عدالت و ضدعدالت؛ گزینش شخصی یا اولویت سنجی منطقی؟
تفاوت اولویت سنجی منطقی با گزینش شخصی در عدالتخواهی در این است که تشخیص اولویت ها و نقد مستمر همه جانبه، ریشه در محاسبات و تحلیل های عقلانی و تجربی در مقیاس تمدنی است و نه منفعت های قبیله ای و گرایشات شخصی و قدرت طلبی های جناحی.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از مرصادنیوز، در این که تمام اشخاص و ساختارهای نظام از صدر تا ذیل، تا سران و ساختارهای سه قوه تا انشعابات خرد و کلان آنها مستلزم نقدمستمر از سوی مردم و دانشجویان و اساتید هستند کوچکترین شکی وجود ندارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مرصادنیوز،,تفاوت اولویت سنجی منطقی با گزینششخصی در این است که تشخیص اولویت ها و تخصیص منصفانه تمرکزهای مطالباتی بر نقاط عطف و محوری در عین نقد مستمر همه جانبه، ریشه در محاسبات و تحلیل های عقلانی و تجربی در مقیاس تمدنی است و نه منفعت های قبیله ای و گرایشات شخصی و قدرت طلبی های جناحی.
,عدالتخواهی گزینشی شخصی مبتنی بر اولویت منفعت و اصالت قدرت، مصداق بارز ضدعدالت است و نه تنها خدمتی به عدالتخواهی نمیکند که با غبارآلود کردن فضا و منفعتی کردن مطالبات و انحراف در افکار و رفتارهای اجتماعی کار عدالتخواهی منطقی مردمی را سخت کرده و نفع قابل توجهی به صاحبان منفعت و مخالفان عدالت می رساند.
,نکته مهم در گزینشی یا غیرگزینشی بودن عدالتخواهی(یا هر مورد دیگری) تشخیص اولویت ها با توجه به ضریب اهمیت و اثرگذاری ها و با لحاظ کردن جایگاه تاریخی و مختصات تمدنی مسائل است. در عین صحت استمرار همه جانبه نگری در مطالبه ها، ضرورت اولویت سنجی در مسیر مطالبه و انتقادها انکارناپذیر است و عدم اولویت سنجی هاست که معمولا منجر به انحراف و افراط و تفریط ها می شود.
,برای نمونه هرچند که امروزه و همواره نقد همه ساحات نظام ضروری است و اولویت قائل شدن برای یک بُعد به معنای تجویز غفلت از ابعاد دیگر نیست اما باید تشخیص داد مسئله و آسیب اصلی امروز انقلاب و جمهوری اسلامی ایران کدام است؟ کدام ساختار بیشترین سهم در آسیب رسانی به مسیر انقلاب و ذبح عدالت به عنوان شاخص اساسی اسلامیت انقلاب و نظام را داراست؟ ریشه بی عدالتی ها در کجاست؟ کدام کلید است که معیشت مردم را چنان قفل کرده که آسیب های اجتماعی و قضایی همچون واکنشی در مواجهه با آن تولید و بازتولید می شود؟ کدام فرمان است که سعی دارد قطار انقلاب را در ریل های بین المللی از مسیر عدالتخواهیجهانی منحرف کرده و امید مستضعفان مسلمان و غیرمسلمان را نسبت به انقلاب عدالتخواهانه استکبارستیزانه اسلامی ایران کمرنگ تر کند؟
,در زمانه ای که دولت در بعد داخلی مردم را به چشم یک ابزار نگاه می کند (حتی در دل زلزله) و چشم طمع به یارانه ناچیز و پولنان و بنزین آنها دوخته و هر روز به بهانه هایی چون خصوصیسازی در صنعت تا آموزش، جیب ملت را از درآمدهای حداقلی خالی تر کرده و در خزانه دانه درشتان رانت خوار خود واریز میکند و سند2030 با قوت و کمک بهایی ها در حال اجراست و....چه شده که عموم عدالتخواهان برنمی آشوبند و اگر سخنی هم میگویند برای رفع تکلیف بوده و توجه اصلی خود را بر نقد قوه یا رئیس قوه قضاییه متمرکز کرده اند؟
,در زمانه ای که دولت در بعد خارجی به سمت مذاکره موشکی و منطقه ای میخزد و موگرینی رازهای حیاتی نیم خطی برجام را که راه را برای برجام های 2 و 3 و... باز گذاشته فاش میکند و با وجود اینکه نقض های فاحش برجام آن را به فاحشه ای شبیه کرده اما همچنان همچون متن مقدس به آن نگاه میشود و خلأ حضور اقتصادی و فرهنگی در عراق و سوریه دستاوردهای منطقه ای را دارد بر باد میدهد و... چه شده است که برخی عدالتخواهان به همراه فیلسوف عدالتخواه خود و البته به پیروی پیدا و پنهان از جریان بهاری با تمام وجود خود را وقف نفی قوه قضائیه کرده اند؟
,ضعف و ضرورت نقد قوه قضاییه قبول؛ اما حتی چه میزان از همین مشکلات و مسائلی که این قوه را همچون قوه های مجریه و مقننه به قفل شدن سوق می دهد ریشه در فسادها و رانت خواری ها و اهمال کاری ها و بی برنامگی های دولت و باندبازی ها و سیاسی کاری ها و بی عرضگی های مجلس دارد؟ آیا در کنار کوتاه نیامدن از ضعف ها و اشکالات درونی قوه قضائیه، نسبت امکانات و انتظارات از این قوه و همچنین تأثیرات بیرونی دیگر ساختارها هم مبتنی بر عدالتخواهیمنصفانه در نظر گرفته می شود؟
,عدالتخواهیگزینشیشخصی ریشه در بازیچه شدن اشخاص و جریانات مستقل توسط حلقه خاص سیاسی داشته باشد و یا ریشه در خطای تحلیلی ناشی از عدم اولویت سنجی زاده از عدالتخواهیاحساساتی؛ در هر دو صورت نه عدالتخواهی که مصداق ضدعدالت است.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه