آزاده دوران دفاع مقدس:
خبر اسارتم از طریق رادیو به خانواده ام رسید/ شهید حججی ها به ما درس استقامت دادند
آزاده دوران دفاع مقدس گفت: متاسفانه مسئولان ما جوانها را فقط در یک مقاطع خاص میبینند و آن طور که باید به آنها توجه نکرده اند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خاورستان،26 مرداد ماه سالروزورود آزادگان به میهن اسلامی ایران است از این رو با یکی از آزادگان شهر بیرجند مصاحبه و گفتگو کردیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خاورستان, خاورستان, خاورستان, ،,,
غلامرضا رضایی فرزند محمد ، آزاده بیرجندی، در گفتگو با خاورستان، اظهارکرد: من توفقیق داشتم آذر، دی و بهمن ماه سال 1360 در جنگ های داخلی کردستان حضور داشته باشم .
, خاورستان, , خاورستان, خاورستان, ،,,
وی که متولد 1340 است، افزود: من در سال 60 محصل بودم و بعد از برگشت از جنگ های داخلی کردستان که بیشتر در بوکان مستقر بودم و در آنجا فرمانده گروهان و معاون گردان بودم برای ادامه تحصیل برگشتم.
,,
این آزاده بیرجندی بیان کرد: اواخر بهمن ماه سال 60 برگشتم و به تحصیل ادامه دادم و من آن موقع در دبیرستان دکتر علی شریعتی تحصیل میکردم تا خرداد سال 61 که مجدد برای رفتن به جبهه دعوت شدم آن موقع سال سوم دبیرستان بودم و وسط امتحانات نهایی بود و من سه درس امتحان نهایی را هنوز نداده بودم که سنگر مدرسه را رها کردم و مجدد عازم جبه های نبرد شدم.
,,
رضایی بیان کرد: این بار به جبهه جنوب اعزام شدم و در آنجا دو پادگان بود درشهراهواز به نام کاتل فیلا و آلفا آلفا که ما در تیپ 18 جواد الائمه مستقر بودیم عملیاتی که در پیش داشتیم قرار بود من در عملیات فتح خرمشهر شرکت داشته باشم که توفیق حضور در این عملیات را نداشتم اما به عنوان نیروهای پشتیبانی پشت خاکریز مرزی بودم.
,,
وی اذعان کرد: در تیرماه سال 61 در عملیات رمضان شرکت کردم که دراین عملیات به عنوان فرمانده دسته آرپیچی زن بودم.
,,
این آزاده بیرجندی گفت: عملیات رمضان عملیات خیلی بزرگ و وسیعی بود و اولین عملیاتی بود که قرار بود رزمنده ها داخل خاک عراق نفوذ پیدا کرده و سنگرهای دشمن را منهدم کنیم و برگردیم و هدف گرفتن خاک نبود و فقط انهدام دژ استراتژیکی دشمن بود و بیشتر سمت مثلثی هایی بود که توسط اسرائیل طراحی شده بود و هدف ما منهدم کردن این دژها بود.
,,
رضایی خاطر نشان کرد: من در این عملیات مجروح شدم و صبح روز عید فطر که 31 تیرماه سال 61 بود در حالی که از ناحیه پای راست مجروح شده بودم به اسارت دشمن درآمدم.
,,
وی عنوان کرد: وقتی من به اسارت دشمن درآمدم 19 سال داشتم و یک سال و هشت ماه و چهار روز من در اسارت دشمن بودم و این توفیقی بود که نصیب من شده بود و درواقع من تاپایان جنگ اسیر بودم.
,,
این آزاده بیرجندی بیان کرد: بعد از پذیرش قطعنامه 598 که بحث تبادل اسرا به وجود آمد و این موضوع تا پایان مرداد ماه سال 69 طول کشید قرار شد که عراق اسرای ایرانی را تحویل بدهد و در مقابل ایران هم اسرای عراقی را تحویل کشور عراق دهد.
,

, رضایی تصریح کرد: با توافق برای تبادل اسرا، عراق برای تحویل دادن اسرای ایرانی اقدام کرد و من در سومین گروهی از اسرا بودم که آزاد میشدند و به کشور و خاک عزیز ایران بازمیگشتند.
,,
وی گفت: زمانی که کارهای تبادل را از اردوگاه انجام میدادند ساعت حدود دو بعد از ظهر بود ما سوار اتوبوس شدیم و به موصل آمدیم و از موصل با قطار به بغداد آمدیم و از بغداد به سمت مرزقصر شیرین حرکت کردیم.
,,
این آزاده بیرجندی خاطر نشان کرد: صبح روز بعد حدود ساعت 11 بود که به مرز قصر شیرین رسیدیم و تا زمانی که هنوز از پله های اتوبوس پیاده نشده بودیم و وارد خاک خودمان نشدیم باورمان نمیشد که ما آزاد شده ایم چون اعتمادی به کارهای عراقی ها نداشتیم.
,,
رضایی اظهار کرد: لحظه ای که از اتوبوس پیاده شدیم در حالی که عراقی ها یک قرآن به ما هدیه داده بودند آن قرآن را زیر بغل خود گرفتیم و با یک کوله پشتی خیلی کوچک و با لباس اسارت وارد خاک خودمان شدیم و توسط برادران سپاه ، بسیج و ارتش مورد استقبال قرار گرفتیم.
,,
وی یاد آور شد: من به یاد دارم وقتی که از اتوبوسها پیاده شدیم همه ما اسرا با فاصله سه چهار متر دو تا خاک را وقتی که نگاه میکردیم تفاوت بین دو خاک را حس کرده و به نظر من خاک ایران با خاک عراق زمین تا آسمان با هم فرق میکرد ما وارد خاکی شدیم که وقتی داخل چادرها را نگاه میکردیم کلمن های آب سرد بود آب سردی که ما در طول هشت سال مزه اش را نچشیده بودیم و نمیدانستیم که چه جوری است شربت هایی که در آنجا بود ما مزه آن شربت ها را در طول این هشت سال نچشیده بودیم .
, وی یاد آور شد: من به یاد دارم وقتی که از اتوبوسها پیاده شدیم همه ما اسرا با فاصله سه چهار متر دو تا خاک را وقتی که نگاه میکردیم تفاوت بین دو خاک را حس کرده و به نظر من خاک ایران با خاک عراق زمین تا آسمان با هم فرق میکرد ما وارد خاکی شدیم که وقتی داخل چادرها را نگاه میکردیم کلمن های آب سرد بود آب سردی که ما در طول هشت سال مزه اش را نچشیده بودیم و نمیدانستیم که چه جوری است شربت هایی که در آنجا بود ما مزه آن شربت ها را در طول این هشت سال نچشیده بودیم .,,
این آزاده بیرجندی بیان کرد: وقتی دوستان سپاهی و بسیجی ما این صحنه ها را میدیدند از ما میپرسیدند واقعا این گونه است ؟ و ما میگفتیم بله، واقعا خاک ایران و عراق خیلی با هم فرق دارد و ما در طول این هشت سال آب و شربتی این جوری را نخورده ایم.
,,
رضایی گفت: آن طرف خاک ایران وقتی اسرای عراقی وارد خاک عراق میشدند و وقتی که ما نگاه قیافه هایشان میکردیم و لباس ها تمیز و شکیل به تن داشتند و همه کت و شلوارهای خیلی خوب و زیبا داشتند و جثه های خوب و آماده؛ اما ما اسرای ایرانی لاغر و لباس خاکی اسارت به تن داشتیم و این تفاوت ها را میدیدیم که اسرای عراقی در ایران در رفاه و امنیت کامل بوده اما اسرای ایرانی در عراق در بدترین شرایط اسیر بودیم.
, رضایی گفت: آن طرف خاک ایران وقتی اسرای عراقی وارد خاک عراق میشدند و وقتی که ما نگاه قیافه هایشان میکردیم و لباس ها تمیز و شکیل به تن داشتند و همه کت و شلوارهای خیلی خوب و زیبا داشتند و جثه های خوب و آماده؛ اما ما اسرای ایرانی لاغر و لباس خاکی اسارت به تن داشتیم و این تفاوت ها را میدیدیم که اسرای عراقی در ایران در رفاه و امنیت کامل بوده اما اسرای ایرانی در عراق در بدترین شرایط اسیر بودیم., آن طرف خاک ایران وقتی اسرای عراقی وارد خاک عراق میشدند و وقتی که ما نگاه قیافه هایشان میکردیم و لباس ها تمیز و شکیل به تن داشتند و همه کت و شلوارهای خیلی خوب و زیبا داشتند و جثه های خوب و آماده؛ اما ما اسرای ایرانی لاغر و لباس خاکی اسارت به تن داشتیم و این تفاوت ها را میدیدیم که اسرای عراقی در ایران در رفاه و امنیت کامل بوده اما اسرای ایرانی در عراق در بدترین شرایط اسیر بودیم.,,
وی اظهار کرد: وقتی وارد خاک ایران شدیم و مورد استقبال قرار گرفتیم سوار اتوبوس ها شده و ما را به سمت خاک عزیز ایران حرکت دادند تقریبا حدود 300 تا 400 کیلومتری که با اتوبوس ها رفتیم بعد از آن بلا استثنا همه ما به راننده اتوبوس گفتیم اتوبوس را نگه دارد، همه ما از اتوبوس ها پیاده شدیم و روی خاک مقدس کشور عزیزمان ایران زانو زده و خاک کشور مان را روی سر خود ریختیم و سجده شکر به جای آوردیم که خدا بر ما منت نهاد و با دعای خیر مردم عزیز ایران و رهبر فرزانه مان که خیلی آرزو داشتیم در استقبال ایشان را ملاقات کنیم اما این توفیق نصیب ما نشد و رهبر عزیزمان را ندیدیم اما در عوض شاگرد برومند ایشان را زیارت کردیم آزاده شده و به ایران بازگشتیم و وارد خاک خود شدیم همه ما دو رکعت نماز شکر به جای آوردیم.
,,
این آزاده بیرجندی خاطر نشان کرد: من یادم نمیرود وقتی ما آزاد شدیم ایام محرم بود اما مردم خوشحال و شاد بودند که فرزندانشان آزاد شده و به کشور برگشته اند.
,,
رضایی یاد آور شد: چیزی که در آن لحظات استقبال قلب من را آتش میزد حضور مادران شهدای بود که قاب عکس فرزندان خود را از زیر چادر بیرون آورده و از ما سوال میکردند که آیا شما خبری از این مفقود الاثرها و جاوید الاثرها دارید یا نه و ما با هزار شرمندگی سرمان را پایین انداخته و جوابی نداشتیم که به خانواده و مادران شهدای والا مقام بدهیم و این برای ما خیلی زجر آور بود که تعدادی از همسنگرانمان را در جبهه ها گذاشتیم و رفتیم و نتوانستیم زیارتشان کنیم و تعدادی هم در اسارت مظلومانه شهید شدند و عراقی ها آنها را چال کردند نه اینکه خاک کنند.
, چیزی که در آن لحظات استقبال قلب من را آتش میزد حضور مادران شهدای بود که قاب عکس فرزندان خود را از زیر چادر بیرون آورده و از ما سوال میکردند که آیا شما خبری از این مفقود الاثرها و جاوید الاثرها دارید یا نه و ما با هزار شرمندگی سرمان را پایین انداخته و جوابی نداشتیم که به خانواده و مادران شهدای والا مقام بدهیم و این برای ما خیلی زجر آور بود که تعدادی از همسنگرانمان را در جبهه ها گذاشتیم و رفتیم و نتوانستیم زیارتشان کنیم و تعدادی هم در اسارت مظلومانه شهید شدند و عراقی ها آنها را چال کردند نه اینکه خاک کنند.,,
وی با بیان اینکه خانواده من بعد از چهار ماه از طریق مصاحبه ای که در اردوگاه عراق با اسرا داشتند فهمیدند من اسیر شدم، عنوان کرد: یکی از دوستان در ایران که مرا میشناخت و صدایم را شنیده بود به خانواده من اطلاع داده بود که من اسیر شدم در همین زمان براردبزرگتر من که در جبهه بوده و در آنجا به دنبال من بوده که مرا پیدا کند و بعد از طریق خانواده به برادرم اطلاع دادند که من اسیر شدم؛ برادرم جبهه را ترک کرده و به بیرجند آمده بود.
,,
این آزاده بیرجندی اذعان کرد: خبر آزادی را هم که صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران لحظه به لحظه اعلام میکرد و اسامی گروه های که وارد ایران میشدند از طریق رادیو اعلام میشد خانواده از آن طریق متوجه آزادی من شده و من زمانی که به مشهد که رسیدم خانواده از آزادی من با خبر بودند من یک شب مشهد ماندم و بعد توسط ماشینی که سپاه فرستاده بود از پادگان سپاه به سمت بیرجند حرکت کردم که من به همراه چهار نفر دیگر از همشهریان از مشهد به بیرجند آمدم.
,,
رضایی گفت: ما اسرای ایرانی در طول اسارات به آزادی امید داشتیم چرا که نا امیدی بالاترین گناه است و همیشه امیدوار بودیم که یک روزی آزاد شویم اما این آمادگی را هم داشتیم که برای همیشه چه جسم و چه جسدمان در کشور عراق بماند، امیدوار بودیم اما برای آزادی لحظه شماری نمیکردیم.
,,
وی بیان کرد: ما اسرای ایرانی در مدت زمان اسارتمان خاطرات زیادی داریم و یکی از خاطراتی که برای من خیلی ماندگار شده و همیشه یاد میکنم خاطراتی است که ما در ایام محرم در اسارت داشتیم محرم ایام حزن و اندوه ما بود و خیلی برای ما سخت بود که ما اسرای ایرانی در کشور امام حسین (ع) اسیر بوده اما از زیارت حرم امام حسین (ع) محروم باشیم زمان غروب فضا و هوای ارودگاه خیلی دلگیر بود و ما در جایی بودیم که آسمان را نمیدیدیم و در طول اسارت آسمان شب را یک یا دو بار بیشتر ندیدیم اما در مجموع ایام محرم خیلی برایمان سخت بود در کشوری زندگی میکنیم که نتوانیم برای امام حسین (ع) عزاداری کنیم و قرآن و دعا بخوانیم.
,,
جلسات محرم را با معنویت خاصی برگزار میکردیم
, جلسات محرم را با معنویت خاصی برگزار میکردیم,این آزاده بیرجندی ادامه داد: همه اینها ممنوع بود و ما در کمال ممنوعیت و مظلومیت بهترین برنامه های عزاداری را دور از چشم عراقی ها انجام میدادیم که جای معنویت تمامی آن جلسات الان خالی است و ما تاسف میخوریم من بعد از اسارت جلسه ای با معنویتی که ما در اسارت در ایام محرم برگزار میکردیم تاکنون ندیده ام.
,,
پرچم عزای امام حسین(ع) را با حداقل امکانات برمیافراشتیم
, پرچم عزای امام حسین(ع) را با حداقل امکانات برمیافراشتیم, پرچم عزای امام حسین(ع) را با حداقل امکانات برمیافراشتیم,رضایی عنوان کرد: ایام محرم که میشد درزمان اسارت هر کس دست به یک کاری میزد و هر کاری که ازعهده مان بر میآمد و میتوانستیم را انجام میدادیم، شبها یک نفر نگهبانی میداد و بقیه عزاداری میکردند پتوی کوچک اسارتمان را که برخی سبز بود و برخی خاکستری را پهن میکردیم کف آسایشگاه و با صابونی که برای شستو شوی لباسهایمان به ما داده بودند روی پتو مینوشتیم " اِنَ الحُسَین مِصباحُ الهُداه و سَفینهُ النَجاه" و این را آویزان میکردیم و وقتی که نگهبان ها میآمدند پتو را جمع میکردیم و روی زمین پهن میکردیم که عراقی ها نبینند.
, , , ایام محرم که میشد درزمان اسارت هر کس دست به یک کاری میزد و هر کاری که ازعهده مان بر میآمد و میتوانستیم را انجام میدادیم، شبها یک نفر نگهبانی میداد و بقیه عزاداری میکردند پتوی کوچک اسارتمان را که برخی سبز بود و برخی خاکستری را پهن میکردیم کف آسایشگاه و با صابونی که برای شستو شوی لباسهایمان به ما داده بودند روی پتو مینوشتیم , ایام محرم که میشد درزمان اسارت هر کس دست به یک کاری میزد و هر کاری که ازعهده مان بر میآمد و میتوانستیم را انجام میدادیم، شبها یک نفر نگهبانی میداد و بقیه عزاداری میکردند پتوی کوچک اسارتمان را که برخی سبز بود و برخی خاکستری را پهن میکردیم کف آسایشگاه و با صابونی که برای شستو شوی لباسهایمان به ما داده بودند روی پتو مینوشتیم , " اِنَ الحُسَین مِصباحُ الهُداه و سَفینهُ النَجاه", " اِنَ الحُسَین مِصباحُ الهُداه و سَفینهُ النَجاه", و این را آویزان میکردیم و وقتی که نگهبان ها میآمدند پتو را جمع میکردیم و روی زمین پهن میکردیم که عراقی ها نبینند., و این را آویزان میکردیم و وقتی که نگهبان ها میآمدند پتو را جمع میکردیم و روی زمین پهن میکردیم که عراقی ها نبینند.,,
وی خاطر نشان کرد: ما مجلس عزای امام حسین (ع) را با این مظلومیت و محرومیت برگزار میکردیم و الان جای آن مجالس و معنویتش واقعا خالی است و شیرین تر از همه لحظه ای بود که آرزو داشتیم به حرم امام حسین (ع) بیاییم که در سال 67 این توفیق نصیب ما شد اما نه به صورت اینکه آزاد باشیم بلکه در اسارت به زیارت امام حسین (ع) رفتیم.
,,
به نمایش گذاشتن پیام امام حسین (ع) در بین الحرمین
, به نمایش گذاشتن پیام امام حسین (ع) در بین الحرمین, به نمایش گذاشتن پیام امام حسین (ع) در بین الحرمین,این آزاده بیرجندی گفت: سال 67 که ما را به زیارت امام حسین (ع) بردند وقتی که ما اسرا از حرم امام حسین(ع) بیرون آمدیم با لباس اسارتی که بر تن مان بود کفشهای خودمان را از پا بیرون آوردیم و بندهای کفش ها را به هم گره زده و دور گردنمان آویزان کردیم یک عده ای هم سینه خیز بین الحرمین را طی کردند؛ دلیل این کارمان این بود که عراقی ها تبلیغ کرده و گفته بودند اسرای ایرانی آتش پرست هستند و ما با این کار خود میخواستیم به شیعه های آنجا بفهمانیم که ما عاشق امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) هستیم و آتش پرست نیستیم.
, این آزاده بیرجندی گفت: سال 67 که ما را به زیارت امام حسین (ع) بردند وقتی که ما اسرا از حرم امام حسین(ع) بیرون آمدیم با لباس اسارتی که بر تن مان بود کفشهای خودمان را از پا بیرون آوردیم و بندهای کفش ها را به هم گره زده و دور گردنمان آویزان کردیم یک عده ای هم سینه خیز بین الحرمین را طی کردند؛ دلیل این کارمان این بود که عراقی ها تبلیغ کرده و گفته بودند اسرای ایرانی آتش پرست هستند و ما با این کار خود میخواستیم به شیعه های آنجا بفهمانیم که ما عاشق امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) هستیم و آتش پرست نیستیم.,,
رضایی تصریح کرد: ما با این حرکت به آنها فهماندیم که ما عاشق اهل بیت (ع) هستیم و آنها هم فهمیدند که تبلیغات عراقیها علیه اسرای ایرانی کذب و دروغ است هرچند که در مسیر بین الحرمین کتک و شلاق خوردیم اما این را به تن خود مالیدیم که این پیام را به مردم برسانیم و لحظه ای کوتاهی نکردیم به امام خمینی (ره) این پیام را رساندیم که فرزندانی در مکتب امام حسین (ع) و خودت تربیت کرده ای که پیام امام حسین (ع) را در بین الحرمین هم به نمایش گذاشتند.
,,
وی ادامه داد: ما در این مسیر به یاد اسارت حضرت زینب (س) و اسرای کربلا افتادیم که به آنها لقب خارجی دادند ما به یاد آن ایام آنچه که از دستمان برآمد را انجام دادیم و این حرکت نمادین را در بین الحرمین به نمایش گذاشتیم خاطره کربلا هر چند که با حزن و اندوه همراه بود اما برای من شیرین ترین خاطره در طول اسارت شد.
,,
این آزاده بیرجندی با اشاره به نقش مدافعان حرم، اظهار کرد: مقام معظم رهبری فرمودند که اگر مدافعان حرم الان در خارج از مرزها نجنگند باید در داخل خاک خودمان با تکفیری ها و داعشی ها بجنگیم کار مدافعان حرم و شهدای مدافع حرم در صحنه تاریخ بی نظیر است .
, مقام معظم رهبری فرمودند که اگر مدافعان حرم الان در خارج از مرزها نجنگند باید در داخل خاک خودمان با تکفیری ها و داعشی ها بجنگیم کار مدافعان حرم و شهدای مدافع حرم در صحنه تاریخ بی نظیر است .,,
رضایی با اشاره به شهادت شهید حججی و اینکه او را زنده سر بریدند، بیان کرد: کجای تاریخ میتواند این صحنه را به خودش ببیند؟ و کدام انسان است که این صحنه را تا کنون به خودش دیده باشد؟ جوان ایرانی که لحظه ای به خودش ترس، دلهره و سستی راه ندهد و با ابهت حرکت کند و بایستد که سرش را از تنش جدا کنند اما لحظه ای و ذره ای از اعتقاداتش کوتاه نیاید کمتر افرادی این گونه پیدا میشوند.
, کجای تاریخ میتواند این صحنه را به خودش ببیند؟ و کدام انسان است که این صحنه را تا کنون به خودش دیده باشد؟ جوان ایرانی که لحظه ای به خودش ترس، دلهره و سستی راه ندهد و با ابهت حرکت کند و بایستد که سرش را از تنش جدا کنند اما لحظه ای و ذره ای از اعتقاداتش کوتاه نیاید کمتر افرادی این گونه پیدا میشوند., کجای تاریخ میتواند این صحنه را به خودش ببیند؟ و کدام انسان است که این صحنه را تا کنون به خودش دیده باشد؟ جوان ایرانی که لحظه ای به خودش ترس، دلهره و سستی راه ندهد و با ابهت حرکت کند و بایستد که سرش را از تنش جدا کنند اما لحظه ای و ذره ای از اعتقاداتش کوتاه نیاید کمتر افرادی این گونه پیدا میشوند.,,
وی خاطرنشان کرد: اینها همه برای حفظ کیان و وطن است و اگر شهدای والا مقام در هشت سال دفاع مقدس نبودند و مدافعان حرم الان در سوریه نجنگند خدا میداند دشمن در کجای کشور لانه کرده بود و به فکر بر هم زدن آسایش و امنیت ما بود و ما این امنیت و آسایشی را که داریم مدیون خون پاک شهدای دوران دفاع مقدس و مدافعان حرم هستیم.
,,
مسئولان برای جوانها کم گذاشته اند
, مسئولان برای جوانها کم گذاشته اند, مسئولان برای جوانها کم گذاشته اند,این آزاده بیرجندی درباره جوانهای ایرانی تصریح کرد: جوانهای ما در همه برهه های زمانی جوانهای خوبی هستند و عاشق اهل بیت (ع) و مملکت خودشان هستند و دلشان برای آبادانی مملکتشان میسوزد اما مسئولان برای جوانها کم گذاشته اند اگر به جوانهای ما هدف و جهت داده شود آنها خوب انتخاب کرده و راه خوب را میروند.
, این آزاده بیرجندی درباره جوانهای ایرانی تصریح کرد: جوانهای ما در همه برهه های زمانی جوانهای خوبی هستند و عاشق اهل بیت (ع) و مملکت خودشان هستند و دلشان برای آبادانی مملکتشان میسوزد اما مسئولان برای جوانها کم گذاشته اند اگر به جوانهای ما هدف و جهت داده شود آنها خوب انتخاب کرده و راه خوب را میروند.,,
رضایی گفت: متاسفانه مسئولان ما جوانها را فقط در یک مقاطع خاص میبینند و دیده اند تاکنون به عنوان مثال اگر ایام انتخاباتی باشد با شور انتخاباتی خدای نکرده با شعور جوانها بازی کنند مسئولان فقط جوانها را در اینجاها میبینند.
,,
وی خاطر نشان کرد: امروز دشمن ما در بعد فرهنگی خوب کار کرده است متاسفانه مسئولان ما غفلت کرده و در مقابل دشمن از طرق مختلف از ماهواره گرفته تا فضای مجازی و سایر برنامه ها خوب پیشرفت کرده است.
, امروز دشمن ما در بعد فرهنگی خوب کار کرده است متاسفانه مسئولان ما غفلت کرده و در مقابل دشمن از طرق مختلف از ماهواره گرفته تا فضای مجازی و سایر برنامه ها خوب پیشرفت کرده است.,,
این آزاده بیرجندی بیان کرد: متاسفانه در کشور ما جلوی برخی کارها خیلی باز است و به راحتی وارد کشور میشود اما وقتی که در عمق کشور نفوذ کرد و خوب وارد فرهنگ ما میشود به فکر ترمیم میافتیم که متاسفانه این ترمیم به درد نمیخورد چرا که اثرش را بر جامعه بخصوص بر جوانها می گذارد و بزرگترین آسیبی که من الان احساس میکنم برای مردم همین تهاجم فرهنگی است و باید مسئولان به طور جدی پیگیر بوده و راهکار پیدا کنند.
,,
از ولایت فاصله نگیریم
, از ولایت فاصله نگیریم, از ولایت فاصله نگیریم,رضایی یاد آور شد: من یک خواهش از مسئولان،خانواده ها و جوانها دارم و آن هم اینکه اگر میخواهید در جامعه آسیبی نبینید و هیچ موضوعی روی کشور و جامعه تاثیر نگذارد این است که از ولایت فاصله نگیریم وهمه ارکان بدنمان از چشم و گوش و زبان همه با ولایت باشد.
,,
وی گفت: مسئولان جامعه ما هرکجا که به مشکل بر میخورند به وصیت نامه سیاسی امام خمینی (ره) مراجعه کنند به نهج البلاغه امام علی (ع) که برای همه مسائل از سیاسی گرفته تا اجتماعی راهکار دارد مراجعه کرده و از اینها راهنمایی بگیرند.
,,
این آزاده بیرجندی عنوان کرد: امروز کشور ما بیشتر از هر چیزی به وحدت و آرامش نیاز دارد و این وحدت و آرامش میسر نخواهد شد مگر اینکه در خوب کار کردن و با اخلاص کار کردن در سایه ولایت باشد.
, امروز کشور ما بیشتر از هر چیزی به وحدت و آرامش نیاز دارد و این وحدت و آرامش میسر نخواهد شد مگر اینکه در خوب کار کردن و با اخلاص کار کردن در سایه ولایت باشد., امروز کشور ما بیشتر از هر چیزی به وحدت و آرامش نیاز دارد و این وحدت و آرامش میسر نخواهد شد مگر اینکه در خوب کار کردن و با اخلاص کار کردن در سایه ولایت باشد.,,
وی تاکید کرد: جوانهای دهه 60 و قبل از آن جوانهایی بودند که از خودشان گذشتند تا به خدا برسند نکند خدای نکرده جوانهای امروز ما از خدا بگذرند تا به خواسته های دنیایی خود برسند که اگر اینگونه باشد قصور است وقابل جبران نخواهد بود.
, جوانهای دهه 60 و قبل از آن جوانهایی بودند که از خودشان گذشتند تا به خدا برسند نکند خدای نکرده جوانهای امروز ما از خدا بگذرند تا به خواسته های دنیایی خود برسند که اگر اینگونه باشد قصور است وقابل جبران نخواهد بود.,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه