معرفی کتاب

نیمه‌پنهان ماه 30؛روایتی از زندگی شهید نورعلی شوشتری به روایت همسر

نیمه‌پنهان ماه 30؛روایتی از زندگی شهید نورعلی شوشتری به روایت همسر
کتاب نیمه پنهان ماه 30 ، روایتی از زندگی سردار شهید نورعلی شوشتری به روایت همسر شهید است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از کوله بار؛ سردار سرتیپ پاسدار شهید  نور علی شوشتری در سال 1327 در روستای سر ولایت شهرستان نیشابور به دنیا آمد با شرع جنگ تحمیلی ضمن حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل ، در عملیات های مختلف در کسوت فرماندهی  از جمله عملیات غرور آفرین  مرصاد شرکت داشت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

وی که از فرماندهان پر افتخار و یادگاران نامدار دفاع مقدس محسوب می شود در دوران قبل از انقلاب با ارادت ویژه ای که نسبت به مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای داشت و به طور مرتب در جلسات ایشان شرکت می نمود و بدین طریق با فضای مبارزه ارتباط داشت.
با وقوع عملیات مرصاد وی به توصیه مقام معظم رهبری مسئولیت این عملیات غرور آفرین را بر عهده گرفت و به نقل از شهید صیاد شیرازی فرماندهی خوبی از خود به نمایش گذاشت تا جایی که در تماس مرحوم حاج سید احمد خمینی با وی و ابلاغ گزارش پیشرفت عملیات توسط آن مرحوم به امام خمینی (ره)، حضرت امام خطاب به سردار شوشتری می فرمایند: "در این دنیا که نمی توانم کاری بکنم. اگر آبرویی داشته باشم در آن دنیا قطعاً شما را شفاعت خواهم کرد.
مقام معظم رهبری (مدظله العالی ) در خصوص شهید می فرماید: گوارا باد این پایان باارزش برای این انسان مجاهد، این شهید عزیزمان، شهید شوشتری واقعاً جزو عناصر پاکیزه سپاه بود. بنده ایشان را از نزدیک می‌شناختم و می‌دانستم که جزو انسان‌های مؤمن، پاک، سالم، صمیمی، فعال، زحمتکش و حقیقتاً مظهری از همین ارزش‌هایی بود که متراکم می‌شود و یک شهید را به‌وجود می‌آورد.
از مهمترین اقدامات شهید شوشتری بعنوان فرمانده قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی ، ایجاد و حدت بیشتر بین طوایف سیستان و بلوچستان بود همین ویژگی بارز شهید باعث عناد بیشتر گروه های ترورستی برعلیه او شد.
وی پس از ماه ها تلاش خستگی ناپذیر در این عرصه سرانجام در26مهر1388 در اقدامی تروریستی به فیض شهادت نائل آمد
در بخشی از کتاب  آمده است:
دیروز ازهرچه بود گذشتیم -امروزازهر چه بودیم گذشتیم .آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز. دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود جبهه بوی ایمان می‌داد و اینجا ایمانمان بو می‌دهد. آنجا بر درب اتاقمان می‌نوشتیم یاحسین فرماندهی از آن توست؛ الان می‌نویسیم بدون هماهنگی وارد نشوید. الهی نصیرمان باش تا بصیرگردیم، بصیرمان کن تا از مسیر برنگردیم آزادمان کن تا اسیر نگردیم.

,
,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه