گفتوگویی بدون خط قرمز با رئیس مرکز تحقیقات علوم اعصاب خاتمالانبیاء؛
پزشکان میلیاردی الگوی امروزی جامعه پزشکی
پرفسور گرجی گفت: ما پزشکانی که کارهای خیرخواهانه بسیاری انجام میدهند و حتی روی در مطبهایشان تابلوهایی را نصب کردهاند که ویزیت بیماران بیبضاعت رایگان است؛ در این شهر زیاد داریم اما کدام یک از این پزشکان را به عنوان یک الگو معرفی میکنند. در حقیقت پزشکانی الگو میشوند که میلیاردی درآمد دارند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از سینانیوز، پروفسور علی گرجی، متخصص علوم اعصاب، ۱۴ سالی میشود که در کشورهای انگلیس، آمریکا و آلمان به تحقیق و ارائه پروژههای مختلف در کنار تحصیلاتش مشغول بوده است. او سال ۸۸ به ایران بازگشت و پروژه ایجاد مرکز تحقیقات علوم اعصاب بیمارستان خاتم الانبیاء را همان سال اول ارائه کرد و یک سال بعد نیز کار خود را آغاز میکند. او با وجود بازگشت به ایران همچنان به فعالیتهای تحقیقاتیاش در آلمان ادامه میدهد به گونهای که اکنون مدیر مرکز تحقیقات صرع دانشگاه موسل آلمان است و با حضورش در این دو مرکز باعث ارتباط نزدیک و همکاریهای زیاد میان پژوهشگران ایرانی و آلمانی شده است. با او به عنوان یک فرد فعال در عرصه پژوهشگری علوم پزشکی، چند دقیقهای به گفتوگو نشستیم.
, شبکه اطلاع رسانی دانا ,
موضوعی که طی سالهای اخیر و در گذر زمان در جامعه پزشکی کمرنگ شده، اخلاق پزشکی است. به خصوص با ورود دانشجویان فارغ التحصیل به حرفه درمان و طبابت، عقیده و طرز تفکرها از داشتن اخلاق حرفهای به سمت تجارتهای حرفهای در این عرصه میرود. نظر شما در این مورد چیست؟
, موضوعی که طی سالهای اخیر و در گذر زمان در جامعه پزشکی کمرنگ شده، اخلاق پزشکی است. به خصوص با ورود دانشجویان فارغ التحصیل به حرفه درمان و طبابت، عقیده و طرز تفکرها از داشتن اخلاق حرفهای به سمت تجارتهای حرفهای در این عرصه میرود. نظر شما در این مورد چیست؟,
یادم است که سال اول دانشگاه بودم. پدربزرگم در بیمارستان بستری بود. حال خوبی نداشت. دست مرا گرفته بود و میگفت تو باید همانند دکتر شیخ شوی. دکتر شیخ پزشک خیری در مشهد بود که از کسی که وارد مطبش میشد پول نمیگرفت. هر چقدر که بیمار میخواست، پول در کاسهای که روی میزش بود، میانداخت. اگر فردی هم پول نداشت دَر نوشابهای را در کاسه میانداخت تا صرفاً با صدایی که ایجاد میشد، آبرویش حفظ شود و از نداری خجالت نکشد. این پزشک نصف این پولها را دارو میخرید و به مردم میداد. پزشکان، حرفه پزشکی را به عنوان تجارت نمیدیدند بلکه آن را خدمت به مردم میپنداشتند؛ در کنار آن پول هم در میآوردند.
,
حالا دانشجویان امروز میگویند ما میخواهیم در رشته جراحی درس بخوانیم چون پول در این نوع رشتهها است نه رشتههایی که تحقیقاتی به حساب میآیند. مشکل جامعه این است که الگوهایش را از دست داده. اکنون جامعه پزشکی چه الگویی معرفی کرده است...! اینها همه میترسند بگویند فلانی الگو است، چون ممکن است طرز فکر این الگو فردا روزی صد در صد با طرز فکر آنها یکی نباشد، معتقدند که این الگو خوب است اما مثل آنهایی که در سیستم هستند، نیست. به همین دلیل است که کسی را در این حیطه معرفی نمیکنند. شاید بعد از مرگ آن فردی که میتوانست الگو باشد، فیلمی بسازند اما عملاً نمیگذارند به عنوان الگو معرفی شود. در نهایت یک خلاء الگویی در جامعه ایجاد میشود.
,
,
ما پزشکانی که کارهای خیرخواهانه بسیاری انجام میدهند و حتی روی در مطبهایشان تابلوهایی را نصب کردهاند که ویزیت بیماران بیبضاعت رایگان است؛ در این شهر زیاد داریم اما کدام یک از این پزشکان را به عنوان یک الگو معرفی میکنند. در حقیقت پزشکانی الگو میشوند که میلیاردی درآمد دارند.
,
به نظرتان دلیل این امر تورم و نبود در آمد مناسبل و مشکلات معیشتی جامعه پزشکی نیست؟ چرا که پای درد و دل هر یک از آنها که مینشینیم همین موضوع را مطرح میکنند؟
, به نظرتان دلیل این امر تورم و نبود در آمد مناسبل و مشکلات معیشتی جامعه پزشکی نیست؟ چرا که پای درد و دل هر یک از آنها که مینشینیم همین موضوع را مطرح میکنند؟,
,
پول بیمارستان میتواند برای یک پزشک مکفی باشد و پزشک میتواند به آن بسنده کند. مشکل تنها به مسائل اقتصادی مرتبط نمیشود. در واقع یک پزشک با حداقل میزان کاری هم میتواند سه برابر یک کارمند در آمد داشته باشد. مسأله این است که وقتی مقایسه میشود، متوجه میشویم که اخلاق از بین رفته است. بخشی از این موضوع مربوط به مردم است و بخشی مربوط به مسئولین کشور که از الگوسازیهای درست ترسیدند. زمان ما دکتر شیخ یکی از الگوهای بنده بود.
,
طرز تفکر نسل ما که چندان زمان آن دور نیست این بود که پزشک ارزشش بالاتر از این است که از دست مریض پول بگیرد. حالا کسی که دارا است میتواند پول درمانش را میدهد ولی کسی که ندارد هم نمیدهد؛ از دوران دانشجویی تا به دکترا با این عقیده در جامعه پزشکی رشد کردیم که برایمان ننگ بود اگر کسی را ببینیم پول نداشته باشد و به این خاطر معاینهاش نکنیم. این موضوع حکم خراب شدن سقف روی سرمان را داشت. امکان نداشت مریضی بیاید و به خاطر نداشتن پول درمان نشود. این موضوع در سیستمی که در آن به ما آموزش میدادند، کسر شأن بود. اما حالا به بیمار میگویند ۱۵ میلیون واریز کن، وقتی بیمار نداشته باشد به او میگویند نمیتوانیم عمل کنیم برو به بیمارستان دولتی. بنده ورودی ۶۳هستم و ۴۷ سال دارم. این طرز تفکر متعلق به احد دقیانوس هم نیست...!
,
اکنون اگر یک پزشکی زیرمیزی نگیرد، میگویند طرف هیچ چیزی بارش نیست. برای مثال یک عمل جراحی که در اروپا، به پول ما ۳۰ میلیون تومان است در اینجا ۹۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان از بیمار دریافت کردهاند. به طور کلی خودمان مقصریم و خود نیز هزینه آن را میدهیم. از ما است که بر ماست. البته نباید امیدمان را از دست بدهیم. این دلیل نمیشود که برای درست کردن وضعیت از تمام توانمان استفاده نکنیم. همگی باید تلاش کنیم.
,
اکنون اگر یک پزشکی زیرمیزی نگیرد، میگویند طرف هیچ چیزی بارش نیست. برای مثال یک عمل جراحی که در اروپا، به پول ما ۳۰ میلیون تومان است در اینجا ۹۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان از بیمار دریافت کردهاند.
,
معنویت در عرصه پزشکی به خصوص آن بخشی که با بیمار و درمان سروکار دارد، از چه جایگاهی برخوردار است؟
, معنویت در عرصه پزشکی به خصوص آن بخشی که با بیمار و درمان سروکار دارد، از چه جایگاهی برخوردار است؟,
متأسفانه برخی از پزشکان را داریم که اگر کار هم نکنند، توان آن را دارند که تا پنج نسل بعدی خود را تأمین کنند. اینها هیچ لذتی از زندگیشان نمیبرند. اما برعکس آن، پزشکانی هستند که برای مثال داروی یک بیمار را تهیه کردهاند و یا با هزینه بسیار کم درمانش کردهاند که بازخوردهای این بیماران آنقدر دلنشین است که متأسفانه نسل ما نتوانسته این تجربه را در اختیار پزشکان جوان امروزی قرار دهد. موردی داشتیم که از بندر انزلی آمده و برای پزشک شیرینی آورده بود. لذت خوردن این شیرینی بهتر از غذاهای آنچنانی است. این لذتی است که ما به نسل جدید ندادهایم و به همین خاطر چنین مواردی برایشان خیلی قابل درک نیست.
,
نصف لذت کار ما همین مسائل معنویت است که اکنون کمرنگ شده. همه کار پزشکی باید معنویت باشد. شما در کجای دنیا شنیدهاید یک پزشک مشکل مالی داشته باشد...! پزشکها همیشه خوب زندگی کردهاند.
,
پزشکانی هستند که برای مثال داروی یک بیمار را تهیه کردهاند و یا با هزینه بسیار کم درمانش کردهاند که بازخوردهای این بیماران آنقدر دلنشین است که متأسفانه نسل ما نتوانسته این تجربه را در اختیار پزشکان جوان امروزی قرار دهد.
,
چرا به ایران بازگشتید؟
, چرا به ایران بازگشتید؟,
وقتی به خارج از کشور رفتم برنامهام این بود که برگردم. در حال حاضر فکر میکنم ارتباطم را با مرکز تحقیقاتی اعصاب در آلمان نگه دارم اما در اینجا باشم و این موضوع برای این مرکز خیلی بهتر است تا اینکه بخواهم ارتباطم را قطع کنم و صرفاً اینجا باشم. در این راستا بنا داریم یک برنامهPHD مشترک بین این مرکز و مرکزی که در آلمان مستقر است، برگزار کنیم. بودن بنده در آلمان باعث میشود که فرصتهایی برای این مرکز به وجود آید.
,
زمانی که میرفتید به این فکر نمیکردید که سیستم بهداشت و درمان، شما را به سختی در سیستم سلامت کشور بپذیرد؟ موقع برگشتن از آلمان با این معضل روبرو شدید؟
, زمانی که میرفتید به این فکر نمیکردید که سیستم بهداشت و درمان، شما را به سختی در سیستم سلامت کشور بپذیرد؟ موقع برگشتن از آلمان با این معضل روبرو شدید؟,
,
همان موقع هم که از کشور رفتیم با دل خوش نرفتیم. سیستم بهداشت و درمان ما یک سیستم قدیمی و کهنه است. در این سیستم هم مثل همه سیستمها سخت سرویس میدهند یعنی مشکل سازند. سیستم کمک کننده نیست. برای مثال در کشورهای اروپایی سیستمهای مدیریتی سیستمهایی هستند که حمایت و فرآیند کار را تسهیل میکنند. اینجا برعکس است. یکی از دلایلی که من به دانشگاههای علوم پزشکی نرفتم همین موضوع بود. حداقل این است که در این بیمارستان یک سیستم مستقل وجود دارد.
سیستم دانشگاهها خیلی سخت جلوی کارها را میگیرند، سیستمهای بوروکراتیک و بیبرنامهای هستند. خیلی از بچهها را میشناسم که در این جور سیستمها بودند اما مجبور شدند به خارج از کشور برگردند. سیستمی وجود ندارد که تشخیص بدهد برای مثال این فرد میتواند در این سیستم مؤثر باشد و امکانات در اختیارش بگذارند یا خیر.
,
,
بنده این مشکلات را موقع رفتن از ایران میدانستم و موقع برگشتن هم این مشکلات وجود داشت. مشکلاتی که موقع رفتن بود، هنوز هم وجود دارد و حل نشده؛ مدارک ما را هنوز ندادند. این از جمله موضوعاتی است که باید قبول کنیم در کشور ما وجود دارد. شیون و ناله هم ندارد. وقتی فردی سقف خانهاش چکه میکند، گریه و زاری نمیکند و یا بر این عقیده نیست که چون سقف خانهام چکه میکند پس در خانه نمیآیم...! باید فکری برای سقف این خانه کرد.
,
,
همان موقع هم که از کشور رفتیم با دل خوش نرفتیم. سیستم بهداشت و درمان ما یک سیستم قدیمی و کهنه است. در این سیستم هم مثل همه سیستمها سخت سرویس میدهند یعنی مشکل سازند. سیستم کمک کننده نیست. بنده این مشکلات را موقع رفتن از ایران میدانستم و موقع برگشتن هم این مشکلات وجود داشت. مشکلاتی که موقع رفتن بود، هنوز هم وجود دارد و حل نشده.
,
,
البته این سیستم در بیمارستان خاتم کمتر است و من از این چند سالی که در اینجا بودم، راضی هستم چرا که مهمترین کارمان این بود که ۱۲ تا ۱۳ محقق اعصاب را آموزش دهیم. اینها محققین بسیار خوبی هستند که برخی از آنها همچنان در این مرکز تحقیقاتی مشغول پروژههای بسیاری هستند و برخی هم در دانشگاههای علوم پزشکی مختلف بر روی مقالات بسیار عالی کار میکنند. همین موضوع باعث میشود پایه علمی کشور قوی شود. خودم از این موضوع بسیار خوشحال هستم و فکر میکنم میتوانیم تا ده سال دیگر ۷۰ تا ۸۰ محقق نو ساینس را تحویل جامعه پزشکی فرهیخته بدهیم و دیگر آینده کشور به لحاظ علوم اعصاب تأمین است.
به نظر شما چه فکری باید برای رفع چکیدن آب از سقف این خانه کرد؟
,
, به نظر شما چه فکری باید برای رفع چکیدن آب از سقف این خانه کرد؟,
,
باید کسی را آموزش دهیم که کارش گرفتن چکه سقف باشد. به طوری که او هم همین کارهایی که ما اکنون در سیستم بهداشت کشور میکنیم را با روشهای پیشرفته دنیا اداره کند.
,
اجرای طرح تحول سلامت مهمترین کاری بود که اخیرا درسیستم بهداشت و درمان کشور انجام شد به نظرتان این برنامه باخورد خوبی خواهد داشت یا جزء همان سقف چکه دار حساب میشود؟
, اجرای طرح تحول سلامت مهمترین کاری بود که اخیرا درسیستم بهداشت و درمان کشور انجام شد به نظرتان این برنامه باخورد خوبی خواهد داشت یا جزء همان سقف چکه دار حساب میشود؟,,
اینکه بگوییم چون از یک طرح نقد میشود پس مشکل دارد، درست نیست. اتفاقاً این عقیده هم جزو همان چکه کردن هاست. طرح که باید انجام شود. طرحهایی که در کشور در حال اجرا است طرحهای خوبی بوده است. این نبوده که سیستم بهداشتی ما هیچ کاری نکرده باشد، اگر هیچ کاری نمیکرد که میشدیم مثل افغانستان!
,
طرحها باید خوب شود، اجازه نقد داده شود. نقدها انجام شود. از طرفی از طرحها حمایت کنیم. هیچ وقت نباید اینطور برخورد کنیم که این طرح که عیب دارد، نباید انجام شود. منتهی نکته اصلی این است که اولاً از تمام نقدها برداشت خوب شود. ما پزشک ایرانی خوب در دنیا بسیار داریم. دقت کنید از چند درصد این نیروهای خوب در اجرای این طرحها و برنامههای داخلی استفاده میکنیم. برای مثال در زمینه مسائل بهداشتی خیلی از آدمهایی که در بهترین سیستمهای بهداشتی دنیا کار میکنند، ایرانی هستند. از سوی دیگر اینکه آیا طرحی را که میخواهیم اجرا کنیم، از دید کشوری دیگری که این طرح را ۲۰ سال پیش برگزار کرده، نظرخواهی کنیم که آنها در اینباره چه کردهاند!؟
,
برای مثال من اینجا نشستهام و یک یا دو نفر همانند شما میآیند به من میگویند شما فرهیخته هستید، من هم یک احساسی در درونم غلیان میکند که دیگر هیچ کسی را آدم حساب نمیکنم. مشکل سیستم بهداشتی ما این است که یک نفر با یک گروه که ممکن است خیلی هم آدمهای خوبی باشند، بر سرکار میآیند و صرفاً آنها فکر میکنند و تصمیم میگیرند اما از پتانسیل کل کشور استفاده نمیکنند. از پتانسیل کل ایرانیان استفاده نمیکنند و بعد این باعث میشود که مشکلات یا دیرتر حل شود و یا حل نشود. ما آدمهای خوب و توانمندی را در مسائل پزشکی داریم؛ این گروههایی که اکنون وارد سیستم بهداشت و درمان شدهاند، خوب هستند و به نظر میرسد از گروههای قبلی توامندترند اما باز هم هیچ وقت در چند دهه اخیر از تمام پتانسیل استفاده نکردیم و گرنه طرح را که ارائه میدهند خوب است و باید اجرا شود. از طرفی یک سری از مشکلات هم به سیستمهای سلامت و بهداشت ما برنمیگردد، در واقع کشور ایراد دارد.
,
مشکل سیستم بهداشتی ما این است که یک نفر با یک گروه که ممکن است خیلی هم آدمهای خوبی باشند، بر سر کار میآیند و صرفاً آنها فکر میکنند و تصمیم میگیرند اما از پتانسیل کل ایرانیان استفاده نمیکنند و بعد این باعث میشود که مشکلات یا دیرتر حل شود و یا حل نشود
,
,
در نظام درمان کشوری همانند آلمان، همه بیمه سلامت هستند. هر کس یک کارت دارد. حالا هر وقت مریض شود با ارائه همان کارت به صورت رایگان درمان میشود یعنی اصلاً فکری بر این مبنا وجود ندارد که اکنون به بیمارستان بروم، پول و مخارج را چه کار کنم. منتهی در آن کشور مشخص است که هر کس چقدر درآمد دارد. بر اساس درآمد، مالیات میدهند و از سهم مالیات، افراد را بیمه میکنند. در کشور ما تا وقتی مشخص نشود که کسی درآمدش چقدر است که براساس آن بخواهند از او بیمه بگیرند، همچنان سیستم ما همین خواهد بود و هیچ وقت حل نمیشود. این موارد به سیستم مربوط نیست. بلکه مشکلات سیستم کل کشور باید حل شود. این کار مربوط به یک نفر در طول یک ماه و یا ۱۰ سال نیست. کاری است که باید همه یک گوشه آن را بگیرند.
,,
انتهای پیام/خ
]
ارسال دیدگاه