تحریفات عاشورا 2017!

جای خالی تدریس فلسفه سیره حسین(ع) در دانشگاه‌ها

جای خالی تدریس فلسفه سیره حسین(ع) در دانشگاه‌ها
در روزگار ما این انحراف آشکاری از فرهنگ عاشوراست که اندیشه‌های «دیگران» در اخلاق و سیاست و اقتصاد، بر صدر نشسته و ملاک عمل قرار می‌گیرد اما اندیشه حسین(ع)، اندیشه‌ای تزئینی و البته «معنوی!» است که چندان مجال بروز در جامعه و سیاست را نیافته است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ بازگشت به خویشتن و گزاره‌های اعتقادی-فکری خویش، به ویژه با هدف مفهوم‌سازی در حوزه علوم انسانی، مسأله‌ای است که در ضرورت آن تدقیق‌ها کرده‌اند و سخن‌های بسیار گفته‌اند اما با این وجود قشر جوان دانشجو، هنوز از نتایج دریافتن این ضرورت بی‌بهره بوده است. امروز تدریس اندیشه‌های اندیشمندان به اصطلاح مدرن به ویژه در حوزه علوم انسانی، در دانشگاه‌های ما، عرصه را برای عرضه دیگر اندیشه‌ها تنگ کرده است و بی‌مقدمه باید پرسید پرداختن به روش‌شناسی و به طور کلی اندیشه هریک از بزرگان دینی-فکری ما چقدر در مجامع دانشگاهی جدی گرفته می‌شود؟

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

تأکید می‌شود که سخن بر سر ساحت‌های عمومی نیست؛ چه آن‌که قرآن-به عنوان ارجمندترین و مقدس‌ترین متن دینی- در این ساحت‌ها، ابزاری است که به آن سوگند می‌خوریم، پیش از مسافرت از زیر آن عبور می‌کنیم، هنگام ازدواج به صورت تزئینی آن را مقابل صورت می‌گیریم و «بله» را می‌گوییم و پس از ورود به خانه جدید با آینه روی طاقچه می‌گذاریمش که گفته‌اند شگون دارد! و وقتی با مقدس‌ترین کتاب خود چنین می‌کنیم، انتظار عام بیهوده‌ای است سخن گفتن از ضرورت پرداختن روش‌مند به اندیشه‌های بزرگانی همچون حسین(ع)...

,

نیز تأکید می‌شود که مقصود، درپیچیدن با شاعرانگی‌ها نیست و نمی‌پرسیم که این گزاره که «حسین(ع) عقل سرخ است» را چرا در دانشگاه‌ها تبیین و تفسیر نمی‌کنند! سخن بر سر قشر پژوهنده، و مقصود پرداختن به وجوه فلسفی-عقلانی اندیشه‌های بزرگانی همچون حسین(ع) است. و می‌دانیم که این در برابر آن‌چه که «حسین» است بسی ناچیز است؛ اما پرداختن به این وجه می‌تواند بیش از آن‌چه تا کنون بوده، مجالی برای اندیشیدن مشترک جهانی به اندیشه‌های حسین(ع) فراهم آورد...

,

جای خالی تدریس فلسفه سیره حسین(ع) در دانشگاه‌ها

, جای خالی تدریس فلسفه سیره حسین(ع) در دانشگاه‌ها,

مسلم است که در این رویکرد، بازشناسی روش و سیره اخلاقی-عملی حسین(ع) نیز مورد توجه بسیار قرار می‌گیرد و در همین روش‌هاست که اندیشه‌ها و تئوری‌های بسیاری مستتر است. بی‌گمان سیره حسین(ع) بیش از آن‌چه که از اندیشه فلاسفه شهیری همچون کانت و هگل و هابرماس در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود، سخن برای گفتن دارد و ما البته باید اولا سپاسگزار بازماندگان کاروان حسین(ع) باشیم که در خفقان تبلیغاتی شامیان، در برابر مزدوران قدرت‌های وقت دست به افشاگری و بیدارسازی زدند و حیات اندیشه حسین(ع) را تضمین کردند و ثانیا باید سپاسگزار بزرگانی همچون مطهری و شریعتی باشیم که به ما پند دادند که قرائت ما از ماده مخدری به نام حسین(ع) باید تغییر کند؛ چراکه حسین(ع)، تنها یک نام نیست، که یک فرهنگ است...فرهنگی که می‌توان در عمل از آن بهره برد و آن را به صحنه‌های حقیقی زندگی کشاند.

,

ما در این روزگار البته بخت‌یار بوده‌ایم که نمونه‌های اجرایی و عملی توجه به فرهنگ حسینی را به چشم بنگریم؛ چنان‌که اثرات نگاه حسینی را در انقلاب اسلامی و متعاقبا در دفاع مقدس خوانده‌ایم و آنان که این دو واقعه را به چشم ندیده‌اند، دست‌کم نبرد سی‌و‌سه‌روزه لبنان را به خاطر دارند که با نام حسین(ع) عجین شده بود. 
هم از این‌روست که پیامبر اسلام(ص)، حسین(ع) را در گزاره‌ای یقینی، مصباح هدایت خواند و با این توصیف، طریقه حسین(ع) را از تصور خطا بودن، پیراست.

,
,

یک انحراف بزرگ در روزگار ما

, یک انحراف بزرگ در روزگار ما,

با همه این تفاسیر، باید گفت در روزگار ما این انحراف آشکاری از فرهنگ عاشوراست که اندیشه‌های «دیگران» در اخلاق و سیاست و اقتصاد، بر صدر نشسته و ملاک عمل قرار می‌گیرد اما اندیشه حسین(ع)، اندیشه‌ای تزئینی و البته «معنوی!» است که چندان مجال بروز در جامعه و سیاست را نیافته است.

,

محسن حسن زاده

,

انتهای پیام/س

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه