معاون تهذیب حوزه علمیه سفیران هدایت شهرستان دلگان:

یکی از مسائل پر فراز و نشیب عصر امام رضا (ع) پذیرش ولایت عهدی بود

یکی از مسائل پر فراز و نشیب عصر امام رضا (ع) پذیرش ولایت عهدی بود
معاون تهذیب حوزه علمیه سفیران هدایت شهرستان دلگان گفت: یکی از مسائل مهم و پر فراز و نشیب عصر امام رضا (ع) پذیرش ولایت عهدی آن حضرت بوده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دلگان پرس، حجت الاسلام والمسلمین نجف بامری معاون تهذیب حوزه علمیه سفیران هدایت شهرستان دلگان در گفتگو با خبرنگار ما با گرامی داشت سالروز میلاد امام رضا(ع)، اظهار کرد: امام رضا (ع) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر  اسلام است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دلگان پرس,

وی با بیان اینکه ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان شدند، افزود: حیات امام هشتم مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام روا داشتند و سر انجام مأمون عباسی آن حضرت را در سن 55 سالگی به شهادت رساند.

,

معاون تهذیب حوزه علمیه سفیران هدایت شهرستان دلگان با اشاره به اینکه یکی از مسائل مهم و پر فراز و نشیب عصر امام رضا (ع) پذیرش ولایت عهدی آن حضرت بود، گفت: چون امام رضا (ع) وارد مرو شدند، مأمون از ایشان استقبال شایانی کرد و در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند صحبت کرد و گفت: "همه بدانند من در آل عباس و آل علی (ع) هیچ کس را بهتر و صاحب حق‌تر به امر خلافت از علی بن موسی رضا (ع) ندیدم."

,

حجت الاسلام والمسلمین نجف بامری ادامه داد: پس از آن به حضرت رو کرد و گفت: "تصمیم گرفته‌ام که خود را از خلافت خلع کنم و آن را به شما واگذار نمایم." حضرت فرمودند: "اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده جایز نیست که به دیگری ببخشی و اگر خلافت از آن تو نیست، تو چه اختیاری داری که به دیگری تفویض نمایی."

,

وی ادامه داد: مأمون بر خواسته خود پافشاری کرد و بر امام اصرار ورزید. اما امام فرمودند:‌ "هرگز قبول نخواهم کرد." وقتی مأمون مأیوس شد گفت: "پس ولایت عهدی را قبول کن تا بعد از من شما خلیفه و جانشین من باشید." این اصرار مأمون و انکار امام تا دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمی‌فرمودند و می‌گفتند: "از پدرانم شنیدم، من قبل از تو از دنیا خواهم رفت و مرا با زهر شهید خواهند کرد و بر من ملائک زمین و آسمان خواهند گریست و در وادی غربت در کنار هارون ‌الرشید دفن خواهم شد."

,

معاون تهذیب حوزه علمیه سفیران هدایت شهرستان دلگان با تاکید بر اینکه اما مأمون بر این امر پافشاری نمود تا آنجا که مخفیانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد، بیان کرد: لذا حضرت فرمودند: "اینک که مجبورم، قبول می‌کنم به شرط آنکه کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم." مأمون با این شرط راضی شد. پس از آن حضرت، دست را به سوی آسمان بلند کردند و فرمودند: "خداوندا! تو می‌دانی که مرا به اکراه وادار نمودند و به اجبار این امر را اختیار کردم؛ پس مرا مؤاخذه نکن همان گونه که دو پیغمبر خود یوسف و دانیال را هنگام قبول ولایت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نکردی. خداوندا، عهدی نیست جز عهد تو و ولایتی نیست مگر از جانب تو، پس به من توفیق ده که دین تو را برپا دارم و سنت پیامبر تو را زنده نگاه دارم. همانا که تو نیکو مولا و نیکو یاوری هستی."

,

حجت الاسلام والمسلمین بامری با اشاره به اینکه از دیگر ابعاد زندگی آن امام بزرگوار اخلاق و منش امام هشتم بود، اظهار کرد: خصوصیات اخلاقی و زهد و تقوای آن حضرت به گونه‌ای بود که حتی دشمنان خویش را نیز شیفته و مجذوب خود کرده بود، با مردم در نهایت ادب تواضع و مهربانی رفتار می‌کرد و هیچ گاه خود را از مردم جدا نمی‌نمود.

,

وی عنوان کرد: یکی از یاران امام می‌گوید: "هیچ گاه ندیدم که امام رضا (علیه السلام) در سخن بر کسی جفا ورزد و نیز ندیدم که سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند، هرگز نیازمندی را که می‌توانست نیازش را برآورده سازد رد نمی‌کرد در حضور دیگری پایش را دراز نمی‌فرمود، هرگز ندیدم به کسی از خدمتکارانش بدگویی کند، خنده او قهقهه نبود بلکه تبسم می‌فرمود. چون سفره غذا به میان می‌آمد، همه افراد خانه حتی دربان و مهتر را نیز بر سر سفره خویش می‌نشاند و آنان همراه با امام غذا می‌خوردند. شبها کم می‌خوابید و بسیاری از شبها را به عبادت می‌گذراند. بسیار روزه می‌گرفت و روزه سه روز در ماه را ترک نمی‌کرد. کار خیر و انفاق پنهان بسیار داشت. بیشتر در شبهای تاریک، مخفیانه به فقرا کمک می‌کرد."

,

معاون تهذیب حوزه علمیه سفیران هدایت شهرستان دلگان اضافه کرد: یکی دیگر از یاران ایشان می‌گوید: "فرش آن حضرت در تابستان حصیر و در زمستان پلاسی بود. لباس او در خانه درشت و خشن بود، اما هنگامی که در مجالس عمومی شرکت می‌کرد، خود را می‌آراست (لباسهای خوب و متعارف می‌پوشید)، شبی امام میهمان داشت، در میان صحبت چراغ ایرادی پیدا کرد، میهمان امام دست پیش آورد تا چراغ را درست کند، اما امام نگذاشت و خود این کار را انجام داد و فرمود: "ما گروهی هستیم که میهمانان خود را به کار نمی‌گیریم."

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه