تاملی در حواشی بلبرینگسازی؛
از واگذاری و انتسابهای غیر اصولی تا توهین به رانندگان کامیون!
علیرغم ادعای برخی از مسئولین نسبت به واگذاریهای غیر اصولی به نظر میرسد انتسابهای غیر اصولی نیز در این راستا معضلاتی از این دست را دوچندان ساخته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آناج، بعد از چندین ماه حاکمیت بحران در شرکت بلبرینگسازی تبریز و پس از چندین نوبت تجمع اعتراض آمیزِ کارکنان این واحدِ بحران زده، در نهایت بلبرینگسازی به هیات «حمایت از صنایع و جلوگیری از تعطیلی کارخانههای کشور» واگذار شد تا با تدبیر این هیات، حقوق و معوقات پرسنل کارخانه پرداخت شود و ضمن تامین منابع لازم برای خرید مواد اولیه و راه اندازی خطوط تولید، زمینه احیاء و رسیدن بلبرینگ سازی به سودآوری فراهم شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,حالا که این شرکت به آرامش نسبی رسیده است، ذکر یک نکته خالی از لطف نیست. سال گذشته بود که معاون سیاسی امنیتی استاندار آذربایجانشرقی که ریاست کمیسیون کارگری استان و جانشینی شورای تامین آذربایجانشرقی را هم عهدهدار است، در جلسهای رسمی، از یک واگذاری غیراصولی در قالب اجرای اصل 44 قانون اساسی در استان سخن گفته و عنوان کرده بود که یکی از واحدهای تولیدی آذربایجانشرقی بدون توجه به اهلیت فرد، به یک راننده کامیون یا راننده تریلر واگذار شده است. با اوج بحران کارگری در شرکت بلبرینگسازی تبریز، این مقام مسئول بی پرده سخن گفت و کاشف به عمل آمد که مرجع ضمیر او، همین شرکت مشکل دار بوده است.
,در روزهای گذشته نیز وی بارها و بارها از واگذاری یک شرکت تولیدی در تبریز به راننده کامیون انتقاد کرده و تلویحاً مشکل ایجاد شده در این شرکت را از بابت همین واگذاریِ غیراصولی دانسته بود.
,با فرض این که همه اظهارنظرهای اشاره شده، صحیح است سوال اینجاست که چرا «راننده کامیون» مورد خطاب قرار میگیرد؟ آیا همه رانندگان زحمتکش کامیون دارای این شرایط هستند و چون شغل رانندگیِ کامیون را دارند پس، از مدیریت واحد تولیدی مستأصل خواهند شد؟
,اگر پاسخ به این سوال مثبت است، ایشان بگویند که چگونه شده یک پزشک متخصص علوم آزمایشگاهی که اتفاقاً نه سابقه حضور در مناصب اجرائیِ سیاسی و امنیتی را داشته و نه صاحب تحصیلات آکادمیک در این حوزه بوده، به یکباره معاون سیاسی و امنیتی استاندار شده است؟
,حالا فرض را بر این بگیرید که سهامدار شرکت بحران زدۀ بلبرینگسازی، یک فرهنگی و یا یک پرستار و پزشک بود؛ آیا سخن راندن با ادبیاتی که ذکر شد زمینه تجمع اعتراض آمیز فرهنگیان و یا پرستاران و پزشکان را در سطح شهر فراهم نمیکرد که چرا صنف ما را آماج حمله قرار داده اید؟
,حالا که دست قشر سختکوش رانندگان خودروهای سنگین از رسانه ها – آن گونه که معاون سیاسی امنیتی استاندار دسترسی دارد- کوتاه است، چرا نااهل بودن یک سهامدار واحد تولیدی را به صنفی مرتبط می کنید که بی گمان یکی از شغلهای شریف را دارند و در واقع، صنعت حمل و نقل و ترانزیت کشورمان به آنان وابسته است؟
,این چنین که شما در پیش گرفته اید، فردا روزی مثلاً اگر یک روزنامه نگار، استاندار یا وزیر شد، خُرده خواهید گرفت که چون روزنامه نگار، استاندار شده است، کار خبری بَد است؟
,وقتی فردی مسئولیتی اجرائی را به عهده می گیرد، شایسته است که مشکل را حل و فصل کند تا اینکه با توسل به ادبیات سخیفی از این دست، ضمن توهین به یک صنف، دست به فرافکنی زده و مشکلات احتمالی را به گردن این و آن بیاندازد. این یک واقعیت است که مدتها از پایان عمر خدمتیِ دولت های نهم و دهم - خوب یا بد - گذشته است و دیگر توجیهی وجود ندارد که همان حرفهای مطرح شده در اوائل دولت یازدهم، اکنون و بعد از چهار سال نیز بیان شود.
,در این که دولت اسبق در اقدامی دردسرآفرین و بحرانساز، واحدی تولیدی از تبریز را به فردی نااهل واگذار کرده است، تردیدی وجود ندارد ولی سوال مردم این است که مدیریت ارشد استان در مدت چهار سال مسئولیت و از وقتی که به نااهل بودن این فرد پی برده است، آیا نمیتوانست سهامدار متخلف و مجرم را مورد پیگیرد قانونی قرار داده و یا زمینه خلع ید او را فراهم کند؟
,فرجامین سخن این که هنر مدیر توانمند آن است یک بحران اقتصادی و اجتماعی را با راهکارهای اقتصادی و اجتماعی حل و فصل کند نه این که با توهین به صنفی، خود و سیستم تحت مدیریت خود را تطهیر نماید. شاید بکار بردن ادبیاتی مانند ضعف و یا سوء مدیریت بلبرینگ سازی و یا سخن گفتن از رکود حاکم بر اقتصاد استان و کشور و تاثیر آن بر بروز وضع فعلی و مواردی از این دست، راه های خوب تری بودند. ادب مرد، بِه ز دولت اوست!
]
ارسال دیدگاه