جانبازی که هرگز پیکر فرزندان شهیدش را پیدا نکرد

جانبازی که هرگز پیکر فرزندان شهیدش را پیدا نکرد
همواره نام جنگ در دل خود رنج و مشقت را به همراه دارد اما تصور اینکه بی‌گناهانی در این نبرد به آغوش مرگ می‌روند بسیار دردناک است و یکی از این صحنه‌های دردناک برای رزمنده‌ای اتفاق افتاد که پیکر دو کودکش را از زیر آوار ناشی از بمباران دشمن بعثی بیرون کشید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا یوسف مخلصی جانباز سرافراز دوران دفاع مقدس و پدر دو شهید کودک در گفت‌وگو با پایگاه خبری تحلیلی قم فردا، اظهار داشت: کسانی که در حملات هوایی و با مظلومیت کشته می‌شوند، شهدای دفاع مقدس هستند که فرزندان من نیز از همین افرادند؛ شهدایی که به‌وسیله هواپیماهای جنگی عراق در شهر خرم‌آباد به شهادت رسیدند. آن زمان چون رزمندگان در جبهه‌ها پایداری می‌کردند می‌بایست مردم حزب‌الله و حامی انقلاب برای دلگرمی دادن به رزمندگان و حفظ خط مقاومت شهرهای مرزی را ترک نمی‌کردند.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, پایگاه خبری تحلیلی قم فردا,

این جانباز سرافراز در ادامه گفتگوی خود با خبرنگار ما به تشریح کل اتفاقاتی می پردازد که در نهایت منجر به شهات دو تن از فرزندانش شد.

,

, ,

*ماجرای شهادت دو کودک چه بود؟

, *ماجرای شهادت دو کودک چه بود؟,

به علت صدماتی که رزمندگان اسلام به دشمنان در عملیات کربلای 5 وارد کرده بودند، هواپیماهای جنگی رژیم بعث برای فشار به ایران اقدام به بمباران برخی شهرها کردند و در این میان شهر خرم‌آباد که در نزدیک مرز است از این حملات در امان نبود و در همین بمباران‌ها بود که منزل ما نیز مورد اصابت بمب قرار گرفت و شهدای ما که دو کودک به نام‌های مهدی و هادی بودند به شهادت رسیدند.

,

در تاریخ 30 دی‌ماه 65 ما به‌عنوان بسیجی اعزام مجدد به پادگان امام حسین (ع) خرم‌آباد رفته بودیم که وقتی به آنجا رسیدیم رادیو وضعیت قرمز اعلام کرد و شهر بمباران شد. خودروهای سپاه برای کمک به مردم شهر اعزام شدند و من نیز به همراهشان رفتم. محل اصابت بمب‌ها در نزدیکی خانه ما بود. به علت اینکه خانه ما در نقطه حاشیه‌ای شهر بود و مردم بسیاری در آنجا زندگی می‌کردند و عده دیگر نیز از مرکز شهر به آن قسمت آمده بودند آمار شهدا و مجروحین بالابود.

,

 زمانی که به خانه رسیدم دخترم ترکش‌خورده بود و گریه می‌کرد و مادرم که صورتش زخمی شده بود، گفت که همسرم را به بیمارستان ارتش برده‌اند،  من بی اختیار به دنبال دو پسرم گشتم.

,

هر چه گشتم پیدا نکردم تا اینکه دیدم در کنار ستون مغازه که در طبق زیرین خانه ما بود، لباس مهدی افتاده است. خاک‌ها را کنار زدم و جسدش را پیدا کردم؛ دیگر طاقت نداشتم و جسد را به آمبولانسی که در همان‌جا بود دادم تا پیکر مهدی را به بیمارستان ببرد و متأسفانه این به ذهنم نرسید که کاغذی نوشته و در کنار جسد قرار دهم تا مشخص باشد که این شهید متعلق به ماست.

,

بعد به دنبال هادی گشتم ولی جسدش را نیافتم؛ قدرت انفجار بسیار زیاد بود و برخی از اجساد به‌طور کامل از بین رفته بودند و هادی که کودک بود نیز متأسفانه جسدی نداشت.

,

سه روز به خاطر همسر و دخترم در بیمارستان بود و پس‌ازآن که برای دریافت جسد مهدی متوجه شدم که به خاطر انفجار و شباهتی که پس‌ازآن با فرد دیگری داشت به‌جای او جسد را تحویل گرفته‌اند و برده‌اند.

,

*چه  احساسی داشتید ، زمانی که خبر انفجار منزلتان را شنیدید؟

, *چه  احساسی داشتید ، زمانی که خبر انفجار منزلتان را شنیدید؟,

چون خودم بسیجی بودم و هر سه چهار ماه یک‌بار به جبهه می‌رفتم و محل زندگی ما در شهری بود که هرلحظه امکان حملات دشمن به آن بود، آمادگی هرگونه اتفاقی را داشتیم. اقوام و خویشان می‌آمدند و می‌گفتند که از شهر خارج شویم و حداقل به روستا برویم ولی ما قبول نمی‌کردیم، یکی از دلایلش هم این بود که کارگاه جوشکاری من محلی برای تجمع بچه حزب‌اللهی‌ها جهت دفاع از انقلاب و نظام شده بود.

,

*در مورد بچه های شهیدان توضیح می دهید؟

, *در مورد بچه های شهیدان توضیح می دهید؟,

شغل من جوشکاری بود؛ این دو کودک و علی‌الخصوص مهدی که کودکی شیرین و زیرکی بود، طوری عمل می‌کرد که انگار جوشکاری را یاد گرفته است و نسبت به آن ابراز علاقه می‌کرد. در مناسبت‌های مختلف مانند راهپیمایی‌ها و نماز جمعه‌ها لباس بسیج بر تنش می‌کردم و با خود می‌بردم.

,

عموماً کودکان شیرین‌کاری‌ها و شیرین‌زبانی‌های خاص خودشان رادارند که این خاطرات در ذهن پدر و مادر حک می‌شود.

,

, ,

*آمدن شما از خرم‌آباد به قم به همین موضوع چه ارتباطی داشت؟

, *آمدن شما از خرم‌آباد به قم به همین موضوع چه ارتباطی داشت؟,

 بعدها و با توجه به اینکه برادرانم در قم بودند و نیز بعد روحانی و معنوی این شهر به اینجا آمدیم و ساکن شدیم.

,

*آیا پدران شهید به شهیدان توسل هم می‌کنند؟

, *آیا پدران شهید به شهیدان توسل هم می‌کنند؟,

در گلزار شهدا قبری به‌عنوان یادبود درست کرده‌ایم؛ به آنجا می‌رویم و توسلی به آن‌ها می‌کنیم و تابه‌حال بسیاری از گره‌های ما توسط آن‌ها بازشده است.

,

* نظر شما در خصوص شهدایی که در شهرها به شهادت رسیدند ، چسیت؟

, * نظر شما در خصوص شهدایی که در شهرها به شهادت رسیدند ، چسیت؟,

شهدایی که براثر بمباران به شهادت رسیدند بسیار مظلوم‌اند زیراکسانی که به جبهه می‌رفتند اگر شهید می‌شدند از پیش آمادگی داشتند ولی شهدایی که در شهرها و روستاها براثر بمباران به شهادت می‌رسیدند در خواب‌وبیداری و زمانی که انتظارش را نمی‌کشیدند به شهادت می‌رسیدند.

,

یکی از مظلومیت‌های شهدای بمباران این است که برای شهدای جبهه و جنگ هر از چند گاهی مراسم باشکوهی گرفته می‌شود ولی برای شهدای بمباران مراسمی گرفته نمی‌شود مگر همت خانواده خود شهید که بانی برگزاری مراسمی شود که البته خداوند به من توفیق داد و از سالی که به شهادت رسیدند هرسال برایشان یادبود گرفتم.

,

*ماجرای مجروحیت شما چه بوده؟

, *ماجرای مجروحیت شما چه بوده؟,

من 15 درصد جانبازی دارم و بارها به جبهه رفته و در عملیات فتح المبین، والفجر، رمضان و فتح خرمشهر شرکت داشتم. در عملیات فتح خرمشهر در ساعت 10:30 صبح سوم خرداد من در ابتدای شهر به‌وسیله تیر مستقیم اسلحه دشمن از ناحیه سمت راست سر مجروح شدم و مجدد در تاریخ سوم خرداد سال شصت‌وپنج ساعت 2:30 نیم شب در منطقه حاجی عمران براثر برخورد ترکش نارنجک به سرم مجدداً مجروح شدم.

,

*تاریخ‌ها به‌خوبی در یادش بود، چرا؟

, *تاریخ‌ها به‌خوبی در یادش بود، چرا؟,

علت به خاطر ماندن این موضوع هم شاید به خاطر این باشد که هر دو در یک ماه و یک روز بافاصله چندساله اتفاق افتاد.

,

*آیا این پدر شهید پس از شهادت فرزندانش دوباره به جبهه رفت؟

, *آیا این پدر شهید پس از شهادت فرزندانش دوباره به جبهه رفت؟,

بعدازآن چند بار رفتم ولی چون مصیبت‌دیده بودیم نگذاشتند و ما را در شهر نگه داشتند و تا اینکه بعدها موفق به جبهه رفتن شدم.

,

*و سخن آخر...                                

, *و سخن آخر...                                ,

ما هرچه داریم از این شهدا داریم یعنی اگر عزت و افتخاری هست و اگر سربلندیم از ایثارگری شهدا و رزمنده‌هاست؛ از مسئولان می‌خواهم که با یکدیگر وحدت داشته باشند و به دنبال تفرقه نروند و همه در خط رهبر باشند تا کشور بتواند پیشرفت بهتری به سمت آرمان‌های انقلاب داشته باشد.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه