چهارمین ویژه نامه الکترونیکی به بهانه دهه فجر؛
تحریف مواضع اصولی انقلاب؛ راهحل مشکلات نیست!
ممکن است کسانی در پایان دهه سوم انقلاب اسلامی، در تلاش برای آنچه که حل مشکلات میخوانند، بکوشند تا به دشمنان ثابت کنند که ما «انسانهای خوبی شدهایم! ما تغییر کردهایم و سر ناسازگاری با هیچ دولتی نداریم.» اما امام(ره) اینگونه نمیاندیشید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مرآت، پس از انتشار ویژه نامه های الکترونیکی «وقایع اتفاقیه» و «روح الله را دوباره بشناسیم 1 و 2» اکنون در ششمین روز از دهه مبارکه فجر، چهارمین شماره از ویژه نامه های الکترونیکی مرآت منتشر می شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مرآت,(دانلود ویژه نامه چهارم)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 1»)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 2»)
(دانلود ویژه نامه «وقایع اتفاقیه»)
متن ویژه نامه چهارم را در ادامه از نظر می گذرانید:
در طول 40 سال گذشته از وقوع انقلاب اسلامی، کسانی-چه نیکخواهانه و چه با نیات سوء- همواره کوشیدهاند تا نسبت به خنثیسازی ارزشهای اسلامی و انقلابی کشور و خارج کردن این ارزشها از صحنه جامعه و سیاست اقدام کنند. سخن آنان، چه بر زبان آورند و چه پنهان دارند، آن است که تقابل ارزشها و ضدارزشها، تقابلی مقطعی بود و نه یک دعوای منطقیِ همیشگی.
آنها میخواهند بگویند که مسئله حق و باطل، اخلاص و حرکت در اصول، مسائل خاصی بودند که تنها در مقاطعی در صدر اسلام و در نمونه کوچکی در صدر پیروزی انقلاب اسلامی اهمیت داشتند. از دیدگاه آنان بسیاری از سخنان امام خمینی(ره) مخصوص دوره حیات ایشان بوده و بازخوانی مفاهیم و مواضع انقلاب در شرایط کنونی بیفایده است؛ چه آنکه آن مفاهیم در گذشته متوقف شدهاند؛ و این یک سوی افراط است.
تو همواره باطلی و من بر حقم!
در این میان، برخی از رسانههای طرفدار انقلاب نیز غالبا و البته با حسن نیت، برداشتهای سطحی و غلط خود را در دفاع از انقلاب در سطح جامعه منتشر میکنند. این رسانهها در سوی دیگر افراط، همواره معادلات سیاسی را به گونهای برقرار میکنند که خود در موضع حق باشند و طرف مقابل در موضع باطل! گویی آنها همواره در مقام امام حسین(ع) هستند و طرف مقابل در مقام یزید!
امام منشأ افراطیگری است!!
اما در میانه این افراطها نباید از جریانی که به نام انقلاب، مواضعی دقیقا بر خلاف معیارهای امام(ره) و انقلاب اتخاذ میکنند و سخنانی درست بر خلاف سخنان امام(ره) را به جای حقیقت جا میزنند غافل ماند. در میان این جریان حتی بزرگانی نیز هستند که ما انقلاب و انقلابیبودن را از آنها آموختهایم؛ اما همین بزرگان، بیآنکه نام امام(ره) را بر زبان آورند، سخنان وی را افراطیگری میخوانند و این مسئله مهمی است که باید به درستی شناخته و آسیبشناسی شود.
همه ما البته با افراطیگری در هر شکل و صورتی مخالفیم اما اطلاق افراطیگری به مواضع اصولی امام(ره) جای شگفتی دارد. کشور ما با مشکلات بسیاری دست به گریبان است و ظلمهای بسیاری از جانب مستکبران بر مردم ایران روا داشته میشود؛ اما راهحل این مشکلات و طریقه رفع این ظلمها، تحریف مواضع انقلاب و سخنان امام(ره) و جابجایی مصادیق سخنان ایشان نیست.
راهبردهایی که برای حل مشکلات کشور اتخاذ میشود باید همساز با اصل مدعای انقلاب اسلامی باشد. نباید اگر جناحهای مختلف کشور بر سر مسائلی با هم اختلاف دارند، آتش این اختلافات دامان امام(ره)، انقلاب و آرمانهایی که دهها هزار نفر برای تحقق آنها خون دادند را بگیرد. اگر مواضعی از امام(ره) که در پی میآید را افراطیگری بدانیم؛ باید گفت بله! امام منشأ افراطیگری است!
باور کنید ما انسانهای خوبی شدهایم!
ممکن است کسانی در پایان دهه سوم انقلاب اسلامی، در تلاش برای آنچه که حل مشکلات میخوانند، بکوشند تا به دشمنان ثابت کنند که ما «انسانهای خوبی شدهایم! ما تغییر کردهایم و سر ناسازگاری با هیچ دولتی نداریم.» اما امام(ره) اینگونه نمیاندیشید. آنچه که امروز تحت عنوان پروژه اسلامهراسی در اثر مواجهه اسلام و استکبار صورت میگیرد، هرچند که فینفسه نامطلوب است، اما از نگاه امام(ره) نشانهای از درست پیمودن راه انقلاب است.
بنابراین هرگاه معادلات میان ما و مستکبران، دچار دگرگونی شد، باید دقت کنیم؛ مبادا جایی از راه را به اشتباه پیموده باشیم. امام(ره) معتقد بود که اگر دولتهای استکباری ما را تأیید کنند، خطایی در میان است و این منطق، هیچ نسبتی با منطق کسانی که خرسندند از این که مقامات غربی و رسانههای وابسته به دولتهای مستکبر از ما تعریف میکنند ندارد و شگفت آنکه نشانههای انحراف از اصول، سالها پس از امام(ره) به نشانههای پیروزی تبدیل شدهاند!
امام(ره) در وصیتنامه سیاسی-الهی خود، به صراحت اعلام میکند که:«ما و ملتهای مظلوم دنیا مفتخریم که رسانههای گروهی و دستگاههای تبلیغات جهانی، ما و همه مظلومان جهان را به هر جنایت و خیانتی که ابرقدرتهای جنایتکار دستور میدهند، متهم میکنند...»
حکومتهای جائر را به جای خود بنشانید
امام(ره) در وصیتنامه خود که آن را خطاب به «نسل حاضر و نسلهای آینده» نگاشته است، تصریح میکند که:«این انقلاب بزرگ که دست جهانخواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد، با تاییدات غیبی الهی پیروز گردید، اگر نبود دست توانای خداوند امکان نداشت یک جمعیت 36 میلیونی با آن تبلیغات ضداسلامی و ضدروحانی، خصوصا در این صد سال اخیر و با آن تفرقه افکنیهای بیحساب...به صورت یکپارچه قیام کند، بنابراین شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلابها جداست؛ هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم درانگیزه انقلاب و قیام و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارتزده عنایت شده است.»
و سخن گفتن از نقش خداوند در معادلات سیاسی، امروز واپسگرایی و تحجر و عقبماندگی تلقی میشود! امام میگوید:«به ملتهای اسلامی توصیه میکنم که از حکومت جمهوری اسلامی و از ملت مجاهد ایران الگو بگیرید و حکومتهای جائر خود را در صورتی که به خواست ملتها که خواست ملت ایران است سر فرود نیاوردند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید، که مایه بدبختی مسلمانان، حکومتهای وابسته به شرق و غرب میباشند...»
امام(ره) از تریبون رسمی حکومت میگوید:«ملت مصر از حکومت نظامى نترسد و به آن اعتنا نکند و همانطور که ایران حکومت نظامى را شکست و به خیابانها ریخت، آنها هم بشکنند و به خیابانها بریزند و این تفالههاى امریکا را بیرون بریزند. ملت مصر ننشینند تا این قدرت از بین رفته دوباره دست و پاى خودش را جمع کند و نفوذ خودش را بر ملت تحمیل کند. امروز روزى است که ملت مصر باید قیام کند. امروز روز ضعف دولت است و قدرت ملت.»
به راستی اگر این جملات با معیارهای «مخالفان افراطگرایی»! سنجیده شود افراطی و غیرعقلانی توصیف نخواهد شد؟ آیا دمیدن در آتش مخالفت مردم علیه یک دولت خارجی، دخالت در امور آن کشور به شمار نخواهد رفت؟ و بنگرید به تطور واژه ها!
کوتاه سخن؛ انقلاب اسلامی را آنگونه که هست بشناسیم.
محسن حسن زاده
انتهای پیام/
(دانلود ویژه نامه چهارم)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 1»)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 2»)
(دانلود ویژه نامه «وقایع اتفاقیه»)
متن ویژه نامه چهارم را در ادامه از نظر می گذرانید:
در طول 40 سال گذشته از وقوع انقلاب اسلامی، کسانی-چه نیکخواهانه و چه با نیات سوء- همواره کوشیدهاند تا نسبت به خنثیسازی ارزشهای اسلامی و انقلابی کشور و خارج کردن این ارزشها از صحنه جامعه و سیاست اقدام کنند. سخن آنان، چه بر زبان آورند و چه پنهان دارند، آن است که تقابل ارزشها و ضدارزشها، تقابلی مقطعی بود و نه یک دعوای منطقیِ همیشگی.
آنها میخواهند بگویند که مسئله حق و باطل، اخلاص و حرکت در اصول، مسائل خاصی بودند که تنها در مقاطعی در صدر اسلام و در نمونه کوچکی در صدر پیروزی انقلاب اسلامی اهمیت داشتند. از دیدگاه آنان بسیاری از سخنان امام خمینی(ره) مخصوص دوره حیات ایشان بوده و بازخوانی مفاهیم و مواضع انقلاب در شرایط کنونی بیفایده است؛ چه آنکه آن مفاهیم در گذشته متوقف شدهاند؛ و این یک سوی افراط است.
تو همواره باطلی و من بر حقم!
در این میان، برخی از رسانههای طرفدار انقلاب نیز غالبا و البته با حسن نیت، برداشتهای سطحی و غلط خود را در دفاع از انقلاب در سطح جامعه منتشر میکنند. این رسانهها در سوی دیگر افراط، همواره معادلات سیاسی را به گونهای برقرار میکنند که خود در موضع حق باشند و طرف مقابل در موضع باطل! گویی آنها همواره در مقام امام حسین(ع) هستند و طرف مقابل در مقام یزید!
امام منشأ افراطیگری است!!
اما در میانه این افراطها نباید از جریانی که به نام انقلاب، مواضعی دقیقا بر خلاف معیارهای امام(ره) و انقلاب اتخاذ میکنند و سخنانی درست بر خلاف سخنان امام(ره) را به جای حقیقت جا میزنند غافل ماند. در میان این جریان حتی بزرگانی نیز هستند که ما انقلاب و انقلابیبودن را از آنها آموختهایم؛ اما همین بزرگان، بیآنکه نام امام(ره) را بر زبان آورند، سخنان وی را افراطیگری میخوانند و این مسئله مهمی است که باید به درستی شناخته و آسیبشناسی شود.
همه ما البته با افراطیگری در هر شکل و صورتی مخالفیم اما اطلاق افراطیگری به مواضع اصولی امام(ره) جای شگفتی دارد. کشور ما با مشکلات بسیاری دست به گریبان است و ظلمهای بسیاری از جانب مستکبران بر مردم ایران روا داشته میشود؛ اما راهحل این مشکلات و طریقه رفع این ظلمها، تحریف مواضع انقلاب و سخنان امام(ره) و جابجایی مصادیق سخنان ایشان نیست.
راهبردهایی که برای حل مشکلات کشور اتخاذ میشود باید همساز با اصل مدعای انقلاب اسلامی باشد. نباید اگر جناحهای مختلف کشور بر سر مسائلی با هم اختلاف دارند، آتش این اختلافات دامان امام(ره)، انقلاب و آرمانهایی که دهها هزار نفر برای تحقق آنها خون دادند را بگیرد. اگر مواضعی از امام(ره) که در پی میآید را افراطیگری بدانیم؛ باید گفت بله! امام منشأ افراطیگری است!
باور کنید ما انسانهای خوبی شدهایم!
ممکن است کسانی در پایان دهه سوم انقلاب اسلامی، در تلاش برای آنچه که حل مشکلات میخوانند، بکوشند تا به دشمنان ثابت کنند که ما «انسانهای خوبی شدهایم! ما تغییر کردهایم و سر ناسازگاری با هیچ دولتی نداریم.» اما امام(ره) اینگونه نمیاندیشید. آنچه که امروز تحت عنوان پروژه اسلامهراسی در اثر مواجهه اسلام و استکبار صورت میگیرد، هرچند که فینفسه نامطلوب است، اما از نگاه امام(ره) نشانهای از درست پیمودن راه انقلاب است.
بنابراین هرگاه معادلات میان ما و مستکبران، دچار دگرگونی شد، باید دقت کنیم؛ مبادا جایی از راه را به اشتباه پیموده باشیم. امام(ره) معتقد بود که اگر دولتهای استکباری ما را تأیید کنند، خطایی در میان است و این منطق، هیچ نسبتی با منطق کسانی که خرسندند از این که مقامات غربی و رسانههای وابسته به دولتهای مستکبر از ما تعریف میکنند ندارد و شگفت آنکه نشانههای انحراف از اصول، سالها پس از امام(ره) به نشانههای پیروزی تبدیل شدهاند!
امام(ره) در وصیتنامه سیاسی-الهی خود، به صراحت اعلام میکند که:«ما و ملتهای مظلوم دنیا مفتخریم که رسانههای گروهی و دستگاههای تبلیغات جهانی، ما و همه مظلومان جهان را به هر جنایت و خیانتی که ابرقدرتهای جنایتکار دستور میدهند، متهم میکنند...»
حکومتهای جائر را به جای خود بنشانید
امام(ره) در وصیتنامه خود که آن را خطاب به «نسل حاضر و نسلهای آینده» نگاشته است، تصریح میکند که:«این انقلاب بزرگ که دست جهانخواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد، با تاییدات غیبی الهی پیروز گردید، اگر نبود دست توانای خداوند امکان نداشت یک جمعیت 36 میلیونی با آن تبلیغات ضداسلامی و ضدروحانی، خصوصا در این صد سال اخیر و با آن تفرقه افکنیهای بیحساب...به صورت یکپارچه قیام کند، بنابراین شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلابها جداست؛ هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم درانگیزه انقلاب و قیام و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارتزده عنایت شده است.»
و سخن گفتن از نقش خداوند در معادلات سیاسی، امروز واپسگرایی و تحجر و عقبماندگی تلقی میشود! امام میگوید:«به ملتهای اسلامی توصیه میکنم که از حکومت جمهوری اسلامی و از ملت مجاهد ایران الگو بگیرید و حکومتهای جائر خود را در صورتی که به خواست ملتها که خواست ملت ایران است سر فرود نیاوردند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید، که مایه بدبختی مسلمانان، حکومتهای وابسته به شرق و غرب میباشند...»
امام(ره) از تریبون رسمی حکومت میگوید:«ملت مصر از حکومت نظامى نترسد و به آن اعتنا نکند و همانطور که ایران حکومت نظامى را شکست و به خیابانها ریخت، آنها هم بشکنند و به خیابانها بریزند و این تفالههاى امریکا را بیرون بریزند. ملت مصر ننشینند تا این قدرت از بین رفته دوباره دست و پاى خودش را جمع کند و نفوذ خودش را بر ملت تحمیل کند. امروز روزى است که ملت مصر باید قیام کند. امروز روز ضعف دولت است و قدرت ملت.»
به راستی اگر این جملات با معیارهای «مخالفان افراطگرایی»! سنجیده شود افراطی و غیرعقلانی توصیف نخواهد شد؟ آیا دمیدن در آتش مخالفت مردم علیه یک دولت خارجی، دخالت در امور آن کشور به شمار نخواهد رفت؟ و بنگرید به تطور واژه ها!
کوتاه سخن؛ انقلاب اسلامی را آنگونه که هست بشناسیم.
محسن حسن زاده
انتهای پیام/
(دانلود ویژه نامه چهارم)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 1»)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 2»)
(دانلود ویژه نامه «وقایع اتفاقیه»)
متن ویژه نامه چهارم را در ادامه از نظر می گذرانید:
در طول 40 سال گذشته از وقوع انقلاب اسلامی، کسانی-چه نیکخواهانه و چه با نیات سوء- همواره کوشیدهاند تا نسبت به خنثیسازی ارزشهای اسلامی و انقلابی کشور و خارج کردن این ارزشها از صحنه جامعه و سیاست اقدام کنند. سخن آنان، چه بر زبان آورند و چه پنهان دارند، آن است که تقابل ارزشها و ضدارزشها، تقابلی مقطعی بود و نه یک دعوای منطقیِ همیشگی.
آنها میخواهند بگویند که مسئله حق و باطل، اخلاص و حرکت در اصول، مسائل خاصی بودند که تنها در مقاطعی در صدر اسلام و در نمونه کوچکی در صدر پیروزی انقلاب اسلامی اهمیت داشتند. از دیدگاه آنان بسیاری از سخنان امام خمینی(ره) مخصوص دوره حیات ایشان بوده و بازخوانی مفاهیم و مواضع انقلاب در شرایط کنونی بیفایده است؛ چه آنکه آن مفاهیم در گذشته متوقف شدهاند؛ و این یک سوی افراط است.
تو همواره باطلی و من بر حقم!
در این میان، برخی از رسانههای طرفدار انقلاب نیز غالبا و البته با حسن نیت، برداشتهای سطحی و غلط خود را در دفاع از انقلاب در سطح جامعه منتشر میکنند. این رسانهها در سوی دیگر افراط، همواره معادلات سیاسی را به گونهای برقرار میکنند که خود در موضع حق باشند و طرف مقابل در موضع باطل! گویی آنها همواره در مقام امام حسین(ع) هستند و طرف مقابل در مقام یزید!
امام منشأ افراطیگری است!!
اما در میانه این افراطها نباید از جریانی که به نام انقلاب، مواضعی دقیقا بر خلاف معیارهای امام(ره) و انقلاب اتخاذ میکنند و سخنانی درست بر خلاف سخنان امام(ره) را به جای حقیقت جا میزنند غافل ماند. در میان این جریان حتی بزرگانی نیز هستند که ما انقلاب و انقلابیبودن را از آنها آموختهایم؛ اما همین بزرگان، بیآنکه نام امام(ره) را بر زبان آورند، سخنان وی را افراطیگری میخوانند و این مسئله مهمی است که باید به درستی شناخته و آسیبشناسی شود.
همه ما البته با افراطیگری در هر شکل و صورتی مخالفیم اما اطلاق افراطیگری به مواضع اصولی امام(ره) جای شگفتی دارد. کشور ما با مشکلات بسیاری دست به گریبان است و ظلمهای بسیاری از جانب مستکبران بر مردم ایران روا داشته میشود؛ اما راهحل این مشکلات و طریقه رفع این ظلمها، تحریف مواضع انقلاب و سخنان امام(ره) و جابجایی مصادیق سخنان ایشان نیست.
راهبردهایی که برای حل مشکلات کشور اتخاذ میشود باید همساز با اصل مدعای انقلاب اسلامی باشد. نباید اگر جناحهای مختلف کشور بر سر مسائلی با هم اختلاف دارند، آتش این اختلافات دامان امام(ره)، انقلاب و آرمانهایی که دهها هزار نفر برای تحقق آنها خون دادند را بگیرد. اگر مواضعی از امام(ره) که در پی میآید را افراطیگری بدانیم؛ باید گفت بله! امام منشأ افراطیگری است!
باور کنید ما انسانهای خوبی شدهایم!
ممکن است کسانی در پایان دهه سوم انقلاب اسلامی، در تلاش برای آنچه که حل مشکلات میخوانند، بکوشند تا به دشمنان ثابت کنند که ما «انسانهای خوبی شدهایم! ما تغییر کردهایم و سر ناسازگاری با هیچ دولتی نداریم.» اما امام(ره) اینگونه نمیاندیشید. آنچه که امروز تحت عنوان پروژه اسلامهراسی در اثر مواجهه اسلام و استکبار صورت میگیرد، هرچند که فینفسه نامطلوب است، اما از نگاه امام(ره) نشانهای از درست پیمودن راه انقلاب است.
بنابراین هرگاه معادلات میان ما و مستکبران، دچار دگرگونی شد، باید دقت کنیم؛ مبادا جایی از راه را به اشتباه پیموده باشیم. امام(ره) معتقد بود که اگر دولتهای استکباری ما را تأیید کنند، خطایی در میان است و این منطق، هیچ نسبتی با منطق کسانی که خرسندند از این که مقامات غربی و رسانههای وابسته به دولتهای مستکبر از ما تعریف میکنند ندارد و شگفت آنکه نشانههای انحراف از اصول، سالها پس از امام(ره) به نشانههای پیروزی تبدیل شدهاند!
امام(ره) در وصیتنامه سیاسی-الهی خود، به صراحت اعلام میکند که:«ما و ملتهای مظلوم دنیا مفتخریم که رسانههای گروهی و دستگاههای تبلیغات جهانی، ما و همه مظلومان جهان را به هر جنایت و خیانتی که ابرقدرتهای جنایتکار دستور میدهند، متهم میکنند...»
حکومتهای جائر را به جای خود بنشانید
امام(ره) در وصیتنامه خود که آن را خطاب به «نسل حاضر و نسلهای آینده» نگاشته است، تصریح میکند که:«این انقلاب بزرگ که دست جهانخواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد، با تاییدات غیبی الهی پیروز گردید، اگر نبود دست توانای خداوند امکان نداشت یک جمعیت 36 میلیونی با آن تبلیغات ضداسلامی و ضدروحانی، خصوصا در این صد سال اخیر و با آن تفرقه افکنیهای بیحساب...به صورت یکپارچه قیام کند، بنابراین شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلابها جداست؛ هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم درانگیزه انقلاب و قیام و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارتزده عنایت شده است.»
و سخن گفتن از نقش خداوند در معادلات سیاسی، امروز واپسگرایی و تحجر و عقبماندگی تلقی میشود! امام میگوید:«به ملتهای اسلامی توصیه میکنم که از حکومت جمهوری اسلامی و از ملت مجاهد ایران الگو بگیرید و حکومتهای جائر خود را در صورتی که به خواست ملتها که خواست ملت ایران است سر فرود نیاوردند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید، که مایه بدبختی مسلمانان، حکومتهای وابسته به شرق و غرب میباشند...»
امام(ره) از تریبون رسمی حکومت میگوید:«ملت مصر از حکومت نظامى نترسد و به آن اعتنا نکند و همانطور که ایران حکومت نظامى را شکست و به خیابانها ریخت، آنها هم بشکنند و به خیابانها بریزند و این تفالههاى امریکا را بیرون بریزند. ملت مصر ننشینند تا این قدرت از بین رفته دوباره دست و پاى خودش را جمع کند و نفوذ خودش را بر ملت تحمیل کند. امروز روزى است که ملت مصر باید قیام کند. امروز روز ضعف دولت است و قدرت ملت.»
به راستی اگر این جملات با معیارهای «مخالفان افراطگرایی»! سنجیده شود افراطی و غیرعقلانی توصیف نخواهد شد؟ آیا دمیدن در آتش مخالفت مردم علیه یک دولت خارجی، دخالت در امور آن کشور به شمار نخواهد رفت؟ و بنگرید به تطور واژه ها!
کوتاه سخن؛ انقلاب اسلامی را آنگونه که هست بشناسیم.
محسن حسن زاده
انتهای پیام/
(دانلود ویژه نامه چهارم)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 1»)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 2»)
(دانلود ویژه نامه «وقایع اتفاقیه»)
متن ویژه نامه چهارم را در ادامه از نظر می گذرانید:
در طول 40 سال گذشته از وقوع انقلاب اسلامی، کسانی-چه نیکخواهانه و چه با نیات سوء- همواره کوشیدهاند تا نسبت به خنثیسازی ارزشهای اسلامی و انقلابی کشور و خارج کردن این ارزشها از صحنه جامعه و سیاست اقدام کنند. سخن آنان، چه بر زبان آورند و چه پنهان دارند، آن است که تقابل ارزشها و ضدارزشها، تقابلی مقطعی بود و نه یک دعوای منطقیِ همیشگی.
آنها میخواهند بگویند که مسئله حق و باطل، اخلاص و حرکت در اصول، مسائل خاصی بودند که تنها در مقاطعی در صدر اسلام و در نمونه کوچکی در صدر پیروزی انقلاب اسلامی اهمیت داشتند. از دیدگاه آنان بسیاری از سخنان امام خمینی(ره) مخصوص دوره حیات ایشان بوده و بازخوانی مفاهیم و مواضع انقلاب در شرایط کنونی بیفایده است؛ چه آنکه آن مفاهیم در گذشته متوقف شدهاند؛ و این یک سوی افراط است.
تو همواره باطلی و من بر حقم!
در این میان، برخی از رسانههای طرفدار انقلاب نیز غالبا و البته با حسن نیت، برداشتهای سطحی و غلط خود را در دفاع از انقلاب در سطح جامعه منتشر میکنند. این رسانهها در سوی دیگر افراط، همواره معادلات سیاسی را به گونهای برقرار میکنند که خود در موضع حق باشند و طرف مقابل در موضع باطل! گویی آنها همواره در مقام امام حسین(ع) هستند و طرف مقابل در مقام یزید!
امام منشأ افراطیگری است!!
اما در میانه این افراطها نباید از جریانی که به نام انقلاب، مواضعی دقیقا بر خلاف معیارهای امام(ره) و انقلاب اتخاذ میکنند و سخنانی درست بر خلاف سخنان امام(ره) را به جای حقیقت جا میزنند غافل ماند. در میان این جریان حتی بزرگانی نیز هستند که ما انقلاب و انقلابیبودن را از آنها آموختهایم؛ اما همین بزرگان، بیآنکه نام امام(ره) را بر زبان آورند، سخنان وی را افراطیگری میخوانند و این مسئله مهمی است که باید به درستی شناخته و آسیبشناسی شود.
همه ما البته با افراطیگری در هر شکل و صورتی مخالفیم اما اطلاق افراطیگری به مواضع اصولی امام(ره) جای شگفتی دارد. کشور ما با مشکلات بسیاری دست به گریبان است و ظلمهای بسیاری از جانب مستکبران بر مردم ایران روا داشته میشود؛ اما راهحل این مشکلات و طریقه رفع این ظلمها، تحریف مواضع انقلاب و سخنان امام(ره) و جابجایی مصادیق سخنان ایشان نیست.
راهبردهایی که برای حل مشکلات کشور اتخاذ میشود باید همساز با اصل مدعای انقلاب اسلامی باشد. نباید اگر جناحهای مختلف کشور بر سر مسائلی با هم اختلاف دارند، آتش این اختلافات دامان امام(ره)، انقلاب و آرمانهایی که دهها هزار نفر برای تحقق آنها خون دادند را بگیرد. اگر مواضعی از امام(ره) که در پی میآید را افراطیگری بدانیم؛ باید گفت بله! امام منشأ افراطیگری است!
باور کنید ما انسانهای خوبی شدهایم!
ممکن است کسانی در پایان دهه سوم انقلاب اسلامی، در تلاش برای آنچه که حل مشکلات میخوانند، بکوشند تا به دشمنان ثابت کنند که ما «انسانهای خوبی شدهایم! ما تغییر کردهایم و سر ناسازگاری با هیچ دولتی نداریم.» اما امام(ره) اینگونه نمیاندیشید. آنچه که امروز تحت عنوان پروژه اسلامهراسی در اثر مواجهه اسلام و استکبار صورت میگیرد، هرچند که فینفسه نامطلوب است، اما از نگاه امام(ره) نشانهای از درست پیمودن راه انقلاب است.
بنابراین هرگاه معادلات میان ما و مستکبران، دچار دگرگونی شد، باید دقت کنیم؛ مبادا جایی از راه را به اشتباه پیموده باشیم. امام(ره) معتقد بود که اگر دولتهای استکباری ما را تأیید کنند، خطایی در میان است و این منطق، هیچ نسبتی با منطق کسانی که خرسندند از این که مقامات غربی و رسانههای وابسته به دولتهای مستکبر از ما تعریف میکنند ندارد و شگفت آنکه نشانههای انحراف از اصول، سالها پس از امام(ره) به نشانههای پیروزی تبدیل شدهاند!
امام(ره) در وصیتنامه سیاسی-الهی خود، به صراحت اعلام میکند که:«ما و ملتهای مظلوم دنیا مفتخریم که رسانههای گروهی و دستگاههای تبلیغات جهانی، ما و همه مظلومان جهان را به هر جنایت و خیانتی که ابرقدرتهای جنایتکار دستور میدهند، متهم میکنند...»
حکومتهای جائر را به جای خود بنشانید
امام(ره) در وصیتنامه خود که آن را خطاب به «نسل حاضر و نسلهای آینده» نگاشته است، تصریح میکند که:«این انقلاب بزرگ که دست جهانخواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد، با تاییدات غیبی الهی پیروز گردید، اگر نبود دست توانای خداوند امکان نداشت یک جمعیت 36 میلیونی با آن تبلیغات ضداسلامی و ضدروحانی، خصوصا در این صد سال اخیر و با آن تفرقه افکنیهای بیحساب...به صورت یکپارچه قیام کند، بنابراین شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلابها جداست؛ هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم درانگیزه انقلاب و قیام و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارتزده عنایت شده است.»
و سخن گفتن از نقش خداوند در معادلات سیاسی، امروز واپسگرایی و تحجر و عقبماندگی تلقی میشود! امام میگوید:«به ملتهای اسلامی توصیه میکنم که از حکومت جمهوری اسلامی و از ملت مجاهد ایران الگو بگیرید و حکومتهای جائر خود را در صورتی که به خواست ملتها که خواست ملت ایران است سر فرود نیاوردند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید، که مایه بدبختی مسلمانان، حکومتهای وابسته به شرق و غرب میباشند...»
امام(ره) از تریبون رسمی حکومت میگوید:«ملت مصر از حکومت نظامى نترسد و به آن اعتنا نکند و همانطور که ایران حکومت نظامى را شکست و به خیابانها ریخت، آنها هم بشکنند و به خیابانها بریزند و این تفالههاى امریکا را بیرون بریزند. ملت مصر ننشینند تا این قدرت از بین رفته دوباره دست و پاى خودش را جمع کند و نفوذ خودش را بر ملت تحمیل کند. امروز روزى است که ملت مصر باید قیام کند. امروز روز ضعف دولت است و قدرت ملت.»
به راستی اگر این جملات با معیارهای «مخالفان افراطگرایی»! سنجیده شود افراطی و غیرعقلانی توصیف نخواهد شد؟ آیا دمیدن در آتش مخالفت مردم علیه یک دولت خارجی، دخالت در امور آن کشور به شمار نخواهد رفت؟ و بنگرید به تطور واژه ها!
کوتاه سخن؛ انقلاب اسلامی را آنگونه که هست بشناسیم.
محسن حسن زاده
انتهای پیام/
(دانلود ویژه نامه چهارم)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 1»)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 2»)
(دانلود ویژه نامه «وقایع اتفاقیه»)
متن ویژه نامه چهارم را در ادامه از نظر می گذرانید:
در طول 40 سال گذشته از وقوع انقلاب اسلامی، کسانی-چه نیکخواهانه و چه با نیات سوء- همواره کوشیدهاند تا نسبت به خنثیسازی ارزشهای اسلامی و انقلابی کشور و خارج کردن این ارزشها از صحنه جامعه و سیاست اقدام کنند. سخن آنان، چه بر زبان آورند و چه پنهان دارند، آن است که تقابل ارزشها و ضدارزشها، تقابلی مقطعی بود و نه یک دعوای منطقیِ همیشگی.
آنها میخواهند بگویند که مسئله حق و باطل، اخلاص و حرکت در اصول، مسائل خاصی بودند که تنها در مقاطعی در صدر اسلام و در نمونه کوچکی در صدر پیروزی انقلاب اسلامی اهمیت داشتند. از دیدگاه آنان بسیاری از سخنان امام خمینی(ره) مخصوص دوره حیات ایشان بوده و بازخوانی مفاهیم و مواضع انقلاب در شرایط کنونی بیفایده است؛ چه آنکه آن مفاهیم در گذشته متوقف شدهاند؛ و این یک سوی افراط است.
تو همواره باطلی و من بر حقم!
در این میان، برخی از رسانههای طرفدار انقلاب نیز غالبا و البته با حسن نیت، برداشتهای سطحی و غلط خود را در دفاع از انقلاب در سطح جامعه منتشر میکنند. این رسانهها در سوی دیگر افراط، همواره معادلات سیاسی را به گونهای برقرار میکنند که خود در موضع حق باشند و طرف مقابل در موضع باطل! گویی آنها همواره در مقام امام حسین(ع) هستند و طرف مقابل در مقام یزید!
امام منشأ افراطیگری است!!
اما در میانه این افراطها نباید از جریانی که به نام انقلاب، مواضعی دقیقا بر خلاف معیارهای امام(ره) و انقلاب اتخاذ میکنند و سخنانی درست بر خلاف سخنان امام(ره) را به جای حقیقت جا میزنند غافل ماند. در میان این جریان حتی بزرگانی نیز هستند که ما انقلاب و انقلابیبودن را از آنها آموختهایم؛ اما همین بزرگان، بیآنکه نام امام(ره) را بر زبان آورند، سخنان وی را افراطیگری میخوانند و این مسئله مهمی است که باید به درستی شناخته و آسیبشناسی شود.
همه ما البته با افراطیگری در هر شکل و صورتی مخالفیم اما اطلاق افراطیگری به مواضع اصولی امام(ره) جای شگفتی دارد. کشور ما با مشکلات بسیاری دست به گریبان است و ظلمهای بسیاری از جانب مستکبران بر مردم ایران روا داشته میشود؛ اما راهحل این مشکلات و طریقه رفع این ظلمها، تحریف مواضع انقلاب و سخنان امام(ره) و جابجایی مصادیق سخنان ایشان نیست.
راهبردهایی که برای حل مشکلات کشور اتخاذ میشود باید همساز با اصل مدعای انقلاب اسلامی باشد. نباید اگر جناحهای مختلف کشور بر سر مسائلی با هم اختلاف دارند، آتش این اختلافات دامان امام(ره)، انقلاب و آرمانهایی که دهها هزار نفر برای تحقق آنها خون دادند را بگیرد. اگر مواضعی از امام(ره) که در پی میآید را افراطیگری بدانیم؛ باید گفت بله! امام منشأ افراطیگری است!
باور کنید ما انسانهای خوبی شدهایم!
ممکن است کسانی در پایان دهه سوم انقلاب اسلامی، در تلاش برای آنچه که حل مشکلات میخوانند، بکوشند تا به دشمنان ثابت کنند که ما «انسانهای خوبی شدهایم! ما تغییر کردهایم و سر ناسازگاری با هیچ دولتی نداریم.» اما امام(ره) اینگونه نمیاندیشید. آنچه که امروز تحت عنوان پروژه اسلامهراسی در اثر مواجهه اسلام و استکبار صورت میگیرد، هرچند که فینفسه نامطلوب است، اما از نگاه امام(ره) نشانهای از درست پیمودن راه انقلاب است.
بنابراین هرگاه معادلات میان ما و مستکبران، دچار دگرگونی شد، باید دقت کنیم؛ مبادا جایی از راه را به اشتباه پیموده باشیم. امام(ره) معتقد بود که اگر دولتهای استکباری ما را تأیید کنند، خطایی در میان است و این منطق، هیچ نسبتی با منطق کسانی که خرسندند از این که مقامات غربی و رسانههای وابسته به دولتهای مستکبر از ما تعریف میکنند ندارد و شگفت آنکه نشانههای انحراف از اصول، سالها پس از امام(ره) به نشانههای پیروزی تبدیل شدهاند!
امام(ره) در وصیتنامه سیاسی-الهی خود، به صراحت اعلام میکند که:«ما و ملتهای مظلوم دنیا مفتخریم که رسانههای گروهی و دستگاههای تبلیغات جهانی، ما و همه مظلومان جهان را به هر جنایت و خیانتی که ابرقدرتهای جنایتکار دستور میدهند، متهم میکنند...»
حکومتهای جائر را به جای خود بنشانید
امام(ره) در وصیتنامه خود که آن را خطاب به «نسل حاضر و نسلهای آینده» نگاشته است، تصریح میکند که:«این انقلاب بزرگ که دست جهانخواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد، با تاییدات غیبی الهی پیروز گردید، اگر نبود دست توانای خداوند امکان نداشت یک جمعیت 36 میلیونی با آن تبلیغات ضداسلامی و ضدروحانی، خصوصا در این صد سال اخیر و با آن تفرقه افکنیهای بیحساب...به صورت یکپارچه قیام کند، بنابراین شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلابها جداست؛ هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم درانگیزه انقلاب و قیام و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارتزده عنایت شده است.»
و سخن گفتن از نقش خداوند در معادلات سیاسی، امروز واپسگرایی و تحجر و عقبماندگی تلقی میشود! امام میگوید:«به ملتهای اسلامی توصیه میکنم که از حکومت جمهوری اسلامی و از ملت مجاهد ایران الگو بگیرید و حکومتهای جائر خود را در صورتی که به خواست ملتها که خواست ملت ایران است سر فرود نیاوردند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید، که مایه بدبختی مسلمانان، حکومتهای وابسته به شرق و غرب میباشند...»
امام(ره) از تریبون رسمی حکومت میگوید:«ملت مصر از حکومت نظامى نترسد و به آن اعتنا نکند و همانطور که ایران حکومت نظامى را شکست و به خیابانها ریخت، آنها هم بشکنند و به خیابانها بریزند و این تفالههاى امریکا را بیرون بریزند. ملت مصر ننشینند تا این قدرت از بین رفته دوباره دست و پاى خودش را جمع کند و نفوذ خودش را بر ملت تحمیل کند. امروز روزى است که ملت مصر باید قیام کند. امروز روز ضعف دولت است و قدرت ملت.»
به راستی اگر این جملات با معیارهای «مخالفان افراطگرایی»! سنجیده شود افراطی و غیرعقلانی توصیف نخواهد شد؟ آیا دمیدن در آتش مخالفت مردم علیه یک دولت خارجی، دخالت در امور آن کشور به شمار نخواهد رفت؟ و بنگرید به تطور واژه ها!
کوتاه سخن؛ انقلاب اسلامی را آنگونه که هست بشناسیم.
محسن حسن زاده
انتهای پیام/
(دانلود ویژه نامه چهارم)
, دانلود,(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 1»)
, دانلود,(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 2»)
, دانلود,(دانلود ویژه نامه «وقایع اتفاقیه»)
, دانلود,متن ویژه نامه چهارم را در ادامه از نظر می گذرانید:
,در طول 40 سال گذشته از وقوع انقلاب اسلامی، کسانی-چه نیکخواهانه و چه با نیات سوء- همواره کوشیدهاند تا نسبت به خنثیسازی ارزشهای اسلامی و انقلابی کشور و خارج کردن این ارزشها از صحنه جامعه و سیاست اقدام کنند. سخن آنان، چه بر زبان آورند و چه پنهان دارند، آن است که تقابل ارزشها و ضدارزشها، تقابلی مقطعی بود و نه یک دعوای منطقیِ همیشگی.
,آنها میخواهند بگویند که مسئله حق و باطل، اخلاص و حرکت در اصول، مسائل خاصی بودند که تنها در مقاطعی در صدر اسلام و در نمونه کوچکی در صدر پیروزی انقلاب اسلامی اهمیت داشتند. از دیدگاه آنان بسیاری از سخنان امام خمینی(ره) مخصوص دوره حیات ایشان بوده و بازخوانی مفاهیم و مواضع انقلاب در شرایط کنونی بیفایده است؛ چه آنکه آن مفاهیم در گذشته متوقف شدهاند؛ و این یک سوی افراط است.
,تو همواره باطلی و من بر حقم!
, تو همواره باطلی و من بر حقم!,در این میان، برخی از رسانههای طرفدار انقلاب نیز غالبا و البته با حسن نیت، برداشتهای سطحی و غلط خود را در دفاع از انقلاب در سطح جامعه منتشر میکنند. این رسانهها در سوی دیگر افراط، همواره معادلات سیاسی را به گونهای برقرار میکنند که خود در موضع حق باشند و طرف مقابل در موضع باطل! گویی آنها همواره در مقام امام حسین(ع) هستند و طرف مقابل در مقام یزید!
,امام منشأ افراطیگری است!!
, امام منشأ افراطیگری است!!,اما در میانه این افراطها نباید از جریانی که به نام انقلاب، مواضعی دقیقا بر خلاف معیارهای امام(ره) و انقلاب اتخاذ میکنند و سخنانی درست بر خلاف سخنان امام(ره) را به جای حقیقت جا میزنند غافل ماند. در میان این جریان حتی بزرگانی نیز هستند که ما انقلاب و انقلابیبودن را از آنها آموختهایم؛ اما همین بزرگان، بیآنکه نام امام(ره) را بر زبان آورند، سخنان وی را افراطیگری میخوانند و این مسئله مهمی است که باید به درستی شناخته و آسیبشناسی شود.
,همه ما البته با افراطیگری در هر شکل و صورتی مخالفیم اما اطلاق افراطیگری به مواضع اصولی امام(ره) جای شگفتی دارد. کشور ما با مشکلات بسیاری دست به گریبان است و ظلمهای بسیاری از جانب مستکبران بر مردم ایران روا داشته میشود؛ اما راهحل این مشکلات و طریقه رفع این ظلمها، تحریف مواضع انقلاب و سخنان امام(ره) و جابجایی مصادیق سخنان ایشان نیست.
,راهبردهایی که برای حل مشکلات کشور اتخاذ میشود باید همساز با اصل مدعای انقلاب اسلامی باشد. نباید اگر جناحهای مختلف کشور بر سر مسائلی با هم اختلاف دارند، آتش این اختلافات دامان امام(ره)، انقلاب و آرمانهایی که دهها هزار نفر برای تحقق آنها خون دادند را بگیرد. اگر مواضعی از امام(ره) که در پی میآید را افراطیگری بدانیم؛ باید گفت بله! امام منشأ افراطیگری است!
,باور کنید ما انسانهای خوبی شدهایم!
, باور کنید ما انسانهای خوبی شدهایم!,ممکن است کسانی در پایان دهه سوم انقلاب اسلامی، در تلاش برای آنچه که حل مشکلات میخوانند، بکوشند تا به دشمنان ثابت کنند که ما «انسانهای خوبی شدهایم! ما تغییر کردهایم و سر ناسازگاری با هیچ دولتی نداریم.» اما امام(ره) اینگونه نمیاندیشید. آنچه که امروز تحت عنوان پروژه اسلامهراسی در اثر مواجهه اسلام و استکبار صورت میگیرد، هرچند که فینفسه نامطلوب است، اما از نگاه امام(ره) نشانهای از درست پیمودن راه انقلاب است.
,بنابراین هرگاه معادلات میان ما و مستکبران، دچار دگرگونی شد، باید دقت کنیم؛ مبادا جایی از راه را به اشتباه پیموده باشیم. امام(ره) معتقد بود که اگر دولتهای استکباری ما را تأیید کنند، خطایی در میان است و این منطق، هیچ نسبتی با منطق کسانی که خرسندند از این که مقامات غربی و رسانههای وابسته به دولتهای مستکبر از ما تعریف میکنند ندارد و شگفت آنکه نشانههای انحراف از اصول، سالها پس از امام(ره) به نشانههای پیروزی تبدیل شدهاند!
,امام(ره) در وصیتنامه سیاسی-الهی خود، به صراحت اعلام میکند که:«ما و ملتهای مظلوم دنیا مفتخریم که رسانههای گروهی و دستگاههای تبلیغات جهانی، ما و همه مظلومان جهان را به هر جنایت و خیانتی که ابرقدرتهای جنایتکار دستور میدهند، متهم میکنند...»
,حکومتهای جائر را به جای خود بنشانید
, حکومتهای جائر را به جای خود بنشانید,امام(ره) در وصیتنامه خود که آن را خطاب به «نسل حاضر و نسلهای آینده» نگاشته است، تصریح میکند که:«این انقلاب بزرگ که دست جهانخواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد، با تاییدات غیبی الهی پیروز گردید، اگر نبود دست توانای خداوند امکان نداشت یک جمعیت 36 میلیونی با آن تبلیغات ضداسلامی و ضدروحانی، خصوصا در این صد سال اخیر و با آن تفرقه افکنیهای بیحساب...به صورت یکپارچه قیام کند، بنابراین شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلابها جداست؛ هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم درانگیزه انقلاب و قیام و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارتزده عنایت شده است.»
,و سخن گفتن از نقش خداوند در معادلات سیاسی، امروز واپسگرایی و تحجر و عقبماندگی تلقی میشود! امام میگوید:«به ملتهای اسلامی توصیه میکنم که از حکومت جمهوری اسلامی و از ملت مجاهد ایران الگو بگیرید و حکومتهای جائر خود را در صورتی که به خواست ملتها که خواست ملت ایران است سر فرود نیاوردند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید، که مایه بدبختی مسلمانان، حکومتهای وابسته به شرق و غرب میباشند...»
,امام(ره) از تریبون رسمی حکومت میگوید:«ملت مصر از حکومت نظامى نترسد و به آن اعتنا نکند و همانطور که ایران حکومت نظامى را شکست و به خیابانها ریخت، آنها هم بشکنند و به خیابانها بریزند و این تفالههاى امریکا را بیرون بریزند. ملت مصر ننشینند تا این قدرت از بین رفته دوباره دست و پاى خودش را جمع کند و نفوذ خودش را بر ملت تحمیل کند. امروز روزى است که ملت مصر باید قیام کند. امروز روز ضعف دولت است و قدرت ملت.»
,به راستی اگر این جملات با معیارهای «مخالفان افراطگرایی»! سنجیده شود افراطی و غیرعقلانی توصیف نخواهد شد؟ آیا دمیدن در آتش مخالفت مردم علیه یک دولت خارجی، دخالت در امور آن کشور به شمار نخواهد رفت؟ و بنگرید به تطور واژه ها!
,کوتاه سخن؛ انقلاب اسلامی را آنگونه که هست بشناسیم.
,محسن حسن زاده
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه