به بهانه آغاز سی و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر؛

بارقه‌های چرخش از سینمای منزوی پر سر و صدا به سوی سینمای مردمی با هویت

بارقه‌های چرخش از سینمای منزوی پر سر و صدا به سوی سینمای مردمی با هویت
بی‌راه نیست اگر سینمای معاصر ایران را یک سینمای منزوی ولی پر سر و صدا بنامیم که در آن عده‌ای خاص فیلم می‌سازند، عده‌ای خاص فیلم می‌بینند و عده‌ای دیگر آن را به نقد می‌کشانند و این «عده‌ها»، حتی بخش کوچکی از مردم نیستند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ خطب شکن- سی و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر، شب گذشته با برگزاری مراسم افتتاحیه آغاز شد. در این دوره ۲۴ فیلم برای رسیدن به سیمرغ های جشنواره به رقابت خواهند پرداخت. آن چنان که از فضای جشنواره امسال بر می آید، فیلم هایی در آن حضور دارد که نام «فجر» را بیشتر بر قامت آن برازنده می کند. با این وجود این یادداشت به فضای کلی سینمای ایران می پردازد و سعی دارد جهت گیری های متداول هنرمندان و سینماگران را بررسی کند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خطب شکن,

هنر جدید

, هنر جدید, هنر جدید,

سینما هنری است که با وجود گذشتن حدود ۱۲۰ سال از تولد آن، هنوز یک هنر جدید محسوب می‌شود. سینما صنعتی است که به سرعت رشد کرد و به تمام دنیا سر زد! این هنر جدید تلفیقی از هنرهای گذشته بود و در آن از نویسندگی و موسیقی گرفته تا تئاتر، به کار می رود.

,

, ,

در طول حیات سینما، بزرگانی ظهور کردند که عمیق‌ترین افکار  را در قالب فیلم‌های سینمایی بیان کردند و سینما هنری شد که قبل از هنر بودن، یک بستر مناسب برای بیان افکار است. با این حال، مثل همیشه افراط‌هایی هم در این زمینه به وجود آمد و فیلمسازانی ظهور پیدا کردند که فیلم‌های آنان تنها نمودی از درون و افکارشان بود و مخاطب را به هیچ وجه در نظر نمی‌گرفت. فیلم‌هایی این چنینی، گاهی با انتقادهایی تند و گاهی با تجلیل‌هایی پردامنه مواجه می‌شدند. ولی آیا واقعا کارگردان می‌تواند هر گونه که می‌خواهد فیلم خود را شکل و قالب دهد و مخاطب را در ساخت فیلم خود در نظر نگیرد؟

,

سرگرمی در کنار تفکر

, سرگرمی در کنار تفکر, سرگرمی در کنار تفکر,

سینما همان قدر که بستری برای بیان فکر است، جایی برای سرگرمی نیز هست. در واقع سینما به عنوان یک عنصر تفریحی در زندگی مردم وارد شد و بعدها جنبه هنری به خود گرفت و مجالی به سینماگران داد تا افکار خود را با آن ابراز کنند. با این وجود عده‌ای از سینماگران در این مسیر به شکلی افراطی از عناصر بصری و داستانی برای بیان افکار درونی خود بهره گرفتند، تا جایی که فیلم آن‌ها یک «شرح حال شخصی» شد و مخاطبان از آن‌ها رو گرداندند و هنرشان از مردم فاصله گرفت.

,

, ,

هنر همواره باید با مخاطب خود در ارتباط باشد. البته نه به این معنا که ابتذال را سرلوحه قرار دهد تا عوام به آن تمایل پیدا کنند، بلکه هم نگاهی به زندگی مخاطب داشته باشد و هم سیر خود را در جهت بیان مطالب مورد نظر دنبال کند. نکته این جاست که هنرمند باید خود را زاده جامعه خود بداند و همواره سعی کند در آن و برای آن زندگی کند، وگرنه دچار انحراف و انزوا خواهد شد.

,

تولد سینما در ایران

, تولد سینما در ایران, تولد سینما در ایران,

سینما در غرب، به واقع از دل فرهنگ و تمدن آن سامان جوشید، ولی در ایران، از ابتدا برای هوس‌رانی‌های درباری، از اروپا به ایران آمد. ناصرالدین شاه قاجار، سینماتوگراف را از اروپا به ایران آورد تا با آن از دربار فیلم بگیرد و برای خدمه خود نشان دهد. شاه قاجار هرگز به فکر تعالی مردم نبود و نمی‌خواست سینما را به عنوان یک هنر برای رشد مردم به کار گیرد. از همان ابتدا سینماتوگرافِ ناصرالدین شاه در دربار محبوس شده بود و از او و قصرش فیلم می‌گرفت. از این رو اشتباه نیست اگر مدعی شویم از همان ابتدا، سینمای ایران جدا از مردم زاده شد.

,

, ,

نسلی با اطوار روشنفکری

, نسلی با اطوار روشنفکری, نسلی با اطوار روشنفکری,

آن چه امروز نیز در سینمای ایران می‌بینیم، اغلب حاکی از ظهور نسلی است که با اداها و اطوارهای روشنفکری خود، درون پریشان و افکار در هم و بر هم خود را در فیلم‌ها نشان می‌دهند و حداکثر فیلم آن‌ها تقلیدی دست چندم از فیلم‌سازان متوسط غربی است، نسلی که خود را از جامعه برتر می‌بیند و در حالی که فرسنگ‌ها از مردم عقب مانده است، با خیال خوشِ پیشرو بودن، به شادی کاذبی دچار است… و چیزی که در این میان گم شده، ارتباط سینما و مخاطب است.

,

امروز مردم از سینما روگردان شده‌اند و با وجود فروش‌های میلیاردی برخی فیلم‌ها، تعداد بینندگان آن نسبت به سال‌های قبل افت قابل توجهی داشته است. بیشتر فروش فیلم ها در تهران و چند شهر کوچک صورت می گیرد و بیشتر ایران با این هنر بیگانه‌اند. بی‌راه نیست اگر سینمای امروز ایران را یک سینمای منزوی ولی پر سر و صدا بنامیم که در آن عده‌ای خاص فیلم می‌سازند، عده‌ای خاص فیلم می‌بینند و عده‌ای دیگر آن را به نقد می‌کشانند و این «عده‌ها»، حتی بخش کوچکی از مردم نیستند.

,

تولدی دیگر

, تولدی دیگر, تولدی دیگر,

سینمای امروز از مردم فاصله گرفته است و به همین خاطر «قهرمان» ندارد. سینمای بدون قهرمان ایران هدف خود را گم کرده و هر چقدر بیشتر به ابتذال کشیده شود، مخاطب بیشتری به خود جذب خواهد کرد. نگاهی به فهرست آثاری که بیشترین فروش را در سینمای ایران به نام خود ثبت کرده اند نشان می دهد سلیقه مخاطبان تغییر پیدا کرده و تاحدودی ابتذال پسند شده است.

,

البته این موضوع عوامل بسیاری دارد: برخی نیروهای مومن انقلابی از عرصه هنر رو برگرداندند، هنرمندانی بی هویت و خودباخته در آن رشد کردند و سر برآوردند و در مقابل جریان های انقلابی و اصیل موضع گرفتند، مدیران و مسئولان سینمایی اقبال کمتری به آثار فاخر و انقلابی نشان دادند و در نهایت سینمایی پر از زشتی، خشونت، خیانت و دلسردی به وجود آمد.

,

, ,

با این حال اخیرا جریانی نوگرا در سینما شکل گرفته که امیدواری و اصالت را به تصویر می کشد و موضوعاتی را انتخاب می کند که از غرب‌زدگی و خودباختگی خالی است. شاید همین جریان در جشنواره امسال به جریان غالب تبدیل شود و چه بسا عرصه را بر روشنفکرنماهای منزوی و مقلد تنگ کند. دوران زایش سینمای ایران در حال آغاز است و کسانی در این دوران پیش‌قدم خواهند بود که با مردم همراه باشند و موضوعاتی را برگزینند که ریشه در هویت ایرانی و اسلامی آنان داشته باشد.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه