انتقاد صریح کوچکترین اسیر خیبری؛
ما آزادگان دیروز و آوارگان امروز هستیم
لطفی گفت: بعد از فوت مرحوم آقای ترابی و جمع شدن ستاد آزادگان ما را به نام جانباز میشناسند، ما آزادگان دیروز و آوارگان امروز هستیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ حسین لطفی سیلاب در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی آناج اظهار داشت: اصالتا اهل عجبشیر هستم، در زمانی که به اسارت در آمدم شانزده سال بیشتر نداشتم و کوچکترین اسیر به لحاظ سن و جثه بودم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,وی ادامه داد: این مسئله برای بعثیها اهمیتی نداشت، برخورد آنها با من همچون رزمندهای بزرگسال بود؛ البته در اسارت بزرگترها درخواست میکردند که به جای کوچکترها آنها را شکنجه کنند و ما هم داوطلب میشدیم به جای بزرگترها ما را شکنجه کنند، همین همدلی قوت قلبی بزرگ برای ما در آن دنیای کوچک اسارت بود.
,این آزاده دوران دفاع مقدس گفت: من، پسر عمو و پسر عمهام هر سه باهم در عملیات بودیم و برای هر سه ما مراسم گرفته و حتی برایمان مزار هم تهیه کرده بودند؛ وقتی برگشتم، پدرم فوت شده بود و مادرم همچنان آن مزار را برایم نگه داشته بود که خودم سنگ قبرم را برداشتم و بعد از فوت عمویم ایشان را در آن قبر تدفین کردم.
,لطفی با بیان اینکه 7 سال در اسارت بودم، افزود: قبل از اعزام دورههای کامل آموزشی را دیده بودم و کاملا برای نبرد آماده بودم ولی وقتی من را به اسارت گرفتند، گفتم شب آمدم صبح اسیر شدم و هیچ کسی را نمیشناسم. با اینکه در کنار فرمانده گروهان بودم که به اسارت در آمدم.
,وی ادامه داد: هیچ شناختی از اسارت نداشته و بر این باور بودیم که در یکی از همین روزها رزمندگان اسلام درهای اسارت را به رویمان خواهند گشود، هرگز به دنبال بازگشت به کشور از طریق صلیب سرخ نبودیم.
,وی لحظات سخت رحلت امام(ره) را اینچنین روایت میکند: با یکی از بچههای ارشد در محوطه ایستاده بودیم، میدانستیم امام خمینی(ره) را بیمارستان بردهاند؛ تا اینکه از رادیوی عراقیها خبر رحلت امام پخش شد. بعثیها از ترس به داخل ساختمانهای خود خزیده بودند و جرأت هیچ واکنشی نداشتند، به محض پخش شدن خبر بچهها بیرون محوطه آمدند و تا 6 الی 7 ساعت بعد به زور توانستیم آنها را داخل ساختمانها ببریم و چندین روز متوالی عزاداری بود و اشک و گریه ...
,لطیفی متذکر شد: ما آزادگان دیروز و آوارگان امروز هستیم، تا زمانی که مرحوم آقای ابوترابی زنده بودند همچون پدر پیگر امورات ما بودند اما بعد از فوت ایشان ستاد جمع شد و الان ما را به نام جانباز میشناسند، ستاد آزادگان باید احیاء گردد تا آزادگان شناخته شوند.
,پیگیر این مسئله از فرمانده آزادهی لشکر عاشورا شدیم. اینکه چرا آزادگان ما باید پس از تحملسالها مشکلات و سختی اینک همچنان به دنبال حقی باشند که دینی به گردن انقلاب و جامعهی ایرانی است؛ چرا باید امروز آزادهی سرافراز که روزی آبروی اسلام و ایران را در زندانهای دشمن خریده خود را آزادهی دیروز و آوارهی امروز بداند.
,غلامعسگر کریمیان در خصوص پیگیری مطالبات مادی و معنوی آزادگان، اظهار داشت: طبق تغییرات انجام شده بنیاد شهیدو امور ایثارگران متولی امور آزادگان است اما پیش از این ستاد مستقل کارایی بیشتری به نسبت اکنون داشت.
,وی ادامه داد: معتقدم حق و حقوق معنوی و مادی آزادگان به هیچ وجه پرداخت نشده است، پیگیریهای فراوانی نیز انجام شده و بنده نزد رئیس مجلس شورای اسلامی نیز رفتهام، اما محقق نشده و بیشتر صحبت هم این است که کمبود اعتبارات داریم.
,فرمانده سپاه عاشورا گفت: فرهنگ دوران دفاع مقدس و مظلومیتی که رزمندگان داشتند در کنار مشکلاتی که آزادگان متحمل شدند باید گفته شود، رسانهها به صورت فصلی و دورهای در هفتهی آزادگان پرداخت میکنند و دوباره تا سال بعد در هفته آزادگان به فراموشی سپرده میشوند.
,کریمیان خاطرنشان ساخت: در صورتی که فرهنگ ایثار، مقاومت، صرفهجویی و اقتصاد مقاومتی، بهرهوری، انسجام و وحدت... در اسارت وجود دارد، کاش بتوانیم آن را در میان جوانان نشر دهیم، مخصوصا با عنایت بر اینکه اکثر آزادگان ما در اسارت بازهی سنی 18 الی 25 سال داشتند اما با این حال موقعیت را مدیریت میکردند و توانستند دشمن را به زانو در بیاورند، اگر به اینها توجه کنیم حُججیهای جدید پرورش خواهند یافت که وجود اینها برکت و ومایهی امنیت خواهد بود.
,اکنون مجالی فراهم آمده و به واسطهی چهارمین همایش آزادگان اردوگاه موصل 2 (عملیات خیبر) یک هزار و هشتصد آزاده در تبریز گرد هم آمدهاند؛ فرصتی که بتوان بی هیچ واسطهای از رادمردان دوران، درس زیستن از کلام نافذ و نگاه خسته اما پر صلابتشان دریافت کرد. مجالی که میطلبد دردهایشان را بشنویم و پی دوای آن برویم؛
,مباد از روزی که دلشکسته شوند...
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه