روح الله را دوباره بشناسیم(2)

من خوف آن دارم که استقلال کشور از دست ما برود

من خوف آن دارم که استقلال کشور از دست ما برود
اگر خدای نخواسته این اشخاص فعالی که با الهامات شیطانی می‌خواهند مردم را منحرف کنند موفق بشوند، من خوف آن را دارم که باز استقلالی که ما تحصیل کردیم از دست ما برود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مرآت، روز گذشته دومین ویژه نامه الکترونیکی مرآت به بهانه دهه مبارکه فجر و نخستین بخش از ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم» در پایگاه اطلاع رسانی مرآت منتشر شد. اکنون و در چهارمین روز از دهه مبارکه فجر سومین ویژه نامه الکترونیکی مرآت و دومین بخش از ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم» منتشر می شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مرآت,

(بخش نخست ویژه نامه از اینجا دانلود کنید)

, اینجا,

(بخش دوم ویژه نامه را از اینجا دانلود کنید)

, اینجا,

متن بخش دوم از ویژه نامه را در زیر می خوانید:

,

من از بازگشت اختناق خوف دارم

, من از بازگشت اختناق خوف دارم, من از بازگشت اختناق خوف دارم,

بازشناسی کدهای پیروزی و شکست و نقاط بیم و امید عامل مستحکمی برای حفظ و حراست از انقلاب‌هاست و امام امت دائما و به بهانه‌های مختلف این کدها را با مردمانش در میان می‌گذاشت. او معتقد بود شاه‌کلید تمام پیروزی‌ها توجه به خداوند است و با این پیش‌زمینه نگرانی‌های خود را از بازگشت وضعیت جمهوری اسلامی به وضعیت پیش از انقلاب، بروز اختناق، و از دست رفتن استقلال کشور به واسطه عدم توجه به دستورات الهی بیان می‌کرد:

,

«اگر جوان‌های ما از عناصر شیطانی تبعیت بکنند، اگر خدای نخواسته این اشخاص فعالی که با الهامات شیطانی می‌خواهند مردم را منحرف کنند موفق بشوند، من خوف آن را دارم که بساط برگردد به حال اول، من خوف آن را دارم که باز اختناق پیش بیاید، من خوف آن را دارم که باز استقلالی که ما تحصیل کردیم از دست ما برود، عزیزان من! بیدار شوید!(29 فروردین 1358)

,

او نگران بود که سستی ما وضعیت پیش از انقلاب را بر کشور حاکم کند:«باید همه با هم این خرابه را آباد کنیم. اگر چنانچه سستی کنیم ممکن است که به حال اول به مسائل و مصائب سابق مبتلا شویم.»(24 اسفند 1357)

,

انتخابات مجلس و خطر ورود معاندان به قوه مقننه

, انتخابات مجلس و خطر ورود معاندان به قوه مقننه, انتخابات مجلس و خطر ورود معاندان به قوه مقننه,

معمار کبیر انقلاب، از یک‌سو تبلیغات سوء و دامنه‌دار دشمنان علیه شخصیت‌های انقلابی که قصد ورود به مجلس شورای اسلامی را داشتند تقبیح می‌کرد و از دیگر سو خطر کسانی که به نظام جمهوری اسلامی بی‌اعتقاد هستند را گوشزد می‌کرد. پیامی تاریخی که در دوازدهم اسفندماه سال 1358 صادر شد گواه این مدعاست:

,

«در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی دو چیز موجب نگرانی این‌جانب است. 1.خوف آن دارم که در اثر تبلیغات دامنه‌دار دشمنان نظام اسلامی و مخالفان جمهوری اسلامی که در ظرف این یک‌سال با هر وسیله ممکن به تضعیف آن کوشا بوده‌اند و اخیرا که قدم آخر پیروزی را ملت عزیز هوشیار برمی‌دارد، مردم از شرکت در این امر حیاتی-انتخابات مجلس-خودداری کنند. امید نهضت به شماست. من نیز با حال نقاهت خود را برای شرکت مهیا می‌کنم. 2.خوف آن دارم که تبلیغات برای اشخاص که به اسلام و جمهوری اسلامی اعتقاد ندارند و اعمال و گفتار آن‌ها در این یکسال شاهد است و اکنون برای راه پیدا کردن به مجلس و برای کارشکنی و جنجال در محیط مقدس مجلس شورای اسلامی خود را هوادار مسلمانان جا می‌زنند در قشری از ملت تأثیر کند.»

,

گرانفروشی؛ ستم، اجحاف و تعدی است

, گرانفروشی؛ ستم، اجحاف و تعدی است, گرانفروشی؛ ستم، اجحاف و تعدی است,

رهبر کبیر انقلاب، که خود به لحاظ سطح زندگی در شمار محرومان جامعه محسوب می‌شد مسئولان و مردم را از گران کردن‌ها و گرانفروشی‌ها بر حذر می‌داشت. گرانفروشی‌ها چنان روح بزرگ آن مرد آسمانی را آزرده می‌ساخت که گاه در پی این گرانفروشی‌ها وعده قهر و عذاب الهی می‌داد. او البته به توصیه اکتفا نمی‌کرد و تحذیرهای قانونی را نیز بیان می‌داشت:

,

«من فروشندگان را نصیحت می‌کنم که با این ملتی که خون خود را در راه اسلام داد و جوانان عزیز خود را از دست داد با عدل و انصاف رفتار کنند. من خوف آن دارم که خدای نخواسته به غضب خداوند قهار مبتلا گردیم و تر و خشک با هم بسوزد. من اخیرا اخطار می‌کنم که اگر دست از اجحافات برندارند حسب سیاسیات شرعیه اسلامیه با آنان رفتار می‌شود.»(19 فروردین 1358)

,

امام(ره) گرانفروشی‌ها را سوءاستفاده‌ای غیرمنصفانه می‌دانست:«من ان‌شاءالله امیدوارم که این حس تعاون، دست استفاده‌جوها نیفتد برای استفاده، گرانفروشی، قاچاقگری و... و روی انصاف عمل بکنند.»(25 اردیبهشت 1358)

,

او محتکران را سرزنش می‌کند و در گرانی‌ها مردم را به یاری کردن دولت فرامی‌خواند:«آیا انصاف است که وقتی احتکار بشود ملت را در مضیقه بگذارند؟ انصاف است که گرانفروشی بشود که دولت به جان بیاید و نتواند درستش بکند یا باید کمک کرد به این دولت؟»(19 فروردین 1358)

,

چگونه شکست می‌خوریم؟

, چگونه شکست می‌خوریم؟, چگونه شکست می‌خوریم؟,

اگر بخواهیم مسیرهایی که از نگاه امام امت به شکست منجر می‌شوند را مورد مطالعه قرار دهیم به گزاره‌های بنیادین و محدودی خواهیم رسید. مجموعه سخنان امام(ره) نشان می‌دهد که گویی او بیش از هرچیز از عدم بیداری ملت و ترک وحدت کلمه بیم داشته است و به همین خاطر است که بارها و بارها ما را از این دو خطر بر حذر داشته است:

,

«اگر همه اقشار ملت بیدار نباشند، من خوف آن دارم که خدای نخواسته به شکست برگردیم. ما از شما آرزوی این داریم که وحدت کلمه‌تان را حفظ کنید.»

,

او تأکید می‌کند:«این وحدت کلمه باید محفوظ بماند، که اگر خدای نخواسته این وحدت کلمه از دست برود و خدای نخواسته به شکست برگردیم، ایران دیگر تا آخر روی خوش به خودش نخواهد دید.(22 اردیبهشت 1358)

,

پدر امت دست شیطان را در برهم زدن وحدت آشکارا می‌بیند:«این اجتماع را، این وحدت را حفظ کنید. شیاطین درصدد اختلاف انداختن هستند. این وحدت کلمه را حفظ کنید. این قیام لله را حفظ کنید، تا قیام شما برای خداست پیروز هستید.»(27 اردیبهشت 1358)

,

دولت بیدار باش!

, دولت بیدار باش!, دولت بیدار باش!,

به نظاره نشستن آرمان‌های بلند امام روح‌الله، برقی از شوق و آتشی از ناامیدی در دل می‌افکند. شوق از آن جهت که او به واسطه بیان این آرمان‌ها نقشه راهی شکوهمند برای ما به یادگار گذاشت و ناامیدی از آن جهت که نزدیک به سه دهه پس از امام(ره) بسیاری از آن آرمان‌ها مغفول ماندند و فراموش شدند. امام(ره) امید داشت که نظام اسلامی در خدمت مستضعفان درآید، امید داشت که قانون الهی در جامعه رواج یابد، امید داشت که آثار طاغوت از جامعه مسلمین رخت ببندد و بالاتر از این‌ها امید داشت که یک «مملکت محمدی» بسازد:

,

«ما این غربزدگی را می‌زداییم. ما با پشتیبانی ملت ایران، بیرق تمام آثار غرب را، تمام آثار فاسده، تمام اخلاق فاسده غربی را، تمام نغمات باطله غربی را خواهیم زدایید، ما یک مملکت محمدی ایجاد می‌کنیم. بیرق ایران نباید بیرق شاهنشاهی باشد. علم اسلام باید باشد. آثار طاغوت باید برود. آثار اسلام باید باشد. بیدار باشید! دولت بیدار باش!»

,

محسن حسن زاده

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه