دارد که متهم به جلوگیری از جریان آزاد اطلاعات شوند» آیا این اختلال در دستگاه مرکزی نیست؟
سازمان ها ونهادهای تصمیم گیر دیگری چون وزارت آموزش و پرورش ، وزارت ورزش و جوانان ، وزارت علوم و ... در بدنه دولت حضور دارند که به عنوان دستگاه مرکزی در حوزه فرهنگ به شمار می روند که هر کدام به نوعی در آن ولنگاری فرهنگی سهیم اند . بی شک آنچه که در این میان می توان از آن به عنوان علت اصلی این اختلال ، قطع ارتباط و عیب ، اختلال و عدم مدیریت درست در قرارگاه مرکزی یاد کرد اولاً آوردن فرهنگ ذیل سیاست است که دقیقاً به فرمایش مقام معظم رهبری این سیاست است که ذیل فرهنگ است و نکته بعدی این که متاسفانه برخی از مسئولین فرهنگی تصورشان از مسئولیت ، پر و بال دادن به حوزه ستادی و داشتن دفاتر عریض و طویل است در صورتی که بخش اعظم کار فرهنگی کار صفی است .
آن مسئول فرهنگی که پشت میزش میخکوب و باخدم و حشمی که برای خود به راه انداخته به دنبال کار فرهنگی ابلاغی ، بخشنامه ای و دستورالعملی است بداند که این اقدامش از مصادیق اختلال در دستگاهی است که برای زیر مجموعه اش دستگاه مرکزی به حساب می آید . مدیری که در اتاق خود دست بر زنگ گذاشته تا خدمتکارش پس از گذشتن دربهای دو اتاق به حضور شرفیاب شود کجا می تواند در عرصه پرتلاطم فرهنگی میدان داری کند؟ مدیر یک نهاد فرهنگی که به عنوان دستگاه مرکزی برای زیر مجموعه خود عمل می کند اگر بخواهد ارتباطش قطع نشود یا عیبی در ساختارش شکل نگیرد ویا اختلالی در روند حرکتش نباشد و خوب مدیریت کند راهی جزء انقلابی عمل کردن ندارد . درست همان راهی که شهدای عزیز در دوران دفاع مقدس رفتند . یعنی وسط گود بودن و میدان داری کردن . ظرفیت پایین وعدم پذیرش انتقاد ، خودرایی و غرور ، عدم توجه به خرد جمعی ، پایین بودن سطح سواد فرهنگی و عدم تجربه در عرصه های فرهنگی نیز از جمله نکاتی هستند که موجبات ایجاد اختلال در دستگاههای مرکزی فرهنگی می شود .
,
,
,
,
انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه