حاجی فیروز و داستان های قدیمی اش در خیابان های یاسوج+تصاویر
حاجی فیروز برای بچه های دهه هشتاد و نود معنا و مفهوم خاصی ندارد و در حال فراموش شدن است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ایل بانو، حاجی فیروز یکی از نمادهایی است که با دیدنش در حقیقت در می یابیم که سال نو شده است و زمستان رفته است در کنار عمو نوروز، به شهرها میآید تا از آمدنِ نوروز به مردم آگهی دهد. او یک مرد لاغراندام و سیاهرُخ، با کُلاهِ دوکی، گیوههای نوکتیز و جامهٔ سُرخ است که با دایرهزنگی و دنبک، به خیابانها میآید و به رقص، شیرینکاری و خواندنِ آوازِ کوبهای میپردازد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ایل بانو،,حاجی فیروز با گیوه بر پای و لباس قرمز و چهرهای سیاه شده به خیابانها میآمد در حالی که تنبکی در دست داشت اشعاری را با کلمات شکسته میخواند
,حاجی فیروزه ،سالی یک روزه
,همه می دونن منم ،همه می دونن اومدم
,ارباب خودم سلام علیکم ،ارباب خودم سرتو بالا کن
,ارباب خودم من ونگاه کن ،ارباب خودم یک لطف به ما کن
,ارباب خودم بز بز قندی ارباب خودم چرا نمی خندی ؟
,بشکن بشکنه ،بشکن من نمی شکنم بشکن
,اینجا بشکنم یار گله داره اونجا بشکنم یار گله داره
,این سیاه بیچاره چقدر حوصله داره
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه