گفتگو با داوود غفارزادگان؛
اعتراض به «نویسندهتراشی» در جوایز/ چرا ادبیات ما تولستوی ندارد؟
داوود غفارزادگان میگوید: یک هزارم این پشتکار و سبکی که نویسندههای ما در دعواهای قلمی و افترا زدن به هم دارند، اگر در نوشتن داستان میداشتند امروز ما چند تولستوی داشتیم
, به نظرم هر کسی باید کار خودش را بکند. مردم کتابهای مطول سردستی را دوست دارند و بیشتر میخرند. چه اشکالی دارد. ناشر هم بالاخره کاسبی دارد میکند و باید به کسب و کارش رونق بدهد. مشکل این جاست که جایگاهها درست تعریف نمیشودناشری که وام میلیاردی کم بهره یا بلاعوض میگیرد، غلط میکند میگوید من خصوصیام. نویسندهای که بابت رمانش چندین میلیون از فلان جا میگیرد یا با اسم مستعار برای تلویزیون میلی واریته مینویسد، غلط میکند میگوید من مستقلام. این بازیها برای گول چارتا جوجهروشنفکر شاید خوب باشد اما در بحث جدی جواب نمیدهد!
, به نظرم هر کسی باید کار خودش را بکند. مردم کتابهای مطول سردستی را دوست دارند و بیشتر میخرند. چه اشکالی دارد. ناشر هم بالاخره کاسبی دارد میکند و باید به کسب و کارش رونق بدهد. مشکل این جاست که جایگاهها درست تعریف نمیشود,* دهه هشتاد را خاطرم هست سالهایی بود که شما کم کار شدید. اواخرش از چند کتابی که ناشری آن را منتشر کرد راضی نبودید و انگار سبک خاصی در نوشتن آن هم داشتید. به نظرم سالهای پس از هشتاد هم برای شما سالهای کمکاری بود تا این اواخر که شنیدم کاری تازه در نیستان در دست انتشار دارید که به آن هم میرسیم. اگر درست میگویم درباره کمکاری در آن سالها و دوره فرود خودتان پس از فرازتان بفرمایید...
, * دهه هشتاد را خاطرم هست سالهایی بود که شما کم کار شدید. اواخرش از چند کتابی که ناشری آن را منتشر کرد راضی نبودید و انگار سبک خاصی در نوشتن آن هم داشتید. به نظرم سالهای پس از هشتاد هم برای شما سالهای کمکاری بود تا این اواخر که شنیدم کاری تازه در نیستان در دست انتشار دارید که به آن هم میرسیم. اگر درست میگویم درباره کمکاری در آن سالها و دوره فرود خودتان پس از فرازتان بفرمایید..., * دهه هشتاد را خاطرم هست سالهایی بود که شما کم کار شدید. اواخرش از چند کتابی که ناشری آن را منتشر کرد راضی نبودید و انگار سبک خاصی در نوشتن آن هم داشتید. به نظرم سالهای پس از هشتاد هم برای شما سالهای کمکاری بود تا این اواخر که شنیدم کاری تازه در نیستان در دست انتشار دارید که به آن هم میرسیم. اگر درست میگویم درباره کمکاری در آن سالها و دوره فرود خودتان پس از فرازتان بفرمایید...,من کم کار نکردم و کار چاپ نشده هم دارم، اما بعد از رمان «اعترافات» سرخورده شدم. راستش خستهام کردند. آدم پوست کلفتیام اما خستهام کردند. چون در نوشتن آدم تکرویی هستم از همه طرف خوردم. از ارشاد با ممیزیاش، از نویسندهها با لیچار بافیشان و از ناشرها با ندانم کاری و گاه حقهبازی شان. دوست ندارم در این شرایط در موردش زیاد صحبت کنم.
,* شما با وجود طبع آزمایی در رمان و داستان کوتاه بیشتر بهعنوان کوتاهنویس شناخته میشوید. این روزها البته گفته میشود عمرش سرآمده و دوره رمانهای قطور و بلند و کمی تا قسمتی عامیانهپسند است. منتسب بودن به چنین سبکی در این زمانه حس بدی دارد؟ نظرتان درباره آنچه برخی میگویند سیاق و سلیقه امروز بازار است چیست؟
, * شما با وجود طبع آزمایی در رمان و داستان کوتاه بیشتر بهعنوان کوتاهنویس شناخته میشوید. این روزها البته گفته میشود عمرش سرآمده و دوره رمانهای قطور و بلند و کمی تا قسمتی عامیانهپسند است. منتسب بودن به چنین سبکی در این زمانه حس بدی دارد؟ نظرتان درباره آنچه برخی میگویند سیاق و سلیقه امروز بازار است چیست؟ , * شما با وجود طبع آزمایی در رمان و داستان کوتاه بیشتر بهعنوان کوتاهنویس شناخته میشوید. این روزها البته گفته میشود عمرش سرآمده و دوره رمانهای قطور و بلند و کمی تا قسمتی عامیانهپسند است. منتسب بودن به چنین سبکی در این زمانه حس بدی دارد؟ نظرتان درباره آنچه برخی میگویند سیاق و سلیقه امروز بازار است چیست؟ ,به نظرم هر کسی باید کار خودش را بکند. مردم کتابهای مطول سردستی را دوست دارند و بیشتر میخرند. چه اشکالی دارد. ناشر هم بالاخره کاسبی دارد میکند و باید به کسب و کارش رونق بدهد. مشکل این جاست که جایگاهها درست تعریف نمیشود و همه مدعی هم شدهاند و هر کسی ادعای امام جمعه بودن دارد. طرف با کتاب زرد کاسبی میکند اما حرف که میزند میخواهد ادای جیمز جویس را در بیاورد. اینها کار را مضحک کرده است.
,* دولت و وزارت ارشاد در سالهای اخیر صحبتهای زیادی به میان آورده که فرهنگ و ادبیات را باید به اهلش سپرد. این مساله کار را از مضحک بودن در نمیآورد؟
, * دولت و وزارت ارشاد در سالهای اخیر صحبتهای زیادی به میان آورده که فرهنگ و ادبیات را باید به اهلش سپرد. این مساله کار را از مضحک بودن در نمیآورد؟ , * دولت و وزارت ارشاد در سالهای اخیر صحبتهای زیادی به میان آورده که فرهنگ و ادبیات را باید به اهلش سپرد. این مساله کار را از مضحک بودن در نمیآورد؟ ,بله...از این صحبتها زیاد میشود و من امیدوارم در حد حرف باقی نماند و در تمام عرصه کارها به اهلش سپرده شود. اما با این وضعیتی که ما داریم گمان نکنم به این زودیها ممکن شود. همین جایزه جلال را نگاه کنید. من یکی دو دوره داورش بودم. حواشی را ببینید. در این جامعه کسی، کسی را قبول ندارد. از چشم همه، بقیه گناهکار، فاسد و منحرفند. هیچ کس از قضاوت کردن خسته نمیشود.
,معتقدم اگر یک هزارم این پشتکار و سبکی که نویسندههای ما در دعواهای قلمی و افترا زدن به هم دارند، در نوشتن داستان داشتند الان ما چند تولستوی داشتیم. حالا فرق نمیکند چه دربخش به اصطلاح خصوصی و چه دولتی.
,منبع:مهر
]
ارسال دیدگاه