خداسالاری به جای پدرسالاری؛
مدیریت خانواده با سبک جدید یا فروپاشی نهاد خانواده؟
باید الگوی خداسالاری را به جای پدر، مادر یا فرزند سالاری در خانوادهها اجرایی نمائیم چون این الگو در شرائط مختلف توان ایستادگی بیشتری در برابر بحرانهای اجتماعی دارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آناج، خانوادههای سنتی ایران زمین از دیرباز با سبک و سیاق پدرسالارانه و البته با مشورت کم و زیاد و ارائه نقشِ مادر خانواده اداره شده است. اکنون که مدرنیته چتر خود را گسترانیده سایه سنگینش پس از تغییر سبک زندگی اجتماعی – سیاسی جوامع، خانوادهها را نیز تحت تاثیر قرار داده است. در این میان دو نوع نگرش وجود دارد که یکی نگران و دلواپس از تخریب بنیانهای سنتی خانوادههاست و دیگری این موج مدرنیته را نعمت و رحمتی خدادای محسوب مینماید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,در ساختار سنتی خانواده پدر خانواده به عنوان منبع قدرت و تصمیم گیری، اختیارات تمامی امور خانواده را در دست داشت و این اختیار از فرزندان گرفته تا نوه و نتیجه و نبیره امتداد مییافت. اما هم اکنون نام گذاری برای نوه و نتیجه که سهل است حتی فرزندان بلاواسطه نیز پس از بزرگ شدن نامهای خود را تغییر میدهند و این نمونه کوچکی از تغییرات شگرفی است که نظام خانواده سنتی را دگرگون کرده است.
,حال سوال اینجاست که آیا از برپایی نظام جدید خانواده (خانواده مدنی) حمایت کنیم یا دست از این بنیان برداریم و نهاد خانواده را نهادی برباد رفته بدانیم؟ و در صورت اول بنیانهای نظام جدید خانواده را بر چه پایههایی بنا نمائیم؟
,طبیعی است که حکم عقل سلیم بر مدار دست نَشُستن از نهاد ریشه دار و فطری خانواده بچرخد و ما خود را موظف به حفظ حریم خانواده بنماییم. حریمی که در درون خود از امنیت گرفته تا آرامش فکری و تامین نیازهای اقتصادی وعاطفی را در بر میگیرد. اما خانواده درسبکِ جدید یا به اصطلاح خانواده مدنی خیلی از این امتیازها را ندارد. در خانواده جدید تامین امنیت خانواده بصورت مطلق بر عهده پدر خانواده نیست و افراد خانواده بایستی برای تامین نیازهای اقتصادی خود پیشقدم شوند، همچنین نیازهای عاطفی افراد آنگونه که لازم است تامین نمی شود و فرد بدنبال منابع دیگر تامین این نیازها برمی آید و یک دلیل گرم تر شدن آتش شبکه های اجتماعی همین است. اما ظاهرا چارهای نیست و جامعه ما درصد بسیاری از حق انتخاب خود را از دست داده و در مسیر خانواده مدنی حرکت مینماید و در مسیر یک گزار و پیچ تند تاریخی است که در صورت عدم مدیریت صحیح به از دست رفتن تمامی مزایای یک خانواده و رسیدن به مرزهای فروپاشی اجتماعی حرکت میکند.
,در پاسخ به سوال دوم باید گفت، ما ارزشهای پرمایه و قدرتمندی برای مدیریتِ تعامل، اخلاق و رفتار در درون خانواده داریم که باید با یک بازشناسی دقیق معرفتی و با استفاده از منابع دینی و روانشناسی بنیانهای مستحکمی برای خانواده جدید تعریف نمائیم و صدالبته جامعه ما وقت زیادی برای تلف کردن و یافتن پاسخ برای این سوال ندارد و دین شناسان و جامعه شناسان و روانشناسان اجتماعی باید هر چه سریعتر در سطح کلان بایستی ضمن پاسخ دهی به این سوال زمینه های عملیاتی کردن این مهم را برآورده سازند.
,پیشنهاد نگارنده اینست که الگوی خداسالاری را به جای پدرسالاری یا مادرسالاری و یا فرزندسالاری در خانوادهها تعریف و اجرایی نمائیم چون این الگو در شرائط مختلف توان مقاومت و ایستادگی بیشتری را در برابر بحرانهای اجتماعی دارد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه