سرداران دفاع مقدس از خاطرات فرمانده کاشانی گفتند؛

شرح احوال «شهید پکوک» شب کاشان را روشن کرد

شرح احوال «شهید پکوک» شب کاشان را روشن کرد
یادواره شهید محمد تقی پکوک در کاشان، محفلی بود برای نقل حرف‌های ویژه و خاطرات کمترشنیده شده این فرمانده شهید که همرزمان غیرکاشانی او بیان کردند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول؛ همرزم شهید محمدتقی پکوک و مدیر سابق بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح شامگاه یکشنبه در یادواره این سردار شهید کاشانی در میدانگاه‌آقا؛ با بیان اینکه تنها آرزویی که داریم آن است که در مقابل همرزمان شهیدمان شرمنده نشویم، اظهار کرد: در یک عملیات ما شهید زیادی دادیم و سردار رحیم صفوی پس از فتح بُستان نتوانست آن فرماندهان را متقاعد کند تا به مسئولیت خود ادامه بدهند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشان اول,

سردار عباس برقی، سپس با اشاره به تماس با بیت حضرت امام پس از این واقعه افزود: این سه فرمانده همراه با حاج احمد به محضر امام راحل(ره) شرفیاب شدند و ایشان نیز دلیل عدم پذیرش مسئولیت را سوال کردند و مرتضی قربانی در پاسخ گفت که عملیات به آن کوچکی دو هزار شهید دادیم؛ در آن زمان، امام با تندی رو به آنان فرمودند که مگر برای من شهید دادید؛ در حالی که مملکت و دین اسلام در خطر است.

,


هر رزمنده ای شهید نمی‌شود
وی با بیان اینکه هر رزمنده ای در دوران دفاع مقدس شهید نمی‌شود و فقط افرادی به این درجه نائل می شوند که در لوح محفوظ خدا از روز ازل وجود داشتند، خاطرنشان کرد: لوح محفوظ به گمان من لوحی است که تنها خداوند به آن دسترسی داشته و حتی پیامبر اکرم نیز از آن لوح خبر ندارد.

, , ,
, هر رزمنده ای شهید نمی‌شود, هر رزمنده ای شهید نمی‌شود,
,

وی ابراز کرد: در عملیات والفجر سه قرار بود شهر مهران را از دشمن پس بگیریم و این عملیات با موفقیت انجام شد؛ به اردوگاه خود در قلاجه برگشتیم و منازل شهید پکوک و شهید نورانی نیز در پادگان الله اکبر بود که همسران آنان نیز به شهرهای خود برگشته بودند.

,

ماجرای شهادت محمدتقی پکوک
برقی با بیان اینکه قصد داشتم پس از عملیات به منزل شهید پکوک بروم، بیان کرد: زمانی که به منزل شهید پکوک رسیدم و او در را برای من باز کرد؛ لباس سفیدی به تن داشت و به حدی در نظر من نورانی بود که انگار خون در رگ های شهید پکوک را می توانم ببینم.

, ماجرای شهادت محمدتقی پکوک, ماجرای شهادت محمدتقی پکوک,
,

وی اذعان کرد: مقرر شد تا شهید نورانی به همسر خود و همسر شهید پکوک خبر دهد تا به منازل خود برگردند؛ زیرا جنگ تمام شده بود و پس از این اطلاع رسانی شهید نورانی را تا جلوی پادگان آوردیم و جلوی در به شهید پکوک گفتم که حضرت امام افرادی را که گواهینامه ندارند از رانندگی منع کرده و لذا جای خود را با شهید پکوک عوض کردیم.

,

, , ,

این یادگار دوران دفاع مقدس تاکید کرد: در میدان اسلام آباد 10 الی 20 نفر به تویوتای شهید پکوک آمدند و درخواست کردم تا سه الی چهار نفر این طرف و آن طرف ماشین بنشینند تا حرکت کنیم و در زمان حرکت یک برادر با لباس فرم سپاه به ماشین چسبید و بالا آمد و لذا سه نفر در طرفین و این برادر سپاهی و در مجموع هفت نفر و با ما سه نفر 10 نفر سوار ماشین شدیم.

,

وی ضمن اشاره به اقدام هایی که در طول مسیر انجام دادیم، عنوان کرد: ما اصلا فکر کمین نمی کردیم و در گردنه ای، پادگان سلمان ارتش قرار داشت و به شهید نورانی برگشت مسئول ستاد وقت را سوال کردم که پس از آن انفجار مهیبی در پشت تویوتا رخ داد و یک تیر نیز به دست راست من خورد و چند لحظه از خود بی خود شدم و زمانی که سرم را بالا آوردم تویوتا را کنار جوی جاده دیدم اما از شهید پکوک و شهید نورانی خبری نبود.

,

همرزم شهید پکوک با بیان اینکه تیر و ترکش اصابت شده تمام بدن من را از کار انداخته بود، گفت: به هر طریقی بود خود را از ماشین پایین آوردم و مدام شهید پکوک و نورانی را صدا می زدم که در آن تاریکی غروب، فردی به من گفت که بخواب حرف نزن و من متوجه شدم در کمین دشمن گرفتار شده‌ایم.

,

این یادگار دوران دفاع مقدس افزود: من به نحوی پشت تویوتا دراز کشیده بودم که سرم پشت توپ و پاهایم طرف جاده بود و از زیر ماشین نگاه کردم و متوجه شدم پیچ بعدی 50 ماشین چراغ روشن جلوی ما ایستاند و مشخص بود که کومله ها راه را بسته‌اند تا به کمین آنها برسیم.

,


تنها بازمانده کمین کوموله‌ها
برقی خاطرنشان کرد: از زیر ماشین دو پا همانند فیلم های سینمایی به طرف ما می آمد و زمانی که به طرف ما رسید یکی از افرادی که مجروح شده و کف آسفالت افتاده بود و درخواست کمک می کرد که با تیر خلاص به درجه رفیع شهادت نائل شد و نماز اول خود را نه به قلاجه بلکه به بهشت رساند.

, , ,
, تنها بازمانده کمین کوموله‌ها, تنها بازمانده کمین کوموله‌ها,
,

وی تصریح کرد: به تک تک افراد تیر خلاص می زد و با هر تیر خلاص بدن من به آسمان بلند شده و به زمین بر می گشت و از آنجا که خون زیادی از من رفته بود حالم بد شد و یک لحظه احساس کردم که آقا داود بالا سر من داد و بیداد می کند و در همان حین دست و پای ما را گرفتند و در اتوبوسی که آمده بودند منتقل شدیم.

,

همرزم شهید پکوک با بیان اینکه ما را به اسلام آباد و سپس شیراز و در نهایت تهران انتقال دادند، ابراز کرد: زمانی که در اتاق من در بیمارستان باز شد، جمعیت قابل توجهی به اتاق وارد شد و زمانی که علت را جویا شدم متوجه شدم برای شب هفت شهید پکوک و شهید نورانی آمده بودند و دوباره در بیمارستان بیهوش شدم و متوجه شدم از آن جمع 10 نفره تنها من زنده مانده‌ام.

,

وصیت نامه‌ای که معاون پکوک نوشت و در حق پکوک اجابت شد
مدیر سابق بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح با بیان اینکه احوال حاضران در ماشین را از داود جویا شدم، بیان کرد: شهید پکوک هیچ وصیت نامه ای ندارد و تنها جمله «ای امت حزب الله بدانید که به دو جای بدنم شلیک خواهد شد یکی به مغزم که به اسلام می اندیشد و دیگر بر قلبم که برای اسلام می تپد» از او به جای مانده است در حالی که این جمله از طرف معاون شهید به عنوان وصیت نامه نگاشته شد.

, وصیت نامه‌ای که معاون پکوک نوشت و در حق پکوک اجابت شد, وصیت نامه‌ای که معاون پکوک نوشت و در حق پکوک اجابت شد,
,

وی با اشاره به اینکه تیر به پیشانی شهید پکوک اصابت کرد و تا کرمانشاه زنده بود و در آنجا به شهادت رسید؛ ابراز کرد: شهدا پیش خدا عزیز هستند به نحوی که فرد دیگری برای شهدا وصیت نامه می نویسد و خدا آن وصیت نامه را در حق شهید عملیاتی می‌کند.

,
, , ,

نقش موثر پکوک در دفع پاتک دشمن و پشتیبانی نیروهای پیاده
فرمانده سابق تیپ موشکی نیروهای هوایی سپاه و همرزم شهید پکوک در بخش دیگری از این مراسم با بیان اینکه اواسط سال 60 توفیق همکاری با شهید پکوک را داشتم در حالی که از قبل با آن شهید آشنا بودم، اظهار کرد: شهید پکوک مسئول واحد 107 در مریوان بود و مجموعه این سلاح ها همچون 106 و غیره پشتیبانی کننده نیروهای زمینی بودند.

, نقش موثر پکوک در دفع پاتک دشمن و پشتیبانی نیروهای پیاده, نقش موثر پکوک در دفع پاتک دشمن و پشتیبانی نیروهای پیاده,
,

سردار محمدرضا نامی افزود: شهید پکوک در عملیات های مختلف از جمله عملیات سعد آباد، چشمه ده، عملیات حضرت رسول و پاکسازی هایی که در آن منطقه بود، حضور داشت و نقش مهمی به عنوان واحد 107 ایفا می کرد در حالی که شهید پکوک به عنوان همرزم احمد متوسلیان و شهید عباس کریمی، شهید زجاجی، شهید همت، شهید نورانی و سایر شهدا بود.

,

وی خاطرنشان کرد: در عملیات فتح المبین بعد از آنکه نیروها از غرب برای تشکیل تیپ 27 محمد رسول الله (ص) می آیند همچنان سلاح فاقد توپخانه و سلاح های سنگین بود و سلاح 107 که شهید پکوک مسئولیت آن را به عهده داشت، سنگین ترین سلاحی بود که در اختیار رزمندگان بود.

,

نامی با بیان اینکه در عملیات فتح المبین پیروزی و موفقیت به حدی بود که به آتش پشتیبانی نیاز مُبرم نداشتیم، تصریح کرد: در عملیات بیت المقدس و سه مرحله عملیات تا فتح خرمشهر، عملیات رمضان، مسلم بن عقیل، والفجر مقدماتی و سایر عملیات ها یکی از موثرترین سلاح ها در دفع پاتک دشمن سلاح شهید پکوک بود.

,

این هم‌کار شهید حسن طهرانی مقدم با بیان اینکه سلاح 107 کار چندین گردان برای دفع پاتک دشمن را انجام می داد، ابراز کرد: در تمامی عملیات‌ها تا زمانی که شهید پکوک به شهادت نرسیده بود نقش موثری در دفع پاتک دشمن و پشتیبانی نیروهای پیاده داشت، و تقدیر آن چنان بود که در کمین میان اسلام آباد و قلاجه گرفتار و به درجه رفیع شهادت نائل شد.

,

نامی بیان کرد: یکی از خصوصیات بارز شهید پکوک اخلاص، ایمان، اعتقاد، نشاط و شادابی در بدترین شرایط و بی ادعایی علی رغم سوابق درخشان بود و در هر جمعی که شهید حضور داشت آن‌چنان گرم می گرفت که حاضران گمان نمی کردند شهید پکوک دارای چنین مسئولیت مهمی است.

,

با انگیزه و بدون کوچکترین ادعا
همرزم دیگر شهید پکوک در بخش دیگری از این مراسم با بیان اینکه این شهید به معنای واقعی کلمه مجاهد فی سبیل الله بود، ابراز کرد: شهید پکوک انسانی بود که آگاهی و بینش را با یکدیگر توأم کرده بود و با انگیزه و بدون کوچکترین ادعا به کار خود آنچنان علاقه مند بود که موثرترین کار را در عملیات های مختلف از خود به جا می گذاشت.

, با انگیزه و بدون کوچکترین ادعا, با انگیزه و بدون کوچکترین ادعا,
,

حاج رضا کاظمی با تاکید بر اینکه من بچه همین محل هستم، اظهار کرد: شهید پکوک از اقوام نزدیک ما بود و با یکدیگر بزرگ شدیم و تنها دو سال تفاوتی سنی داشتیم و به عبارت دیگر هم بازی بودیم.

,

وی با اشاره به اینکه مادر شهید پکوک را «عمه خانم» صدا می زدیم، افزود: افتخار داشتیم که مادر شهید پکوک ما را پسر عمه صدا می زد در حالی که من پسر عمه او نبودم بلکه پسر خواهر شوهر خواهر او بودم و نهایتا هم بازی، هم کلاسی و هم محله بودیم و شهید پکوک زیر پرچم فاطمیه رشد کرد.

,


از سربازی مرخصی می‌گرفت و در تظاهرات علیه شاه شرکت می‌کرد
این جانباز دفاع مقدس با بیان اینکه اواخر سربازی شهید پکوک انقلاب شروع شد، خاطرنشان کرد: زمانی که شهید پکوک از سربازی مرخصی می گرفت، در تظاهرات علیه طاغوت شرکت می کرد.

, , ,
, از سربازی مرخصی می‌گرفت و در تظاهرات علیه شاه شرکت می‌کرد, از سربازی مرخصی می‌گرفت و در تظاهرات علیه شاه شرکت می‌کرد,
,

کاظمی افزود: من بعد از آن به زندان رفتم و در زمان انحلال ساواک نیز از زندان آزاد شدم و پس از آزادی از زندان، شهید پکوک از جلوداران بود که برای استقبال از من آمده بود.

,

وی با اشاره به اینکه پنجم خرداد سال 58 اولین سپاه انقلاب اسلامی که در کل کشور تشکیل شد، سپاه کاشان بود، تصریح کرد: از طرف مرحوم آیت الله سیدمهدی یثربی در شورای فرماندهی سپاه پاسداران بودیم و تصمیم گرفتیم نیروهای جذبی گلچین شوند و لذا شهید پکوک یکی از انتخاب‌های ما بود در حالی که دیانت، سیاست، شهامت و قدرت رزم بالا از ملاک های جذب بود.

,

می توانست رزم یک کشور را اداره کند
این یادگار دوران دفاع مقدس با بیان اینکه شهید حسن زاده و شهید علی معمار همزمان با شهید پکوک بودند، ابراز کرد: این افراد حقیقتا می توانستند نه تنها یک شهر بلکه یک کشور را از نظر رزمی اداره کنند و هنوز هیچ خبری نبود که واقعه کردستان به وجود آمد.

, می توانست رزم یک کشور را اداره کند, می توانست رزم یک کشور را اداره کند,
,

کاظمی با تاکید بر اینکه مأموریت سپاه کاشان حفاظت از امام راحل پس از ورود به ایران بود، بیان کرد: از آنجا که سپاه کاشان تشکیل شده و وظیفه سپاه نیز حفاظت از امام بود، این افتخار نصیب مردم کاشان شد تا مسئولان سپاه کاشان حفاظت از امام راحل را بر عهده بگیرند.

,

یکی از بهترین نیروهای حفاظت امام راحل(ره) بود
وی با بیان اینکه یکی از بهترین نیروهای حفاظت امام راحل شهید محمدتقی پکوک بود، اذعان کرد: هفته ای چند نفر در قم خدمت حضرت امام راحل بوده و مقر امام راحل نیز منزل آیت الله یزدی بود که در همان قسمت حجت الاسلام گل سرخی خانه مجاور را در اختیار گذاشت و به همین ترتیب برخی از خانه های مجاور در اختیار بود.

, یکی از بهترین نیروهای حفاظت امام راحل(ره) بود, یکی از بهترین نیروهای حفاظت امام راحل(ره) بود,
,

این رزمنده دوران دفاع مقدس تاکید کرد: اولین گروهی که برای سنندج اعزام شدیم 27 الی 28 بودیم که شهید پکوک جزء آن افراد بود و هر زمان که عملیاتی بود شهید پکوک در آن عملیات حضور داشت و به عبارت دیگر یکی از رِنجرها و چتربازان خوب بوده و مدال داشت.

,

کاظمی ضمن اشاره به شوخی‌هایی که شهید پکوک با رزمندگان بیان کرد: این محله یک خانواده با 17 شهید یعنی شهیدان زاهدی‌ وجود دارد و عظیم ترین امور جنگ را نیز بر عهده داشتند و لذا شهید زاهدی، شهید پکوک و سایر شهدای منسوب به این محل حقیقتا آبروی محل هستند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه