نویسنده آمریکایی:

آمریکا برای تسلط بر نفت، گاز و کشورهای منطقه احتیاج به جنگ دارد

آمریکا برای تسلط بر نفت، گاز و کشورهای منطقه احتیاج به جنگ دارد
ویلیام انگدال مشاور و مدرس دانشگاه در مطالعات ریسک استراتژیک و دارنده مدرک دانشگاهی در علوم سیاسی از دانشگاه پرینستون یک خط قرمز رقیق و یک پیوند پنهان بین تحریم های اخیر اعمال شده توسط کنگره علیه ایران و روسیه و تصمیم عربستان سعودی و متحدان آن در کشورهای حوزه خلیج فارس برای تحمیل یک محاصره علیه قطر وجود دارد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل کوگانا،ویلیام انگدال مشاور و مدرس دانشگاه در مطالعات ریسک استراتژیک و دارنده مدرک دانشگاهی در علوم سیاسی از دانشگاه پرینستون یک خط قرمز رقیق و یک پیوند پنهان بین تحریم های اخیر اعمال شده توسط کنگره علیه ایران و روسیه و تصمیم عربستان سعودی و متحدان آن در کشورهای حوزه خلیج فارس برای تحمیل یک محاصره علیه قطر وجود دارد. این خط قرمز هیچ ربطی به جنگ با تروریسم ندارد بلکه آن موضوع به طور کامل به تلاش با کنترل بزرگترین ذخایر گاز طبیعی در جهان و کنترل بازار جهانی این گاز ارتباط دارد.

در طول قرن گذشته و به ویژه از سال 1914 جهان در یک جنگ دائمی برای کنترل ثروت نفت بوده است. اما با انتشار تصمیم اتحادیه اروپا برای تشویق استفاده از انرژی پاک و موافقت چین برای کاهش تولید گازهای گلخانه ای با تقلیل استفاده از زغال سنگ برای تولید برق که این مراحل بیشتر یک اقدام سیاسی بوده تا کار علمی علاوه بر توسعه به دست آمده در زمینه گاز طبیعی مایع و سهولت حمل و نقل و فن آوری تبدیلی گاز نشان از اهمیت زیاد آن در بازارهای جهانی درست مانند نفت است.
با توجه به این تحولات به نظر می رسد که امروز در دوران ما تنها به جنگ برای کسب تسلط بیشتر بر نفت در سراسر جهان محدود نمی شود ، بلکه شاهد طلوع یک عصر جدید هستیم که در آن جنگ پیرامون گاز طبیعی شدت گرفته است. به نظر میرسد که این درگیری طولانی و هیجان انگیز خواهد بود..

 مثلث سفر اخیر ترامپ به ریاض و تل آویو و او را به سمت تشکیل یک ائتلاف جدید عربی همانند ناتو با هدف ادعایی مبارزه با تروریسم توسط واشنگتن که هدف آن ایران است کشانده است.

ذکر این نکته مهم است که از میان کشور های بازیگر در سطح جغرافیای سیاسی منطقه هیچ کشوری مسئولیت اجرای این جنگ ها برای گاز بیش دولت آمریکا که  نیابت از سیاست و منافع دولت عمیق در واشنگتن بعهده دارد مایل به درگیری نیست این موضوع به وضوح در دوران اوباما شروع شد که در حال حاضر جسورانه تر با حضور دونالد ترامپ و دوستش" تیلرسون" در کاخ سفید دنبال می شود.

برای تعریف سیاست مدیریت ترامپ در شرق میانه به نظر می رسد به طور واضح می توان آن را به آن افسانه ی باستانی چین تشبیه کرد که یک کشاورز به منظور طبخ گوشت خانه خود را به آتش کشید. و اکنون به منظور کنترل  بازار جهانی انرژی گاز طبیعی در حال ظهور که می تواند انتشار کربن را کاهش دهد و واشنگتن نه تنها به هدف قرار دادن بزرگترین کشور دارنده ذخایر گاز در جهان یعنی روسیه پرداخته بلکه در حال حاضر ایران و قطر را هم بطور همزمان هدف قرار داده است. دلایل پدید آمدن این روند در منطقه همین موضوع است .

در ماه جولای 2011 و با رضایت غیر مستقیم مسکو، دولت های سوریه، عراق و ایران به گسترش خط گاز با نام "خط لوله دوستی" توافقنامه توسعه خطوط لوله را امضا کردند. توافق نامه برای ساخت و ساز با طول 1500 کیلومتر خط انتقال گاز از میدان پارس جنوبی ایران (بزرگترین میدان گازی جهان) به بازار در حال ظهور اروپا با عبور از ایران، سوریه و دریای مدیترانه در سواحل لبنان منتشر شد.

روشن است که این پروژه معلق مانده است از زمانی که ناتو و عربستان سعودی تصمیم به نابود کردن سوریه و رژیم سوریه پس از 2011با حمایت از گروه های مختلف افراد مسلح مثل القاعده در عراق و سوریه نامگذاری شده بود و پس از آن داعش در عراق و سوریه وارد میدان شد. برای ناتو و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس عبور خط لوله ایران به عراق و سوریه در واقع مفهومی مساوی با تغییر واقعیت ژئو سیاسی در منطقه اوراسیا و گسترش نفوذ تهران در منطقه با تحمیل حساب خود به عربستان می شد.

 لذا تعجب آور نیست که حمله ی عجیب و غریب داعش در سال 2014 به حلب که در آن عناصرش در یک حرکت به کنترل شهر حلب روی آوردند از پشتیبانی همه جانبه برخوردار شود که در آن جریان تصویب عبور خط لوله گاز به ترکیه از قطر برنامه ریزی شده بود که البته این ماجرا اتفاقی نبود.

 همان گونه که اشاره شد پیش از این در سال 2011، پمپاژ مبالغ هنگفتی از3 میلیارد بوسیله ی قطر برای سازماندهی جنگ علیه اسد آغاز شد و سپس از سوی عربستان سعودی و دیگر کشورها عرب خلیج فارس علاوه بر ترکیه که بدنبال تحقق جاه طلبی های خود برای تبدیل شدن به یک مرکز برای انتقال گاز بین اروپا و آسیا بود حمایت شد.

پس از یک ماه از اعلام خط دوستی بین ایران و سوریه در ماه اوت 2011، ایالات متحده در شورای امنیت سازمان ملل خواستار کناره گیری بشار اسد شد نیروهای ویژه ارتش آمریکا و سازمان سیا نیز بطور مخفیانه شروع به آموزش جنگجویانی از مخالفان سوریه کرده و در واقع افراط گرایان از همه کشورها تحت تاثیر ایدئولوژی وهابی در پایگاه های مخفی ناتو در ترکیه و اردن بکارگرفته شدند تا هدف سرنگونی رژیم بشار اسد و ایجاد یک سیستم جدید  بعنوان یک عروسک خیمه شب بازی در دست عربستان سعودی در جهت به دست آوردن تایید دمشق برای ایجاد یک خط لوله گاز که قطر می خواهد را محقق کنند.


اما چگونه همه ی آن اتفاقات با آنچه که اکنون ترامپ و ملک سلمان از اهریمنی جلوه دادن ایران و معرفی آن به عنوان حامی شماره یک تروریسم و توصیف قطر به عنوان حامی تروریسم بعنوان یک جریان مرتبط و به هم پیوسته به شمار آمده است باتوضیح زیر این امر منطقی بنظر می رسد

 زیرا واشنگتن عمداً از نقش پادشاهی وهابی در گزارش های موثق نشان می دهد که آن کشور بیش از 100 میلیارد دلاردر سال های اخیر از چین تا کابل برای ساخت شبکه هایی از شبه نظامیان مسلح هزینه کرده چشم پوشی نموده است و تمیم امیر قطر برای برنامه های پیش رو ناچار برای رویکرد به ایران است تا در خصوص انتقال خطوط گاز به توافق های به دریای مدیترانه با ایران دست یابد. و اگر در این راستا دوحه به حمایت از تروریست های مسلح در سوریه پایان دهد این رویه می تواند ضربه ی دردناک برای ترامپ و مللک سلمان و فاجعه ی برای اسرائیل باشد. سیاست آمریکا محکوم به شکست است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کوگانا،, کوگانا،,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,


مانند بسیاری از سیاست های محافظه کار که به تازگی از سوی واشنگتن، برای قلع و قمع قطر و ایران به تصویب رسید اعمال تحریم بر آنها نتیجه معکوس داشته و سحر در برابر شعبده باز قد علم کرده است. همانطور که ایران به سرعت و ارائه به ارسال مواد غذایی به قطر به منظور شکستن محاصره در پل هوایی همانند متفقین در سال 1948 و 1949 به منظور شکستن محاصره برلین عملکرده است.

,
,


ایران در حال حاضر بعنوان یک نامزد برای عضویت کامل در سازمان همکاری های شانگهای و تحریم های اعمال شده از سوی ایالات متحده و اتحادیه اروپا تا حدی برداشته شده است، یکی از مدعوین برجسته تر کنفرانس اقتصادی در چین تحت شعار "یک کمربند از یک راه" بشمار می آید.

کما اینکه روابط قطر با چین و روسیه روبه افزایش گذاشته و نقش جاده  ابریشم از چین تا اورآسیا پیش از پیش آشکار شده است. با توجه به رویکرد قطریها ها همانند ایران به ارز چینی در معاملات انرژی این جریان زلزله ی پرسر و صدا و دنباله دار برای دلار وشوک بزرگی برای قدرت مایی آمریکا که با کسری بودجه و19 تریلیون دلار دیون روبروست فراهم خواهد آورد.

و هضم این نکته برای تنها ابرقدرت در جهان امروز چندان آسان نیست به ویژه که برای ژنرال ها و مقامات دیگر آمریکایی که به اختلال ذهنی دچار هستند مانند جیمز ماتیس که آن را سگ هار می نامند مشخص شده است که دیگر به اندازه کافی برای ترساندن کشورهای کوچک و وادار کردن آنها برای ورود به خانه ی فرمانبرداری از آمریکا قدرت ندارند و شرایط مانند گذشته نیست.

چنان که در سال های گذشته در طول دهه نود اعمال قدرت برای واشنگتن برای تحمیل اراده بر کشورها بسیار آسان بود همان طور که جنگ در یوگسلاوی و تضعیف ثبات اتحاد جماهیر شوروی جنگ طولانی در افغانستان و غارت  اقتصاد کشورهای کمونیستی در تمام کشورهای شرقی انجام شد. بدتر از آن اینکه به نظر می رسد که جهان از تلاش امریکا برای گسترش جنگ و تخریب آگاه نیست.

در نتیجه ممکن است که پیش بینی برخی از مورخان مبنی بر اینکه قرن آمریکا به پایان خود رسیده نزدیک باشد و در ماهی ازسال 2017 درگذشت آن ابر قدرت اعلام شود و تاریخ از دست رفتن کنترل واشنگتن بر "جایزه استراتژیک" که توسط دیک چنی در توصیف شرق میانه و صحبت کامل از منابع انرژی بکارگرفته بود فرارسیده باشد.

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

 

,

ترجمه :عبدالمجید اورا

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه