واکاوی دلایل رکود در سینمای دفاع مقدس ؛
بی جرأتی و بی دغدغگی از نظر مسعود فراستی
گویا سینمای پس از جنگ با تحولات ناخواسته و هدایت شده اجتماع عهدی غیر قابل خدشه بسته؛ انگار نه انگار رسالت سینما به طور عام و رسالت آن در ایران به طور خاص اصلاح روند های اجتماعی و نه تایید آن است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، آنچه که امروز در دنیای سینما در حال وقوع است سریع تر از دیگر اتفاق های جاری در مباحث دیگر هنر مانند نقاشی، تئاتر و حتی موسیقی و… است.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, آنچه که امروز در دنیای سینما در حال وقوع است سریع تر از دیگر اتفاق های جاری در مباحث دیگر هنر مانند نقاشی، تئاتر و حتی موسیقی و… است.,امروزه همه جامعه شناسان، روانشناسان و اصولا همه صاحبان اندیشه در یک جامعه بشری بر نقش بی بدیل سینما در تاثیر گذاری مستقیم بر مخاطب اذعان می کنند و اعتراف دارند.
,اما بهره گیری ایران از این صنعت به چه میزان است؛ اصولا با توجه به کارکرد سینما کدام مفاهیم را سینمای ایران توانسته است به مخاطب خود القا کند و البته از القای آنان نتیجه هم گرفته باشد .
,نگاهی به سیر فیلم های ساخته شده گویای این قضیه است . آنچه که پس از انقلاب عظیم فرهنگی در سال ۵۷ رخ داد تغییر و تحولی عظیم در صنعت سینما نیز بود. روند ساخت فیلم ها در آن مسیر خاص متوقف و به یک مسیر صحیح هدایت شد . سیر فیلمسازی در اوایل دهه شصت گویای همین قضیه است. مخاطبان سیمای جمهوری اسلامی و طبعا سینما های آن با سری جدید فیلم های هیجانی و جنگی و پلیسی مواجه شدند که در همه آنها یک چیز مشترک بود، ایمان و معنویت که لازمه مبارزه در هر بعد آن است .
,این فیلم ها اما رفته رفته به دلایل نامعلومی – اگر نگوییم وجود باند و مافیا و ساختار از پیش تعیین شده برای سال های بعد- از میان رفت . انگار با اتمام جنگ این تصاویر که فارغ از وجه معنوی آن سرشار از هیجان سینمایی بودند نیز باید تمام می شد.
,البته ای کاش موضوع به همین جا هم ختم می شد . گویا سینمای پس از جنگ با تحولات ناخواسته و هدایت شده اجتماع عهدی غیر قابل خدشه بسته؛ انگار نه انگار رسالت سینما به طور عام و رسالت آن در ایران به طور خاص اصلاح روند های اجتماعی و نه تایید آن است.
,روند فیلم های پس از اتمام جنگ به گونه ای پیش رفت که مطابق میل برخی بود ، در این فیلم ها شروع به پرداختن به موضوع جانبازی شد اما چه پرداختنی ؟ معلوم نبود هدف این سینمایی ها نشان دادن چهره ای مظلوم از جانباز بود یا قهرمانانه ؟ جانباز را یک قهرمان زنده و نماینده بارز یک نسل قهرمان پرور می دانست یا یک فرد زخم خورده ای که داستان زندگی اش بس ناراحت کننده و ملال آور است؟
,معلوم نبود نقش از دفاع برگشته ها در این فیلم ها کجاست . البته نباید آثار فاخر را هم نادیده گرفت ؛ اما روند کلی هدف دیگری را نشانه رفته بود.
,سال های متمادی از آن روز ها میگذرد و البته به جز چندین و چند فیلم سخیف ، و البته چند فیلم خوب شاهد کار اساسی اهالی سینما نبوده ایم .
,مشکل ما بی دغدغگی است
, مشکل ما بی دغدغگی است,مسعود فراستی منتقد سینما و تلویزیون در این زمینه در پاسخ به خبرنگار مرصاد اظهار داشت : متاسفانه دغدغه فیلم سازان ما چیز دیگری است ، آنها دغدغه توده مردم را ندارند و سوژه های فیلمشان را در محله های زندگی خود پیدا می کنند و می سازند. دفاع مقدس مقوله ای عظیم و دفتری هزار برگ از رشادت ها و انواع داستان هایی است که بالقوه خاصیت فیلم شدن را دارند اما معلوم نیست چرا به آن سمت نمیروند که البته بنده اسمش را بی دغدغگی گذاشته ام.
,آنچه که این منتقد بی دغدغگی می نامد شاید از نگاه دیگر هم بتوان مورد بررسی قرار داد.
,ابتدا باید نگاهی به سیر فیلم های خارجی ساخته شده که البته با کمک بنگاه عظیم فیلم سازی هالیوود بوده بیاندازیم . فیلم هایی که موضوع آن به تصویر کشیدن حماسه های تاریخی و سلحشوری های جنگی یک کشور است.
,تصویری که از سینمای شرق –از هند تا کره- در ذهن خواننده نقش می بندد یک سینمای اغراق آمیز است. فیلم هایی که قهرمانان آن یا دارای یک نیروی لایزال اند و یا دارای قدرت های فوق بشری ؛ صحنه های به تصویر کشیده شده در این فیلم ها آنقدر دقیق از روی افسانه ساخته میشود و البته به منصه ظهور میرسند که مخاطب اگر باور نکند دست کم –با توجه به ذهنیاتش از اسطوره های قدیم که سینه به سینه نقل شده- آنها را میپذیرد و این تفکر در او تقویت می شود که حتما چیزکی بوده که این چیز ها به تصویر آمده اند. بررسی سینمای غرب هم که جای خود دارد.
,نگاهی به همه تاریخ غرب نشان دهنده اینست که واقعا به جز معدودی از فیلم ها همه آنها بر پایه جعلیات ساخته و پرداخته شده اند. از فیلم های تاریخی ساخته شده تا فیلم های جنگی اخیر که همگی در نشان دادن یک عنصر اتفاق نظر دارند: به تصویر کشیدن سلحشوری یک ملت که البته غرب در این مورد کاملا روسیاه است.
,از بررسی اجمالی چنین به نظر میرسد که ابزار های جدید همه ملزومات به تصویر کشیدن حتی تخیلات را هم به گونه ای که مخاطب کاملا باور کند را در دستان فیلمساز قرار داده است و این فیلمساز است که باید یا بر پایه تخیلات و یا واقعیات که البته در ذهن خودش نقش بسته داستانی را خلق کند و جریانی را بسازد و برای این جریان از توده مردم عضو هم بگیرد .
,اما یک نقطه مغفول ماند و آن هم جرأت فیلمساز در به تصویر کشیدن این واقعیات و یا تخیلات است که آیا مخاطب آنها را خواهد پذیرفت یا نه ؟
,فیلمسازان غربی و شرقی جرئت خود را به خوبی نشان داده اند . اتفاقا با توجه به این که ساخته های آنان یا بر پایه تخیل و یا بر پایه دروغ است جرات فیلمسازان که فکر میکنند این فیلم ها جذب مخاطب و البته فروش هم دارد واقعا ستودنی است ؛ البته فراموش نشود که اقبال مردمی به این نوع سینما هم در این قضیه نقش به سزایی داشته.
,حال باید به وضع این نوع فیلمسازی در داخل بپردازیم.
,ابتدا باید از ابتدایی ترین ابزار فیلمسازی شروع کرد یعنی وجود داستان ؛ به جای زدن مثال فقط به گفتن این جمله از گل علی بابایی اکتفا میکنیم :
,در آن جلسه نوبت که به من رسید و خودم را معرفی کردم «حضرت آقا» با چهرهای شکفته فرمودند: بهبه، بهبه، آقای «گلعلی بابایی» شما هستید؟ عرض کردم: بله. فرمودند: شما همکاری هم دارید که با هم قلم میزنید، آقای «حسین بهزاد». ایشان هم در این مجلس حضور دارند؟ عرض کردم: نه خیر، ایشان حضور ندارند. فرمودند: که سلام مرا به ایشان برسانید، بعد ایشان فرمودند: برای من مطالعه کتاب «همپای صاعقه» خیلی شیرین و لذتبخش بود. این کار، خیلی فوقالعاده است. از جنگ، یک تصویر با شکوه و باعظمت جلوی چشم همه ما بود، امّا مانند تابلویی که بالای سرمان گذاشته باشند، که مجبور باشیم از دور به آن نگاه کنیم. حالا این کتابها آمدهاند و آن ریزهکاریهای این تابلو را، جلو کشیدهاند و به جلوی چشم ما آوردهاند، طوری که انسان میتواند اینها را از نزدیک ببیند. کتاب«همپای صاعقه» خیلی، خیلی خوب است، البته این کتاب در زمرهی کتابهایی قرار دارد که برای انسانهای محقق خوب است، تا بتوانند از آن استفاده کنند، بعد مثال زدند و فرمودند: فرض کنید همان منظرهای که در کتاب «همپای صاعقه» هست؛ برخورد «حاج احمد» -که انشاالله زنده باشد- با «شهید وزوایی». این خودش موضوع یک فیلم است و میشود از آن فیلم درست کرد، اینها خیلی جالب است. بنده هم «حاج احمد» را میشناختم و هم «شهید وزوایی» را. یا همان رفتن گردان تحت امر «شهید وزوایی» به پشت جبهه دشمن شبانه در«فتح مبین». اینها موردهایی هستند که میتوانند موضوع یک فیلم باشند و اگر آدم باذوقی باشد، میتواند از یک، یک اینها یک رمان خوب در بیاورد. امّا متأسفانه هنوز قلم رماننویس خوب ما نتوانستهایم تربیت کنیم. کما بیش داریم، امّا از این بابت باید بیشتر باشد، این کتابها از این جهت خیلی مهم هستند، البته کسانی که مایل و علاقمند هستند، اینها را میخوانند، بنده همهی این کتاب ۷۰۰- ۸۰۰ صفحهای را از اول تا آخر خواندهام، کتاب «ضربت متقابل» را هم خواندهام. آن هم کتاب خوبی است، امّا چون مربوط به عملیات «رمضان» است و ما هم از آن عملیات خاطرهی خوشی نداریم، انسان دوست ندارد که آن را تا آخر بخواند، امّا در کل؛ کتاب خوب و روانی است. آقا بعد فرمودند: کارهایتان را ادامه بدهید و خسته نشوید.
,دفاع مقدس سرشار از این وقایع است .
,حال به دلیل دیگری می پردازیم : آنهم این که شاید ابزار های اجرایی برای ساخت وجود ندارد ؟ فیلم های جدید ساخته شده خط بطلانی بر این دلیل ساده انگارانه است . ایران اکنون هم به لحاظ تکنولوژی و هم به لحاظ ابزار های دیگر کاملا هرگونه توانایی را در ساخت جبوه های ویژه و دیگر قضایای فیلم سازی دارد.
,طولانی نکنیم ! مهم ترین دلیل نساختن فیلم در حوزه نمایش سلحشوری ها چه از صدر اسلام و چه از دفاع مقدس همه و همه یک چیز است : ترس فیلمساز از باور ناپذیری آنها نوسط مخاطب.
,نمونه های این ترس را در انحاء مختلف هم شاهد بوده ایم. مثلا در همین نمونه آخری در مختار بسیاری از وقایع متقن تاریخی صرفا به همین دلیل به تصویر کشده نشد . کاری به بعد دیگر آن نداریم که اصلا بر خی وقایع کاملا ساخته و پرداخته ذهن گروه فیلمساز کشیده شد که انصافا برای ندادن بهانه به دست مریض القلب های در کمین گرفتن اشباه و نشان دادن چهره خشن از اسلام و شیعه کار درستی بود اما روی صحبت چیز دیگری است.
,با یک مثال عرض کنیم . در صحنه جنگ بین لشکریان شامی و لشکر عبدالله بن زبیر که مختار هم در آن حضور داشت، وی در فیلم به یک هل من مبارز و کشتن یک غول شامی بسنده کرد حال آنکه در واقعیت تاریخی مختار یک تنه به لشکر شام میزند که دلیل آن هم بغضی بود که نسبت به شامیان داشت و آنقدر دلاوری نشان می دهد که حسین بن نمیر را به وحشت می اندازد ، دست آخر مصعب او را به زور از دل لشکر شام بیرون می کشد.
,باید از خواننده محترم پرسید آیا در فیلم های غربی و شرقی امثال این رویداد را دیده است؟ مسلما جواب آری است. حال اینکه چه قدر باور پذیر است به کنار که اصلا فرق است بین مردم ایران اسلامی با دیگر مردم جهان . ما در مبانی دینی مان از این دلاورانه تر را دیده ایم . اصلا چرا راه دور برویم.
,خیلی از کسانی که سری به جبهه ها زده اند سینه شان مالامال این نوع تهور هها و دلاوری هاست تازه از کسانی که به مراتب سنا و اسما از مختار گمنام تر و کوچک تر بوده اند .
,یکی دیگر از مشکلات کم جرأتی است
, یکی دیگر از مشکلات کم جرأتی است,مسعود فراستی هم بر این نکته انگشت صحه گذاشت و تاکید کرد : فیلمسازان ما جرئت به تصویر کشیدن حتی واقعیات را هم ندارند . انگار به، به تصویر کشیدن دعواهای خانوادگی عادت کرده اند، آنها البته چون دغدغه هم ندارند به این سمت نمیروند و البته برخی از دغدغه مندان هم جرئت ندارند ؛ همه اینها در حالی است که غرب در واقعی نشان دادن تخیلات گوی سبقت را از همه ما ربوده است .
,در آخر باید گفت که تا زمانی که نیرو های جوان فیلمسازی در این عرصه بکر وارد نشوند اتفاق خاصی نخواهد افتاد زیرا جوانان ایران نشان داده اند در زمینه فیلمسازی سنت شکن اند و نمونه های آنرا در جشنواره های گوناگون مانند عمار بار ها دیده ایم .
,منبع : مرصاد
,انتهای پیام/ی
]
ارسال دیدگاه