پنجمین ویژه نامه الکترونیکی به بهانه دهه فجر؛
انقلاب اسلامی ایران؛ زمینهساز انقلاب جهانی موعود(عج)
امام خمینی(ره) ابراز امیدواری می کرد که این انقلاب، جرقه و بارقهای الهی باشد که انفجاری عظیم در تودههای زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیهالله(عج) منتهی شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مرآت، پس از انتشار چهار ویژه نامه به بهانه دهه مبارکه فجر، در هفتمین روز از این دهه، پنجمین ویژه نامه الکترونیکی مرآت با عنوان «انقلاب اسلامی ایران؛ زمینه ساز انقلاب جهانی موعود» پیش روی شما مخاطبان ارجمند قرار می گیرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مرآت,(دانلود ویژه نامه پنجم)
(دانلود ویژه نامه چهارم)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 1»)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 2»)
(دانلود ویژه نامه «وقایع اتفاقیه»)
متن ویژه نامه پنجم را در ادامه از نظر می گذرانید:
از آن زمان که امام خمینی(ره)، ندای «انقلاب» را در گوش جان مردم خواند، برای بسیاری از اهل اندیشه روشن بود که قرار نیست آتش این انقلاب فروکش کند و حتی اگر نام «جمهوری» برای توصیف مدل حاکمیتی کشور برگزیده شود، ایران باید انقلابی بماند؛ از اینروست که پسوند دادگاه و سپاهمان، نه «جمهوری اسلامی ایران» بلکه «انقلاب اسلامی» است.
پذیرش انقلاب اسلامی، در یک نگاه کلان، به معنای پذیرش جایگاه رهبری است؛ رهبری که نه فقط برای ایران، بلکه در حکم پدری برای انقلابهای اسلامی جهان باشد و این در تعریف جمهوری اسلامی نمیگنجد.
در «جمهوری اسلامی» میتوان پرسید که با وجود فقرا و نیازمندان بسیار در داخل کشور، ما را به فلسطین و لبنان چه کار؟ اما «انقلاب اسلامی» حامل این اندیشه است که «وطن تو مرز ندارد...» چنانکه امام خمینی(ره) گفته بود:«وطن ما بصره و شام نیست. وطن ما اسلام است.» و این نگاه انقلابی بود که به برساختن گونهای نوین از نگاه به سیاست منجر شد.
حقیقت جای دیگری است!
اینک که در آستانه گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی قرار داریم باید روشن شود که زورآزمایی میان انقلاب اسلامی و نظام استکبار، قمارآلود نیست! که اگر چنین باشد میتوان بر سر برد یا باخت و یا بر سر یک بازی بیبازنده با هرکسی تفاهم کرد. انقلاب اسلامی ایران، نسبتی با شوروی سابق ندارد. تاریخ به خاطر دارد که ایالات متحده آمریکا و شوروی تا زمانی، بر سر دنیا با یکدیگر قمار میکردند و سپس کار به جایی رسید هیچیک هماورد دیگری نبود. در چنین زمانی بود که نیکیتا خروشچف و پس از وی میخائیل گورباچف، دبیرانکل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، در اندیشه معامله و همزیستی مسالمتآمیز با غرب شدند؛ گویی که دو گرگ بر سر شکاری سر تفاهم داشته باشند! در چنین شرایطی بود که امام خمینی(ره) در سال 67 پیامی را به گورباچف در مسکو ابلاغ کرد و به وی درباره تبعات تصمیم برای تجدیدنظر رویکردهای غربستیزانه هشدار داد:«ممکن است از شیوههای ناصحیح و عملکردهای غلط قدرتمندان پیشین کمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید؛ ولی حقیقت جای دیگری است. شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گرههای کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه داری غرب حل کنید نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نکردهاید که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند. چرا که امروز اگر مارکسیسم در روشهای اقتصادی و اجتماعی به بنبست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسائل، -البته به شکل دیگر- و نیز در مسائل دیگر، گرفتار حادثه است. جناب آقای گورباچف! باید به حقیقت رو آورد. مشکل اصلی کشور شما مسأله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست، همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن بست کشیده و یا خواهد کشید.» هرچند که گورباچف در پاسخ به نامه امام(ره) تصریح کرده بود که مبارزه در راه نیل به دنیایی عاری از زور وظیفه تمامی ملتهاست اما تاریخ نشان داد که او به این سخن باور نداشت. باید مراقب بود انقلاب اسلامی در مسیر گورباچف، گام برندارد.
علم از قم منتشر خواهد شد!
اما فارغ از قیل و قالهای سیاسی، لازم است عقبه معرفتی انقلاب اسلامی، مورد توجه قرار بگیرد. امام خمینی(ره)، در سالهای پیش و پس از انقلاب، سخنان بسیاری در ارتباط با وجوه منتظرانه انقلاب اسلامی و نسبت این انقلاب با انقلاب جهانی مهدی موعود(عج) بیان کرده است. نخستین بیانات قابل استناد ایشان در اینباره به سخنرانی ایشان به مناسبت چهلمین روز شهادت برخی از مردم قم در سال 1356 مربوط میشود که این سخنان در عراق و در حال تبعید و در شرایطی که قم و تبریز و برخی دیگر از شهرهای کشور در حال التهاب به سر میبردند بیان شده است:«و از قم، همانطور که اهلبیت(ع) فرمودهاند، علم نشر میشود به همه بلاد و الان میبینیم که علم مرکزش قم است و از قم دارد نشر میشود،» روایتی که امام(ره) به آن اشاره کرده است مربوط به دوران نزدیک به ظهور موعود است و این از نگاه کلی امام(ره) درباره انقلاب پرده برمیبردارد.
امام به کدام روایت استناد کردند؟
این که امام(ره) تحرکات انقلابی قم را با مصادیق نشر علم از این شهر پیوند میزند، نتایج قابل تأملی دربردارد؛ به ویژه آن که در زمانه امام(ره) خودآگاهی اسلامی به ویژه در میان جوانان جهان اسلام به اندازه امروز رشد نکرده بود. اشاره امام(ره) به روایتی از امام صادق(ع) است که متن کامل آن در سایت استاد شیخ حسین انصاریان موجود است و امام(ع) در این روایت میفرماید:«قم مرکز علم و فضل خواهد شد، تا آنجا که بر روی کره زمین کسی نمیماند که در دین ضعیف و ناتوان باشد، حتی مخدرات پردهنشین، و این واقعه نزدیک ظهور قائم ماست؛ خداوند قم و مردم آن را جانشین مقام حجت میکند. اگر چنین نباشد زمین ساکنان خود را فرومیبرد و مسلما فرشتگان دشواریها را از قم و ساکنانش دفع خواهند کرد» در روایاتی دیگر ضمن ذکر این عبارات، تصریح شده است که این مرکزیت علم و نشر معارف الهی از قم تا زمان ظهور پابرجاست؛ بنابراین باید در نتایج و لوازم این ویژگی تأمل کرد و این امر را در نسبتسنجی میان انقلاب اسلامی و انقلاب موعود در شمار آورد.
حکومت ایران سقوط خواهد کرد!
از زمان پیروزی انقلاب تا کنون، معادلات سیاسی دگرگونیهای بسیار یافتهاند و نگاهی به مجموعه این دگرگونیها زمینهسازی انقلاب اسلامی برای انقلاب موعود و پایداری این انقلاب تا انقلاب جهانی را روشنتر میسازد. در اوان انقلاب، حرکت مردمی علیه ستم در ایران، در اوج غربت و ضعف انگاشته میشد؛ چنانکه رادیوها و رسانههای بیگانه دوام این نهضت مردمی را بیش از چند ماه تصور نمیکردند و تصریح میکردند که «این حکومت آخوندی به زودی نابود خواهد شد.» و هنوز هم پس از سی و هفت سال رسانههای بیگانه سودای نابودی حکومت ایران را در سر میپرورانند؛ اما خوب میدانند که انقلاب و جریانی که عالمان دینی در چهار دهه قبل ایجاد کردند به این سادگیها شکستخوردنی نیست؛ بلکه دامنه این انقلاب از مرزهای ایران فراتر رفته است. امروز سخن امام(ع) از زبان انقلابیون کشورهایی همچون یمن نیز شنیده میشود. و شاید کسی فکر نمیکرد که سالها پس از انقلاب کسانی همچون پروفسور لودویگ هاگهمن، استاد کرسی الهیات عملی دانشگاه ورتسبورگ آلمان، در روزنامههای کثیرالانتشار جهان از پیشتازی اصولگرایی اسلامی در جهان بنویسند و تأکید کنند که اسلام باید با اصل وحدت دیانت و سیاست مطرح شود!
انقلاب مردم ایران؛ نقطه شروع انقلاب جهانی
بالاتر از این نتیجهگیریها، امام(ره) در واپسین ماههای عمر شریف خود، سخنانی را با قاطعیت درباره این که انقلاب اسلامی ایران، مقدمه انقلاب جهانی است بیان کرده است و پس از این سخنان برای وقوع ظهور در عصر انقلاب اسلامی دست به دعا برداشتهاند. این سخنان امام(ره) که بی قید و احتمال در دومین روز از فروردینماه سال 1368 بیان شده، از آخرین سخنرانیهای ایشان به شمار میرود و در جلد بیست و یکم از صحیفه قابل دسترسی است:«اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوی دیگران شدهاند، از این حرکات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچگونه گذشتی طرد خواهند کرد. مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت-ارواحنافداه - است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظهای مسئولین را از وظیفهای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد.»
مسئولان از اهداف عظیم انقلاب غافل نشوند
در همین سخنرانی، ایشان به وضوح وظیفه اصلی مسئولان و هدف اصلی انقلاب را به عنوان یک تحلیل سیاسی-مذهبی خاطرنشان کرده است:«باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند. مردم عزیز ایران که حقا چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعی کنند که سختیها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسئولان بالای کشور به وظیفه اساسیشان که نشر اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند که تنها برادری و صمیمیت را در چارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند.» با این آرمان بلند، طبیعی است زندگی آزاد و آسوده در نظام جمهوری اسلامی هزینههای بسیاری داشته باشد!
چه کسی است که نداند مردم در سختی هستند؟
با همه این توصیفات و با عقبهای از تحلیلها در ارتباط با رویارویی دشمنانه با جمهوری اسلامی، دریافتن این نکته چندان دشوار نیست که برای مقابله با دشمنان و برای نیل به اهداف انقلاب، تنها چاره، به دست گرفتن ابزار انقلاب و پیشروی با روحیه، تفکر و اقدام انقلابی است. این گونهی مواجهه انقلابی، در بخشهایی از سوریه، لبنان، عراق و یمن آزمون خود را با موفقیت سپری کرده است. چه اتفاقی افتاد که در حالی که دهها کشور برای سقوط حکومت سوریه اجماع کرده بودند؛ در نیل به این هدف ناکام ماندند؟ حال آن که اجماع علیه سوریه، بسیار شدیدتر از حمله عراق به ایران بود. نیز از خاطر نمیبریم که سه سال قبل درست در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، همان اذانی از شبکه رسمی یمن پخش شد، که در تهران پخش میشود! تحول در افکار مردم و دمیدن در روحیه شهادتطلبی و مقاومت برای غرب مسألهای حسابنشده بود.
امام(ره) سالها قبل، مردم و مسئولان را به رعایت بایستههای تحقق آرمان های انقلاب دعوت کرده بود:«چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقه مستضعف فشار میآورد، ولی هیچکس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دوَل دنیای امروز و پایهریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با امریکا و شوروی، فشار و سختی و شهادت و گرسنگی را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب کردهاند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار میکنند.» و مباد روزی که ادبیات مسئولان این رنج خودخواسته مردم را تقبیح و اراده آنها را در این راه دشوار سست کند.
ارتشهایی در خدمت ارزشها
امام خمینی(ره) در شرایطی ابراز امیدواری میکرد که «این انقلاب، جرقه و بارقهای الهی باشد که انفجاری عظیم در تودههای زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیهالله(عج) منتهی شود» که ایران فاقد یک ساختار سیاسی منسجم و فاقد قدرت نظامی بود و برای تهیه سیم خاردار باید با روسای دولتهایی گفتگو میکرد که امروز اثری از آنها نیست! امروز ارتشهای قدرتمندی در خدمت ارزشهای جریان انقلاب اسلامی در منطقه هستند و سخن امام(ره) روبهروز بیشتر به حقیقت نزدیک میشود.
محسن حسن زاده
انتهای پیام/
(دانلود ویژه نامه پنجم)
(دانلود ویژه نامه چهارم)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 1»)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 2»)
(دانلود ویژه نامه «وقایع اتفاقیه»)
متن ویژه نامه پنجم را در ادامه از نظر می گذرانید:
از آن زمان که امام خمینی(ره)، ندای «انقلاب» را در گوش جان مردم خواند، برای بسیاری از اهل اندیشه روشن بود که قرار نیست آتش این انقلاب فروکش کند و حتی اگر نام «جمهوری» برای توصیف مدل حاکمیتی کشور برگزیده شود، ایران باید انقلابی بماند؛ از اینروست که پسوند دادگاه و سپاهمان، نه «جمهوری اسلامی ایران» بلکه «انقلاب اسلامی» است.
پذیرش انقلاب اسلامی، در یک نگاه کلان، به معنای پذیرش جایگاه رهبری است؛ رهبری که نه فقط برای ایران، بلکه در حکم پدری برای انقلابهای اسلامی جهان باشد و این در تعریف جمهوری اسلامی نمیگنجد.
در «جمهوری اسلامی» میتوان پرسید که با وجود فقرا و نیازمندان بسیار در داخل کشور، ما را به فلسطین و لبنان چه کار؟ اما «انقلاب اسلامی» حامل این اندیشه است که «وطن تو مرز ندارد...» چنانکه امام خمینی(ره) گفته بود:«وطن ما بصره و شام نیست. وطن ما اسلام است.» و این نگاه انقلابی بود که به برساختن گونهای نوین از نگاه به سیاست منجر شد.
حقیقت جای دیگری است!
اینک که در آستانه گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی قرار داریم باید روشن شود که زورآزمایی میان انقلاب اسلامی و نظام استکبار، قمارآلود نیست! که اگر چنین باشد میتوان بر سر برد یا باخت و یا بر سر یک بازی بیبازنده با هرکسی تفاهم کرد. انقلاب اسلامی ایران، نسبتی با شوروی سابق ندارد. تاریخ به خاطر دارد که ایالات متحده آمریکا و شوروی تا زمانی، بر سر دنیا با یکدیگر قمار میکردند و سپس کار به جایی رسید هیچیک هماورد دیگری نبود. در چنین زمانی بود که نیکیتا خروشچف و پس از وی میخائیل گورباچف، دبیرانکل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، در اندیشه معامله و همزیستی مسالمتآمیز با غرب شدند؛ گویی که دو گرگ بر سر شکاری سر تفاهم داشته باشند! در چنین شرایطی بود که امام خمینی(ره) در سال 67 پیامی را به گورباچف در مسکو ابلاغ کرد و به وی درباره تبعات تصمیم برای تجدیدنظر رویکردهای غربستیزانه هشدار داد:«ممکن است از شیوههای ناصحیح و عملکردهای غلط قدرتمندان پیشین کمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید؛ ولی حقیقت جای دیگری است. شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گرههای کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه داری غرب حل کنید نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نکردهاید که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند. چرا که امروز اگر مارکسیسم در روشهای اقتصادی و اجتماعی به بنبست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسائل، -البته به شکل دیگر- و نیز در مسائل دیگر، گرفتار حادثه است. جناب آقای گورباچف! باید به حقیقت رو آورد. مشکل اصلی کشور شما مسأله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست، همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن بست کشیده و یا خواهد کشید.» هرچند که گورباچف در پاسخ به نامه امام(ره) تصریح کرده بود که مبارزه در راه نیل به دنیایی عاری از زور وظیفه تمامی ملتهاست اما تاریخ نشان داد که او به این سخن باور نداشت. باید مراقب بود انقلاب اسلامی در مسیر گورباچف، گام برندارد.
علم از قم منتشر خواهد شد!
اما فارغ از قیل و قالهای سیاسی، لازم است عقبه معرفتی انقلاب اسلامی، مورد توجه قرار بگیرد. امام خمینی(ره)، در سالهای پیش و پس از انقلاب، سخنان بسیاری در ارتباط با وجوه منتظرانه انقلاب اسلامی و نسبت این انقلاب با انقلاب جهانی مهدی موعود(عج) بیان کرده است. نخستین بیانات قابل استناد ایشان در اینباره به سخنرانی ایشان به مناسبت چهلمین روز شهادت برخی از مردم قم در سال 1356 مربوط میشود که این سخنان در عراق و در حال تبعید و در شرایطی که قم و تبریز و برخی دیگر از شهرهای کشور در حال التهاب به سر میبردند بیان شده است:«و از قم، همانطور که اهلبیت(ع) فرمودهاند، علم نشر میشود به همه بلاد و الان میبینیم که علم مرکزش قم است و از قم دارد نشر میشود،» روایتی که امام(ره) به آن اشاره کرده است مربوط به دوران نزدیک به ظهور موعود است و این از نگاه کلی امام(ره) درباره انقلاب پرده برمیبردارد.
امام به کدام روایت استناد کردند؟
این که امام(ره) تحرکات انقلابی قم را با مصادیق نشر علم از این شهر پیوند میزند، نتایج قابل تأملی دربردارد؛ به ویژه آن که در زمانه امام(ره) خودآگاهی اسلامی به ویژه در میان جوانان جهان اسلام به اندازه امروز رشد نکرده بود. اشاره امام(ره) به روایتی از امام صادق(ع) است که متن کامل آن در سایت استاد شیخ حسین انصاریان موجود است و امام(ع) در این روایت میفرماید:«قم مرکز علم و فضل خواهد شد، تا آنجا که بر روی کره زمین کسی نمیماند که در دین ضعیف و ناتوان باشد، حتی مخدرات پردهنشین، و این واقعه نزدیک ظهور قائم ماست؛ خداوند قم و مردم آن را جانشین مقام حجت میکند. اگر چنین نباشد زمین ساکنان خود را فرومیبرد و مسلما فرشتگان دشواریها را از قم و ساکنانش دفع خواهند کرد» در روایاتی دیگر ضمن ذکر این عبارات، تصریح شده است که این مرکزیت علم و نشر معارف الهی از قم تا زمان ظهور پابرجاست؛ بنابراین باید در نتایج و لوازم این ویژگی تأمل کرد و این امر را در نسبتسنجی میان انقلاب اسلامی و انقلاب موعود در شمار آورد.
حکومت ایران سقوط خواهد کرد!
از زمان پیروزی انقلاب تا کنون، معادلات سیاسی دگرگونیهای بسیار یافتهاند و نگاهی به مجموعه این دگرگونیها زمینهسازی انقلاب اسلامی برای انقلاب موعود و پایداری این انقلاب تا انقلاب جهانی را روشنتر میسازد. در اوان انقلاب، حرکت مردمی علیه ستم در ایران، در اوج غربت و ضعف انگاشته میشد؛ چنانکه رادیوها و رسانههای بیگانه دوام این نهضت مردمی را بیش از چند ماه تصور نمیکردند و تصریح میکردند که «این حکومت آخوندی به زودی نابود خواهد شد.» و هنوز هم پس از سی و هفت سال رسانههای بیگانه سودای نابودی حکومت ایران را در سر میپرورانند؛ اما خوب میدانند که انقلاب و جریانی که عالمان دینی در چهار دهه قبل ایجاد کردند به این سادگیها شکستخوردنی نیست؛ بلکه دامنه این انقلاب از مرزهای ایران فراتر رفته است. امروز سخن امام(ع) از زبان انقلابیون کشورهایی همچون یمن نیز شنیده میشود. و شاید کسی فکر نمیکرد که سالها پس از انقلاب کسانی همچون پروفسور لودویگ هاگهمن، استاد کرسی الهیات عملی دانشگاه ورتسبورگ آلمان، در روزنامههای کثیرالانتشار جهان از پیشتازی اصولگرایی اسلامی در جهان بنویسند و تأکید کنند که اسلام باید با اصل وحدت دیانت و سیاست مطرح شود!
انقلاب مردم ایران؛ نقطه شروع انقلاب جهانی
بالاتر از این نتیجهگیریها، امام(ره) در واپسین ماههای عمر شریف خود، سخنانی را با قاطعیت درباره این که انقلاب اسلامی ایران، مقدمه انقلاب جهانی است بیان کرده است و پس از این سخنان برای وقوع ظهور در عصر انقلاب اسلامی دست به دعا برداشتهاند. این سخنان امام(ره) که بی قید و احتمال در دومین روز از فروردینماه سال 1368 بیان شده، از آخرین سخنرانیهای ایشان به شمار میرود و در جلد بیست و یکم از صحیفه قابل دسترسی است:«اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوی دیگران شدهاند، از این حرکات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچگونه گذشتی طرد خواهند کرد. مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت-ارواحنافداه - است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظهای مسئولین را از وظیفهای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد.»
مسئولان از اهداف عظیم انقلاب غافل نشوند
در همین سخنرانی، ایشان به وضوح وظیفه اصلی مسئولان و هدف اصلی انقلاب را به عنوان یک تحلیل سیاسی-مذهبی خاطرنشان کرده است:«باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند. مردم عزیز ایران که حقا چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعی کنند که سختیها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسئولان بالای کشور به وظیفه اساسیشان که نشر اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند که تنها برادری و صمیمیت را در چارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند.» با این آرمان بلند، طبیعی است زندگی آزاد و آسوده در نظام جمهوری اسلامی هزینههای بسیاری داشته باشد!
چه کسی است که نداند مردم در سختی هستند؟
با همه این توصیفات و با عقبهای از تحلیلها در ارتباط با رویارویی دشمنانه با جمهوری اسلامی، دریافتن این نکته چندان دشوار نیست که برای مقابله با دشمنان و برای نیل به اهداف انقلاب، تنها چاره، به دست گرفتن ابزار انقلاب و پیشروی با روحیه، تفکر و اقدام انقلابی است. این گونهی مواجهه انقلابی، در بخشهایی از سوریه، لبنان، عراق و یمن آزمون خود را با موفقیت سپری کرده است. چه اتفاقی افتاد که در حالی که دهها کشور برای سقوط حکومت سوریه اجماع کرده بودند؛ در نیل به این هدف ناکام ماندند؟ حال آن که اجماع علیه سوریه، بسیار شدیدتر از حمله عراق به ایران بود. نیز از خاطر نمیبریم که سه سال قبل درست در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، همان اذانی از شبکه رسمی یمن پخش شد، که در تهران پخش میشود! تحول در افکار مردم و دمیدن در روحیه شهادتطلبی و مقاومت برای غرب مسألهای حسابنشده بود.
امام(ره) سالها قبل، مردم و مسئولان را به رعایت بایستههای تحقق آرمان های انقلاب دعوت کرده بود:«چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقه مستضعف فشار میآورد، ولی هیچکس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دوَل دنیای امروز و پایهریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با امریکا و شوروی، فشار و سختی و شهادت و گرسنگی را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب کردهاند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار میکنند.» و مباد روزی که ادبیات مسئولان این رنج خودخواسته مردم را تقبیح و اراده آنها را در این راه دشوار سست کند.
ارتشهایی در خدمت ارزشها
امام خمینی(ره) در شرایطی ابراز امیدواری میکرد که «این انقلاب، جرقه و بارقهای الهی باشد که انفجاری عظیم در تودههای زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیهالله(عج) منتهی شود» که ایران فاقد یک ساختار سیاسی منسجم و فاقد قدرت نظامی بود و برای تهیه سیم خاردار باید با روسای دولتهایی گفتگو میکرد که امروز اثری از آنها نیست! امروز ارتشهای قدرتمندی در خدمت ارزشهای جریان انقلاب اسلامی در منطقه هستند و سخن امام(ره) روبهروز بیشتر به حقیقت نزدیک میشود.
محسن حسن زاده
انتهای پیام/
(دانلود ویژه نامه پنجم)
(دانلود ویژه نامه چهارم)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 1»)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 2»)
(دانلود ویژه نامه «وقایع اتفاقیه»)
متن ویژه نامه پنجم را در ادامه از نظر می گذرانید:
از آن زمان که امام خمینی(ره)، ندای «انقلاب» را در گوش جان مردم خواند، برای بسیاری از اهل اندیشه روشن بود که قرار نیست آتش این انقلاب فروکش کند و حتی اگر نام «جمهوری» برای توصیف مدل حاکمیتی کشور برگزیده شود، ایران باید انقلابی بماند؛ از اینروست که پسوند دادگاه و سپاهمان، نه «جمهوری اسلامی ایران» بلکه «انقلاب اسلامی» است.
پذیرش انقلاب اسلامی، در یک نگاه کلان، به معنای پذیرش جایگاه رهبری است؛ رهبری که نه فقط برای ایران، بلکه در حکم پدری برای انقلابهای اسلامی جهان باشد و این در تعریف جمهوری اسلامی نمیگنجد.
در «جمهوری اسلامی» میتوان پرسید که با وجود فقرا و نیازمندان بسیار در داخل کشور، ما را به فلسطین و لبنان چه کار؟ اما «انقلاب اسلامی» حامل این اندیشه است که «وطن تو مرز ندارد...» چنانکه امام خمینی(ره) گفته بود:«وطن ما بصره و شام نیست. وطن ما اسلام است.» و این نگاه انقلابی بود که به برساختن گونهای نوین از نگاه به سیاست منجر شد.
حقیقت جای دیگری است!
اینک که در آستانه گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی قرار داریم باید روشن شود که زورآزمایی میان انقلاب اسلامی و نظام استکبار، قمارآلود نیست! که اگر چنین باشد میتوان بر سر برد یا باخت و یا بر سر یک بازی بیبازنده با هرکسی تفاهم کرد. انقلاب اسلامی ایران، نسبتی با شوروی سابق ندارد. تاریخ به خاطر دارد که ایالات متحده آمریکا و شوروی تا زمانی، بر سر دنیا با یکدیگر قمار میکردند و سپس کار به جایی رسید هیچیک هماورد دیگری نبود. در چنین زمانی بود که نیکیتا خروشچف و پس از وی میخائیل گورباچف، دبیرانکل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، در اندیشه معامله و همزیستی مسالمتآمیز با غرب شدند؛ گویی که دو گرگ بر سر شکاری سر تفاهم داشته باشند! در چنین شرایطی بود که امام خمینی(ره) در سال 67 پیامی را به گورباچف در مسکو ابلاغ کرد و به وی درباره تبعات تصمیم برای تجدیدنظر رویکردهای غربستیزانه هشدار داد:«ممکن است از شیوههای ناصحیح و عملکردهای غلط قدرتمندان پیشین کمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید؛ ولی حقیقت جای دیگری است. شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گرههای کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه داری غرب حل کنید نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نکردهاید که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند. چرا که امروز اگر مارکسیسم در روشهای اقتصادی و اجتماعی به بنبست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسائل، -البته به شکل دیگر- و نیز در مسائل دیگر، گرفتار حادثه است. جناب آقای گورباچف! باید به حقیقت رو آورد. مشکل اصلی کشور شما مسأله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست، همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن بست کشیده و یا خواهد کشید.» هرچند که گورباچف در پاسخ به نامه امام(ره) تصریح کرده بود که مبارزه در راه نیل به دنیایی عاری از زور وظیفه تمامی ملتهاست اما تاریخ نشان داد که او به این سخن باور نداشت. باید مراقب بود انقلاب اسلامی در مسیر گورباچف، گام برندارد.
علم از قم منتشر خواهد شد!
اما فارغ از قیل و قالهای سیاسی، لازم است عقبه معرفتی انقلاب اسلامی، مورد توجه قرار بگیرد. امام خمینی(ره)، در سالهای پیش و پس از انقلاب، سخنان بسیاری در ارتباط با وجوه منتظرانه انقلاب اسلامی و نسبت این انقلاب با انقلاب جهانی مهدی موعود(عج) بیان کرده است. نخستین بیانات قابل استناد ایشان در اینباره به سخنرانی ایشان به مناسبت چهلمین روز شهادت برخی از مردم قم در سال 1356 مربوط میشود که این سخنان در عراق و در حال تبعید و در شرایطی که قم و تبریز و برخی دیگر از شهرهای کشور در حال التهاب به سر میبردند بیان شده است:«و از قم، همانطور که اهلبیت(ع) فرمودهاند، علم نشر میشود به همه بلاد و الان میبینیم که علم مرکزش قم است و از قم دارد نشر میشود،» روایتی که امام(ره) به آن اشاره کرده است مربوط به دوران نزدیک به ظهور موعود است و این از نگاه کلی امام(ره) درباره انقلاب پرده برمیبردارد.
امام به کدام روایت استناد کردند؟
این که امام(ره) تحرکات انقلابی قم را با مصادیق نشر علم از این شهر پیوند میزند، نتایج قابل تأملی دربردارد؛ به ویژه آن که در زمانه امام(ره) خودآگاهی اسلامی به ویژه در میان جوانان جهان اسلام به اندازه امروز رشد نکرده بود. اشاره امام(ره) به روایتی از امام صادق(ع) است که متن کامل آن در سایت استاد شیخ حسین انصاریان موجود است و امام(ع) در این روایت میفرماید:«قم مرکز علم و فضل خواهد شد، تا آنجا که بر روی کره زمین کسی نمیماند که در دین ضعیف و ناتوان باشد، حتی مخدرات پردهنشین، و این واقعه نزدیک ظهور قائم ماست؛ خداوند قم و مردم آن را جانشین مقام حجت میکند. اگر چنین نباشد زمین ساکنان خود را فرومیبرد و مسلما فرشتگان دشواریها را از قم و ساکنانش دفع خواهند کرد» در روایاتی دیگر ضمن ذکر این عبارات، تصریح شده است که این مرکزیت علم و نشر معارف الهی از قم تا زمان ظهور پابرجاست؛ بنابراین باید در نتایج و لوازم این ویژگی تأمل کرد و این امر را در نسبتسنجی میان انقلاب اسلامی و انقلاب موعود در شمار آورد.
حکومت ایران سقوط خواهد کرد!
از زمان پیروزی انقلاب تا کنون، معادلات سیاسی دگرگونیهای بسیار یافتهاند و نگاهی به مجموعه این دگرگونیها زمینهسازی انقلاب اسلامی برای انقلاب موعود و پایداری این انقلاب تا انقلاب جهانی را روشنتر میسازد. در اوان انقلاب، حرکت مردمی علیه ستم در ایران، در اوج غربت و ضعف انگاشته میشد؛ چنانکه رادیوها و رسانههای بیگانه دوام این نهضت مردمی را بیش از چند ماه تصور نمیکردند و تصریح میکردند که «این حکومت آخوندی به زودی نابود خواهد شد.» و هنوز هم پس از سی و هفت سال رسانههای بیگانه سودای نابودی حکومت ایران را در سر میپرورانند؛ اما خوب میدانند که انقلاب و جریانی که عالمان دینی در چهار دهه قبل ایجاد کردند به این سادگیها شکستخوردنی نیست؛ بلکه دامنه این انقلاب از مرزهای ایران فراتر رفته است. امروز سخن امام(ع) از زبان انقلابیون کشورهایی همچون یمن نیز شنیده میشود. و شاید کسی فکر نمیکرد که سالها پس از انقلاب کسانی همچون پروفسور لودویگ هاگهمن، استاد کرسی الهیات عملی دانشگاه ورتسبورگ آلمان، در روزنامههای کثیرالانتشار جهان از پیشتازی اصولگرایی اسلامی در جهان بنویسند و تأکید کنند که اسلام باید با اصل وحدت دیانت و سیاست مطرح شود!
انقلاب مردم ایران؛ نقطه شروع انقلاب جهانی
بالاتر از این نتیجهگیریها، امام(ره) در واپسین ماههای عمر شریف خود، سخنانی را با قاطعیت درباره این که انقلاب اسلامی ایران، مقدمه انقلاب جهانی است بیان کرده است و پس از این سخنان برای وقوع ظهور در عصر انقلاب اسلامی دست به دعا برداشتهاند. این سخنان امام(ره) که بی قید و احتمال در دومین روز از فروردینماه سال 1368 بیان شده، از آخرین سخنرانیهای ایشان به شمار میرود و در جلد بیست و یکم از صحیفه قابل دسترسی است:«اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوی دیگران شدهاند، از این حرکات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچگونه گذشتی طرد خواهند کرد. مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت-ارواحنافداه - است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظهای مسئولین را از وظیفهای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد.»
مسئولان از اهداف عظیم انقلاب غافل نشوند
در همین سخنرانی، ایشان به وضوح وظیفه اصلی مسئولان و هدف اصلی انقلاب را به عنوان یک تحلیل سیاسی-مذهبی خاطرنشان کرده است:«باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند. مردم عزیز ایران که حقا چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعی کنند که سختیها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسئولان بالای کشور به وظیفه اساسیشان که نشر اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند که تنها برادری و صمیمیت را در چارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند.» با این آرمان بلند، طبیعی است زندگی آزاد و آسوده در نظام جمهوری اسلامی هزینههای بسیاری داشته باشد!
چه کسی است که نداند مردم در سختی هستند؟
با همه این توصیفات و با عقبهای از تحلیلها در ارتباط با رویارویی دشمنانه با جمهوری اسلامی، دریافتن این نکته چندان دشوار نیست که برای مقابله با دشمنان و برای نیل به اهداف انقلاب، تنها چاره، به دست گرفتن ابزار انقلاب و پیشروی با روحیه، تفکر و اقدام انقلابی است. این گونهی مواجهه انقلابی، در بخشهایی از سوریه، لبنان، عراق و یمن آزمون خود را با موفقیت سپری کرده است. چه اتفاقی افتاد که در حالی که دهها کشور برای سقوط حکومت سوریه اجماع کرده بودند؛ در نیل به این هدف ناکام ماندند؟ حال آن که اجماع علیه سوریه، بسیار شدیدتر از حمله عراق به ایران بود. نیز از خاطر نمیبریم که سه سال قبل درست در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، همان اذانی از شبکه رسمی یمن پخش شد، که در تهران پخش میشود! تحول در افکار مردم و دمیدن در روحیه شهادتطلبی و مقاومت برای غرب مسألهای حسابنشده بود.
امام(ره) سالها قبل، مردم و مسئولان را به رعایت بایستههای تحقق آرمان های انقلاب دعوت کرده بود:«چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقه مستضعف فشار میآورد، ولی هیچکس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دوَل دنیای امروز و پایهریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با امریکا و شوروی، فشار و سختی و شهادت و گرسنگی را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب کردهاند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار میکنند.» و مباد روزی که ادبیات مسئولان این رنج خودخواسته مردم را تقبیح و اراده آنها را در این راه دشوار سست کند.
ارتشهایی در خدمت ارزشها
امام خمینی(ره) در شرایطی ابراز امیدواری میکرد که «این انقلاب، جرقه و بارقهای الهی باشد که انفجاری عظیم در تودههای زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیهالله(عج) منتهی شود» که ایران فاقد یک ساختار سیاسی منسجم و فاقد قدرت نظامی بود و برای تهیه سیم خاردار باید با روسای دولتهایی گفتگو میکرد که امروز اثری از آنها نیست! امروز ارتشهای قدرتمندی در خدمت ارزشهای جریان انقلاب اسلامی در منطقه هستند و سخن امام(ره) روبهروز بیشتر به حقیقت نزدیک میشود.
محسن حسن زاده
انتهای پیام/
(دانلود ویژه نامه پنجم)
(دانلود ویژه نامه چهارم)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 1»)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 2»)
(دانلود ویژه نامه «وقایع اتفاقیه»)
متن ویژه نامه پنجم را در ادامه از نظر می گذرانید:
از آن زمان که امام خمینی(ره)، ندای «انقلاب» را در گوش جان مردم خواند، برای بسیاری از اهل اندیشه روشن بود که قرار نیست آتش این انقلاب فروکش کند و حتی اگر نام «جمهوری» برای توصیف مدل حاکمیتی کشور برگزیده شود، ایران باید انقلابی بماند؛ از اینروست که پسوند دادگاه و سپاهمان، نه «جمهوری اسلامی ایران» بلکه «انقلاب اسلامی» است.
پذیرش انقلاب اسلامی، در یک نگاه کلان، به معنای پذیرش جایگاه رهبری است؛ رهبری که نه فقط برای ایران، بلکه در حکم پدری برای انقلابهای اسلامی جهان باشد و این در تعریف جمهوری اسلامی نمیگنجد.
در «جمهوری اسلامی» میتوان پرسید که با وجود فقرا و نیازمندان بسیار در داخل کشور، ما را به فلسطین و لبنان چه کار؟ اما «انقلاب اسلامی» حامل این اندیشه است که «وطن تو مرز ندارد...» چنانکه امام خمینی(ره) گفته بود:«وطن ما بصره و شام نیست. وطن ما اسلام است.» و این نگاه انقلابی بود که به برساختن گونهای نوین از نگاه به سیاست منجر شد.
حقیقت جای دیگری است!
اینک که در آستانه گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی قرار داریم باید روشن شود که زورآزمایی میان انقلاب اسلامی و نظام استکبار، قمارآلود نیست! که اگر چنین باشد میتوان بر سر برد یا باخت و یا بر سر یک بازی بیبازنده با هرکسی تفاهم کرد. انقلاب اسلامی ایران، نسبتی با شوروی سابق ندارد. تاریخ به خاطر دارد که ایالات متحده آمریکا و شوروی تا زمانی، بر سر دنیا با یکدیگر قمار میکردند و سپس کار به جایی رسید هیچیک هماورد دیگری نبود. در چنین زمانی بود که نیکیتا خروشچف و پس از وی میخائیل گورباچف، دبیرانکل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، در اندیشه معامله و همزیستی مسالمتآمیز با غرب شدند؛ گویی که دو گرگ بر سر شکاری سر تفاهم داشته باشند! در چنین شرایطی بود که امام خمینی(ره) در سال 67 پیامی را به گورباچف در مسکو ابلاغ کرد و به وی درباره تبعات تصمیم برای تجدیدنظر رویکردهای غربستیزانه هشدار داد:«ممکن است از شیوههای ناصحیح و عملکردهای غلط قدرتمندان پیشین کمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید؛ ولی حقیقت جای دیگری است. شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گرههای کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه داری غرب حل کنید نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نکردهاید که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند. چرا که امروز اگر مارکسیسم در روشهای اقتصادی و اجتماعی به بنبست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسائل، -البته به شکل دیگر- و نیز در مسائل دیگر، گرفتار حادثه است. جناب آقای گورباچف! باید به حقیقت رو آورد. مشکل اصلی کشور شما مسأله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست، همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن بست کشیده و یا خواهد کشید.» هرچند که گورباچف در پاسخ به نامه امام(ره) تصریح کرده بود که مبارزه در راه نیل به دنیایی عاری از زور وظیفه تمامی ملتهاست اما تاریخ نشان داد که او به این سخن باور نداشت. باید مراقب بود انقلاب اسلامی در مسیر گورباچف، گام برندارد.
علم از قم منتشر خواهد شد!
اما فارغ از قیل و قالهای سیاسی، لازم است عقبه معرفتی انقلاب اسلامی، مورد توجه قرار بگیرد. امام خمینی(ره)، در سالهای پیش و پس از انقلاب، سخنان بسیاری در ارتباط با وجوه منتظرانه انقلاب اسلامی و نسبت این انقلاب با انقلاب جهانی مهدی موعود(عج) بیان کرده است. نخستین بیانات قابل استناد ایشان در اینباره به سخنرانی ایشان به مناسبت چهلمین روز شهادت برخی از مردم قم در سال 1356 مربوط میشود که این سخنان در عراق و در حال تبعید و در شرایطی که قم و تبریز و برخی دیگر از شهرهای کشور در حال التهاب به سر میبردند بیان شده است:«و از قم، همانطور که اهلبیت(ع) فرمودهاند، علم نشر میشود به همه بلاد و الان میبینیم که علم مرکزش قم است و از قم دارد نشر میشود،» روایتی که امام(ره) به آن اشاره کرده است مربوط به دوران نزدیک به ظهور موعود است و این از نگاه کلی امام(ره) درباره انقلاب پرده برمیبردارد.
امام به کدام روایت استناد کردند؟
این که امام(ره) تحرکات انقلابی قم را با مصادیق نشر علم از این شهر پیوند میزند، نتایج قابل تأملی دربردارد؛ به ویژه آن که در زمانه امام(ره) خودآگاهی اسلامی به ویژه در میان جوانان جهان اسلام به اندازه امروز رشد نکرده بود. اشاره امام(ره) به روایتی از امام صادق(ع) است که متن کامل آن در سایت استاد شیخ حسین انصاریان موجود است و امام(ع) در این روایت میفرماید:«قم مرکز علم و فضل خواهد شد، تا آنجا که بر روی کره زمین کسی نمیماند که در دین ضعیف و ناتوان باشد، حتی مخدرات پردهنشین، و این واقعه نزدیک ظهور قائم ماست؛ خداوند قم و مردم آن را جانشین مقام حجت میکند. اگر چنین نباشد زمین ساکنان خود را فرومیبرد و مسلما فرشتگان دشواریها را از قم و ساکنانش دفع خواهند کرد» در روایاتی دیگر ضمن ذکر این عبارات، تصریح شده است که این مرکزیت علم و نشر معارف الهی از قم تا زمان ظهور پابرجاست؛ بنابراین باید در نتایج و لوازم این ویژگی تأمل کرد و این امر را در نسبتسنجی میان انقلاب اسلامی و انقلاب موعود در شمار آورد.
حکومت ایران سقوط خواهد کرد!
از زمان پیروزی انقلاب تا کنون، معادلات سیاسی دگرگونیهای بسیار یافتهاند و نگاهی به مجموعه این دگرگونیها زمینهسازی انقلاب اسلامی برای انقلاب موعود و پایداری این انقلاب تا انقلاب جهانی را روشنتر میسازد. در اوان انقلاب، حرکت مردمی علیه ستم در ایران، در اوج غربت و ضعف انگاشته میشد؛ چنانکه رادیوها و رسانههای بیگانه دوام این نهضت مردمی را بیش از چند ماه تصور نمیکردند و تصریح میکردند که «این حکومت آخوندی به زودی نابود خواهد شد.» و هنوز هم پس از سی و هفت سال رسانههای بیگانه سودای نابودی حکومت ایران را در سر میپرورانند؛ اما خوب میدانند که انقلاب و جریانی که عالمان دینی در چهار دهه قبل ایجاد کردند به این سادگیها شکستخوردنی نیست؛ بلکه دامنه این انقلاب از مرزهای ایران فراتر رفته است. امروز سخن امام(ع) از زبان انقلابیون کشورهایی همچون یمن نیز شنیده میشود. و شاید کسی فکر نمیکرد که سالها پس از انقلاب کسانی همچون پروفسور لودویگ هاگهمن، استاد کرسی الهیات عملی دانشگاه ورتسبورگ آلمان، در روزنامههای کثیرالانتشار جهان از پیشتازی اصولگرایی اسلامی در جهان بنویسند و تأکید کنند که اسلام باید با اصل وحدت دیانت و سیاست مطرح شود!
انقلاب مردم ایران؛ نقطه شروع انقلاب جهانی
بالاتر از این نتیجهگیریها، امام(ره) در واپسین ماههای عمر شریف خود، سخنانی را با قاطعیت درباره این که انقلاب اسلامی ایران، مقدمه انقلاب جهانی است بیان کرده است و پس از این سخنان برای وقوع ظهور در عصر انقلاب اسلامی دست به دعا برداشتهاند. این سخنان امام(ره) که بی قید و احتمال در دومین روز از فروردینماه سال 1368 بیان شده، از آخرین سخنرانیهای ایشان به شمار میرود و در جلد بیست و یکم از صحیفه قابل دسترسی است:«اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوی دیگران شدهاند، از این حرکات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچگونه گذشتی طرد خواهند کرد. مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت-ارواحنافداه - است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظهای مسئولین را از وظیفهای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد.»
مسئولان از اهداف عظیم انقلاب غافل نشوند
در همین سخنرانی، ایشان به وضوح وظیفه اصلی مسئولان و هدف اصلی انقلاب را به عنوان یک تحلیل سیاسی-مذهبی خاطرنشان کرده است:«باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند. مردم عزیز ایران که حقا چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعی کنند که سختیها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسئولان بالای کشور به وظیفه اساسیشان که نشر اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند که تنها برادری و صمیمیت را در چارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند.» با این آرمان بلند، طبیعی است زندگی آزاد و آسوده در نظام جمهوری اسلامی هزینههای بسیاری داشته باشد!
چه کسی است که نداند مردم در سختی هستند؟
با همه این توصیفات و با عقبهای از تحلیلها در ارتباط با رویارویی دشمنانه با جمهوری اسلامی، دریافتن این نکته چندان دشوار نیست که برای مقابله با دشمنان و برای نیل به اهداف انقلاب، تنها چاره، به دست گرفتن ابزار انقلاب و پیشروی با روحیه، تفکر و اقدام انقلابی است. این گونهی مواجهه انقلابی، در بخشهایی از سوریه، لبنان، عراق و یمن آزمون خود را با موفقیت سپری کرده است. چه اتفاقی افتاد که در حالی که دهها کشور برای سقوط حکومت سوریه اجماع کرده بودند؛ در نیل به این هدف ناکام ماندند؟ حال آن که اجماع علیه سوریه، بسیار شدیدتر از حمله عراق به ایران بود. نیز از خاطر نمیبریم که سه سال قبل درست در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، همان اذانی از شبکه رسمی یمن پخش شد، که در تهران پخش میشود! تحول در افکار مردم و دمیدن در روحیه شهادتطلبی و مقاومت برای غرب مسألهای حسابنشده بود.
امام(ره) سالها قبل، مردم و مسئولان را به رعایت بایستههای تحقق آرمان های انقلاب دعوت کرده بود:«چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقه مستضعف فشار میآورد، ولی هیچکس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دوَل دنیای امروز و پایهریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با امریکا و شوروی، فشار و سختی و شهادت و گرسنگی را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب کردهاند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار میکنند.» و مباد روزی که ادبیات مسئولان این رنج خودخواسته مردم را تقبیح و اراده آنها را در این راه دشوار سست کند.
ارتشهایی در خدمت ارزشها
امام خمینی(ره) در شرایطی ابراز امیدواری میکرد که «این انقلاب، جرقه و بارقهای الهی باشد که انفجاری عظیم در تودههای زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیهالله(عج) منتهی شود» که ایران فاقد یک ساختار سیاسی منسجم و فاقد قدرت نظامی بود و برای تهیه سیم خاردار باید با روسای دولتهایی گفتگو میکرد که امروز اثری از آنها نیست! امروز ارتشهای قدرتمندی در خدمت ارزشهای جریان انقلاب اسلامی در منطقه هستند و سخن امام(ره) روبهروز بیشتر به حقیقت نزدیک میشود.
محسن حسن زاده
انتهای پیام/
(دانلود ویژه نامه پنجم)
(دانلود ویژه نامه چهارم)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 1»)
(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 2»)
(دانلود ویژه نامه «وقایع اتفاقیه»)
متن ویژه نامه پنجم را در ادامه از نظر می گذرانید:
از آن زمان که امام خمینی(ره)، ندای «انقلاب» را در گوش جان مردم خواند، برای بسیاری از اهل اندیشه روشن بود که قرار نیست آتش این انقلاب فروکش کند و حتی اگر نام «جمهوری» برای توصیف مدل حاکمیتی کشور برگزیده شود، ایران باید انقلابی بماند؛ از اینروست که پسوند دادگاه و سپاهمان، نه «جمهوری اسلامی ایران» بلکه «انقلاب اسلامی» است.
پذیرش انقلاب اسلامی، در یک نگاه کلان، به معنای پذیرش جایگاه رهبری است؛ رهبری که نه فقط برای ایران، بلکه در حکم پدری برای انقلابهای اسلامی جهان باشد و این در تعریف جمهوری اسلامی نمیگنجد.
در «جمهوری اسلامی» میتوان پرسید که با وجود فقرا و نیازمندان بسیار در داخل کشور، ما را به فلسطین و لبنان چه کار؟ اما «انقلاب اسلامی» حامل این اندیشه است که «وطن تو مرز ندارد...» چنانکه امام خمینی(ره) گفته بود:«وطن ما بصره و شام نیست. وطن ما اسلام است.» و این نگاه انقلابی بود که به برساختن گونهای نوین از نگاه به سیاست منجر شد.
حقیقت جای دیگری است!
اینک که در آستانه گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی قرار داریم باید روشن شود که زورآزمایی میان انقلاب اسلامی و نظام استکبار، قمارآلود نیست! که اگر چنین باشد میتوان بر سر برد یا باخت و یا بر سر یک بازی بیبازنده با هرکسی تفاهم کرد. انقلاب اسلامی ایران، نسبتی با شوروی سابق ندارد. تاریخ به خاطر دارد که ایالات متحده آمریکا و شوروی تا زمانی، بر سر دنیا با یکدیگر قمار میکردند و سپس کار به جایی رسید هیچیک هماورد دیگری نبود. در چنین زمانی بود که نیکیتا خروشچف و پس از وی میخائیل گورباچف، دبیرانکل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، در اندیشه معامله و همزیستی مسالمتآمیز با غرب شدند؛ گویی که دو گرگ بر سر شکاری سر تفاهم داشته باشند! در چنین شرایطی بود که امام خمینی(ره) در سال 67 پیامی را به گورباچف در مسکو ابلاغ کرد و به وی درباره تبعات تصمیم برای تجدیدنظر رویکردهای غربستیزانه هشدار داد:«ممکن است از شیوههای ناصحیح و عملکردهای غلط قدرتمندان پیشین کمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید؛ ولی حقیقت جای دیگری است. شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گرههای کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه داری غرب حل کنید نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نکردهاید که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند. چرا که امروز اگر مارکسیسم در روشهای اقتصادی و اجتماعی به بنبست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسائل، -البته به شکل دیگر- و نیز در مسائل دیگر، گرفتار حادثه است. جناب آقای گورباچف! باید به حقیقت رو آورد. مشکل اصلی کشور شما مسأله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست، همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن بست کشیده و یا خواهد کشید.» هرچند که گورباچف در پاسخ به نامه امام(ره) تصریح کرده بود که مبارزه در راه نیل به دنیایی عاری از زور وظیفه تمامی ملتهاست اما تاریخ نشان داد که او به این سخن باور نداشت. باید مراقب بود انقلاب اسلامی در مسیر گورباچف، گام برندارد.
علم از قم منتشر خواهد شد!
اما فارغ از قیل و قالهای سیاسی، لازم است عقبه معرفتی انقلاب اسلامی، مورد توجه قرار بگیرد. امام خمینی(ره)، در سالهای پیش و پس از انقلاب، سخنان بسیاری در ارتباط با وجوه منتظرانه انقلاب اسلامی و نسبت این انقلاب با انقلاب جهانی مهدی موعود(عج) بیان کرده است. نخستین بیانات قابل استناد ایشان در اینباره به سخنرانی ایشان به مناسبت چهلمین روز شهادت برخی از مردم قم در سال 1356 مربوط میشود که این سخنان در عراق و در حال تبعید و در شرایطی که قم و تبریز و برخی دیگر از شهرهای کشور در حال التهاب به سر میبردند بیان شده است:«و از قم، همانطور که اهلبیت(ع) فرمودهاند، علم نشر میشود به همه بلاد و الان میبینیم که علم مرکزش قم است و از قم دارد نشر میشود،» روایتی که امام(ره) به آن اشاره کرده است مربوط به دوران نزدیک به ظهور موعود است و این از نگاه کلی امام(ره) درباره انقلاب پرده برمیبردارد.
امام به کدام روایت استناد کردند؟
این که امام(ره) تحرکات انقلابی قم را با مصادیق نشر علم از این شهر پیوند میزند، نتایج قابل تأملی دربردارد؛ به ویژه آن که در زمانه امام(ره) خودآگاهی اسلامی به ویژه در میان جوانان جهان اسلام به اندازه امروز رشد نکرده بود. اشاره امام(ره) به روایتی از امام صادق(ع) است که متن کامل آن در سایت استاد شیخ حسین انصاریان موجود است و امام(ع) در این روایت میفرماید:«قم مرکز علم و فضل خواهد شد، تا آنجا که بر روی کره زمین کسی نمیماند که در دین ضعیف و ناتوان باشد، حتی مخدرات پردهنشین، و این واقعه نزدیک ظهور قائم ماست؛ خداوند قم و مردم آن را جانشین مقام حجت میکند. اگر چنین نباشد زمین ساکنان خود را فرومیبرد و مسلما فرشتگان دشواریها را از قم و ساکنانش دفع خواهند کرد» در روایاتی دیگر ضمن ذکر این عبارات، تصریح شده است که این مرکزیت علم و نشر معارف الهی از قم تا زمان ظهور پابرجاست؛ بنابراین باید در نتایج و لوازم این ویژگی تأمل کرد و این امر را در نسبتسنجی میان انقلاب اسلامی و انقلاب موعود در شمار آورد.
حکومت ایران سقوط خواهد کرد!
از زمان پیروزی انقلاب تا کنون، معادلات سیاسی دگرگونیهای بسیار یافتهاند و نگاهی به مجموعه این دگرگونیها زمینهسازی انقلاب اسلامی برای انقلاب موعود و پایداری این انقلاب تا انقلاب جهانی را روشنتر میسازد. در اوان انقلاب، حرکت مردمی علیه ستم در ایران، در اوج غربت و ضعف انگاشته میشد؛ چنانکه رادیوها و رسانههای بیگانه دوام این نهضت مردمی را بیش از چند ماه تصور نمیکردند و تصریح میکردند که «این حکومت آخوندی به زودی نابود خواهد شد.» و هنوز هم پس از سی و هفت سال رسانههای بیگانه سودای نابودی حکومت ایران را در سر میپرورانند؛ اما خوب میدانند که انقلاب و جریانی که عالمان دینی در چهار دهه قبل ایجاد کردند به این سادگیها شکستخوردنی نیست؛ بلکه دامنه این انقلاب از مرزهای ایران فراتر رفته است. امروز سخن امام(ع) از زبان انقلابیون کشورهایی همچون یمن نیز شنیده میشود. و شاید کسی فکر نمیکرد که سالها پس از انقلاب کسانی همچون پروفسور لودویگ هاگهمن، استاد کرسی الهیات عملی دانشگاه ورتسبورگ آلمان، در روزنامههای کثیرالانتشار جهان از پیشتازی اصولگرایی اسلامی در جهان بنویسند و تأکید کنند که اسلام باید با اصل وحدت دیانت و سیاست مطرح شود!
انقلاب مردم ایران؛ نقطه شروع انقلاب جهانی
بالاتر از این نتیجهگیریها، امام(ره) در واپسین ماههای عمر شریف خود، سخنانی را با قاطعیت درباره این که انقلاب اسلامی ایران، مقدمه انقلاب جهانی است بیان کرده است و پس از این سخنان برای وقوع ظهور در عصر انقلاب اسلامی دست به دعا برداشتهاند. این سخنان امام(ره) که بی قید و احتمال در دومین روز از فروردینماه سال 1368 بیان شده، از آخرین سخنرانیهای ایشان به شمار میرود و در جلد بیست و یکم از صحیفه قابل دسترسی است:«اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوی دیگران شدهاند، از این حرکات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچگونه گذشتی طرد خواهند کرد. مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت-ارواحنافداه - است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظهای مسئولین را از وظیفهای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد.»
مسئولان از اهداف عظیم انقلاب غافل نشوند
در همین سخنرانی، ایشان به وضوح وظیفه اصلی مسئولان و هدف اصلی انقلاب را به عنوان یک تحلیل سیاسی-مذهبی خاطرنشان کرده است:«باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند. مردم عزیز ایران که حقا چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعی کنند که سختیها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسئولان بالای کشور به وظیفه اساسیشان که نشر اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند که تنها برادری و صمیمیت را در چارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند.» با این آرمان بلند، طبیعی است زندگی آزاد و آسوده در نظام جمهوری اسلامی هزینههای بسیاری داشته باشد!
چه کسی است که نداند مردم در سختی هستند؟
با همه این توصیفات و با عقبهای از تحلیلها در ارتباط با رویارویی دشمنانه با جمهوری اسلامی، دریافتن این نکته چندان دشوار نیست که برای مقابله با دشمنان و برای نیل به اهداف انقلاب، تنها چاره، به دست گرفتن ابزار انقلاب و پیشروی با روحیه، تفکر و اقدام انقلابی است. این گونهی مواجهه انقلابی، در بخشهایی از سوریه، لبنان، عراق و یمن آزمون خود را با موفقیت سپری کرده است. چه اتفاقی افتاد که در حالی که دهها کشور برای سقوط حکومت سوریه اجماع کرده بودند؛ در نیل به این هدف ناکام ماندند؟ حال آن که اجماع علیه سوریه، بسیار شدیدتر از حمله عراق به ایران بود. نیز از خاطر نمیبریم که سه سال قبل درست در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، همان اذانی از شبکه رسمی یمن پخش شد، که در تهران پخش میشود! تحول در افکار مردم و دمیدن در روحیه شهادتطلبی و مقاومت برای غرب مسألهای حسابنشده بود.
امام(ره) سالها قبل، مردم و مسئولان را به رعایت بایستههای تحقق آرمان های انقلاب دعوت کرده بود:«چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقه مستضعف فشار میآورد، ولی هیچکس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دوَل دنیای امروز و پایهریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با امریکا و شوروی، فشار و سختی و شهادت و گرسنگی را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب کردهاند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار میکنند.» و مباد روزی که ادبیات مسئولان این رنج خودخواسته مردم را تقبیح و اراده آنها را در این راه دشوار سست کند.
ارتشهایی در خدمت ارزشها
امام خمینی(ره) در شرایطی ابراز امیدواری میکرد که «این انقلاب، جرقه و بارقهای الهی باشد که انفجاری عظیم در تودههای زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیهالله(عج) منتهی شود» که ایران فاقد یک ساختار سیاسی منسجم و فاقد قدرت نظامی بود و برای تهیه سیم خاردار باید با روسای دولتهایی گفتگو میکرد که امروز اثری از آنها نیست! امروز ارتشهای قدرتمندی در خدمت ارزشهای جریان انقلاب اسلامی در منطقه هستند و سخن امام(ره) روبهروز بیشتر به حقیقت نزدیک میشود.
محسن حسن زاده
انتهای پیام/
(دانلود ویژه نامه پنجم)
, دانلود,(دانلود ویژه نامه چهارم)
, دانلود,(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 1»)
, دانلود,(دانلود ویژه نامه «روح الله را دوباره بشناسیم 2»)
, دانلود,(دانلود ویژه نامه «وقایع اتفاقیه»)
, دانلود,متن ویژه نامه پنجم را در ادامه از نظر می گذرانید:
,از آن زمان که امام خمینی(ره)، ندای «انقلاب» را در گوش جان مردم خواند، برای بسیاری از اهل اندیشه روشن بود که قرار نیست آتش این انقلاب فروکش کند و حتی اگر نام «جمهوری» برای توصیف مدل حاکمیتی کشور برگزیده شود، ایران باید انقلابی بماند؛ از اینروست که پسوند دادگاه و سپاهمان، نه «جمهوری اسلامی ایران» بلکه «انقلاب اسلامی» است.
,پذیرش انقلاب اسلامی، در یک نگاه کلان، به معنای پذیرش جایگاه رهبری است؛ رهبری که نه فقط برای ایران، بلکه در حکم پدری برای انقلابهای اسلامی جهان باشد و این در تعریف جمهوری اسلامی نمیگنجد.
,در «جمهوری اسلامی» میتوان پرسید که با وجود فقرا و نیازمندان بسیار در داخل کشور، ما را به فلسطین و لبنان چه کار؟ اما «انقلاب اسلامی» حامل این اندیشه است که «وطن تو مرز ندارد...» چنانکه امام خمینی(ره) گفته بود:«وطن ما بصره و شام نیست. وطن ما اسلام است.» و این نگاه انقلابی بود که به برساختن گونهای نوین از نگاه به سیاست منجر شد.
,حقیقت جای دیگری است!
, حقیقت جای دیگری است!,اینک که در آستانه گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی قرار داریم باید روشن شود که زورآزمایی میان انقلاب اسلامی و نظام استکبار، قمارآلود نیست! که اگر چنین باشد میتوان بر سر برد یا باخت و یا بر سر یک بازی بیبازنده با هرکسی تفاهم کرد. انقلاب اسلامی ایران، نسبتی با شوروی سابق ندارد. تاریخ به خاطر دارد که ایالات متحده آمریکا و شوروی تا زمانی، بر سر دنیا با یکدیگر قمار میکردند و سپس کار به جایی رسید هیچیک هماورد دیگری نبود. در چنین زمانی بود که نیکیتا خروشچف و پس از وی میخائیل گورباچف، دبیرانکل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، در اندیشه معامله و همزیستی مسالمتآمیز با غرب شدند؛ گویی که دو گرگ بر سر شکاری سر تفاهم داشته باشند! در چنین شرایطی بود که امام خمینی(ره) در سال 67 پیامی را به گورباچف در مسکو ابلاغ کرد و به وی درباره تبعات تصمیم برای تجدیدنظر رویکردهای غربستیزانه هشدار داد:«ممکن است از شیوههای ناصحیح و عملکردهای غلط قدرتمندان پیشین کمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید؛ ولی حقیقت جای دیگری است. شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گرههای کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه داری غرب حل کنید نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نکردهاید که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند. چرا که امروز اگر مارکسیسم در روشهای اقتصادی و اجتماعی به بنبست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسائل، -البته به شکل دیگر- و نیز در مسائل دیگر، گرفتار حادثه است. جناب آقای گورباچف! باید به حقیقت رو آورد. مشکل اصلی کشور شما مسأله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست، همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن بست کشیده و یا خواهد کشید.» هرچند که گورباچف در پاسخ به نامه امام(ره) تصریح کرده بود که مبارزه در راه نیل به دنیایی عاری از زور وظیفه تمامی ملتهاست اما تاریخ نشان داد که او به این سخن باور نداشت. باید مراقب بود انقلاب اسلامی در مسیر گورباچف، گام برندارد.
,علم از قم منتشر خواهد شد!
, علم از قم منتشر خواهد شد!,اما فارغ از قیل و قالهای سیاسی، لازم است عقبه معرفتی انقلاب اسلامی، مورد توجه قرار بگیرد. امام خمینی(ره)، در سالهای پیش و پس از انقلاب، سخنان بسیاری در ارتباط با وجوه منتظرانه انقلاب اسلامی و نسبت این انقلاب با انقلاب جهانی مهدی موعود(عج) بیان کرده است. نخستین بیانات قابل استناد ایشان در اینباره به سخنرانی ایشان به مناسبت چهلمین روز شهادت برخی از مردم قم در سال 1356 مربوط میشود که این سخنان در عراق و در حال تبعید و در شرایطی که قم و تبریز و برخی دیگر از شهرهای کشور در حال التهاب به سر میبردند بیان شده است:«و از قم، همانطور که اهلبیت(ع) فرمودهاند، علم نشر میشود به همه بلاد و الان میبینیم که علم مرکزش قم است و از قم دارد نشر میشود،» روایتی که امام(ره) به آن اشاره کرده است مربوط به دوران نزدیک به ظهور موعود است و این از نگاه کلی امام(ره) درباره انقلاب پرده برمیبردارد.
,امام به کدام روایت استناد کردند؟
, امام به کدام روایت استناد کردند؟,این که امام(ره) تحرکات انقلابی قم را با مصادیق نشر علم از این شهر پیوند میزند، نتایج قابل تأملی دربردارد؛ به ویژه آن که در زمانه امام(ره) خودآگاهی اسلامی به ویژه در میان جوانان جهان اسلام به اندازه امروز رشد نکرده بود. اشاره امام(ره) به روایتی از امام صادق(ع) است که متن کامل آن در سایت استاد شیخ حسین انصاریان موجود است و امام(ع) در این روایت میفرماید:«قم مرکز علم و فضل خواهد شد، تا آنجا که بر روی کره زمین کسی نمیماند که در دین ضعیف و ناتوان باشد، حتی مخدرات پردهنشین، و این واقعه نزدیک ظهور قائم ماست؛ خداوند قم و مردم آن را جانشین مقام حجت میکند. اگر چنین نباشد زمین ساکنان خود را فرومیبرد و مسلما فرشتگان دشواریها را از قم و ساکنانش دفع خواهند کرد» در روایاتی دیگر ضمن ذکر این عبارات، تصریح شده است که این مرکزیت علم و نشر معارف الهی از قم تا زمان ظهور پابرجاست؛ بنابراین باید در نتایج و لوازم این ویژگی تأمل کرد و این امر را در نسبتسنجی میان انقلاب اسلامی و انقلاب موعود در شمار آورد.
,حکومت ایران سقوط خواهد کرد!
, حکومت ایران سقوط خواهد کرد!,از زمان پیروزی انقلاب تا کنون، معادلات سیاسی دگرگونیهای بسیار یافتهاند و نگاهی به مجموعه این دگرگونیها زمینهسازی انقلاب اسلامی برای انقلاب موعود و پایداری این انقلاب تا انقلاب جهانی را روشنتر میسازد. در اوان انقلاب، حرکت مردمی علیه ستم در ایران، در اوج غربت و ضعف انگاشته میشد؛ چنانکه رادیوها و رسانههای بیگانه دوام این نهضت مردمی را بیش از چند ماه تصور نمیکردند و تصریح میکردند که «این حکومت آخوندی به زودی نابود خواهد شد.» و هنوز هم پس از سی و هفت سال رسانههای بیگانه سودای نابودی حکومت ایران را در سر میپرورانند؛ اما خوب میدانند که انقلاب و جریانی که عالمان دینی در چهار دهه قبل ایجاد کردند به این سادگیها شکستخوردنی نیست؛ بلکه دامنه این انقلاب از مرزهای ایران فراتر رفته است. امروز سخن امام(ع) از زبان انقلابیون کشورهایی همچون یمن نیز شنیده میشود. و شاید کسی فکر نمیکرد که سالها پس از انقلاب کسانی همچون پروفسور لودویگ هاگهمن، استاد کرسی الهیات عملی دانشگاه ورتسبورگ آلمان، در روزنامههای کثیرالانتشار جهان از پیشتازی اصولگرایی اسلامی در جهان بنویسند و تأکید کنند که اسلام باید با اصل وحدت دیانت و سیاست مطرح شود!
,انقلاب مردم ایران؛ نقطه شروع انقلاب جهانی
, انقلاب مردم ایران؛ نقطه شروع انقلاب جهانی,بالاتر از این نتیجهگیریها، امام(ره) در واپسین ماههای عمر شریف خود، سخنانی را با قاطعیت درباره این که انقلاب اسلامی ایران، مقدمه انقلاب جهانی است بیان کرده است و پس از این سخنان برای وقوع ظهور در عصر انقلاب اسلامی دست به دعا برداشتهاند. این سخنان امام(ره) که بی قید و احتمال در دومین روز از فروردینماه سال 1368 بیان شده، از آخرین سخنرانیهای ایشان به شمار میرود و در جلد بیست و یکم از صحیفه قابل دسترسی است:«اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوی دیگران شدهاند، از این حرکات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچگونه گذشتی طرد خواهند کرد. مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت-ارواحنافداه - است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظهای مسئولین را از وظیفهای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد.»
,مسئولان از اهداف عظیم انقلاب غافل نشوند
, مسئولان از اهداف عظیم انقلاب غافل نشوند,در همین سخنرانی، ایشان به وضوح وظیفه اصلی مسئولان و هدف اصلی انقلاب را به عنوان یک تحلیل سیاسی-مذهبی خاطرنشان کرده است:«باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند. مردم عزیز ایران که حقا چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعی کنند که سختیها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسئولان بالای کشور به وظیفه اساسیشان که نشر اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند که تنها برادری و صمیمیت را در چارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند.» با این آرمان بلند، طبیعی است زندگی آزاد و آسوده در نظام جمهوری اسلامی هزینههای بسیاری داشته باشد!
,چه کسی است که نداند مردم در سختی هستند؟
, چه کسی است که نداند مردم در سختی هستند؟,با همه این توصیفات و با عقبهای از تحلیلها در ارتباط با رویارویی دشمنانه با جمهوری اسلامی، دریافتن این نکته چندان دشوار نیست که برای مقابله با دشمنان و برای نیل به اهداف انقلاب، تنها چاره، به دست گرفتن ابزار انقلاب و پیشروی با روحیه، تفکر و اقدام انقلابی است. این گونهی مواجهه انقلابی، در بخشهایی از سوریه، لبنان، عراق و یمن آزمون خود را با موفقیت سپری کرده است. چه اتفاقی افتاد که در حالی که دهها کشور برای سقوط حکومت سوریه اجماع کرده بودند؛ در نیل به این هدف ناکام ماندند؟ حال آن که اجماع علیه سوریه، بسیار شدیدتر از حمله عراق به ایران بود. نیز از خاطر نمیبریم که سه سال قبل درست در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، همان اذانی از شبکه رسمی یمن پخش شد، که در تهران پخش میشود! تحول در افکار مردم و دمیدن در روحیه شهادتطلبی و مقاومت برای غرب مسألهای حسابنشده بود.
,امام(ره) سالها قبل، مردم و مسئولان را به رعایت بایستههای تحقق آرمان های انقلاب دعوت کرده بود:«چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقه مستضعف فشار میآورد، ولی هیچکس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دوَل دنیای امروز و پایهریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با امریکا و شوروی، فشار و سختی و شهادت و گرسنگی را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب کردهاند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار میکنند.» و مباد روزی که ادبیات مسئولان این رنج خودخواسته مردم را تقبیح و اراده آنها را در این راه دشوار سست کند.
,ارتشهایی در خدمت ارزشها
, ارتشهایی در خدمت ارزشها,امام خمینی(ره) در شرایطی ابراز امیدواری میکرد که «این انقلاب، جرقه و بارقهای الهی باشد که انفجاری عظیم در تودههای زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیهالله(عج) منتهی شود» که ایران فاقد یک ساختار سیاسی منسجم و فاقد قدرت نظامی بود و برای تهیه سیم خاردار باید با روسای دولتهایی گفتگو میکرد که امروز اثری از آنها نیست! امروز ارتشهای قدرتمندی در خدمت ارزشهای جریان انقلاب اسلامی در منطقه هستند و سخن امام(ره) روبهروز بیشتر به حقیقت نزدیک میشود.
,محسن حسن زاده
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه