خبرنگاران شهرستان بهار از خاطرات خود می گویند؛
آشنایی من و همسرم در فضای خبری کلید خورد/ لالجین از کدام سو!؟
به بهانه روز خبرنگار گفتگویی با چند تن از خبرنگاران شهرستان بهار داشتیم و پای خاطرات تلخ و شیرین این قشر زحمتکش جامعه نشستیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از بهارانه، روز 17 مرداد ماه به نام روز خبرنگار نامگذاری شده است. به این بهانه گفتگویی با چند تن از خبرنگاران شهرستان بهار داشتیم و از خاطرات تلخ و شیرین آنها در این عرصه جویا شدیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بهارانه, ،,آشنایی من و همسرم در فضای خبری کلید خورد
,زهرا طالبی یکی ازخبرنگاران شهر بهار است که در روزنامه سپهر غرب ، هگمتانه و خبرگزاری فارس قلم میزند . زهرا طالبی می گوید: وقتی قرار شد به مناسبت روز خبرنگار خاطره ای بازگو کنم، اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد ناملایمتی ها و پستی و بلندی هایی بود که در طول بیش از 10 سال حضور در عرصه خبرنگاری تجربه کردم. با این وجود حرفه خاص خبرنگاری را با همه تلخی هایش عاشقانه دوست دارم.
,این خبرنگار بهترین خاطره این حرفه را آشنایی او با همسرش می داند: آشنایی من و همسرم در فضای خبری کلید خورد که برای هر جوانی یکی از لحظات به یاد ماندنی محسوب می شود.
,وی نحوه آشنایی خود با همسرش را چنین می گوید: چند ماهی از شروع کار من در باشگاه خبرنگاران جوان نمی گذشت و در دوران کارورزی باید روزانه تعدادی خبر به صورت موظفی برای باشگاه خبرنگاران جوان ارسال می کردم و از سویی به دلیل سختگیری مسئولان وقت، به خبرنگاران مبتدی حتی اجازه ورود به جلسات برای پوشش خبری داده نمی شد و با توجه به ارتباط نزدیک باشگاه خبرنگاران جوان با نمایندگان صدا و سیما در شهرستانها، بنده به خبرنگار صدا و سیما در شهرستان بهار معرفی شدم تا از طریق ایشان بتوانم در عرصه خبری ورود پیدا کنم و خوشبختانه آقای ماهری از این موضوع استقبال کردند.
,کار در عرصه خبرنگاری با جدیت پیش می رفت و مسئولان وقت باشگاه خبرنگاران همدان نیز از وضعیت اخبار ارسالی از شهرستان بهار بسیار ابراز رضایت می کردند. بنا به موقعیت کاری برخوردهای زیادی با همکاران شهرستان داشتم و مدتی گذشت تا اینکه مادر یکی از همکاران خبرنگار برای خواستگاری با منزل ما تماس گرفت و من که تا آن روز از نظر همکارم در این موضوع هیچ خبری نداشتم، واقعا بهت زده بودم و بعدها فهمیدم که همه اطرافیان از جمله نماینده و فرماندار هم از موضوع مطلع بودند و من به اندازه ای از کار جدیدم لذت می بردم که در این کار غرق شده بودم، غافل از اینکه ...
,و من با حسن خلق و شناختی که از ایشان داشتم به پاسخ خواستگاری جواب مثبت دادم و سالهاست از این ماجرا می گذرد و در حال حاضر زندگی شخصی ما به کار خبری گره خورده است و کار خبری به قدری سخت و طاقت فرساست که اخیرا وقتی همسرم در یکی از سفرهای خبری، میکروفونی به عنوان هدیه برای دخترم خریده بود، عکس العمل جالب و متفاوتی از دخترمان دیدیم که گفت من خبرنگاری را دوست دارم ولی چون کار سختی است، دوست ندارم خبرنگار شوم!!!
,

, لالجین از کدام سو؟
,در ادامه گفتگویی با احمد رجبی راغب خبرنگار روزنامه همدان پیام در لالجین داشتیم و از خاطره وی از این حرفه جویا شدیم. رجبی گفت: شیرین ترین خاطره خبرنگاران به نتیجه رساندن یک خبر و رفع یک مشکل است. یکی از خاطرات شیرین من نیز در این حوزه است. چند وقت پیش در ورودی شهر لالجین از سمت میدان نیایش تابلویی که نشان دهنده لالجین باشد وجود نداشت و فقط یک تابلو نصب بود که روی آن نوشته شده بود «تهران - کوریجان» من هم از آن تابلو یک عکس گرفتم و با تیتر «لالجین از کدام سمت؟» در روزنامه همدان پیام کار کردم.
,رجبی گفت: چند روز بعد از استانداری با من تماس گرفتند و گفتند که برای توضیحاتی به همدان بروم. من در ابتدا پیش خودم گفتم «ای داد بیداد. باز هم کار خبرنگاری کار دست من داد» بعد با هزار دلهره به اداره مربوطه رفتم و شروع به توضیح در مورد گزارش کردم که مثلا لالجین شهر توریستی است و مسافر پذیر است و هیچ نشانه و نامی برای راهنمایی مسافران ندارد و خلاصه کار خودم را توجیه کردم.
,وی ادامه داد: بعد از شنیدن توضیحاتم به من گفتند که به دبیرخانه همان اداره بروم. به دبیرخانه رفتم و دیدم که رسیدی پیش روی من گذاشتند که بفرما این رسید را امضا کن. من هم اول ترسیدم و پیش خودم گفتم نکند حکم بازداشت مرا داده اند و می خواهند بازداشتم کنند. بعد توضیح دادند که به خاطر خبری که زدی از شما تشکر می کنیم و یک ربع سکه بهار آزادی آماده کردیه ایم که بابتت تشکر تقدیم شما خواهد شد و تابلوی مورد نظر شما هم ظرف مدت 48 ساعت تغییر خواهد کرد.
,رجبی در آخر گفت: این شاید یکی از معدود خبرهایی بود که به خاطرش از سوی مدیر مربوطه تشویق شدم و تابلوی مورد نظر نیز در کمتر از 48 ساعت تعویض شد.
,

, انتشار گزارش من باعث تخصیص صد میلیون تومان اعتبار به یک روستا شد
,مینا ابراهیمی یکی از خبرنگاران فعال شهرستان بهار در شهر صالح آباد است و در روزنامه همدان پیام قلم می زند. جالب است بدانید که ابراهیمی هم اکنون به عنوان عضو پنجمین دوره شورای اسلامی شهر صالح آباد از سوی مردم این شهر انتخاب شده است.
,ابراهیمی گفت: یکی از خاطرات من مربوط به سختی کار خبرنگاری است که مربوط به سال 86 و زمانی است که به عنوان پنجمین دفتر شهرستانی نمایندگی دفتر روزنامه همدان پیام را در صالح آباد افتتاح کردیم. آن زمان بخشداری مصوب کرد که به ما مکانی را برای این نمایندگی بدهند. مکانی را به ما اختصاص دارند که بسیار وضعیت بدی داشت و بسیار سرد بود. یک بخاری نفتی داشتیم که اصلا جوابگوی مکان نبود و در خاطرم هست که تا اردیبهشت ماه آبی که روی میز میگذاشتم یخ میزد و مسئولینی که برای مصاحبه به دفتر من می آمدند طاقت ایستادن در دفتر را نداشتند و همکاران به من پیشنهاد می دادند که به جای اینکه در دفتر بنشینم بروم و در حیاط بنشینم.
,ابراهیمی گفت: آن زمان به خاطر سختی کاری که داشتند همه تصورشان این بود که من حقوق بالای یک میلیون تومان میگیرم اما آن زمان حقوق ما ماهی بیست هزار تومان بود و برای هیچ کسی این سختی ها توجیه نداشت.
,ابراهیمی یکی دیگر از خاطرات خود در مورد شغل خبرنگاری را مربوط به حل یک مشکل از روستا عنوان کرد و گفت: حدود 7 یا 8 سال پیش در رابطه با یکی از روستاهای صالح آباد خبری در مورد مشکل کم آبی کار کردم که دهیاربه من مراجعه کرد و خود مردم مراجعه کردند و گفتند که روزی دو ساعت هم آب نداریم و خیلی پیگیری کرده بودند اما به نتیجه نرسیده بوند. من نیز به آن روستا رفتم و از وضعیت آن روستا گزارش تهیه کردم که بعد از منتشر شدن گزارشم از وضعیت آن روستا مبلغ صد میلیون تومان اعتبار برای رفع مشکل و حفر چاه به آن روستا داده شد و بعد از آن دهیار به من مراجعه کرد و بابت درج این گزارش خیلی تشکر کرد.
,خبرنگاران قشر زحمتکش جامعه هستند که قلمشان تاثیر بزرگی در جامعه و حل مشکلات آن دارد که گاهی با کم لطفی مواجه می شوند اما عشق به این کار مانع از دلسردی خبرنگاران می شود. مسئولین نیز باید به این موضوع توجه داشته و بیشتر برای این قشر زحمتکش تلاش کنند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه