یکی از بازماندگان زلزله بم عنوان کرد؛

اینجا یک نسل از شهر خفته اند/بم هنوز هم زخم های عمیق در سینه دارد

اینجا یک نسل از شهر خفته اند/بم هنوز هم زخم های عمیق در سینه دارد
یکی از بازماندگان زلزله بم گفت: بم هنوز هم با گذشت 14سال زخم های سنگینی بر سینه دارد و بسیاری از طرح های بازسازی اجرا نشده اند و ده ها مدرسه کانکسی در شهر وجود دارد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از رودبار ما، امروز روز بم است. روزی که لرزش زمین غم را به پهنای ایران گسترد و گرد اندوه را بر پیشانی ما و نیاکان ما و ایران ما نشاند. 5 دی ماه از خاطر مردمان این سرزمین نمی رود تا خبری خوشتر از آن خبر تلخ درباره بم باز به گوش ما برسد و خاطره آن لرزش صدای گوینده اخبار و لرزش قلم نویسنده خبر زلزله را از خاطر ما ببرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رودبار ما, رودبار ما,


آن سوی غروب ماه، در چند متری طلوع خورشید، دیوارها، مرز بین کودک و مادر شد. مادر در زیر سایه عشق فرزند، دستش را روی قلب او گذاشت؛ ناگهان طوفان مصیبت بار روزگار، قلب کودک را به دست مادر سپرد و دست مادر، کودک را به خدا تقدیم کرد.

, ,
,

چه سپیده دمی بود؛ خورشید ارگ هنوز سر برنیاورده، در شفق خون مردمان بم غروب کرد و ما با صدای شیون دخترکان پریشان روی و آشفته موی از خواب پریدند. دیوارها شکستند و سقف ها فرو ریختند؛ و همه در میان ویرانه ها، همه چیز را بر باد رفته دیدیدند. زندگی، آرامش، آرزو، امید و ... .

,

, ,

پدرها مردند، مادرها به خاک شدند؛ مصیبت و مرگ و آوارگی و بی خانمانی از گرد راه رسید. گرد یتیمی، گرد بی پدری، گرد بی مادری، گرد بی برادری، گرد بی خواهری و گرد بی همزبانی بر چهره شهر پاشیده شد. آنهایی که رفتند، رفتند و آنهایی که ماندند، پریشان، مصیبت دیده، داغدار، خاکسترنشین و آواره در میان آوارها برای جستجوی عزیزان شان و اجساد آنها ماندند.

,

همه جا صدای لا اله الا اللّه و بعد جسد.

,

۱۴سال از روزی که بیش از بیست و شش هزار ایرانی جان باختند، بیش از سی هزار تن مجروح و صد هزار تن بی‌خانمان شدند می‌گذرد. بامداد پنجم دی ۱۳۸۲ زلزله‌ای ۶.۴ ریشتری بم را لرزاند و ایرانی‌ها را داغدار کرد.

,

 

,

فاجعه ای که در روز زمین لرزه بم بر این شهر رفت در قرن گذشته در ایران بی مانند بود، غمی سنگین که هنوز هم بر شانه مردم این شهر سنگینی می کند.

,

, ,

مردم بم برای گذر از این لحظه غم انگیز هزینه های سنگینی داده اند، هزینه هایی که هر یک از آن ها به تنهایی می تواند کمر یک شهر را بشکند اما مردم این شهر، مانند نخل های سر به فلک کشیده شهر ایستادند، بم را ساختند و امروز هر چند بغض سنگینی راه گلویشان را گرفته است اما در طلوع پنجم دی ماه در افق خورشیدی را می نگرند که نور خیره کننده اش آینده شهر را روشن می کند و در حالیکی یک نسل از شهر زیر خاک خفته اند اما بازماندگانشان به همراه نسل جدید در فکر ساختن بمی سر بلند هستند.

,

, ,

شهر هنوز هم زخم های عمیق در سینه دارد

, شهر هنوز هم زخم های عمیق در سینه دارد,

فاطمه یکی از معلمان و بازماندگان زمین لرزه است، وی نام بم را باغرور می برد و می گوید:بم هنوز هم با گذشت 14سال زخم های سنگینی بر سینه دارد و بسیاری از طرح های بازسازی اجرا نشده اند و ده ها مدرسه کانکسی در شهر وجود دارد.

,

این شهروند بمی آهی می کشد و می گوید: کسی نمی تواند درک کند که آن روزها چطور برای مردم شهرمان گذشت، آن روز قیامتی در بم بود که یادش هم لرزه براندامم می اندازند اما توانی عجیب همه مردم را یاری می کرد.

,

وی ادامه داد: سالگرد زلزلهٔ بم یک آواز تنیده در خاک به یادگار دارد و هنوز هم صدای حزین بسطامی در شهرمان می پیچید و باز هم مردم شهر می خوانند من مانده ام تنهای تنها...

,

, ,

به هر حال برای مردم ایران و مردمان کشورهایی که "مساله" زلزله و وضعیت با ریسک بالای زلزله دارند، زلزله همچنان و تا اطلاع ثانوی یعنی بلا یعنی مصیبت، یعنی فاجعه.

,

انتهای پیام/5060

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه