سرایدار مدرسه رفاه از حال و هوای آن روزهای انقلاب می گوید؛

روزهای خطر و خاطره در مدرسه رفاه به عنوان همیار امام خمینی(ره)/ خدمت در اوج گمنامی

روزهای خطر و خاطره در مدرسه رفاه به عنوان همیار امام خمینی(ره)/ خدمت در اوج گمنامی
امام خمینی(ره) پس از ورود به ایران، از فرودگاه مهر آباد به مدرسه رفاه آمدند و فردای آن روز برای دیدار با مردم در مدرسه علوی حاضر شدند که امروز سرایدار این مدرسه در زمان انقلاب خاطرات زیبایی از این لحظات دارد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از طرقبه‌نیوز، امام خمینی(ره) پس از ورود به ایران، از فرودگاه مهر آباد به مدرسه رفاه آمدند و فردای آن روز برای دیدار با مردم در مدرسه علوی حاضر شدند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, طرقبه‌نیوز,


در ابتدا قرار بر این بود که مدسه رفاه محل دیدار امام و مردم باشد؛ اما با توجه به کوچک بودن مدرسه و سیل مشتاقان محل دیگری برای این دیدار در نظر گرفته شود مه مدرسه علوی نام داشت.

,
,

 

,

به منظور قرار گرفتن در ایام پیروزی انقلاب و تجدد خاطرات آن دوران سراغی گرفتیم از سریدار مدرسه رفاه که محل اسکان امام به محض ورود به ایران بود.

,

 

,

خانواده ای که به ظاهر معمولی هستند؛ اما دلشان بس بزرگ است؛ خانه نقلی شان در شاندیزی از تمیزی می درخشد هم از نمای بیرونی هم از داخل و تابستانها گلهای آپارتمانی شان از پشت بالکن و پنجره چشم هر عابری را به خود خیره می کند.
 

,
,

, , ,

 

,

حاج آقا تحملی و همسرشان بانو درویشی که همه با عنوان"بانو" ایشان را می شناسند روزگاری سرایدار مدرسه رفاه بودند و هر سال در آستانه دهه فجر لحظاتی شیرین را تجربه می کنند.

,

 

,

آنها تجربه ملاقات با افرادی را دارند که هر کدام در زمان خود دنیا را با حضور و صحبتهایشان تکان دادند.

,

 

,

چهل سال از اولین ملاقاتشان با امام خمینی می گذرد و شاید جزییات زیادی در خاطرشان باقی نمانده؛ اما حضورشان در روزهای خطر و خاطره در مدرسه رفاه در نوع خود بسیار مهم و حیاتی بوده است.

,

 

,

مدرسه رفاه، به عنوان یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های اصلی روحانیون در تاریخ ایران ثبت شده است و امام خمینی (ره) پس از سال‌ها تبعید در خارج از کشور برای مدت کوتاهی در مدرسه رفاه مستقر شدند. با آن‌که استقرار امام در این مدرسه چندان طول نکشید و مدرسه علوی جایگزین آن شد، این مدرسه به شکل هیجان‌انگیزی پر از جزئیاتی است که در خاطرات بسیاری از شخصیت‌ها و رجال تاثیرگذار جمهوری اسلامی به نحو بارزی پررنگ و مشهود است.

,

 

,

معلم های مدرسه رفاه اصول و معارف اسلامی را به دانش آموزان می آموختند.

,

 

,

, , ,

این مدرسه سال 49 با اهداف اسلامی و مبارزاتی تأسیس شد، مؤسسان مدرسه رفاه از چهره های مطرح و مؤثر مبارزاتی و تعدادی از مبارزان بازار بودند که هدف شان فعالیت های فرهنگی و تربیت اسلامی دختران بود، در این شرایط طبیعی است که برخی فعالیت های سیاسی هم در پس فعالیت های فرهنگی مدرسه انجام می شد.

,

 

,

شهید بهشتی و شهید رجایی از شاخص ترین چهره هایی بودند که در هیات امنای این مدرسه حضور داشتند.

,

 

,

این مدرسه نیز افتخار این را داشت که پس از ورود امام خمینی(ره) به ایران چند روزی را میزبان اقامت ایشان باشد.

,

 

,

امام(ره) روز دوازدهم بهمن به مدرسه رفاه رفتند؛ اما این مدرسه گنجایش خیل عظیم علاقه مندان به دیدار با امام خمینی(ره) را نداشت و سیزدهم بهمن محل اقامت امام(ره) به مدرسه علوی که حیاط بزرگ تری داشت، منتقل شد.

,

 

,

آقای تحملی (پدر شهید) این روزها در بستر بیماری افتاده و تنگی نفس و ناراحتی قلبی خانه نشینش کرده؛ اما بانو همچنان سرزنده و بشاش و مهربان در خانه و اجتماع به فعالیت خود ادامه می دهد، البته چهار فرزند داشته اند که حالا فقط یک پسر از آنها باقی مانده و یک دختر.

,

 

,

, , ,

بانو می گوید: شهید رجایی وقتی دید بضاعتمان نمی رسد کرایه بدهیم اتاقی در مدرسه رفاه را در اختیارمان گذاشت تا هم مسئول کنترل سرویسهای مدرسه باشیم و هم سرایدار مدرسه دخترانه؛ اما سه پسرم اجازه نداشتند در مدرسه بمانند و همراه آقای تحملی صبح می رفتند سرکار و بعد از ظهر بر می گشتند.

,

 

,

از قبل زمزمه هایی برای ورود امام به ایران می شنیدیم. شهید رجایی گفتند آماده باشید.

,

 

,

شب 12بهمن غذا پختیم؛ اما امام(ره) تشریف نیاوردند، کلیدهای ورودی حیاط پشتی به من سپرده شده بود، خواستیم غذاها را بین اهالی محل توزیع کنیم که دو مرد آمدند و خواستند در را باز کنم، ممانعت کردم؛ اما وقتی آقا را دیدم و شنیدم می گویند: امام(ره) اینجاست، از خود بی خود شدم، عبای امام را بوسیدم و بیهوش شدم.

,

 

,

آن دو سه روزی که امام در مدرسه رفاه ساکن بودند این زن و شوهر در گمنامی در کنار بزرگانی که بعدها مدیران کشور شدند حافظ جان امام(ره) و جزو خادمین ایشان بودند.

,

 

,

بانو تند تند خاطراتش را به یاد می آورد و می گوید: بعدها چند نفر از طرف امام خمینی(ره) با خود یک تلویزیون، چند پتو و کمی مایحتاج برایشان می آورند چون امام(ره) گفته بود آن سرایدار در خانه اش این چیزها را نداشت.

,

 

,

بانو همچنان ذوق می کند و هیجان سالهای انقلاب را بخوبی می توان در چهره اش دید.

,

 

,

اما در آخر نگاهی به عکس فرزند شهیدش می کند و یک درخواست دارد:"سنگ مزار پسرم قدیمی شده،هزینه اش را خودم می دهم آن را عوض کنید".

,


انقلاب پابرهنه ها، شاید دقیق ترین جمله ای باشد که از رهبر کبیر انقلاب اسلامی در ذهنم زنگ می زند، همان ها که صاحبان اصلی این انقلاب هستند.

,
,

 

,

این انقلاب، انقلاب آدمهای معمولی بود که با دست خالی؛ اما با تکیه به خداوند و اراده ای قوی، پایه های سلطنت را در حیاط خلوت استعمار تکان داد.

,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه