خوشا به حال کسی که انصاف را در حق دیگران رعایت کند

خوشا به حال کسی که انصاف را در حق دیگران رعایت کند
انصاف از ریشه (ن ص ف ) به این معناست که آنچه برای خود می پسندیم برای دیگران هم بپسندیم و آنچه را برای خود نمی پسندیم ، برای دیگران هم نپسندیم. به تعبیر دیگر در خوبی و بدی و در باید و نباید خود را هم تراز و هم شأن دیگران بدانیم .
[

به گزارش سرویس اختصاصی دین و اندیشه مفاآنلاین ؛عنوان این بخش که بر گرفته از یکی از فرمایش های پیامبر گران قدر اسلام (ص) است ، به جایگاه والای انصاف اشاره می کند .

انصاف از ریشه (ن ص ف ) به این معناست که آنچه برای خود می پسندیم برای دیگران هم بپسندیم و آنچه را برای خود نمی پسندیم ، برای دیگران هم نپسندیم.

به تعبیر دیگر در خوبی و بدی و در باید و نباید خود را هم تراز و هم شأن دیگران بدانیم .

حضرت امیر المومنین (ع) در نامه سی و یکم نهج البلاغه می فرمایند:

خود را میزان قرار بده میان خودت و دیگران. دوست بدار برای دیگران آنچه را برای خود دوست می داری و آن چه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند . به دیگران ستم مکن همان گونه که دوست داری به تو ستم نکنند و به دیگران نیکی کن همان گونه که دوست داری به تو نیکی کنند. وفای به عهد ، محبت ، احترام ، صداقت در معامله ….همه و همه رفتارهایی است که ما از دیگران توقع داریم . و شرط انصاف آن است که خود نیز در حق آنان چنین باشیم . انصاف گوهری گران بهاست که در مدارک و متون دینی تعابیری بس ارزشمند از آن شده است که در این جا به چند مورد اشاره می شود:

انصاف از دیدگاه روایات : در سخنان معصومین (ع) نسبت به انصاف تعابیری شده که نشان اهمیت این صفت زیباست.

1-سید الاعمال: یعنی در بین کارهای خوب از جایگاه رفیع و با عظمت برخوردار است.

2-تکمیل کننده ایمان : هم چنان که در روایات آمده است صاحب انصاف مومن حقیقی است .

3-افضل الفضائل :به معنای برترین فضیلت ها.

4-عامل قطعی شدن بهشت: شخصی نزد پیامبر اکرم (ص) رسید و عرض کرد یا رسول الله عملی را به من یاد دهید که فاصله ای میان آن و بهشت نباشد (و با انجام آن قطعا بهشتی شوم)حضرت فرمود: بیجا خشمگین مشو . عزت نفس خود را حفظ کن. و آن چه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند.

5-تقرب و نزدیک شدن به خداوند: امیر المومنین علی (ع) فرمودند:

اگر با دیگران به انصاف عمل کنی و آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بخواهی خداوند تو را به خود نزدیک و مورد لطف خاص خود قرار می دهد.

مصادیق بی انصافی

در روایات هشدار داده اند که با انصاف بودن بسیار سخت است . کم تر کسی پیدا می شود که انصاف را به طور کامل نسبت به خدا و همه اطرافیان و مردم رعایت کند.

انسان در حیات مادی خود سه گونه ارتباط دارد: با خود-که در آن قطعا انصاف را رعایت می کند . با مردم –که گاهی در حق آنان بی انصافی می کند. و با خدا- که متاسفانه در حق پروردگار بسیار بی انصافی روا داشته می شود. به بیان دیگر ، توقع ما از خدا و عملمان در قبال او به هیچ وجه با یکدیگر هم خوانی ندارد.

حضرت علی (ع)در مناجاتی به خداوند چنین عرضه می دارد: خدایا تو همان گونه هستی که من دوست دارم پس مرا هم آن گونه قرار ده که تو دوست داری.

روایت شده: هرکس دوست دارد دریابد چه جایگاهی نزد خدا دارد ببیند خدا نزد او چه جایگاهی دارد ما در بسیاری مواقع (چه بسا همیشه) لطف و رحمت و اجابت دعا و یاری خداوند را می خواهیم. اما حاضر نیستیم تن به بندگی اش بدهیم و آنچه را او از ما خواسته ( و تازه همین اسباب رشد و پیشرفت ماست نه نیاز خداوند) به جا آوریم.هنگامی که بیماریم ، مقروضیم ، آبرویمان در خطر است . لفظ یا الله و ای خدا از زبانمان نمی افتد . اما کارمان که سامان گرفت نعوذ بالله –از شیطان اطاعت می کنیم.

وقتی خداوند در پاسخ یا الله گفتن ما لبیک می گوید . شایسته است که ما هم امر خدا را لبیک بگوییم. پروین اعتصامی در داستان نمرود که به زیبایی آن را به نظم در آورده ، نمونه ای از این بی انصافی را پیش چشم ما قرار می دهد هنگامی که کشتی حامل نمرود (که نوزادی بیش نیست) دچار طوفان می شود . خداوند آن نوزاد بی پناه را در پناه خود می گیرد و …..رساند.

انتهای پیام/

,

به گزارش سرویس اختصاصی دین و اندیشه مفاآنلاین ؛عنوان این بخش که بر گرفته از یکی از فرمایش های پیامبر گران قدر اسلام (ص) است ، به جایگاه والای انصاف اشاره می کند .

,

انصاف از ریشه (ن ص ف ) به این معناست که آنچه برای خود می پسندیم برای دیگران هم بپسندیم و آنچه را برای خود نمی پسندیم ، برای دیگران هم نپسندیم.

,

به تعبیر دیگر در خوبی و بدی و در باید و نباید خود را هم تراز و هم شأن دیگران بدانیم .

,

حضرت امیر المومنین (ع) در نامه سی و یکم نهج البلاغه می فرمایند:

,

خود را میزان قرار بده میان خودت و دیگران. دوست بدار برای دیگران آنچه را برای خود دوست می داری و آن چه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند . به دیگران ستم مکن همان گونه که دوست داری به تو ستم نکنند و به دیگران نیکی کن همان گونه که دوست داری به تو نیکی کنند. وفای به عهد ، محبت ، احترام ، صداقت در معامله ….همه و همه رفتارهایی است که ما از دیگران توقع داریم . و شرط انصاف آن است که خود نیز در حق آنان چنین باشیم . انصاف گوهری گران بهاست که در مدارک و متون دینی تعابیری بس ارزشمند از آن شده است که در این جا به چند مورد اشاره می شود:

,

انصاف از دیدگاه روایات : در سخنان معصومین (ع) نسبت به انصاف تعابیری شده که نشان اهمیت این صفت زیباست.

,

1-سید الاعمال: یعنی در بین کارهای خوب از جایگاه رفیع و با عظمت برخوردار است.

,

2-تکمیل کننده ایمان : هم چنان که در روایات آمده است صاحب انصاف مومن حقیقی است .

,

3-افضل الفضائل :به معنای برترین فضیلت ها.

,

4-عامل قطعی شدن بهشت: شخصی نزد پیامبر اکرم (ص) رسید و عرض کرد یا رسول الله عملی را به من یاد دهید که فاصله ای میان آن و بهشت نباشد (و با انجام آن قطعا بهشتی شوم)حضرت فرمود: بیجا خشمگین مشو . عزت نفس خود را حفظ کن. و آن چه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند.

,

5-تقرب و نزدیک شدن به خداوند: امیر المومنین علی (ع) فرمودند:

,

اگر با دیگران به انصاف عمل کنی و آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بخواهی خداوند تو را به خود نزدیک و مورد لطف خاص خود قرار می دهد.

,

مصادیق بی انصافی

,

در روایات هشدار داده اند که با انصاف بودن بسیار سخت است . کم تر کسی پیدا می شود که انصاف را به طور کامل نسبت به خدا و همه اطرافیان و مردم رعایت کند.

,

انسان در حیات مادی خود سه گونه ارتباط دارد: با خود-که در آن قطعا انصاف را رعایت می کند . با مردم –که گاهی در حق آنان بی انصافی می کند. و با خدا- که متاسفانه در حق پروردگار بسیار بی انصافی روا داشته می شود. به بیان دیگر ، توقع ما از خدا و عملمان در قبال او به هیچ وجه با یکدیگر هم خوانی ندارد.

,

حضرت علی (ع)در مناجاتی به خداوند چنین عرضه می دارد: خدایا تو همان گونه هستی که من دوست دارم پس مرا هم آن گونه قرار ده که تو دوست داری.

,

روایت شده: هرکس دوست دارد دریابد چه جایگاهی نزد خدا دارد ببیند خدا نزد او چه جایگاهی دارد ما در بسیاری مواقع (چه بسا همیشه) لطف و رحمت و اجابت دعا و یاری خداوند را می خواهیم. اما حاضر نیستیم تن به بندگی اش بدهیم و آنچه را او از ما خواسته ( و تازه همین اسباب رشد و پیشرفت ماست نه نیاز خداوند) به جا آوریم.هنگامی که بیماریم ، مقروضیم ، آبرویمان در خطر است . لفظ یا الله و ای خدا از زبانمان نمی افتد . اما کارمان که سامان گرفت نعوذ بالله –از شیطان اطاعت می کنیم.

,

وقتی خداوند در پاسخ یا الله گفتن ما لبیک می گوید . شایسته است که ما هم امر خدا را لبیک بگوییم. پروین اعتصامی در داستان نمرود که به زیبایی آن را به نظم در آورده ، نمونه ای از این بی انصافی را پیش چشم ما قرار می دهد هنگامی که کشتی حامل نمرود (که نوزادی بیش نیست) دچار طوفان می شود . خداوند آن نوزاد بی پناه را در پناه خود می گیرد و …..رساند.

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه