اخبار داغ
  1. مجوز فعالیت برند چهره حامی پهلوی در تهران چگونه صادر شد؟/ ضرورت ورود قوه قضائیه برای بررسی و محاکمه صادرکنندگان متخلف
  2. رهبر شهید و تجربه حضوری پر صلابیت در سازمان ملل/ تاکید بر تضمین امنیت منطقه در سایه محاکمه عامل ناامنی منطقه!
  3. سخنان رئیس‌جمهور در سازمان ملل در شأن ملت ایران بود/ دفاع از حقوق‌ ملت انسجام را افزایش داد
  4. داماد "حسن روحانی" چه کاره دولت است که در هر موضوعی اظهارنظر می‌کند؟/داماد سرخانه نگران کیک تولد همسایه!
  5. فرصت‌سوزی حسن روحانی از سفر تاریخی رئیس‌جمهور چین به ایران
  6. روزی که قرآن تمام حجت شهید رئیسی در سازمان ملل شد
  7. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  8. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  9. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  10. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  11. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  12. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  13. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  14. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  15. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  16. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  17. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  18. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  19. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  20. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟

جنایت پای بساط مواد مخدر

جنایت پای بساط مواد مخدر
راز قتل مرد معتاد پس از دو هفته با اعترافات دوستش فاش شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزنامه ایران نوشت: ساعت ده شب چهارم آبان امسال بود که از طریق مرکز فوریت‌های پلیس ۱۱۰ مرگ مشکوک مردی میانسال در خانه پدری‌اش واقع در خیابان ری به کلانتری ۱۱۳ بازار اعلام شد. در بررسی صحنه کشف جسد مشخص شد که این مرد ۵۸ ساله خفه شده و به قتل رسیده است. بلافاصله پرونده‌ای در این خصوص تشکیل و ضمن هماهنگی با بازپرس شعبه دوم دادسرای جنایی تهران، تحقیقات در این پرونده آغاز شد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

کارآگاهان اداره دهم با انجام اقدامات ویژه پلیسی اطلاع پیدا کردند که یکی از دوستان مقتول به نام علیرضا آخرین بار در خانه مقتول دیده شده و پس از آن دیگر هیچ کس از او اطلاعی ندارد. اقدامات ویژه برای دستگیری وی در دستور کار مأموران قرار گرفت و سرانجام وی بعد از ظهر نوزدهم آبان در محدوده میدان قیام- داخل پارک کوثر دستگیر و در بازرسی اولیه از وی گوشی تلفن همراه مقتول نیز کشف شد.
علیرضا پس از انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ ابتدا منکر ارتکاب جنایت شد، اما در ادامه لب به اعتراف گشود و به قتل و همچنین سرقت گوشی تلفن همراه مقتول اعتراف کرد.
وی به کارآگاهان گفت: سوم آبان ماه مقتول با من تماس گرفت و از من خواست تا به خانه‌اش بروم. زمانی که به خانه او رسیدم بلافاصله از من ۵۰ هزار تومان گرفت و با آن مواد مخدر خرید. دو نفری تا نیمه شب به مصرف مواد ادامه دادیم وقتی دیدم حمید در مصرف مواد زیاده روی می‌کند از او خواستم تا دیگر مواد مصرف نکند و همین موضوع علت درگیری ما دو نفر شد و من در یک لحظه گلویش را گرفته و او را خفه کردم.
سرهنگ کارآگاه علی ولیپور گودرزی، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر گفت: با اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت، قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس مرادی صادر و متهم برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار دارد.
مرد میانسال که پس ازاین جنایت تا زمان دستگیری در پارک‌ها و کنار خیابان می‌خوابید از جزئیات این قتل گفت.
با مقتول چطور آشنا شدی؟

,
,
,
,
,
,

۳ ماه قبل در پارک او را دیدم. هر دو معتاد بودیم و همین مسأله باعث شد تا باهم دوست شویم. گاهی هم مواد مصرف می‌کردیم.
با او چه اختلافی داشتی؟

,
,

هیچی. روز حادثه اتفاقی مقتول را دیدم. گفت تازه از خانه خواهرم آمدم و پول ندارم که مواد بخرم. یک گوشی تلفن همراه نشانم داد و از من خواست آن را از او بخرم. گوشی قدیمی بود ولی من ۳۰ هزار تومان از او خریدم بعد ۱۵ هزار تومان هم خودم پول گذاشتم و حشیش خریدیم. موقع مصرف مواد باهم سر اینکه نوبت کی هست که مواد بکشد شوخی می‌کردیم. بعد از مصرف مواد باهم به پارک رفتیم و آنجا هم از مرد جوانی مواد گرفت و کشید. به خانه که برگشتیم گفت می‌خواهد بازهم مواد بکشد. به او گفتم یک کم هم برای فردایمان بگذار بعد به شوخی گردنش را گرفتم که یک دفعه سیاه شد و از او هوش رفت.
شغلت چیست؟
بیکارم و همسرم به خاطر همین از من جدا شد. دو تا فرزند دارم که هر دوی آنها تحصیلکرده هستند و زندگی خوبی دارند.
بعد از جنایت چه کردی؟

,
,
,
,

در سرویس بهداشتی پارک‌ها یا کنار خیابان می‌خوابیدم. آنقدر ترسیده بودم که نمی‌دانستم باید چکار کنم. فکر نمی‌کردم گرفتن گردنش چنین فاجعه‌ای را به بار بیاورد.

,

انتهای پیام

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه