یادداشت؛

مثلث موفقیت آموزش وپرورش؛ والدین، فرزندان و مسئولان

مثلث موفقیت آموزش وپرورش؛ والدین، فرزندان و مسئولان
برای مشکلات بوجود آمده در جامعه ی کنونی ما و خطراتی که پیش روی خانواده و فرزندانمان است،هیچ کسی حق ندارد گناه و کوتاهی در انجام وظایف خود را به گردن دیگری بگذارد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کلاس بیست؛ «اسماعیل تقی زاده» استاد دانشگاه فرهنگیان و رئیس سابق آموزش و پرورش کلاله در یادداشتی نوشت: سال تحصیلی جدید 97-1396 آغاز گردیده است و دوباره،کوچه ها و خیابان های شهر و روستاهایمان،لبریز از عطر دل انگیز قدم های پاک پسران و دختران عزیزمان شده که در پی کسب دانش و معرفت،به سوی کلاس های درس مدرسه و دانشگاه،روانه می شوند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کلاس بیست؛,

آنان نزدیک به سه ماه از تابستان خود را به ظاهر از کتاب و درس و مطالعه دور بوده اند.اگرچه برای برخی از ایشان،تعطیلی و استراحت، معنا و مفهومی نداشته است و ندارد.برخی به دنبال مطالعه ی بیشتر و گذراندن کلاس های علمی تقویتی و جبرانی و کنکور رفته اند.

 عدّه ای هم در پی کسب مهارت های فنّی و حرفه ای و بعضی هم به دنبال کمک خرج بودن خانه و کمک به وضعیّت اقتصادی خانواده.برخی هم فقط خواب و خوراک و استراحت و تفریح.

به هرحال،فرقی نمی کند.اقتضای سنّ و سال کودکی،نوجوانی و جوانی است و شرایط فعلی روزگار ما این است.اگرچه،همه ی ما پدران و مادران نیز این دوران را سپری کرده ایم و اخلاق و رفتارمان،کم و بیش، بی شباهت به وضعیّت کنونی فرزندانمان است امّا تفاوت های بسیاری هم وجود دارد.در نوع پوشش،سلیقه های غذایی و ذائقه های جدید، امکانات و شرایط تحصیلی متفاوت و ... همگی نشان از گذر نسل جدید از نسل پیشین و نگاه ها،باورها و انتظارات تازه از زندگی است.

به نظر می رسد،بین نسل گذشته،نسل کنونی و نسل آینده ای که رو به شکل گیری است،اختلافات فکری و رفتاری آشکاری در حال بروز و ظهور است.

وقتی چهارده قرن پیش،مولای متّقیان،حضرت علی (ع) خطاب به مردم عصر خود فرمودند: "فرزندانتان را بر آداب خود تربیت نکنید؛چرا که آنها برای[آینده و]زمانی غیر از زمان شما آفریده  شده اند." (ابن ابی الحدید،معتزلی،شرح نهج البلاغه،ج۲۰، ص۲۶۷) لزوم توجّه جدّی به بنیان های خانه و خانواده دیده می شود.

برای مشکلات بوجود آمده در جامعه ی کنونی ما و خطراتی که پیش روی خانواده و فرزندانمان است،هیچ کسی حق ندارد گناه و کوتاهی در انجام وظایف خود را به گردن دیگری بگذارد.

همگی مان در بوجود آوردن مشکلات جامعه و بویژه کوتاهی در انجام وظایف نسبت به نسل کودک،نوجوان و جوانمان مقصّریم و هر کسی می بایست به سهم خود،بار این غفلت از مشکلات را بر دوش بکشد،با شهامت آنرا بپذیرد و البتّه به دنبال برطرف نمودن و حلّ مشکلات باشد.

یک ضلع این مثلّث،خانه و خانواده و تربیت مناسب و برخوردهای کلامی و رفتاری پدران و مادران است.

پدر و مادری که تا پاسی از نیمه شب،در میهمانی این و آن هستند و یا میهمانی می دهند(این سخن نه بدان معناست که از روابط اجتماعی و صله ی ارحام دوری کنیم.چرا که یکی از آموزش های مناسب روابط اجتماعی،دید و بازدید اقوام و آشنایان و دوستان و به معنایی وسیع تر،صله ی ارحام است. منظور،میهمانی های بیش از حد و خارج از عُرف است) و یا تا بامدادان،در پای تلویزیون و یا ماهواره می نشینند و از شبکه ای به شبکه ای دیگر،نگاهشان و حواسشان قطع نمی شود،چگونه  می توانند فرزندانشان را صبح اوّل وقت و با فراهم نمودن صبحانه ای مختصر،راهی مدرسه و دانشگاه نمایند؟!

و آن دانش آموز یا دانشجویی که تا پاسی از شب یا دمدمه های صبح،با پدر و مادرش به بیداری گذرانده،چگونه می تواند به مطالعه و یا انجام تکالیف درسی اش بپردازد و در کلاس درس،با چشمانی خواب آلوده و جسمی خسته و فرسوده،به سخنان معلّم و استادش گوش فرادهد و مطلبی را بیاموزد؟!

پدر و مادری که به هر مناسبتی و برای در امان ماندن از گریه ها و بهانه جویی ها و لجبازی های فرزندانشان،امتیازات غیرمنطقی و شگفت آوری را در سبد انتظارات نامعقول جگرگوشه هایشان  می گذارند تا به خیالی واهی و با استدلاهایی همچون: سرخورده نشدن جلوی دوستان،کم نیاوردن و فخرفروشی در برابر اقوام و بستگان و یا ترغیب و تحریک برای ادامه ی تحصیل و موفّقیّت درسی و یا عدم بهانه جویی و پرخاشگری،آبی بر آتش خواسته های نامربوط و نامعقول و توقّعات بیش از حدّ فرزندانشان بریزند،چگونه قادر خواهند بود سنگرهای مقاومت در برابر زیاده خواهی های آنان را از دست ندهند و سر تسلیم در برابرشان فرود نیاورند؟!

از همه ی اینها که بگذریم،برخی خصایص و رفتارهای نامناسب والدین،تأثیر بسیار نامناسبی در شکل گیری شخصیّت فرزندانشان در مدرسه و دانشگاه و بطور کلّی،در میان مردم و جامعه می گذارد. از جمله: دروغ و دروغ گویی و ترویج و تأکید بر جملاتی غیرواقعی در محیط خانواده،عدم رعایت بهداشت فردی و عمومی و پاکیزه نگه نداشتن محیط زیست،عدم رعایت پوشش مناسب،حتّی در حریم خانه و خانواده و در مقابل چشمان فرزندان،اگرچه هنوز به سنّ بلوغ و تشخیص نرسیده باشند و نیز بی توجّهی به آراستگی ظاهری و فردی،بکار بردن کلمات و عبارات زشت و رکیک و ناشایست نسبت به یکدیگر در محیط خانه،عدم اعتماد به یکدیگر و نداشتن روحیّه ی شادی و نشاط در خانواده،ترویج فرهنگ غلط چشم و همچشمی و یا بدبینی به دیگران با نگاه حسادت و ... می تواند در تأثیرپذیری فرزندان از رفتارهای غلط ما والدین و ترویج و گسترش و نشان دادن آن در محیط تحصیل و اجتماع،سهم بسیار زیادی داشته باشد.

به نظر می رسد ما پدران و مادران در وضعیّت فعلی جامعه ی امروزمان،برای تربیت فرزندانمان،راهی بسیار سخت و طاقت فرسا در پیش رویمان داریم.

آغاز سال تحصیلی جدید،فرصت مناسبی برای بازنگری در برخی رفتارها و برنامه های نامناسب اولیای عزیزی است که همه چیز خود را فرزندانشان می دانند و تمام سعی و تلاششان برای خوشبختی و سعادت آنان است.

- دوست بودن با فرزندان،بهترین روش برای ایجاد رابطه ای عاطفی، صمیمانه و مؤثّر در حلّ مشکلات و معضلات احتمالی پیش روی دختران و پسران عزیزمان است.
- پایین آوردن سطح انتظارات و توقّعات فرزندان و مقاومت در برابر زیاده خواهی های آنان(در مسائلی همچون: امکانات رفاهی، پوشاک، خوراک و...)،با هدف تربیت و پرورش سالم و سازنده ی ایشان برای روزها و سال های سخت در آینده است.

- ارتباط مداوم خانه و مدرسه و جویا شدن وضعیّت اخلاقی، رفتاری و علمی فرزندان،با مراجعه مستمر به محلّ تحصیل آنان.

- محدود نمودن استفاده ی بی رویّه و مستمر از تماشای تلویزیون در خانه و در عوض،اختصاص زمان بیشتر اعضای خانواده برای باهم بودن.

- حذف گوشی تلفن همراه از سبد خانه و خانواده تا 15سالگی و محدودیّت و کنترل گوشی تلفن همراه فرزندان 15سال به بالا.

متأسّفانه،استفاده ی بی رویّه و نابجا از تلویزیون و تلفن همراه، موجب بروز مشکلات فراوان و سدّی محکم در برابر تلاش ها و توانمندی های سالم جامعه ی امروزی و نسل فعلی نوجوانان و جوانان گردیده و عقب ماندگی علمی،فرهنگی و اخلاقی را به دنبال داشته است.

- کنترل و محدودیّت استفاده از وسایل رایانه ای از قبیل: لپ تاپ، کامپیوتر و تبلت و عدم اجازه به فرزندان در استفاده از بازی های خشن رایانه ای.

- تأکید و تشویق فرزندان به آموختن رشته های فنّی و مهارتی در کنار درس و مدرسه و بویژه در طول تابستان با هدف آماده سازی برای ورود به زندگی اجتماعی در آینده ای نزدیک.

ضلع دیگر این مثلّث،خود پسران و دختران و به زبانی، دانش آموزان و دانشجویان کنونی ما هستند.آنها می بایست بر این نکته واقف باشند که سطح انتظارات و توقّعاتشان از والدینشان،باید بر اساس شرایط اقتصادی،فرهنگی،اجتماعی و توانمندی های فردی شان باشد. ضمن آنکه اگر به دنبال توانایی خود در میان همسالان و همنوعان و در اجتماع هستند،لازم است دانایی شان را افزایش دهند. چرا که:  " توانا بُوَد،هرکه دانا بُوَد / ز دانش،دل پیر،بُرنا بُوَد"

ضلع آخر این مثلّث،نگاه دلسوزانه ،مدبّرانه و مسئولانه ی مسئولین کشور است.فرقی نمی کند.می خواهد مسئول عالی رتبه در تهران باشد یا استان یا شهرستان.

اگر قرار باشد مسئولین ما،سنگ نگرانی برای آینده کودکان و نوجوانان و جوانان این سرزمین و در معنایی وسیع تر،سنگ نگرانی ایران را به سینه بزنند و فقط در حدّ کلام و شعار،اکتفا نمایند و دلخوشی شان به برگزاری جلسات و همایش های نمادین و ظاهری و پُرزرق و برق باشد و دیگر هیچ،باید منتظر شکاف و گُسست این سه ضلع و دوری آنها از یکدیگر باشیم. شکافی که هر روز عمیق تر و نگران کننده تر می شود.

- وقتی در شهرستان های کمتر توسعه یافته ای همچون کلاله،گالیکش، مراوه تپّه،مینودشت و ... هیچ فرصت تفریحی سالم و سازنده و یا امکانات سرگرم کننده ی مناسب،برای نسل امروزمان به چشم نمی خورد...

- وقتی با وجود زمین های فراوان در سطح شهرستان و حومه ی آن،از کمترین امکانات سرگرمی و تفریحی،خبری و اثری نیست و به عنوان مثال،حتّی یک پیست موتور سواری یا دوچرخه سواری برای خیل عظیم علاقمندانش وجود ندارد تا انرژی سرشار خود را تخلیه نمایند،حتماً باید نظاره گر تک چرخ زدن و حرکات نمایشی نامناسب و خطرناکشان در سر کوچه و خیابان و چهار راه های شهر و روستایمان باشیم...

- وقتی از برنامه های فرهنگی و هنری سالم و شاداب و سرزنده در شهرمان هیچ خبری و اثری نیست،قطعاً ردّپای دختران و پسرانمان را در مجالس نامتعارف و مخفیانه باید ببینیم و بدون شک،باید منتظر نسلی افسرده،غمگین و عصبی باشیم...

- وقتی پسران و دخترانمان از کمترین امکانات ورزشی هم محروم هستند،حتماً باید منتظر بحث و جدال های بیهوده و دعواهای خانوادگی و خیابانی باشیم و یقیناً باید آدرس حضور و سراغشان را در تنگه ی مینودشت و چشمه ی آقسو و دریاچه ی مصنوعی گنبد و ناهارخوران گرگان و... بگیریم که قلیان بدست،به ما بزرگترها لعن و نفرین می کنند و هیچ اعتبار و ارزشی هم برای حرفهایمان قائل نیستند و ...

یک روی سخن نیز با جامعه ی عزیز فرهنگیان و مدیران و معلّمین دلسوز و سخت کوش است.برای تعلیم و تربیت دانش آموزانمان که همچون فرزندانمان برایمان عزیز هستند، باید بجا و مناسب سختگیری نمود.درسمان را با زمزمه ی محبّت و عشق و انسانیّت همراه سازیم تا " اطفال گریز پای را جمعه به مکتب بیاوریم ".

اگر هم کسی اهمیّت درس خواندن را ندارد،نمره ی بیهوده به او دادن و او را به پایه و کلاسی بالاتر فرستادن،خطایی بس بزرگ و نابخشودنی است.چرا که درباره ی چنین کسانی اگر اغماض شود و کوتاهی و بی تفاوتی در علم و اخلاق و معرفتشان نادیده گرفته شود،ظلم به انسانیّت و سرزمین عزیزمان ایران است.

قرار نیست که همه ی دانش آموزان،تحصیلات و مدارج علمی عالی رتبه ی دانشگاهی را کسب نمایند و در اداره و ارگانی، کارمند و حقوق بگیر دولت بشوند !!

مشاغل و حرفه های فراوانی هست که با گذراندن تحصیلات اوّلیّه و کسب مهارت های لازم، می توانند نیازهای جامعه را فراهم نموده و برای صاحبان آن مشاغل،بسیار سودمند باشند.

یادمان باشد،اگر در نظام آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت هر سرزمینی کوتاهی بشود،به مثابه آن ضرب المثل معروفی خواهد بود که گفته شده:

" اشتباه یک پزشک،در زیر خاک دفن می شود...

اشتباه یک مهندس، بر روی خاک سقوط می کند...

امّا اشتباه یک معلّم،بر روی خاک راه می رود و جهانی را به نابودی می کشاند..."

اسماعیل تقی زاده

انتهای پیام/

,

آنان نزدیک به سه ماه از تابستان خود را به ظاهر از کتاب و درس و مطالعه دور بوده اند.اگرچه برای برخی از ایشان،تعطیلی و استراحت، معنا و مفهومی نداشته است و ندارد.برخی به دنبال مطالعه ی بیشتر و گذراندن کلاس های علمی تقویتی و جبرانی و کنکور رفته اند.

,

 عدّه ای هم در پی کسب مهارت های فنّی و حرفه ای و بعضی هم به دنبال کمک خرج بودن خانه و کمک به وضعیّت اقتصادی خانواده.برخی هم فقط خواب و خوراک و استراحت و تفریح.

,

به هرحال،فرقی نمی کند.اقتضای سنّ و سال کودکی،نوجوانی و جوانی است و شرایط فعلی روزگار ما این است.اگرچه،همه ی ما پدران و مادران نیز این دوران را سپری کرده ایم و اخلاق و رفتارمان،کم و بیش، بی شباهت به وضعیّت کنونی فرزندانمان است امّا تفاوت های بسیاری هم وجود دارد.در نوع پوشش،سلیقه های غذایی و ذائقه های جدید، امکانات و شرایط تحصیلی متفاوت و ... همگی نشان از گذر نسل جدید از نسل پیشین و نگاه ها،باورها و انتظارات تازه از زندگی است.

,

به نظر می رسد،بین نسل گذشته،نسل کنونی و نسل آینده ای که رو به شکل گیری است،اختلافات فکری و رفتاری آشکاری در حال بروز و ظهور است.

,

وقتی چهارده قرن پیش،مولای متّقیان،حضرت علی (ع) خطاب به مردم عصر خود فرمودند: "فرزندانتان را بر آداب خود تربیت نکنید؛چرا که آنها برای[آینده و]زمانی غیر از زمان شما آفریده  شده اند." (ابن ابی الحدید،معتزلی،شرح نهج البلاغه،ج۲۰، ص۲۶۷) لزوم توجّه جدّی به بنیان های خانه و خانواده دیده می شود.

,

برای مشکلات بوجود آمده در جامعه ی کنونی ما و خطراتی که پیش روی خانواده و فرزندانمان است،هیچ کسی حق ندارد گناه و کوتاهی در انجام وظایف خود را به گردن دیگری بگذارد.

, برای مشکلات بوجود آمده در جامعه ی کنونی ما و خطراتی که پیش روی خانواده و فرزندانمان است،هیچ کسی حق ندارد گناه و کوتاهی در انجام وظایف خود را به گردن دیگری بگذارد.,

همگی مان در بوجود آوردن مشکلات جامعه و بویژه کوتاهی در انجام وظایف نسبت به نسل کودک،نوجوان و جوانمان مقصّریم و هر کسی می بایست به سهم خود،بار این غفلت از مشکلات را بر دوش بکشد،با شهامت آنرا بپذیرد و البتّه به دنبال برطرف نمودن و حلّ مشکلات باشد.

,

یک ضلع این مثلّث،خانه و خانواده و تربیت مناسب و برخوردهای کلامی و رفتاری پدران و مادران است.

, یک ضلع این مثلّث،خانه و خانواده و تربیت مناسب و برخوردهای کلامی و رفتاری پدران و مادران است.,

پدر و مادری که تا پاسی از نیمه شب،در میهمانی این و آن هستند و یا میهمانی می دهند(این سخن نه بدان معناست که از روابط اجتماعی و صله ی ارحام دوری کنیم.چرا که یکی از آموزش های مناسب روابط اجتماعی،دید و بازدید اقوام و آشنایان و دوستان و به معنایی وسیع تر،صله ی ارحام است. منظور،میهمانی های بیش از حد و خارج از عُرف است) و یا تا بامدادان،در پای تلویزیون و یا ماهواره می نشینند و از شبکه ای به شبکه ای دیگر،نگاهشان و حواسشان قطع نمی شود،چگونه  می توانند فرزندانشان را صبح اوّل وقت و با فراهم نمودن صبحانه ای مختصر،راهی مدرسه و دانشگاه نمایند؟!

,

و آن دانش آموز یا دانشجویی که تا پاسی از شب یا دمدمه های صبح،با پدر و مادرش به بیداری گذرانده،چگونه می تواند به مطالعه و یا انجام تکالیف درسی اش بپردازد و در کلاس درس،با چشمانی خواب آلوده و جسمی خسته و فرسوده،به سخنان معلّم و استادش گوش فرادهد و مطلبی را بیاموزد؟!

,

پدر و مادری که به هر مناسبتی و برای در امان ماندن از گریه ها و بهانه جویی ها و لجبازی های فرزندانشان،امتیازات غیرمنطقی و شگفت آوری را در سبد انتظارات نامعقول جگرگوشه هایشان  می گذارند تا به خیالی واهی و با استدلاهایی همچون: سرخورده نشدن جلوی دوستان،کم نیاوردن و فخرفروشی در برابر اقوام و بستگان و یا ترغیب و تحریک برای ادامه ی تحصیل و موفّقیّت درسی و یا عدم بهانه جویی و پرخاشگری،آبی بر آتش خواسته های نامربوط و نامعقول و توقّعات بیش از حدّ فرزندانشان بریزند،چگونه قادر خواهند بود سنگرهای مقاومت در برابر زیاده خواهی های آنان را از دست ندهند و سر تسلیم در برابرشان فرود نیاورند؟!

,

از همه ی اینها که بگذریم،برخی خصایص و رفتارهای نامناسب والدین،تأثیر بسیار نامناسبی در شکل گیری شخصیّت فرزندانشان در مدرسه و دانشگاه و بطور کلّی،در میان مردم و جامعه می گذارد. از جمله: دروغ و دروغ گویی و ترویج و تأکید بر جملاتی غیرواقعی در محیط خانواده،عدم رعایت بهداشت فردی و عمومی و پاکیزه نگه نداشتن محیط زیست،عدم رعایت پوشش مناسب،حتّی در حریم خانه و خانواده و در مقابل چشمان فرزندان،اگرچه هنوز به سنّ بلوغ و تشخیص نرسیده باشند و نیز بی توجّهی به آراستگی ظاهری و فردی،بکار بردن کلمات و عبارات زشت و رکیک و ناشایست نسبت به یکدیگر در محیط خانه،عدم اعتماد به یکدیگر و نداشتن روحیّه ی شادی و نشاط در خانواده،ترویج فرهنگ غلط چشم و همچشمی و یا بدبینی به دیگران با نگاه حسادت و ... می تواند در تأثیرپذیری فرزندان از رفتارهای غلط ما والدین و ترویج و گسترش و نشان دادن آن در محیط تحصیل و اجتماع،سهم بسیار زیادی داشته باشد.

,

به نظر می رسد ما پدران و مادران در وضعیّت فعلی جامعه ی امروزمان،برای تربیت فرزندانمان،راهی بسیار سخت و طاقت فرسا در پیش رویمان داریم.

,

آغاز سال تحصیلی جدید،فرصت مناسبی برای بازنگری در برخی رفتارها و برنامه های نامناسب اولیای عزیزی است که همه چیز خود را فرزندانشان می دانند و تمام سعی و تلاششان برای خوشبختی و سعادت آنان است.

,

- دوست بودن با فرزندان،بهترین روش برای ایجاد رابطه ای عاطفی، صمیمانه و مؤثّر در حلّ مشکلات و معضلات احتمالی پیش روی دختران و پسران عزیزمان است.
- پایین آوردن سطح انتظارات و توقّعات فرزندان و مقاومت در برابر زیاده خواهی های آنان(در مسائلی همچون: امکانات رفاهی، پوشاک، خوراک و...)،با هدف تربیت و پرورش سالم و سازنده ی ایشان برای روزها و سال های سخت در آینده است.

,
,

- ارتباط مداوم خانه و مدرسه و جویا شدن وضعیّت اخلاقی، رفتاری و علمی فرزندان،با مراجعه مستمر به محلّ تحصیل آنان.

,

- محدود نمودن استفاده ی بی رویّه و مستمر از تماشای تلویزیون در خانه و در عوض،اختصاص زمان بیشتر اعضای خانواده برای باهم بودن.

,

- حذف گوشی تلفن همراه از سبد خانه و خانواده تا 15سالگی و محدودیّت و کنترل گوشی تلفن همراه فرزندان 15سال به بالا.

,

متأسّفانه،استفاده ی بی رویّه و نابجا از تلویزیون و تلفن همراه، موجب بروز مشکلات فراوان و سدّی محکم در برابر تلاش ها و توانمندی های سالم جامعه ی امروزی و نسل فعلی نوجوانان و جوانان گردیده و عقب ماندگی علمی،فرهنگی و اخلاقی را به دنبال داشته است.

,

- کنترل و محدودیّت استفاده از وسایل رایانه ای از قبیل: لپ تاپ، کامپیوتر و تبلت و عدم اجازه به فرزندان در استفاده از بازی های خشن رایانه ای.

,

- تأکید و تشویق فرزندان به آموختن رشته های فنّی و مهارتی در کنار درس و مدرسه و بویژه در طول تابستان با هدف آماده سازی برای ورود به زندگی اجتماعی در آینده ای نزدیک.

,

ضلع دیگر این مثلّث،خود پسران و دختران و به زبانی، دانش آموزان و دانشجویان کنونی ما هستند.آنها می بایست بر این نکته واقف باشند که سطح انتظارات و توقّعاتشان از والدینشان،باید بر اساس شرایط اقتصادی،فرهنگی،اجتماعی و توانمندی های فردی شان باشد. ضمن آنکه اگر به دنبال توانایی خود در میان همسالان و همنوعان و در اجتماع هستند،لازم است دانایی شان را افزایش دهند. چرا که:  " توانا بُوَد،هرکه دانا بُوَد / ز دانش،دل پیر،بُرنا بُوَد"

, ضلع دیگر این مثلّث،خود پسران و دختران و به زبانی، دانش آموزان و دانشجویان کنونی ما هستند.,

ضلع آخر این مثلّث،نگاه دلسوزانه ،مدبّرانه و مسئولانه ی مسئولین کشور است.فرقی نمی کند.می خواهد مسئول عالی رتبه در تهران باشد یا استان یا شهرستان.

, ضلع آخر این مثلّث،نگاه دلسوزانه ،مدبّرانه و مسئولانه ی مسئولین کشور است.,

اگر قرار باشد مسئولین ما،سنگ نگرانی برای آینده کودکان و نوجوانان و جوانان این سرزمین و در معنایی وسیع تر،سنگ نگرانی ایران را به سینه بزنند و فقط در حدّ کلام و شعار،اکتفا نمایند و دلخوشی شان به برگزاری جلسات و همایش های نمادین و ظاهری و پُرزرق و برق باشد و دیگر هیچ،باید منتظر شکاف و گُسست این سه ضلع و دوری آنها از یکدیگر باشیم. شکافی که هر روز عمیق تر و نگران کننده تر می شود.

,

- وقتی در شهرستان های کمتر توسعه یافته ای همچون کلاله،گالیکش، مراوه تپّه،مینودشت و ... هیچ فرصت تفریحی سالم و سازنده و یا امکانات سرگرم کننده ی مناسب،برای نسل امروزمان به چشم نمی خورد...

,

- وقتی با وجود زمین های فراوان در سطح شهرستان و حومه ی آن،از کمترین امکانات سرگرمی و تفریحی،خبری و اثری نیست و به عنوان مثال،حتّی یک پیست موتور سواری یا دوچرخه سواری برای خیل عظیم علاقمندانش وجود ندارد تا انرژی سرشار خود را تخلیه نمایند،حتماً باید نظاره گر تک چرخ زدن و حرکات نمایشی نامناسب و خطرناکشان در سر کوچه و خیابان و چهار راه های شهر و روستایمان باشیم...

,

- وقتی از برنامه های فرهنگی و هنری سالم و شاداب و سرزنده در شهرمان هیچ خبری و اثری نیست،قطعاً ردّپای دختران و پسرانمان را در مجالس نامتعارف و مخفیانه باید ببینیم و بدون شک،باید منتظر نسلی افسرده،غمگین و عصبی باشیم...

,

- وقتی پسران و دخترانمان از کمترین امکانات ورزشی هم محروم هستند،حتماً باید منتظر بحث و جدال های بیهوده و دعواهای خانوادگی و خیابانی باشیم و یقیناً باید آدرس حضور و سراغشان را در تنگه ی مینودشت و چشمه ی آقسو و دریاچه ی مصنوعی گنبد و ناهارخوران گرگان و... بگیریم که قلیان بدست،به ما بزرگترها لعن و نفرین می کنند و هیچ اعتبار و ارزشی هم برای حرفهایمان قائل نیستند و ...

,

یک روی سخن نیز با جامعه ی عزیز فرهنگیان و مدیران و معلّمین دلسوز و سخت کوش است.برای تعلیم و تربیت دانش آموزانمان که همچون فرزندانمان برایمان عزیز هستند، باید بجا و مناسب سختگیری نمود.درسمان را با زمزمه ی محبّت و عشق و انسانیّت همراه سازیم تا " اطفال گریز پای را جمعه به مکتب بیاوریم ".

,

اگر هم کسی اهمیّت درس خواندن را ندارد،نمره ی بیهوده به او دادن و او را به پایه و کلاسی بالاتر فرستادن،خطایی بس بزرگ و نابخشودنی است.چرا که درباره ی چنین کسانی اگر اغماض شود و کوتاهی و بی تفاوتی در علم و اخلاق و معرفتشان نادیده گرفته شود،ظلم به انسانیّت و سرزمین عزیزمان ایران است.

, اگر هم کسی اهمیّت درس خواندن را ندارد،نمره ی بیهوده به او دادن و او را به پایه و کلاسی بالاتر فرستادن،خطایی بس بزرگ و نابخشودنی است.چرا که درباره ی چنین کسانی اگر اغماض شود و کوتاهی و بی تفاوتی در علم و اخلاق و معرفتشان نادیده گرفته شود،ظلم به انسانیّت و سرزمین عزیزمان ایران است.,

قرار نیست که همه ی دانش آموزان،تحصیلات و مدارج علمی عالی رتبه ی دانشگاهی را کسب نمایند و در اداره و ارگانی، کارمند و حقوق بگیر دولت بشوند !!

, قرار نیست که همه ی دانش آموزان،تحصیلات و مدارج علمی عالی رتبه ی دانشگاهی را کسب نمایند و در اداره و ارگانی، کارمند و حقوق بگیر دولت بشوند !!,

مشاغل و حرفه های فراوانی هست که با گذراندن تحصیلات اوّلیّه و کسب مهارت های لازم، می توانند نیازهای جامعه را فراهم نموده و برای صاحبان آن مشاغل،بسیار سودمند باشند.

,

یادمان باشد،اگر در نظام آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت هر سرزمینی کوتاهی بشود،به مثابه آن ضرب المثل معروفی خواهد بود که گفته شده:

,

" اشتباه یک پزشک،در زیر خاک دفن می شود...

,

اشتباه یک مهندس، بر روی خاک سقوط می کند...

,

امّا اشتباه یک معلّم،بر روی خاک راه می رود و جهانی را به نابودی می کشاند..."

,

اسماعیل تقی زاده

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه