دلایل ناکامی مشروطه خواهی ایرانیان؛
چرا انقلاب مشروطه به یک دولت ملی دموکراتیک منتهی نشد؟
اینکه چرا انقلاب مشروطه به یک دولت ملی دموکراتیک منتهی نشد به برخی عوامل داخلی و خارجی برمی گردد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آناج، با صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه در سال 1285 هجری شمسی برگ نوینی از دفتر تاریخ ایران و به تبع آن حیات سیاسی این کشور رقم خورد. به واقع جنبش مشروطیت را میتوان باز تاب نخستین کوشش فراگیر ایرانیان برای رهایی از استبداد داخلی و استعمار خارجی دانست. ظلم نظام سیاسی دیکتاتوری ایران و پیامدهای زیان بارآن و آشنایی مردم با مفاهیمی همچون حقوق شهروندی و قانون و بی توجهی به خواست و مطالبات مردم توسط حکومت جرقه نهضت مشروطه را زد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,نا بسامانیهای سیاسی و نا کارآمدی ساختارها و نهادهای فرهنگی و اجتماعی ویژگی مسلط جامعه ایران به شمار میآمدند، در حالی که در جوامع مغرب زمین افقهای جدیدی از پیشرفت و ترقی در زمینههای مختلف علوم و تکنولوژی و مفاهیم و نهادهای نوین سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را پیش روی خود داشت.
,در آستانه انقلاب مشروطه دین مهمترین مولفه جامعه سنتی ایران شناخته میشد و با عناصر اجتماعی و فرهنگی آمیختگی داشت در چنین فضایی هر گونه تحول چشمگیر نمیتوانست بدون واکنش علما و روحانیون مذهبی صورت گیرد. چه علما آگاهانه کوشییدند تفکر دینی را با اندیشه مشروطیت در آمیزند و انقلابی ملی و دینی پدید بیاورند.
,اگر مشروطه را به قرائت ناظم الاسلام کرمانی تاریخ بیداری ایرانیان قلمداد کنیم آنگاه نقش اصلاحاتی را که از زمان عباس میرزا آغاز شد و با امیر کبیر گسترش یافت در ایجاد این بیداری به وضوح میتوان دید. اصلاحات ساختاری سپهسالار در حوزه های مختلف گام بلندی بود برای تقویت حرکت تجدد خواهی و روحیه ملی برای انجام اصلاحات.
,بیداری ایرانیان در سالهای آخر سلطنت ناصرالدین شاه و استقرار مشروطه نتیجه تلاشهای روشنفکرانی چون میرزا تقی خان امیر کبیر، میرزا حسین خان سپهسالار و میرزا فتحعلی آخوند زاده بود. یکی دیگر از سر شناس ترین اندیشمندانی که در آشنا ساختن توده مردم با دنیای غرب نقش بسیار مهمی داشت میرزا ملکم خان بود. او در رسالات سیاسی خود مانند کتابچه غیبی تلاش کرد تا فکر قانون خواهی اصلاح امور دربار، نوگرایی و تفکیک قوا را در دستگاه فاسد قاجار مستقر سازد.
,اما برنامه تجدد و قانونی کردن جامعه در اجتماع سنتی ایران به آسانی و سهولت پیش نمی رفت موانع متعددی که پیش روی ملکم و برخی روشنفکران عرف گرایی دیگر ظاهر شد در نهایت به تغییر و حتی عدول از مواضع اصلی شان منجر شد.
,از سوی دیگر استعمار خارجی به ویژه روس و انگلیس از فرصت پیش آمده سوء استفاده کرده و تلاش کردند نهضت مشروطه را از مسیر خود منحرف نمایند لذا برای گسترش اندیشه غربی و اجرای سیاستهای خود در ایران روشنفکران و سیاست مداران وابسته را وارد نهضت کردند.
,اما آنچه که از دل مشروطه استبدادی دیگر مثل رضا شاه پهلوی سر بر آورد و مشروطه ایرانی تسلیم دیکتاتوری رضاخانی گردید، به ساختار سنتی و فقدان نهادهای مدنی جامعه ایرانی و قدرت یافتن دوباره استبداد داخلی مربوط میشود.
,نهضت مشروطیت اولین حرکت جدی مردم و نخبگان ایران به سمت تجدد و نو سازی بود که به دلابلی با ناکامی مواجه گردید. برای تبیین این ناکامی از جمله مهم ترین دلایلی که میتوان ذکر کرد ضعف فرهنگ سیاسی مردم و نخبگان سیاسی دوره قاجار بود که در هر دو سطح نظام سیاسی و نظام اجتماعی نمود پیدا کرده بود.علت مهم دیگر کم توجهی به مطالبات مردم و جدا شدن روشنفکران از بدنه جامعه بود که باعث ناکامی آنها در انتقال افکار و ایده ایشان به مردم و برقراری پیوند مناسب با اقشار جامعه شد. بدین ترتیب ضعف فرهنگ سیاسی مردم و نخبگان و نیز غفلت تاریخی آنان اضلاع مثلثی را تشکیل می دهند که می تواند از دلایل اصلی ناکامی انقلاب مشروطیت باشد.
,حضور نیروهای سنتی، ضعف طبقه متوسط و استراتژی غلط روشنفکران آن دوره نه تنها خواستههای جنبش مشروطه را محقق نساخت بلکه در عمل با سر بر آوردن استبدادی نو انقلاب مشروطه فرجامی جز شکست به دنبال نداشت.
,یکی از ارکان نهضت مشروطه که مشروطه خواهی را در بین مردم ریشه دار کرد و آنرا به سراسر ایران گسترش داد مطبوعات و انجمن های سری بود. روزنامه نگاران با نوشتن مقالات انقلابی و روحانیون نیز با روشنگری مردم افکار انقلابی را به تمام ایران سرایت دادند و در نهایت به خواسته های خود از قبیل تدوین قانون اساسی و تشکیل مجلس شورای ملی رسیدند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه