به بهانه اولین ساخته سینمایی مهران مدیری؛
ضعف روایت در «ساعت پنجِ عصر» و هنرمندی که واقعاً حالش خوب نیست!
هرچه پیش می رود، در فعالیت های هنری مهران مدیری، نقش داستان به معنای غنیِ خودش، کمرنگ تر می شود و کارها به سخنرانی و خطابه نزدیک تر می شوند. شاهد بر این مدعا تولید آثاری همچون شوخی کردم و دورهمی است که توضیحات کارگردان، به کمکِ مفهموم تر شدنِ بخش های نمایشی اثر می آید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان– محمد سعید معمارزاده/ داستان فیلم با فضایی مدرن آغاز میشود. سیامک انصاری یک وکیل دادگستری است که به تنهایی در شمال شهر تهران زندگی میکند. نامزد او (آزاده صمدی) در فرانسه مشغول تحصیل است و او باید برای پرداخت قسط بانکی تا راس ساعت ۵ خود را به شعبه بانک برساند تا خانه اش را از مصادره شدن توسط بانک نجات دهد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ب, ندای اصفهان, محمد سعید معمارزاده,در این میان اتفاقات زیادی برای او میافتد که روند داستان را شکل میدهد…
,***
,از «پنج عصر»، انتظار وجود چنین اشکالی نمی رفت. قبل از دیدن فیلم تصور می کردیم حتما مثل برخی از کارهای قبلی، یا قشری را مورد حمله قرار داده، یا صراحت و اغراق بیش از حد به خرج داده و یا ممکن است شوخی ها و موقعیت های کمیکی را به تصویر کشیده باشد که تنه می زند به برخی خطوط قرمز اما… اما مخاطب هنگام تماشای فیلم، قبل از اینکه به اینها فکر کند، از نقصی در فیلم بهت زده می شود که اصلا انتظارش را از سازنده نداشته است.
,در کارهای مهران مدیری، همیشه شاهد داستان های ساده و موقعیت های طنز تلخی بوده ایم که با مقداری اغراق (که اقتضای کار بوده) به معضلات اجتماعی اشاره می کرده است؛ اما پنج عصر تنها چیزی که ندارد همین روایت شسته رفته ساده است.
,تماشاچی با یک شروع درگیر کننده در ابتدای فیلم مواجه می شود که هر لحظه توقعش را برای دیدن نقطه اوج و پس از آن یک پایان بندی منحصر بفرد و خلاقانه و بسیار خنده آور از سازنده خوش سابقه فیلم بیشتر می کند؛ ولی او نمی داند که وقتی تیتراژ پایانی بالا می آید، مانند خیلی های دیگر آن روز را تا آخر بهت زده می گذراند. و این، بدترین چیز برای مخاطبان یک فیلم است.
,,
پنج عصر، همان دورهمی با حذف استندآپ کمدی است!
, پنج عصر، همان دورهمی با حذف استندآپ کمدی است!, پنج عصر، همان دورهمی با حذف استندآپ کمدی است!,نقد پیرامون جزئیات فیلم را کنار می گذارم چراکه اولا مطالب بسیاری با دیدگاه های تخصصی پیرامون جزئیات فنیِ فیلم در رسانه های دیگر منتشر شده و ثانیا نکات قابل تامل تری وجود دارد که باید به آن ها پرداخت.
,پنج عصر، همان دورهمی است؛ فقط قالب آن از استندآپ کمدی در یک برنامه تلوزیونیِ هفتگی، به مصداق نماییِ همان مفاهیم و موضوعات و دغدغه های اجتماعی که همه از کارگردان محترم و پر طرفدارش سراغ دارند مبدل شده است. یا شاید اینطور بشود گفت که پنج عصر همان دورهمی است منتها با حذف قسمت های استندآپ کمدیِ مدیری و حضور مهمان در برنامه! تصور کنید اگر از دورهمی فقط نمایش هایش بماند، چقدر مبهم و دور از محتوا و نیازمند به توضیح و تفسیر می شود؛ پنج عصر، دقیقا همان است.
,اما واقعیتی که باید به آن اشاره کرد، آنکه اگر اجمالا به آثار سازنده پنج عصر از ابتدای فعالیتش تا کنون در قامت یک کارگردان بنگریم، متوجه وجود یک سیر در کیفیت کارها می شویم که شاید بهت و حیرت ما را از خلق اثری مثل «ساعت پنج عصر» بکاهد.
,در آثار ابتدایی او، همچون «ساعت خوش»، «نقطه چین» و حتی «پاورچین»، شاهد پیشی گرفتن داستان و فرم بر محتوا و دغدغه های فیلم هستیم؛ به گونه ای که احساس می شود دغدغه اصلی کارگردان در این کارها، بیشتر ایجاد موقعیت ها، شخصیت و تیپ های طنزی است که بتواند صرفا خنده بیشتری را از مخاطب بگیرد.
,چیزی که در کارهای اخیر مدیری از جمله «در حاشیه» و «شوخی کردم» با وجود تلاش های بسیار کارگردان برای تولید خنده، دقیقا بر عکس شده و چهره ای متفاوت از کارگردان و دغدغه هایش را نشان می دهد. به طوری که شاید بتوان خلق یک برنامه تلویزیونی مثل دورهمی را از نتایج این تغییر دیدگاه دانست.
,در این آثار ما از مهران مدیری چهره یک کمدین با سابقه را می بینیم که با وجود ظرفیت های کمیکِ بالایی که دارد، چندان هم خندان نیست و بنظر می رسد دغدغه های درونی اش، او را در امر تولید آثار با کمدی سطح بالا، بی رمق ساخته و عملاً مصداق بارزی از یک «کمدینی که نمی خندد» شده است.
,کمدی یا سخنرانی؟!
, کمدی یا سخنرانی؟!, کمدی یا سخنرانی؟!,هر چه پیش می رود، در فعالیت های هنری مهران مدیری، نقش داستان به معنای غنیِ خودش، کمرنگ تر می شود و کارها به سخنرانی و خطابه نزدیک تر می شوند. شاهد بر این مدعا تولید آثاری همچون شوخی کردم و دورهمی ست که در بخشی از برنامه، توضیحات و به عبارت دقیق تر سخنرانیِ کارگردان، به کمکِ مفهموم تر شدنِ بخش های نمایشی اثر می آید.
,ولی اگر بخواهیم آثاری را مثال بزنیم که در آنها بین فرم و محتوای اثر، توازنی برقرار شده است، می توان از «شبهای برره»، «مرد هزار چهره» و «قهوه تلخ» یاد کرد که نقطه اوج کاری کارگردان همین آثار است. وجود چنین آثار شاخصی در کارنامه این کارگردان، باعث می شود که از خود بپرسیم چرا هنرمندی که توانایی خلق کمدی در سطح این آثار را دارد، این روزها سبک کاری خودش را تغییر داده و دیگر مثل گذشته نمی تواند بین محتوا و فرم در کارهایش توازن برقرار کند؟ چرا او آنقدر در رساندن محتوا به مخاطبش، حریص و بی قرار شده است که در قامت یک کارگردان، برخی اوقات حتی از قالب هنرهای نمایشی (که تخصص اصلی اوست) عبور می کند و به سخنرانی رو می آورد؟
,این یک هشدار جدی است هم به اهالی سینما و تئاتر و تلویزیون و هم به مردم و مخاطبان مهران مدیری.
, این یک هشدار جدی است هم به اهالی سینما و تئاتر و تلویزیون و هم به مردم و مخاطبان مهران مدیری., این یک هشدار جدی است هم به اهالی سینما و تئاتر و تلویزیون و هم به مردم و مخاطبان مهران مدیری.,هشدار به اهالی عرصه نمایش این است که چرا چارچوب ها و ظرفیت های هنرهای نمایشی در کشور ما آنقدر سطح پایین و الکن تعریف شده اند که برخی اوقات از انتقال ساده ترین مفاهیم عاجز هستند. و هشدار به مردم این است که چرا سطح درک و ظرفیتشان آنقدر پایین آمده که حتما باید کسی باشد که بیاید فارغ از همه قالب های هنری، ساده ترین مفاهیم حقوق شهروندی و آدابِ ادب را برایشان بسیار جویده شده سخنرانی کند.
,به هرحال آنچه می توان گفت، این است که ساعت پنج عصر یک اثر ویژه و شاخص در کارنامه مهران مدیری نیست ولی نمایانگر حالِ بدِ هنرمندی است که هیچ کس نمی تواند نقش و تاثیر او را در کمدی کشورمان انکار کند. و این حالی که خوب نیست، ما را متذکر می شود که حتی اگر آثارش از کیفیت چندانی هم برخوردار نبود، به حرف هایش در زندگی شخصی مان جدی تر فکر کنیم… .
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه