تحلیل چرایی و بررسی تأثیر تحریم آمریکایی رسانه ملی
تحریم آمریکایی رسانه ملی، نه تنها تأسف ندارد، بلکه رسماً تبریک هم دارد، همانگونه که قبلاً تحریم سپاه قدس و سایر نهادهای تأثیرگذار را به آن عزیزان تبریک گفتیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، اگر نتیجه تمامی افکار تحقیقی و تحلیلی و تخمینی متفکرانی که تشکیل دهنده اتاقهای فکر و تعیین کننده استراتژیهای آمریکا علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی بر این حقیقت استوار شد که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز در کنار سپاه و دیگر نهادهای تأثیرگذار، یکی از پایهها و ستونهای استواری نظام در بقاء، ترویج و استمرار موجودیت و نیز تعالی هویت رسانهای نظام مقدس ماست، تحریم مصوب آمریکاییها علیه رسانه ملی، اعتراف رسمی به ناتوانی همه جوسازیهای اجتماعی مخصوصاً در فضای مجازی و محافل خاص اجتماعی است که توسط دشمنان نظام در طول دو سه دهه گذشته به افکار عمومی پمپاژ و القاء میشد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بلاغ,تحریم آمریکایی رسانه ملی، پذیرش رسمی شکست پروژه چنددهساله تخریب همه تلاشهای خبری و گزارشی و تحلیلی و سایر برنامههای تولیدی و هنری رسانه ملی توسط نظام سلطه جهانی، صهیونیسم بین المللی، متحدان عربی و نیز جوجه مزدورانی است که در داخل و یا سایر کشورها حتی با یدک کشیدن تابعیت ایرانی، انجام میپذیرفت.
این تحریم نه تنها تأسف ندارد، بلکه رسماً تبریک هم دارد، همانگونه که قبلاً تحریم سپاه قدس و سایر نهادهای تأثیرگذار را به آن عزیزان تبریک گفتیم.
اما نکته حائز اهمیت تر، تذکر این نکته است که اینگونه تحریم ها، بیش از آنکه میدانی، تخصصی و کارآمدی باشد، صرفاً یک پروژه تبلیغاتی برای تخفیف فشارهای روانی ناشی از شکستهای پی درپی نظام سلطه از نظام جمهوری اسلامی است.
چرا که همه میدانند که مثلاً تجهیزات سپاه در فرایند تولیدات داخلی و دستاورد متخصصان توانمند ایرانی است که چشمان دشمنان ما را از حدقه درآورده است و دقیقاً همین قاعده در مورد رسانه ملی نیز صدق میکند و همه میدانند که رسانه ملی در تأمین نیازهای فنی و تجهیزات تخصصی خود سالهاست که به خودکفایی رسیده است.
این مسئله نه الان که در زمان معاونت توسعه جناب آقای دکتر علی عسکری ریاست فعلی رسانه ملی نیز در مصاحبهای تحت عنوان دور زدن تحریمها به آن اشاره شده بود و این تلاشهای مذبوحانه، نوعی سرپوش گذاشتن بر ناکامیهای همه جانبه اخیر آمریکا در منطقه به خصوص فتنه 96 و نیز امیدوار نگه داشتن متحدان و مزدوران منطقهای خویش است که بیشتر کاربرد تبلیغاتی دارد.
صاحب نظرانی که مسائل اجتماعی جامعه جهانی و جامعه امروز ایران را در ابعاد مختلف رصد میکنند، به این حقیقت واقف اند که غالب پدیدههای اجتماعی از طریق فضای مجازی به فضای حقیقی پمپاژ شده و افکار عمومی غالباً توسط شبکههای ماهوارهای و اجتماعی و مخصوصاً شبکههای نرم افزاری در غالب گروهها و ابرگروهها و کانالها و صفحات اینستا و استوریها فتح و بعد هم به راحتی در راستای مأموریتهای القایی آنها بکارگیری میشوند.
در این رابطه هیچ صاحب نظری نمیتواند نقش بسیار تعیین کننده رسانه ملی در تقابل با القائات مسموم و خطرناک کانالها و گروههای وابسته به نظام سلطه در فضای مجازی را انکار و یا کمرنگ کند، چرا که رسانه ملی با برخورداری از ابزارها و تواناییهای مشابه، جنگی را در حوزه جنگ نرم فرماندهی کرد که انصافاً یکی از فنی ترین تهاجمات دشمنانه و نیز گسترده ترین آنها بلحاظ فراگیری و عمق بوده است.
همانگونه که رهبری معظم انقلاب اسلامی تأکید فرمودند کسی تردید ندارد که تقابل با تهاجمات نظامی بعهده پادگانها و فرماندهان و نیروهای قدر نظامی است که الحمدالله هم در دفاع مقدس، هم در فتنههای مرزی و هم در دفاع از حرم بخوبی از عهده آن برآمده و آمادگی آنها در حد بازدارندگی دشمنان ماست، اما تهاجمات فرهنگی و اجتماعی در حوزه جنگ نرم طبعاً بعهده نهادهای فرهنگی و در رأس همه دانشگاهها و مشخصاً اساتید و دانشجویان است و کار رسانه ملی، بسترسازی برای تقویت این تقابل و گسترده تر کردن آن در فضای مجازی و حقیقی است که دشمن هر روز در جهت فرسایشی کردن آن سرمایه گذاری و تلاش میکند.
بنابراین باید تأکید کنم که اینگونه تحریمهای آمریکایی، در اصل نمره قبولی گرفتن در اندیشههای امام راحل و مقام معظم رهبری است که تأکید داشتند که هر چه دشمنی آمریکا با ما بیشتر شود، معلوم میشود که ما داریم کارمان را درست انجام میدهیم.
فتنه ناقص 96 در نوع خود یکی از بزرگترین پروژه هایی بود که با هدف موج سواری روی مشکلات بحق مردم کلید خورد و از طریق سیاستهای تنش زای برخی از مدیران و مخصوصاً پیشنهاهای کارشناسی نشده و نسنجیده در بودجه 97 که متأسفانه بخاطر رسانهای شدن آن قبل از بررسی توسط کمیسیون تلفیق، تقویت هم شده بود، قطعاً یکی از دلایل خشم اخیر آمریکا علیه ملت ما و از جمله رسانه ملی است، چرا که اگر عملکرد مدبرانه نیروهای امنیتی و انتظامی و نظامی و نیز سیاستهای اصولی رسانه ملی نبود، این فتنه میتوانست همچنان استمرار و توسعه یابد.
فلذاست که باید به تقلید از امام راحل فریاد زد که: آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند و ما آمریکا را زیر پایمان له خواهیم کرد و تا آخر ایستاده ایم و نیز جمله مقام معظم رهبری را قاب بگیریم که فرمود: آمریکا از ملت ما تودهنی محکمی خورد و یا آن جمله معروف شهید بهشتی را باید تکرار کرد که: آمریکا از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر!
این تحریم عزم رسانه ملی و همه مدیران و کارشناسان و دست اندرکارانش را برای ادامه راهی که برگزیده اند، جزم تر و مصمم تر خواهد کرد و بیش از پیش معلوم خواهد شد که اطلاق نامهای میلی و سانسورگر و دروغپرداز تا چه اندازه متأثر از خط دهیها و شلیکهای کینه ورزانه نظام سلطه و استفاده نشخوارگرانه جوجه مخالفان داخلی و منطقهای از آن اتاق فکرهای شوم صهیونیستی است.
در پایان تأکید میگردد که رسانه ملی سالهاست که در تأمین نیازهای فنی و تجهیزاتی اش خودکفاست و این تحریمها هیچ تأثیری بر روند نقش آفرینیهای رسانه ملی در تعدیل جریانات القاءشده اجتماعی، تصحیح روندها، انعکاس صدای مردم و پاسخگوکردن مسئولین و نیز در خنثی کردن گسترده ترین تهاجم تاریخی در حوزه نرم نداشته و بدانند که رسانه ملی خود را در سنگر و جبهه مبارزه میپندارد و یکی از رسالت هایش، حفاظت از ملت و مخصوصاً نوجوانان و جوانان در برابر تهاجم بی نظیری است که با بودجههای کلان تخصیصی آمریکا علیه ایران اسلامی طراحی و اجرا میشود.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
,
ارسال دیدگاه