کسب روزی حلال در زیر نگاههای پربار ترحم و تکبر!
مرگ پدر و نداری، حسین 9 ساله را زودتر از موعد مرد کرد
این روزها اگر هر نکته از شهر ارومیه را نگاه کنید چهرههای خسته و دستان پینه بسته کودکانی را میبینید که هر کدام مسئولیت سنگین یک خانواده را به دوش میکشند و تمام آرزوهایشان به حسرت تبدیل شده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آناج، امروز اگر کمی بیشتر در جامعه و سطح شهر ارومیه قدم بزنیم شاید در سر چهارراهها و محلهای پرتردد متوجه کودکانی شویم که با کوچکی سن خود به خوبی طعم فقر و نداری را میچشند و برای تامین امرار و معاش خویش سخت مشغول کار هستند تا شاید نانی را برای خانواده خود ببرند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,در میان این کودکان برخی مواقع دخترکانی وجود دارند که برای تامین مخارج زندگی خود و خانواده طعنههای عابران را به جان میخرند و مردانه تلاش میکنند تا شب هنگام رفتن به خانه شرمنده و روسیاه نگردند چراکه برای شادی خانواده به جان خریدن حرفهای عابران و حتی نیشخندهای ترحم انگیز آسان است.
,امروزه جامعه با معضل و واقعیت تلخ کودکان کار روبرو میباشد که همواره کمتر مورد توجه مسئولان شهری و حتی دولتی واقع میشود. کودکانی که در واقع آیینه تمام نمای افرادی در جامعه هستند که با وجود فقر و نداری برای تامین معاش خود و خانواده در برابر مشکلات کمرشان خم میشود ولی هنگامی که شادی را در میان خانوادههایشان میبینند مشکلات در برابرشان خار میشود.
,با تمام خوبیها و بدیها و با تمام شرایط سخت روزگار و زندگی این کودکان روزهای زندگی خود را سپری میکنند و در این میان ما انسانها هستیم که باید شاکر داشتههایمان علی الخصوص سلامتی باشیم.
,مدیرکل بهزیستی آذربایجانغربی در این باره میگوید: 163 نفر از این کودکان در مراکز ساماندهی کودکان کار و خیابانی در شش ماهه نخست سال 96 پذیرش شدهاند.
,

, بیمهری همتایان فقط به دلیل فقر و نداری
,حسین کودک 9 ساله ارومیهای هر روز از ساعت 9 صبح به چهار راههای پرتردد شهر راهی میشود تا بتواند با فروختن دستمال کاغذی آلودگی دستان انسانهای ماشین سوار را بزداید و نانی را برای سهیم شدن با خانواده اش شب هنگام به خانه ببرد.
,دستان پینه بسته و ترک خورده کوچک حسین بر اثر سرما گویای همه مشکلات و سختیهایی است که او متحمل میشود. این کودک علاوه بر تحمل مشقتهای فراوان در زندگی به جای اینکه با هم سن و سالانش بازی کند برای تامین معاش خانوادهاش راهی چهار راههای مختلف سطح شهر میشود، او از سن 6 سالگی نان آور خانه است.
,حسین با خبرنگار آناج به گفتوگو مینشیند وقتی از او در خصوص خانواده اش میپرسم، میگوید: «3 برادر و 2 خواهر دارم. خواهرانم از من بزرگتر بوده و هر دو متاهل هستند و دو برادرم هم کوچک هستند و در بستر بیماری میباشند».
,وی ادامه داد: پدرم را شش ساله بودم که بر اثر سرطان از دست دادم و اکنون سه سال است که نان آور خانه می باشم و برای تامین مخارج داروهای بیماریهای برادرانم شب و روز تلاش میکنم تا پولی را بدست بیاورم.»
,حسین عنوان میکند: «بارها شده که از صبح تا شب شکمم گشنه مانده ولی چیزی برای ناهار نخوردهام تا از میزان پس اندازی که روزانه جمع میکنم کم نشود تا بتوانم کمکی برای هزینه های درمانی برادرانم کرده باشم.»
,حسرت نوازش دستهای مهربان مادر داغ دل مهدی است
,مهدی یکی دیگر از کودکان کاری است که تا میفهمد ما خبرنگاریم به سوی ما میآید و عقده دل وا میکند، او میگوید 10 سال سن دارم و دو سال است که مادرم را از دست دادهام و پدرم هم بدلیل بیماری خانه نشین است و من از سن هشت سالگی برای اینکه بتوانم هزینه درمان بیماری پدرم را بپردازم هر روز از صبح تا شب در کنار چهارراهها و محل های پر رفت و آمد شهر فال میفروشم.
,

, این کودک دستفروش در پاسخ به این سوال که واکنش مردم به کارش چیست، ابراز میکند: هر روز شاهد نیشخندها و نگاههای ترحم انگیز ماشین هایی هستم که در پشت چراغ قرمزها توقف کرده و به ما نگاه میکنند در این مواقع جای خالی مادرم و دستهای نوازشگر و مهربانانهاش را بیشتر حس میکنم؛ دوست داشتم کنارم میبود تا مرحمی برای این سختیها و مشقتهایم میشد.
,امروز جامعه تارنمای تمام مردمی است که هر کدام به نوعی با فقر و نداری دست و پنجه نرم میکنند و در این میان سهم کودکان کار که هر روز از نقاط مختلف شهر برای پیدا کردن نان و قوت روزانه خود بسیاری از حرفها را به جان میخرند بیشتر است ولی افسوس که گوش شنوایی برای شنیدن دردهای این کودکان ملول و درمانده از کار و دور شده از دنیای رنگارنگ و زیبای کودکی وجود ندارد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه