۵۰ روز پس از زلزله؛

چادرهایی که همچنان برپاست/ وضعیت اسفبار بهداشتی در روستای ایوق

چادرهایی که همچنان برپاست/ وضعیت اسفبار بهداشتی در روستای ایوق
بعد از گذشته ۵۰ روز از زلزله ایوق شرایط آنگونه که توصیف می شود، ایده آل پیش نمی رود و همچنان ایوقی ها با مشکلات اساسی دست و پنجه نرم می کنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زیتون، 3:45 دقیقه‌ی بامداد دوشنبه ششم شهریور، زلزله‌ای به بزرگی 4.9 ریشتر شهر شربیان در آذربایجان شرقی را لرزاند.  کانون این زلزله روستای ایوق در شهر شربیان گزارش شد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیتون,

اگرچه 4 روستای دولان، ده دولان، بیرینج آباد و اسماعیل آباد از توابع بخش مهربان همچنین در شهر شربیان و دوزدوزان نیز شدت این زمین لرزه را احساس کردند و بعضی منازل مسکونی را با آسیب مواجه کرد اما با این حال تنها روستای ایوق بود که آسیب جدی دید.

,

تعداد مصدومان این زمین لرزه 13 تن بود و 224 خانه آسیب 60 تا 100 در صدی دید. اگرچه کمبود آب، غذا و نان مهم ترین مشکل مردم منطقه در اولین روزهای این زمین لرزه بود اما اکنون با گذشت 50 رو از این حادثه شرایط متفاوت شده است.

,

غبار بر چهره روستا

,

در اولین لحظه حضور در روستای ایوق می توان تکاپو و تلاش مردمان رنج دیده را به عینه دید و حس کرد، اما آنچه که در نگاه اول به چشم می خورد آوارهای تلمبار شده در ورودی روستا و همچنین گوشه و کنار آن است. ساختمان های سرپا ایستاده ولی غبار زده که می توان از چهره اشان خواند که در این 50 روز چه اتفاقات و ماجرا هایی بر سر روستا آمده و چه رنجی اهالی کشیده اند.

,

ورودی روستا وضعیت چندان غیر معمول نیست. گرچه پساب فاضلابی که از وسط کوچه ها می گذرد و به جوی اصلی وسط روستا می ریزد منظره نامناسبی به روستا داده اما با این حال زندگی در این شرایط هم ادامه دارد.

,

با یکی از اهالی روستا همراه می شویم و مارا به حاشیه شرقی روستا راهنمایی می کند. اینجا اما وضعیت با آنچه که در ابتدای ورود به ایوق دیده می شد و با گزارشهایی که بار ها از شبکه استانی پخش شده متفاوت است.

,

, ,

چادرهایی که بعد از 50 روز سرپا هستند

,

با گذشت 50 روز از زمین لرزه همچنان چادرهای زیادی سرپا هستند و تعدادی از اهالی زندگی خود را در همین چادرهای تنگ و تاریک و سرد م گذرانند.

,

یکی از همین چادرنشینان می گوید: شرایط سختی را گذرانده ایم. نزدیک دو ماه است که زندگیمان همین چادر شده. از امکانات اولیه بهداشتی محرومیم.

,

عکسهای یادگاری برخی مسئولین

,

او از کم توجهی مسئولین گلایه دارد و می گوید: بعضی مسئولین متاسفانه با دوربین به سراغ ما می آیند. گویا تنها برای تبلیغات و گرفتن چند عکس یادگاری به ایوق آمده اند. 

,

او از شرایط بد بهداشتی و امکانات نامناسبی که در این مدت داشته تعریف می کند. می گوید 2 ماه است که حمامشان رودخانه روستا شده است و اشاره به پارچه های پاره شده ای می کند که گویا برای خودشان توالت درست کرده اند.

,

, ,

طیق ادعای اهالی، سرویس بهداشتی و حمام اضطراری به روستا منتقل شده اما هیچکدام را در این 50 روز راه اندازی نکرده اند و غیر استفاده مانده.

,

وضعیت اسفبار بهداشتی در روستا

,

زباله ها اطراف چادرها و حیوانات و فضولاتشان بوی تعفن غیر قابل تحملی به منطقه داده که امکان توقف بیش از چند دقیقه را غیر ممکن می کند. کمی آن طرف تر و زیر درخت پدر خانواده دار قالی را برقرار کرده و اهل خانواده مشغول کارند. عجیب است که در این سرما که سقف بالای سرشان تنها آسمان آبیست توانسته اند بیرون چادرهایشان دوام بیاورند.

,

تار و پود زندگی زیر باران

,

اما ظاهرا تنها شغل و داراییشان همین دار قالی و قالیبافیست و با آن امرار معاش می کنند که این حادثه زندگی طبیعیشان را به کل مختل کرده و اکنون مجبورند بدون سر پناه به فعالیتشان ادامه دهند.

,

, ,

گذشته از مسائل بهداشتی که می تواند مشکلات جبران ناپذیری برای اهالی و منطقه به همراه داشته باشد، سرما و نبود جانپناه مناسب مشکل اساسی دیگریست که اهالی از آن گلایه دارند.

,

نبود برق و مشکلاتی که سرما ایجاد کرده

,

یک از زنان روستا که دو ماه است در چادر زندگی می کند از سرمای استخوان سوز و نبود برق و لوازم گرمایشی می گوید. نبود برق اضطراری در اطراف چادرها موجب شده تا اهالی نتوانند از لوازم گرمایشی استفاده کنند و همین امر موجب شده تا سرماخوردگی، بیماری شایع در بین چادرنشینان باشد.

,

, ,

کانکس های اسکان موقت هم دو سه روزیست که به روستا رسیده اما همچنان کنار دیوارهای فروریخته روستا بدون استفاده مانده اند. نبود نصاب مشکل اصلی روستاییان برای نصب و راه اندازی اسکانهای موقتشان برای زمستان است. کل کانکسهای مورد نیاز برای همه روستا 20 تا 30 عدد است که در این 50 روز هنوز نصب شده اند.

,

وامهای پرماجرا و شرکت های بیمه ای که دو ماه است همچنان ارزیابی می کنند

,

از کنار چادرهایی که زندگی در داخل هرکدام به نحوی سپری می شود، می گذریم و به سمت مرکز روستا حرکت می کنیم. شرایط در آنجا در نگاه اول امید بخش است. ستونهای برافراشته و دیوارهای نیمه کاره منظره متفاوتی به روستا داده است. با دیدنمان بیل و کلنگ را زمین می گذارند و اطرافمان جمع می شوند. هرکدام از موضوعی گلایه دارند. حرف اکثرشان وامهاییست که هنوز وصول نشده و یا بخش اندکی از آن پرداخت شده است.

,

, ,

بعضی اهالی هم بر سر خانه فروریخته ای که هنوز کلنگی هم به زمینش نزده اند ایستاده و نظاره گرند. جویای حال که کردیم  متوجه مشکلاتشان می شویم. خانه هایشان بیمه است اما هنوز خبری نیست. گویا کارشناسان بیمه از منازلشان بازدد دید کرده اند ولی در این دو ماه هنوز تکلیفشان را روشن نکرده اند و همین موضوع باعث شده تا نتوانند ساخت و سای را شروع کنند.

,

کمکهای مردمی از سوی خیرین گره گشای کار

,

روستاییان هر کدام مشکلات مختلفی دارند ولی یک نام مشترک است که تقریبا بر سر زبان اهالیست. حاج مرتضی، نامی که از زمان ورودمان به روستا زیاد شنیده ایم. کمکهای مردمی که از سوی بازاریان تهران نشین و کرج نشین به سمت روستا آمده گره گشای اصلی کار است.

,

با دهیار روستا همکلام میشویم، نظر دهیار اما متفاوت با اهالیست. او می گوید: دولت تلاشش را کرده و مسئولین پای کارند. وامها در حال پرداختند و روستا مشکل اساسی ندارد.

,

از زمان ورود به روستا اما چشممان به دنبال حاج مرتضی است مردی که نامش را در این مدت کوتاه زیاد شنیده ایم. یکی از روستاییان ما را به سمت خانه ای نزدیک حاشیه روستا راهنمایی می کند. زنگ در را می زنیم وارد که می شویم با مرد قوی هیکل و درشت اندام با چشمهای درشت و قیافه ای جدی و ریش و پیراهن مشکی که نشان از عزای عاشورا دارد مواجه می شویم. حاج مرتضی نوری نژاد که حالا تقریبا تمامی امورات روستا به او وصل می شود. اهل صحبت کردن نیست اما به زحمت چند جمله ای با او همکلام می شویم.

,

, ,

"کاش کل دولت فقط یک حاج مرتضی داشت"

,

حاج مرتضی می گوید از فردای روز زلزله در این روستا مستقر است. او اصالتا ایوقی است اما متولد و بزرگ شده تهران است. شغلش طلافروشی در بازار تهران و تمامی زندگی و کارش همانجاست.

,

حاج مرتضی که از از رزمندگان جنگ است و خاطرات زیادی هم دارد عملیات مرصاد را تجربه کرده و اکنون می توان گفت در عرصه ای متفاوت نقش ایفا می کند.

,

او میگوید نماینده طیفی از بازاریان و تولیدکنندگان تهران و کرج است. تعدادی از تولیدکنندگان البسه کرج که اصالتی ایوقی دارند پای کار آمده اند و مبالغ نقدی نزدیک به 300 میلیون تومن و محموله هایی بزرگ از کالاها و وسایل و البسه مورد نیاز برای روستاییان را تهیه کرده و رسال کرده اند.

,

همین کمک رسانی در امورات روستاییان باعث شده حاج مرتضی که نماینده خیرین است همیشه خانه اش شلوغ باشد و نامش بر زبان ها قرار بگیرد. به قول یکی از اهالی، "کاش کل دولت فقط یک حاج مرتضی داشت"

,

وقتی معاون رئیس جمهور هم بی توجهی می کند

,

به نظر با این شرایطی که کار در ایوق پیش می رود روستاییان زمستان امسال را باید در اسکانهای موقت سپری کنند. ایوق نیازمند توجه ویژه از سوی مسئولین است.

,

هرچند جهانگیری امروز در سراب حضور داشت اما توجهی به منطقه زلزله زده نکرد. انتظار از معاون اول روحانی این بود که کنار مردم زلزله زده حضور پیدا کند که به نظر اطلاعات و اخباری که به تهران فرستاده میشود. معاون رئیس جمهور را مجاب به حضور در منطقه نکرده است.

,

انتهای پیام/ 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه