به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ سفر «شی جینپینگ»، رئیسجمهور چین، به تهران در بهمن ۱۳۹۴ یکی از مهمترین سفرهای خارجی یک مقام عالیرتبه چینی به ایران در سالهای پس از انقلاب بود؛ سفری که تنها چند ماه پس از توافق هستهای انجام شد و در جریان آن، ایران و چین از ارتقای روابط خود به سطح «مشارکت جامع راهبردی» و تدوین یک برنامه همکاری بلندمدت سخن گفتند. در این سفر همچنین ۱۷ سند همکاری میان دو کشور به امضا رسید.

اهمیت این سفر زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم دولت روحانی در آن مقطع، همزمان در حال تلاش برای بهرهبرداری از فضای ایجادشده پس از برجام و گسترش تعاملات اقتصادی با اروپا بود. در مقابل، چین میتوانست یکی از مهمترین شرکای اقتصادی ایران در حوزههای انرژی، زیرساخت، حملونقل، فناوری و تجارت باشد.
۱. یک سفر با دستورکار اقتصادی بزرگ
روحانی در دیدار با رئیسجمهور چین اعلام کرد که ایران میتواند به هاب فعالیتهای اقتصادی چین در خاورمیانه، آسیای مرکزی و قفقاز تبدیل شود و دو طرف درباره افزایش سطح روابط اقتصادی و تجاری در یک افق ۱۰ساله تا ۶۰۰ میلیارد دلار گفتوگو کردند.
این ارقام نشان میداد که تهران و پکن، رابطه خود را صرفاً در سطح خرید و فروش نفت و کالا نمیدیدند و برای آن چشماندازی بسیار گستردهتر ترسیم کرده بودند.
۲. چین فقط یک شریک تجاری نبود
ایران از نظر جغرافیایی میتوانست برای طرحهای اتصال منطقهای چین، بهویژه ایده «کمربند و راه»، اهمیت قابل توجهی داشته باشد.
موقعیت ایران میان آسیای مرکزی، خلیج فارس، قفقاز و مسیرهای منتهی به اروپا، ظرفیتهایی ایجاد میکرد که همکاری با چین را از یک رابطه صرفاً اقتصادی فراتر میبرد.
در همان سفر نیز موضوع مشارکت ایران در طرحهای مرتبط با احیای مسیرهای تجاری و «راه ابریشم» مورد توجه قرار گرفت.
۳. آغاز ایده همکاری ۲۵ساله
یکی از مهمترین نتایج سفر شی جینپینگ، توافق دو طرف برای مذاکره درباره یک سند همکاری جامع بلندمدت بود.
بر اساس خط زمانی منتشرشده درباره برنامه همکاری جامع ایران و چین، پیشنهاد تدوین این چارچوب ۲۵ساله به همان سفر سال ۱۳۹۴ بازمیگردد.
این موضوع بعدها در دولت روحانی ادامه پیدا کرد و در تیرماه ۱۳۹۹، پیشنویس برنامه همکاری جامع ایران و چین در هیئت دولت بررسی و تأیید شد.
۴. سؤال اصلی؛ چرا این فرصت به سرعت به پروژههای بزرگ تبدیل نشد؟
منتقدان عملکرد دولت روحانی در روابط با شرق معتقدند دولت وقت، پس از برجام تمرکز قابل توجهی بر بازگشت شرکتهای اروپایی و عادیسازی روابط اقتصادی با غرب گذاشت و ظرفیت همکاری با چین را در اولویت مشابهی قرار ندادند.
البته درباره میزان مسئولیت دولت روحانی در تأخیرهای بعدی، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد و نمیتوان همه عوامل را به تصمیم یک دولت تقلیل داد.
تحریمهای آمریکا پس از خروج واشنگتن از برجام در سال ۲۰۱۸، شرایط همکاری اقتصادی ایران با بسیاری از شرکای خارجی، از جمله چین، را نیز تغییر داد.
۵. روایت «فرصت ازدسترفته» از کجا میآید؟
برخی تحلیلگران و منتقدان دولت روحانی معتقدند اگر پروژههای راهبردی ایران و چین در همان سالهای ابتدایی با سرعت بیشتری وارد مرحله اجرا میشد، تهران در برابر بازگشت تحریمهای آمریکا از ظرفیت اقتصادی و سرمایهگذاری بیشتری برخوردار بود.
در مقابل، منتقدان این دیدگاه استدلال میکنند که حتی در صورت تمایل سیاسی تهران و پکن، اجرای پروژههای بزرگ خارجی نیازمند تأمین مالی، سازوکار بانکی، تضمین سرمایهگذاری و شرایط مناسب بینالمللی بود و نمیتوان همه تأخیرها را به دولت روحانی نسبت داد.
۶. فاصله میان توافق سیاسی و اجرای اقتصادی
یکی از نکات مهم در بررسی این پرونده، تفاوت میان «امضای توافق» و «اجرای پروژه» است.
در سفر شی جینپینگ، ۱۷ سند همکاری امضا شد؛ اما تبدیل این اسناد به پروژههای عملیاتی بزرگ، به زمان، سرمایه، هماهنگی دستگاههای داخلی و شرایط بینالمللی نیاز داشت.
بنابراین، ارزیابی عملکرد دولت وقت صرفاً بر اساس تعداد اسناد امضاشده یا وعدههای اقتصادی، تصویر کاملی ارائه نمیدهد.
۷. برجام و نگاه به شرق؛ دو مسیر قابل جمع بودند؟
یکی از پرسشهای مهم تاریخی این است که آیا ایران میتوانست همزمان با مذاکره و همکاری با اروپا، روابط خود با چین را نیز با همان جدیت توسعه دهد؟
از منظر سیاست خارجی، این دو مسیر لزوماً متضاد نبودند. ایران میتوانست از روابط با اروپا برای جذب سرمایه و فناوری استفاده کند و همزمان چین را در پروژههای زیرساختی، انرژی و ترانزیت وارد کند.
این همان نقطهای است که منتقدان دولت روحانی، از آن به عنوان «فرصتسوزی» یاد میکنند.
۸. نقطه عطف؛ خروج آمریکا از برجام
با خروج آمریکا از برجام در سال ۱۳۹۷ و بازگشت تحریمهای گسترده، فضای اقتصادی ایران تغییر کرد.
در این شرایط، اهمیت روابط ایران با چین افزایش یافت و تهران بیش از گذشته به همکاری با شرکای غیرغربی توجه کرد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، مذاکرات مربوط به برنامه جامع همکاری ایران و چین در سالهای بعد ادامه پیدا کرد و نهایتاً سند همکاری در سال ۱۴۰۰ به صورت رسمی امضا شد.
۹. یک تناقض قابل تأمل
تناقض مهم ماجرا اینجاست:
ایده همکاری راهبردی ۲۵ساله با چین در دورهای مطرح شد که ایران امیدوار بود برجام راه را برای تعامل گسترده با غرب باز کند؛ اما زمانی به سند رسمی تبدیل شد که روابط ایران و غرب، پس از خروج آمریکا از برجام، بهشدت پرتنش شده بود.
به همین دلیل، برخی منتقدان معتقدند اگر تهران از ابتدا سیاست متوازنتری میان شرق و غرب دنبال میکرد، میتوانست در سالهای بعد با موقعیت اقتصادی متفاوتتری وارد دوران تحریم شود.
۱۰. اما نباید از محدودیتهای چین نیز غافل شد
در عین حال، نباید تصور کرد که صرفاً با امضای چند سند، چین میتوانست جایگزین تمام شرکای اقتصادی ایران شود.
چین نیز منافع اقتصادی و ملاحظات بینالمللی خود را دارد و روابط پکن با تهران همواره تحت تأثیر مناسبات چین با آمریکا، کشورهای عربی منطقه و اقتصاد جهانی قرار داشته است.
بنابراین، «فرصت تاریخی» اگر وجود داشته، به معنای تضمینشده بودن موفقیت پروژهها نبوده است.
۱۱. میراث یک سفر تاریخی
با گذشت سالها، اهمیت سفر شی جینپینگ به تهران را میتوان در مسیر تحولات بعدی روابط دو کشور مشاهده کرد.
از ارتقای روابط به «مشارکت جامع راهبردی» گرفته تا شکلگیری ایده برنامه ۲۵ساله و در نهایت امضای سند همکاری جامع، بخش مهمی از نقشه راه روابط تهران و پکن به همان نقطه آغازین در سال ۱۳۹۴ بازمیگردد.
از این منظر، پرسش اصلی امروز الزاماً این نیست که «آیا سفر شی جینپینگ یک فرصت تاریخی بود؟»؛ بلکه سؤال مهمتر این است که ایران در فاصله سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۷ تا چه اندازه توانست فرصتهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی ایجادشده از این سفر را به پروژههای واقعی و پایدار تبدیل کند؟
پاسخ به این پرسش، نیازمند بررسی دقیق پروژههای مصوب، میزان سرمایهگذاری واقعی، قراردادهای اجرایی و عملکرد دستگاههای مختلف در سالهای پس از سفر است؛ اما تردیدی نیست که سفر تاریخی رئیسجمهور چین به تهران، نقطه عطفی در روابط دو کشور بود و آثار آن سالها بعد نیز در سیاست خارجی و اقتصادی ایران ادامه پیدا کرد.
ارسال دیدگاه