در دیدار با خانواده شهید اکبر آقابابایی مطرح شد؛
نگاه به صورت مادر کار روزانه شهید بود
در وصیت نامه شهید حاج اکبر آقابابایی آمده است: ای ناز دانه ای که بدون کفش 40 منزل شما را گرداندند با وجود خار و سنگ و ... من برای شفای خودم نیامدم، آمدم شفای تمام مریض هایی که پول ندارند در بیمارستان بستری بشوند را بگیرم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت" جمعی از مسئولین سازمان بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت با خانواده شهید اکبر آقابابایی دیدار داشتند، که خلاصه ای از آن به این شرح است:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بسیج پیشکسوتان,مادر شهید حاج اکبر آقابابایی از فرزند شهیدش گفت: من حاج اکبر را بعد از شهادت شناختم، حاج اکبر قبل از انقلاب فعالیت بر علیه شاه داشت و ساک ایشان پر از اعلامیه حضرت امام خمینی(ره) بود و آن ها را پخش می کرد. در تظاهرات علیه شاه شرکت می کرد و حتی در راهپیمایی روز عاشورا به من گفت: مادر چرا راهپیمایی نمی آیی؟ من گفتم پدرت اجازه نمی دهد، حاج اکبر گفت: اگر پدر بگوید نماز نخوان شما نمی خوانی؟ آماده شوید تا برویم.
,

, زمانی که به سوریه و مرقد حضرت رقیه(س) رفته بودیم با زبان بسیار سوزناک و دلنشین دعا می کرد و می گفت: ای ناز دانه ای که بدون کفش 40 منزل شما را گرداندند با وجود خار و سنگ و ... من برای شفای خودم نیامدم، آمدم شفای تمام مریض هایی که پول ندارند در بیمارستان بستری بشوند را بگیرم.
,

, بسیار انسان دست به خیر و به فکر نیازمندان بود و پول های زیادی را قرض و وام می داد، بسیار مردمی بود و کسانی که شاید جایگاه اجتماعی پایین تری داشتند را بیشتر دوست داشت و معاشرت می کرد.
,مادر شهید به توجهات شهید اشاراتی داشت و گفت: بارها در مشکلات و گرفتاری ها کمک حاج اکبر را دیده ام، یک بار سر قبر حاج اکبر رفته بود کیف پول خود را گم کردم و حواسم نبود، دیر وقت و تاریک شده بود، من از شهید درخواست کمک کردم، در مدت کمی دو نفر از آشنایان به پیش من آمدند و گفتند ما باید شما را به خانه برسانیم.
,

, شهید احترام خاصی به مادرش داشت، مادر در این باره اظهار داشت: وقتی حاج اکبر از بیرون می آمد خانه دستهای من را می بوسید، من دستهای خود را عقب می کشیدم، ایشان بر روی دو پای من می افتاد و پای من را می بوسید و هر روز می آمد پیش من و کنار می نشست و فقط نگاهم می کرد.
,

, برادر شهید حاج اکبر آقابابایی درباره شهید گفت: من 10 سال از حاج اکبر کوچک تر بودم و از بچه گی و دوران دفاع مقدس همیشه پیش برادر بودم و در ترک موتور ایشان بودم، مهمترین خصوصیت شهید این بود که از خودش گذشته بود و به دیگران رسیدگی می کرد.
,

, تشییع جنازه ایشان با وجود اینکه غیر تعطیل بود یکی از باشکوهترین تشییع جنازه اصفهان بود، در مراسم ختم حاج اکبر انسان هایی با تیپ های متفاوت و عجیب وارد مسجد می شدند و ما فهمیدیم ایشان در دل های اکثر انسانها جای دارد.
,در کمک به نیازمندان می گفت: اون دستی که به سمت شما دراز شده دست خدا است اگر گدایی می کند یک ضعفی دارد.
,,

,

]
ارسال دیدگاه