یادداشت/

کار نمی کنند و از کار دیگران در رنج اند

کار نمی کنند و از کار دیگران در رنج اند
تنها گروهی که بی‌رنگ هستند، کودکان‌‌اند؛ پس باید سعی کنیم که مانند کودکان باشیم؛ یعنی جز رنگ خدا رنگی را نبینیم و رنگارنگ نشویم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ حجت الاسلام محمد ادریسی طی یادداشتی در شبسترنیوز، نوشت:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, حجت الاسلام محمد ادریسی طی یادداشتی در شبسترنیوز، نوشت:, حجت الاسلام محمد ادریسی طی یادداشتی در شبسترنیوز، نوشت:, شبسترنیوز,
یک مغز شدن محال اما یک دست شدن ممکن است.اهمیت همراه و همکار، از خود آن راه و آن کار کمتر نیست. پس قبل از انتخاب هر کاری و هر راهی، نخست همکاری و همراهی خوب و پاک را انتخاب کنیم تا در راه و در کار یاور باشد.
 
چه بسیارند آنهایی که کار نمی کنند و از کار دیگران در رنج اند و این از طنزهای تلخ روزگار ما است. یادم نمی رود، در مسیری مردی ریش پرفسوری در کنارم نشسته بود را دیدم که غرق در مطالعه ی کتابی ظاهراً جالب شده بود و بعد از آنکه ازخواندش خسته شد، تعارفی زد که شما هم بخوان و از روی کنجکاوی گرفتم که بخوانم، نویسنده اش ایرانی نبود اما مسلمان موفقی بود و در مقدمه خطاب به خوانندگان به این مضمون نوشته بود که:
 
این کتاب، حرف نیست بلکه عمل است و حاوی تجربیات من و دوستانم در این چند سال کوتاه است و جواب آن آدمهای حسود بدبخت و مغرور و کٌند کارها که نمی توانند ببینند و تقدیم می کنم به آنان که نه تنها کمکمان نمی کنند و سنگ  از جلوی پاها برنمی دارند بلکه حتی صبح و شب از دستاوردهای دیگران درعذاب هستند.
 
راستی که بعضی موی خود را رنگ می‌کنند؛ عده‌ای لباس را و گروهی خودشان را.
 
دسته‌ی اول: پدر‌بزرگ‌ها و مادر‌بزرگ‌ها هستند.
دسته‌ی دوم: پدر‌ها و مادر‌ها هستند.
و دسته‌ی سوم: غالباً جوان‌ها.
 
تنها گروهی که بی‌رنگ هستند، کودکان‌‌اند؛ پس باید سعی کنیم که مانند کودکان باشیم؛ یعنی جز رنگ خدا رنگی را نبینیم و رنگارنگ نشویم.
 
مرض طبیب دارد؛ اما تمارض طبیب ندارد. تجاهل و تغافل مرض نیستند بلکه تمارض هستند و آنچه که بدتر از مرض است تمارض است؛ زیرا که هر مرضی علاجی دارد، ولی تمارض هیچگونه علاجی ندارد و اگر دعا برای مریض به نوعی واجب باشد برای کسی که تمارض می‌کند واجب‌تر است.
 

پاسدار آن رنج کوتاه ‌مدتی هستیم که خدای متعال گفته که بی ‌پاداش نمی‌ماند و مشتاقانه و صبورانه می پذیریم آن درد‌هایی را که علاجی دوسویه دارد.

 
انتهای پیام/
,
یک مغز شدن محال اما یک دست شدن ممکن است.اهمیت همراه و همکار، از خود آن راه و آن کار کمتر نیست. پس قبل از انتخاب هر کاری و هر راهی، نخست همکاری و همراهی خوب و پاک را انتخاب کنیم تا در راه و در کار یاور باشد.
 
چه بسیارند آنهایی که کار نمی کنند و از کار دیگران در رنج اند و این از طنزهای تلخ روزگار ما است. یادم نمی رود، در مسیری مردی ریش پرفسوری در کنارم نشسته بود را دیدم که غرق در مطالعه ی کتابی ظاهراً جالب شده بود و بعد از آنکه ازخواندش خسته شد، تعارفی زد که شما هم بخوان و از روی کنجکاوی گرفتم که بخوانم، نویسنده اش ایرانی نبود اما مسلمان موفقی بود و در مقدمه خطاب به خوانندگان به این مضمون نوشته بود که:
 
این کتاب، حرف نیست بلکه عمل است و حاوی تجربیات من و دوستانم در این چند سال کوتاه است و جواب آن آدمهای حسود بدبخت و مغرور و کٌند کارها که نمی توانند ببینند و تقدیم می کنم به آنان که نه تنها کمکمان نمی کنند و سنگ  از جلوی پاها برنمی دارند بلکه حتی صبح و شب از دستاوردهای دیگران درعذاب هستند.
 
راستی که بعضی موی خود را رنگ می‌کنند؛ عده‌ای لباس را و گروهی خودشان را.
 
دسته‌ی اول: پدر‌بزرگ‌ها و مادر‌بزرگ‌ها هستند.
دسته‌ی دوم: پدر‌ها و مادر‌ها هستند.
و دسته‌ی سوم: غالباً جوان‌ها.
 
تنها گروهی که بی‌رنگ هستند، کودکان‌‌اند؛ پس باید سعی کنیم که مانند کودکان باشیم؛ یعنی جز رنگ خدا رنگی را نبینیم و رنگارنگ نشویم.
 
مرض طبیب دارد؛ اما تمارض طبیب ندارد. تجاهل و تغافل مرض نیستند بلکه تمارض هستند و آنچه که بدتر از مرض است تمارض است؛ زیرا که هر مرضی علاجی دارد، ولی تمارض هیچگونه علاجی ندارد و اگر دعا برای مریض به نوعی واجب باشد برای کسی که تمارض می‌کند واجب‌تر است.
 

پاسدار آن رنج کوتاه ‌مدتی هستیم که خدای متعال گفته که بی ‌پاداش نمی‌ماند و مشتاقانه و صبورانه می پذیریم آن درد‌هایی را که علاجی دوسویه دارد.

 
انتهای پیام/
,
یک مغز شدن محال اما یک دست شدن ممکن است.اهمیت همراه و همکار، از خود آن راه و آن کار کمتر نیست. پس قبل از انتخاب هر کاری و هر راهی، نخست همکاری و همراهی خوب و پاک را انتخاب کنیم تا در راه و در کار یاور باشد.
 
چه بسیارند آنهایی که کار نمی کنند و از کار دیگران در رنج اند و این از طنزهای تلخ روزگار ما است. یادم نمی رود، در مسیری مردی ریش پرفسوری در کنارم نشسته بود را دیدم که غرق در مطالعه ی کتابی ظاهراً جالب شده بود و بعد از آنکه ازخواندش خسته شد، تعارفی زد که شما هم بخوان و از روی کنجکاوی گرفتم که بخوانم، نویسنده اش ایرانی نبود اما مسلمان موفقی بود و در مقدمه خطاب به خوانندگان به این مضمون نوشته بود که:
 
این کتاب، حرف نیست بلکه عمل است و حاوی تجربیات من و دوستانم در این چند سال کوتاه است و جواب آن آدمهای حسود بدبخت و مغرور و کٌند کارها که نمی توانند ببینند و تقدیم می کنم به آنان که نه تنها کمکمان نمی کنند و سنگ  از جلوی پاها برنمی دارند بلکه حتی صبح و شب از دستاوردهای دیگران درعذاب هستند.
 
راستی که بعضی موی خود را رنگ می‌کنند؛ عده‌ای لباس را و گروهی خودشان را.
 
دسته‌ی اول: پدر‌بزرگ‌ها و مادر‌بزرگ‌ها هستند.
دسته‌ی دوم: پدر‌ها و مادر‌ها هستند.
و دسته‌ی سوم: غالباً جوان‌ها.
 
تنها گروهی که بی‌رنگ هستند، کودکان‌‌اند؛ پس باید سعی کنیم که مانند کودکان باشیم؛ یعنی جز رنگ خدا رنگی را نبینیم و رنگارنگ نشویم.
 
مرض طبیب دارد؛ اما تمارض طبیب ندارد. تجاهل و تغافل مرض نیستند بلکه تمارض هستند و آنچه که بدتر از مرض است تمارض است؛ زیرا که هر مرضی علاجی دارد، ولی تمارض هیچگونه علاجی ندارد و اگر دعا برای مریض به نوعی واجب باشد برای کسی که تمارض می‌کند واجب‌تر است.
 

پاسدار آن رنج کوتاه ‌مدتی هستیم که خدای متعال گفته که بی ‌پاداش نمی‌ماند و مشتاقانه و صبورانه می پذیریم آن درد‌هایی را که علاجی دوسویه دارد.

 
,
یک مغز شدن محال اما یک دست شدن ممکن است.اهمیت همراه و همکار، از خود آن راه و آن کار کمتر نیست. پس قبل از انتخاب هر کاری و هر راهی، نخست همکاری و همراهی خوب و پاک را انتخاب کنیم تا در راه و در کار یاور باشد.
 
چه بسیارند آنهایی که کار نمی کنند و از کار دیگران در رنج اند و این از طنزهای تلخ روزگار ما است. یادم نمی رود، در مسیری مردی ریش پرفسوری در کنارم نشسته بود را دیدم که غرق در مطالعه ی کتابی ظاهراً جالب شده بود و بعد از آنکه ازخواندش خسته شد، تعارفی زد که شما هم بخوان و از روی کنجکاوی گرفتم که بخوانم، نویسنده اش ایرانی نبود اما مسلمان موفقی بود و در مقدمه خطاب به خوانندگان به این مضمون نوشته بود که:
 
این کتاب، حرف نیست بلکه عمل است و حاوی تجربیات من و دوستانم در این چند سال کوتاه است و جواب آن آدمهای حسود بدبخت و مغرور و کٌند کارها که نمی توانند ببینند و تقدیم می کنم به آنان که نه تنها کمکمان نمی کنند و سنگ  از جلوی پاها برنمی دارند بلکه حتی صبح و شب از دستاوردهای دیگران درعذاب هستند.
 
راستی که بعضی موی خود را رنگ می‌کنند؛ عده‌ای لباس را و گروهی خودشان را.
 
دسته‌ی اول: پدر‌بزرگ‌ها و مادر‌بزرگ‌ها هستند.
دسته‌ی دوم: پدر‌ها و مادر‌ها هستند.
و دسته‌ی سوم: غالباً جوان‌ها.
 
تنها گروهی که بی‌رنگ هستند، کودکان‌‌اند؛ پس باید سعی کنیم که مانند کودکان باشیم؛ یعنی جز رنگ خدا رنگی را نبینیم و رنگارنگ نشویم.
 
مرض طبیب دارد؛ اما تمارض طبیب ندارد. تجاهل و تغافل مرض نیستند بلکه تمارض هستند و آنچه که بدتر از مرض است تمارض است؛ زیرا که هر مرضی علاجی دارد، ولی تمارض هیچگونه علاجی ندارد و اگر دعا برای مریض به نوعی واجب باشد برای کسی که تمارض می‌کند واجب‌تر است.
 

پاسدار آن رنج کوتاه ‌مدتی هستیم که خدای متعال گفته که بی ‌پاداش نمی‌ماند و مشتاقانه و صبورانه می پذیریم آن درد‌هایی را که علاجی دوسویه دارد.

 
,
یک مغز شدن محال اما یک دست شدن ممکن است.اهمیت همراه و همکار، از خود آن راه و آن کار کمتر نیست. پس قبل از انتخاب هر کاری و هر راهی، نخست همکاری و همراهی خوب و پاک را انتخاب کنیم تا در راه و در کار یاور باشد.
 
چه بسیارند آنهایی که کار نمی کنند و از کار دیگران در رنج اند و این از طنزهای تلخ روزگار ما است. یادم نمی رود، در مسیری مردی ریش پرفسوری در کنارم نشسته بود را دیدم که غرق در مطالعه ی کتابی ظاهراً جالب شده بود و بعد از آنکه ازخواندش خسته شد، تعارفی زد که شما هم بخوان و از روی کنجکاوی گرفتم که بخوانم، نویسنده اش ایرانی نبود اما مسلمان موفقی بود و در مقدمه خطاب به خوانندگان به این مضمون نوشته بود که:
 
این کتاب، حرف نیست بلکه عمل است و حاوی تجربیات من و دوستانم در این چند سال کوتاه است و جواب آن آدمهای حسود بدبخت و مغرور و کٌند کارها که نمی توانند ببینند و تقدیم می کنم به آنان که نه تنها کمکمان نمی کنند و سنگ  از جلوی پاها برنمی دارند بلکه حتی صبح و شب از دستاوردهای دیگران درعذاب هستند.
 
راستی که بعضی موی خود را رنگ می‌کنند؛ عده‌ای لباس را و گروهی خودشان را.
 
دسته‌ی اول: پدر‌بزرگ‌ها و مادر‌بزرگ‌ها هستند.
دسته‌ی دوم: پدر‌ها و مادر‌ها هستند.
و دسته‌ی سوم: غالباً جوان‌ها.
 
تنها گروهی که بی‌رنگ هستند، کودکان‌‌اند؛ پس باید سعی کنیم که مانند کودکان باشیم؛ یعنی جز رنگ خدا رنگی را نبینیم و رنگارنگ نشویم.
 
مرض طبیب دارد؛ اما تمارض طبیب ندارد. تجاهل و تغافل مرض نیستند بلکه تمارض هستند و آنچه که بدتر از مرض است تمارض است؛ زیرا که هر مرضی علاجی دارد، ولی تمارض هیچگونه علاجی ندارد و اگر دعا برای مریض به نوعی واجب باشد برای کسی که تمارض می‌کند واجب‌تر است.
 

پاسدار آن رنج کوتاه ‌مدتی هستیم که خدای متعال گفته که بی ‌پاداش نمی‌ماند و مشتاقانه و صبورانه می پذیریم آن درد‌هایی را که علاجی دوسویه دارد.

 
,
یک مغز شدن محال اما یک دست شدن ممکن است.اهمیت همراه و همکار، از خود آن راه و آن کار کمتر نیست. پس قبل از انتخاب هر کاری و هر راهی، نخست همکاری و همراهی خوب و پاک را انتخاب کنیم تا در راه و در کار یاور باشد.
 
چه بسیارند آنهایی که کار نمی کنند و از کار دیگران در رنج اند و این از طنزهای تلخ روزگار ما است. یادم نمی رود، در مسیری مردی ریش پرفسوری در کنارم نشسته بود را دیدم که غرق در مطالعه ی کتابی ظاهراً جالب شده بود و بعد از آنکه ازخواندش خسته شد، تعارفی زد که شما هم بخوان و از روی کنجکاوی گرفتم که بخوانم، نویسنده اش ایرانی نبود اما مسلمان موفقی بود و در مقدمه خطاب به خوانندگان به این مضمون نوشته بود که:
 
این کتاب، حرف نیست بلکه عمل است و حاوی تجربیات من و دوستانم در این چند سال کوتاه است و جواب آن آدمهای حسود بدبخت و مغرور و کٌند کارها که نمی توانند ببینند و تقدیم می کنم به آنان که نه تنها کمکمان نمی کنند و سنگ  از جلوی پاها برنمی دارند بلکه حتی صبح و شب از دستاوردهای دیگران درعذاب هستند.
 
راستی که بعضی موی خود را رنگ می‌کنند؛ عده‌ای لباس را و گروهی خودشان را.
 
دسته‌ی اول: پدر‌بزرگ‌ها و مادر‌بزرگ‌ها هستند.
دسته‌ی دوم: پدر‌ها و مادر‌ها هستند.
و دسته‌ی سوم: غالباً جوان‌ها.
 
تنها گروهی که بی‌رنگ هستند، کودکان‌‌اند؛ پس باید سعی کنیم که مانند کودکان باشیم؛ یعنی جز رنگ خدا رنگی را نبینیم و رنگارنگ نشویم.
 
مرض طبیب دارد؛ اما تمارض طبیب ندارد. تجاهل و تغافل مرض نیستند بلکه تمارض هستند و آنچه که بدتر از مرض است تمارض است؛ زیرا که هر مرضی علاجی دارد، ولی تمارض هیچگونه علاجی ندارد و اگر دعا برای مریض به نوعی واجب باشد برای کسی که تمارض می‌کند واجب‌تر است.
 

پاسدار آن رنج کوتاه ‌مدتی هستیم که خدای متعال گفته که بی ‌پاداش نمی‌ماند و مشتاقانه و صبورانه می پذیریم آن درد‌هایی را که علاجی دوسویه دارد.

 
,
یک مغز شدن محال اما یک دست شدن ممکن است.اهمیت همراه و همکار، از خود آن راه و آن کار کمتر نیست. پس قبل از انتخاب هر کاری و هر راهی، نخست همکاری و همراهی خوب و پاک را انتخاب کنیم تا در راه و در کار یاور باشد.
 
چه بسیارند آنهایی که کار نمی کنند و از کار دیگران در رنج اند و این از طنزهای تلخ روزگار ما است. یادم نمی رود، در مسیری مردی ریش پرفسوری در کنارم نشسته بود را دیدم که غرق در مطالعه ی کتابی ظاهراً جالب شده بود و بعد از آنکه ازخواندش خسته شد، تعارفی زد که شما هم بخوان و از روی کنجکاوی گرفتم که بخوانم، نویسنده اش ایرانی نبود اما مسلمان موفقی بود و در مقدمه خطاب به خوانندگان به این مضمون نوشته بود که:
 
این کتاب، حرف نیست بلکه عمل است و حاوی تجربیات من و دوستانم در این چند سال کوتاه است و جواب آن آدمهای حسود بدبخت و مغرور و کٌند کارها که نمی توانند ببینند و تقدیم می کنم به آنان که نه تنها کمکمان نمی کنند و سنگ  از جلوی پاها برنمی دارند بلکه حتی صبح و شب از دستاوردهای دیگران درعذاب هستند.
 
راستی که بعضی موی خود را رنگ می‌کنند؛ عده‌ای لباس را و گروهی خودشان را.
 
دسته‌ی اول: پدر‌بزرگ‌ها و مادر‌بزرگ‌ها هستند.
دسته‌ی دوم: پدر‌ها و مادر‌ها هستند.
و دسته‌ی سوم: غالباً جوان‌ها.
 
تنها گروهی که بی‌رنگ هستند، کودکان‌‌اند؛ پس باید سعی کنیم که مانند کودکان باشیم؛ یعنی جز رنگ خدا رنگی را نبینیم و رنگارنگ نشویم.
 
مرض طبیب دارد؛ اما تمارض طبیب ندارد. تجاهل و تغافل مرض نیستند بلکه تمارض هستند و آنچه که بدتر از مرض است تمارض است؛ زیرا که هر مرضی علاجی دارد، ولی تمارض هیچگونه علاجی ندارد و اگر دعا برای مریض به نوعی واجب باشد برای کسی که تمارض می‌کند واجب‌تر است.
 

پاسدار آن رنج کوتاه ‌مدتی هستیم که خدای متعال گفته که بی ‌پاداش نمی‌ماند و مشتاقانه و صبورانه می پذیریم آن درد‌هایی را که علاجی دوسویه دارد.

 
,
یک مغز شدن محال اما یک دست شدن ممکن است.اهمیت همراه و همکار، از خود آن راه و آن کار کمتر نیست. پس قبل از انتخاب هر کاری و هر راهی، نخست همکاری و همراهی خوب و پاک را انتخاب کنیم تا در راه و در کار یاور باشد.
, یک مغز شدن محال اما یک دست شدن ممکن است.اهمیت همراه و همکار، از خود آن راه و آن کار کمتر نیست. پس قبل از انتخاب هر کاری و هر راهی، نخست همکاری و همراهی خوب و پاک را انتخاب کنیم تا در راه و در کار یاور باشد.,
 
,  ,
چه بسیارند آنهایی که کار نمی کنند و از کار دیگران در رنج اند و این از طنزهای تلخ روزگار ما است. یادم نمی رود، در مسیری مردی ریش پرفسوری در کنارم نشسته بود را دیدم که غرق در مطالعه ی کتابی ظاهراً جالب شده بود و بعد از آنکه ازخواندش خسته شد، تعارفی زد که شما هم بخوان و از روی کنجکاوی گرفتم که بخوانم، نویسنده اش ایرانی نبود اما مسلمان موفقی بود و در مقدمه خطاب به خوانندگان به این مضمون نوشته بود که:
, چه بسیارند آنهایی که کار نمی کنند و از کار دیگران در رنج اند و این از طنزهای تلخ روزگار ما است, . یادم نمی رود, ، , در مسیری مردی ریش پرفسوری در کنارم نشسته بود را دیدم که غرق در مطالعه ی کتابی ظاهراً جالب شده بود و بعد از آنکه ازخواندش خسته شد, ،, تعارفی زد که شما هم بخوان و از روی کنجکاوی گرفتم که بخوانم, ،, نویسنده اش ایرانی نبود اما مسلمان موفقی بود و در مقدمه خطاب به خوانندگان به این مضمون نوشته بود که:,
 
,  ,
این کتاب، حرف نیست بلکه عمل است و حاوی تجربیات من و دوستانم در این چند سال کوتاه است و جواب آن آدمهای حسود بدبخت و مغرور و کٌند کارها که نمی توانند ببینند و تقدیم می کنم به آنان که نه تنها کمکمان نمی کنند و سنگ  از جلوی پاها برنمی دارند بلکه حتی صبح و شب از دستاوردهای دیگران درعذاب هستند.
, این کتاب, ،, حرف نیست بلکه عمل است و حاوی تجربیات من و دوستانم در این چند سال کوتاه است و جواب آن آدمهای حسود بدبخت و مغرور و کٌند کارها که نمی توانند ببینند و تقدیم می کنم به آنان که نه تنها کمکمان نمی کنند و سنگ,  , از جلوی پاها برنمی دارند بلکه حتی صبح و شب از دستاوردهای دیگران درعذاب هستند. ,
 
,  ,
راستی که بعضی موی خود را رنگ می‌کنند؛ عده‌ای لباس را و گروهی خودشان را.
 
, راستی که بعضی موی خود را رنگ می‌کنند؛ عده‌ای لباس را و گروهی خودشان را. ,
,
دسته‌ی اول: پدر‌بزرگ‌ها و مادر‌بزرگ‌ها هستند.
, دسته‌ی اول: پدر‌بزرگ‌ها و مادر‌بزرگ‌ها هستند. ,
دسته‌ی دوم: پدر‌ها و مادر‌ها هستند.
, دسته‌ی دوم: پدر‌ها و مادر‌ها هستند.,
و دسته‌ی سوم: غالباً جوان‌ها.
 
, و دسته‌ی سوم: غالباً جوان‌ها.,
,
تنها گروهی که بی‌رنگ هستند، کودکان‌‌اند؛ پس باید سعی کنیم که مانند کودکان باشیم؛ یعنی جز رنگ خدا رنگی را نبینیم و رنگارنگ نشویم.
, تنها گروهی که بی‌رنگ هستند، کودکان‌‌اند؛ پس باید سعی کنیم که مانند کودکان باشیم؛ یعنی جز رنگ خدا رنگی را نبینیم و رنگارنگ نشویم.,
 
,  ,
مرض طبیب دارد؛ اما تمارض طبیب ندارد. تجاهل و تغافل مرض نیستند بلکه تمارض هستند و آنچه که بدتر از مرض است تمارض است؛ زیرا که هر مرضی علاجی دارد، ولی تمارض هیچگونه علاجی ندارد و اگر دعا برای مریض به نوعی واجب باشد برای کسی که تمارض می‌کند واجب‌تر است.
, مرض طبیب دارد؛ اما تمارض طبیب ندارد. تجاهل و تغافل مرض نیستند بلکه تمارض هستند و آنچه که بدتر از مرض است تمارض است؛ زیرا که هر مرضی علاجی دارد، ولی تمارض هیچگونه علاجی ندارد و اگر دعا برای مریض به نوعی واجب باشد برای کسی که تمارض می‌کند واجب‌تر است.,
 
,  ,

پاسدار آن رنج کوتاه ‌مدتی هستیم که خدای متعال گفته که بی ‌پاداش نمی‌ماند و مشتاقانه و صبورانه می پذیریم آن درد‌هایی را که علاجی دوسویه دارد.

 
,

پاسدار آن رنج کوتاه ‌مدتی هستیم که خدای متعال گفته که بی ‌پاداش نمی‌ماند و مشتاقانه و صبورانه می پذیریم آن درد‌هایی را که علاجی دوسویه دارد.

, پاسدار آن رنج کوتاه ‌مدتی هستیم که خدای متعال گفته که بی ‌پاداش نمی‌ماند و مشتاقانه و صبورانه می پذیریم آن درد‌هایی را که علاجی دوسویه دارد.,
 
,
انتهای پیام/
, انتهای پیام/,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه