دختران دیار کُردستان از دغدغههای "دختر بودن" میگویند!
امروزه دختران در جامعه ما دغدغهها زیادی از مشکلات اقتصادی گرفته تا مشکلات فرهنگی دارند که تعدادی از این مشکلات، نشأت گرفته از رفتار فرد و بخشی نیز نشأت گرفته از اجتماع و شرایط اجتماعی است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آفتاب دل، در تقویم کشور روزهای خاصی را به مناسبتهای ملی و مذهبی نامگذاری کردهاند؛ روزهایی که نشان از مقام و منزلت آن در فرهنگ مردم ایران زمین دارد. دیروز سالروز ولادت حضرت معصومه(س)، از فرزندان بزرگوار حضرت امام موسی بن جعفر(ع) است که با عنوان« روز دختر» نامگذاری شده است؛ روزی که در آن از مقام شامخ دختران تجلیل میشود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آفتاب دل,,
امروزه دختران در جامعه ما دغدغهها زیادی از مشکلات اقتصادی گرفته تا مشکلات فرهنگی دارند که تعدادی از این مشکلات، نشأت گرفته از رفتار فرد و بخشی نیز نشأت گرفته از اجتماع و شرایط اجتماعی است.
,,
دختران نوجوان و جوان با توجه به سن، تجربه، تحصیلات و جایگاه اجتماعی، اقتصادی و وضع فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی خانواده، شهری و روستایی بودن و شبکه حمایتی و مسائل مختلف، دغدغههای مختلفی دارند. به بهانه روز دختر سری به میان دختران زدیم و مشکلات آنان را جویا شدیم.
,,
دختران نوجوان از آرزوهایشان می گویند؟!
هوا کمی گرمه. در گوشه ای از پارک، زیر سایه درختی کهن، ساره و الهه- 16 و 18 ساله- نشسته و گپ می زنند. گرچه به نظر می آید از اینکه گفتگوی دو نفره آنها قطع شود، خوشحال نیستند، اما با روی خوش با من همراهی می کنند.
,
از آنها درباره زندگی، آرزوها و اهداف، محدودیتها و موانعی که سر راهشان وجود دارد، سؤال می کنم.
,
الهه، مانند سهراب معتقد است «زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد». او بزرگترین آرزویش را قبولی در دانشگاه هنر می داند و اینکه کلی پول داشته باشد، چون علاوه بر اینکه هزینه رشته های هنری بالاست، خرج کردن و خریدن آنچه دلش می خواهد را دوست دارد. الهه می گوید که برای رسیدن به این آرزوها خیلی تلاش می کند.
,
ساره که تا این جا کلی وسط صحبتهای الهه پارازیت داده است، وقتی نوبت به خودش می رسد، خیلی جدی می شود و می گوید به نظر من، این روزها لحظه های شادی آدمها خیلی کم شده. هرچند خودش جواب خودش را می دهد و می گوید که این خود آدمها هستند که دنیا را زشت یا زیبا می کنند.
بزرگترین آرزوی ساره این است که بتواند با این اطمینان که کسی بیرون از خانه مزاحمتی برایش ایجاد نخواهد کرد و بدون اینکه به دیگران توضیح دهد کجا می رود و کی بر می گردد، یک روز را به خودش اختصاص بدهد.
,
,
,
خانمهای شاغل و دانش آموخته از زندگی چه می خواهند؟
,
میترا 30 ساله- کارشناس حقوق؛ زندگی از دیدگاه او موهبتی می باشد که خدا به هر کسی نمی دهد، همان طور که بعضی ها زنده هستند، اما زندگی نمی کنند. به اعتقاد میترا، دنیا سرشار از زیبایی است و خدا در هر ذره ای که آفریده از روح خود در آن به ودیعه گذاشته، پس زندگی سرشار از انرژی مثبت است. اما گاهی انسانها این زیبایی را نادیده می گیرند و به دست خودشان آن را تخریب می کنند و حتی انرژی مثبت را به انرژی منفی تبدیل می کنند.
,
میترا درباره آرزوهایش می گوید هر فرد در طول زندگی با توجه به نیاز و دیدگاهی که دارد آرزوهای متفاوتی هم دارد، پس همان طور که فرد با گذشت زمان به کمال می رسد، آرزوهایش هم کاملتر می شود.
,
او در دوران کودکی دوست داشته معلم شود، بعد به مکانیکی و پرورش گیاهان علاقه مند می شود. در دوران دبیرستان به خاطر تشویق معلمش آرزوی نویسنده شدن داشته، اما به دلیل عدم حمایت و تشویق خانواده آن را دنبال نمی کند. به تاریخ و باستان شناسی علاقه مند می شود، اما باز هم نمی تواند این مسیر را طی کند و دست تقدیر سبب می شود در دانشگاه، حقوق بخواند. او که هم اکنون عاشق رشته حقوق است، عامل فاصله گیری از رؤیاهایش را کمی جبر زمانه و کمی تصمیم گیریهای خودش می داند.
,
آرزوهای او اکنون رنگ دیگری به خود گرفته اند. او می خواهد عاملی در برقراری صلح و آرامش در میان انسانها باشد. دوست دارد به کودکان و سالمندان که قشر ضعیف جامعه هستند، کمک کند. گاهی فکر می کند اگر پول و موقعیت سیاسی می داشت می توانست ایده آل های ذهنی خود را پیاده کند. او آرزو دارد می توانست مشکل فقر مردم را بر طرف کند. دوست داشت یک فضای بزرگ شامل کارخانه، زمین کشاورزی، گلکاری و... ایجاد می کرد و آن را در اختیار افراد جویای کار قرار می داد، تا خود بکارند و درو کنند و بخورند و دغدغه نان نداشته باشند.
,
,
مریم که 21ساله و معلم زبان انگلیسی است و دخترها را پر از عشق و مهربانی و پشتکار میبیند. درباره نقش دختری میگوید: به نظرم دختر برای تلطیف فضای زندگی بشری خلق شده است؛ یعنی به خاطر علاقهای که به ظرافت، هنر و زیبایی دارد و روح لطیفی هم که دارد، زمختی مرد را کم میکند؛ به خاطر همین، غمخوار پدر است و دلسوز مادر.
,,
وقتی از محدودیتهای دختر بودن از او سؤال میکنم، میگوید: دختران محدودیتهایی دارند که از طرف جامعه برایشان ایجاد میشود؛ مثلاً شبها باید زود به خانه برگردند و نمیتوانند تا دیروقت، تنها در خیابان باشند؛ آنهم به خاطر بعضی افراد مریضی که در جامعه هستند یا مثلاً اگر در شرکتی، خانمی را استخدام کنند، معمولاً حقوق کمتری نسبت به آقایان به آنها میدهند و این تبعیض است؛ یا اینکه خانمها را در بعضی موارد دستِکم میگیرند.
,,
او مهمترین مشکلی را که دختران با آن مواجه هستند، نگاه ابزاری بعضی از مردان به زنان میداند که باعث آزار دیدن خانمها میشود. مهمترین رسالت دختران از نگاه مریم، حفظ ارزشهاست؛ چه ازنظر دینی و چه ازنظر اخلاقی. معتقد است: در کل، دخترها باید متانت و وقار خود را حفظ کنند. روز ولادت حضرت معصومه را روز دختر نامیدند تا ما با الگوبرداری از آن حضرت، با مظهر عفاف و تقوا و حیا همراه شویم. این نامگذاری حرکتی نمادین برای گوشزد کردن شخصیت والای ایشان و ترویج صفات و ویژگیهای اخلاقی ایشان است.
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه