دفاع جانانه شهید عبدالغنی خودسوز از انقلاب اسلامی
شهید عبدالغنی سوگند یاد کرده بود که تا آخرین قطره خون خود به نبرد با دشمنان انقلاب اسلامی بپردازد و لحظه ای از پای ننشیند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، پیشمرگ مسلمان کرد شهید عبدالغنی خودسوز در روز هفدهم مهرماه سال 1324 در روستای دله مرز از توابع شهرستان سروآباد در خانوادهای مذهبی متولد شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
عبدالغنی دوران کودکی را در زادگاهش سپری کرد و بعد از رسیدن به سن یادگیری به دلیل نبود امکانات آموزشی و فقرمالی حاکم بر خانوادهاش از کسب علم و دانش محروم شد و به همین خاطر خیلی زود در کنار سایر اعضای خانواده اش مشغول به کار شد.
,,
شهید خودسوز در ایام جوانی ازدواج کرد و صاحب هشت فرزند شد. ایشان برای امرار معاش خانوادهاش همواره در تلاش و تکاپو بود و با تمام توان کار می کرد تا لقمه ای نان حلال بر سفره همسر و فرزندانش بیاورد.
,,
ایشان فردی متدین، صادق و نیکوکار بود و با مردم با مهربانی برخورد می کرد. کاک عبدالغنی امین مردم روستا بود و در امانت داری زبانزد خاص و عام بود. مردم روستا در ایام تابستان که به ییلاق می رفتند، خانه و کاشانه خود را به کاک عبدالغنی می سپردند و با خیال راحت به کار کشاورزی و باغداری در ارتفاعات مشغول می شدند.
,,
کاک عبدالغنی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اران به خیل پیشمرگان مسلمان کرد مریوان پیوست و در عملیاتهای متعددی علیه عوامل ضدانقلاب و پاکسازی منطقه شرکت نمود و در این راه متحمل سختی های فروانی شد. شهید خودسوز سوگند یاد کرده بود که تا آخرین قطره خون خود به نبرد با دشمنان انقلاب اسلامی بپردازد و لحظه ای از پای ننشیند.
,,
این رزمنده دلیر و شجاع در میدان نبرد قهرمانانه بر دشمن یورش می برد، تا اینکه سرانجام در روز هفدهم مهرماه سال 1365 در درگیری با گروهک ضدانقلاب در هوارگه سردشت به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر پاک و مطهرش در قبرستان عمومی زادگاهش به خاک سپرده شد.
,,
یکی از همرزمانش نقل می کند:
,,
در اطراف روستای بیساران درگیری شدیدی بین ما و نیروهای ضد انقلاب در گرفت. فصل زمستان بود و هوا هم به شدت سرد. در این درگیری یکی از همرزمانمان به شهادت رسید، اما امکان انتقال پیکر ایشان وجود نداشت و ما باید هر چه سریع تر آن موقعیت را ترک می کردیم. ما به عقب برگشتیم، اما کاک غنی همانجا نزد پیکر همرزم شهیدمان ماند.
,,
با وجود اینکه آن شب هوا به شدت سرد بود، اما کاک غنی همانجا ماند و صبح زود همراه پیکر همرزم شهیدمان از قله پایین آمد. وقتی دلیل حضور ایشان را در آن سرمای شدید پرسیدیم پاسخ داد: «من اگر نتوانم از پیکر دوست و همرزم شهیدم دفاع کنم، چگونه می توانم از هم وطنانم دفاع کنم».
,انتهای پیام/
,,
]
ارسال دیدگاه