حکایت بانوی کُردی که یقین داشت همسرش شهید می شود
یقین داشتم که روزی همسرم شهید میشود همیشه به او میگفتم: «این قدر خوب نباش شهید میشوی و داغ شما به دلم میماند.» با اینکه آرزویش شهادت بود میخندید و با تواضع میگفت: «شهادت لیاقت میخواهد».[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آفتاب دل، رفتن یک جوان به سمت جبهه و محل خطر، فقط مجاهدت او نیست؛ خود او به جبهه میرود، مدتی جهاد میکند و به شهادت میرسد. مجاهدت او تمام شد؛ اما مجاهدت آن همسر جوان ادامه دارد. اینها که شکایت نمیکنند، اینها که این را پای خدا محاسبه میکنند، اینها که با صبر و شکر خودشان گردونه مجاهدت را در بین بقیه مردم ادامه میدهند، اینها مجاهدت میکنند. (مقام معظم رهبری، پنجم مهر ماه سال 77(
زندگینامه شهدا، بجز ثبت لحظههای رشادتهای آنها بازخوانی زندگی آنهاست، زندگی خانوادگی، علمی و غیره. شاید بهتر باشد بگویم؛ لحظات روزمره آنها.
,
پروانه خانی همسر شهید یدالله کریمی است، شهیدی که سال 65 در درگیری با ضد انقلاب به شهادت رسید و یاد و نامش را برای همیشه در تاریخ ثبت کرد.
,
شهادت چندان اتفاقی و ناگهانی نیست، گویا یک «سبک زندگی» است که خواه ناخواه انتهای آن به شهادت منتهی خواهد شد.
,
به رغم بیقراری حاصل از یادآوری خاطرات گذشته، همسر صبور این شهید بزرگوار با سعهی صدر و شکیبایی مثالزدنی، مصاحبه با سایت آفتاب دل را میپذیرد و علیرغم اینکه در هنگام گفتگو و بیان خاطرات، چند مرتبه جریان گفتگو با گریستنهای ایشان متوقف میشود، اما حاضر به قطع گفتگو نمیشوند و تا پایان مصاحبه همراه ما هستند.
,
* از روزهای آشنایی و ازدواج با آقای یدالله کریمی بفرمایید.
, * از روزهای آشنایی و ازدواج با آقای یدالله کریمی بفرمایید.,
من در سال 15 سالگی با آقای یدالله کریمی ازدواج کردم. ایشان فردی کاری، دلسوز، معتقد و با ایمان بودند. ، هیچ زمان مانع او در انجام کارهایش نشدم و همچون او راضی بودم به رضای خدا. در سال ۶۵ که رئیس پایگاه روستای قلاچوخ دیواندره بود ما صاحب چهار فرزند ( دو پسر و دو دختر) بودیم. جای خالی یدالله، برای من که باید فرزندانمان را در نبود ایشان بزرگ می کردم، بسیار سخت بود.
,
* * زمانی که بر سر مزار همسرتان حاضر میشدید، چه میگفتید؟ با جای خالی ایشان چطور کنار میآمدید؟
, * * زمانی که بر سر مزار همسرتان حاضر میشدید، چه میگفتید؟ با جای خالی ایشان چطور کنار میآمدید؟,
خدا شاهد است که شدت ناله و زاری من بر سر مزار همسرم به حدی بود، که فکر می کنم با گذشت 31 سال از آن ماجرای تلخ، تازه همسرم شهید شده است و هیچ گاه خبیثی های دشمنان و ضد انقلاب از اذهانم پاک نخواهد شد.
,
** چطور شد که همسرتان به شهادت رسید ؟
, ** چطور شد که همسرتان به شهادت رسید ؟,
سال 1365 بود که در منزل نشسته بودیم و در حال شام خوردن بودیم و من آن موقع سه فرزند داشتم و برای فرزند چهارم 40 روزه باردار بودم، که ساعت 9 شب درگیری شدیدی شد و غذایش را نیمه تمام رها کرد و سریع خود را به مسجد روستا که همان پایگاه بود رساند و متاسفانه در درگیری با نیروهای ضد انقلاب (کومله ) به شهادت رسید . نمیدانم در آن موقع چطور شد که بدون آنکه ترسی در دلم بیفتد فقط و فقط با پای پیاده و بدون کفش به طرف مسجد دویدم اما دیگر کار از کار گذشته بود و جنازه ی همسرم همراه عده ای دیگر از همراهیانش را مشاهده کردم.
,
** از خصوصیت اخلاقی شهید برایمان بگویید؟
, ** از خصوصیت اخلاقی شهید برایمان بگویید؟,
از نظر اخلاقی و رفتاری خیلی خوب بودند و واقعا اخلاق و رفتارشان مرا شیفته خودشان کرده بود.خیلی دوست داشتنی و فوق العاده شوخ طبع بودند، هیچ وقت اخم نمی کردند و همیشه سعی داشتند بچه ها را خوشحال کنند، با هم *رفاقت همسرانه داشتیم طوری که همیشه میگفت «تو برای من مثل یک دوستی، هیچوقت حس نمیکنم همسرمی!»
,
سخن آخر شما ...؟
, سخن آخر شما ...؟,
یقین داشتم که روزی همسرم شهید میشود همیشه به او میگفتم: «این قدر خوب نباش شهید میشوی و داغ شما به دلم میماند.» با اینکه آرزویش شهادت بود میخندید و با تواضع میگفت: «شهادت لیاقت میخواهد».
,
همسرم همیشه می گفت: بچه ها، شما آرزوکنید که من شهید بشوم .اگه واقعا پدرتان را دوست دارید دعا کنید که به آرزویم برسم.
,
و به آرزویش رسید...
,
تاریخ پرفراز و نشیب انقلاب اسلامی ایران، مملو از رویدادهایی است که هر یک بهعنوان تابلوی افتخاری ثبت و همچون سپهری پرستاره میدرخشند.
,
انتهای پیام/
,
]
ارسال دیدگاه