حجت الاسلام عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ عنوان کرد: در شرایط بحرانی معاصر، پیش از آنکه دود و آتش میدانهای نبرد به چشم بیاید، این «روایتها» هستند که در اذهان عمومی و وجدان جمعی جهانیان آتش میافزنند. در عصر غلبه جنگهای شناختی و رسانهای، بحرانها تنها به واسطه رخدادهایشان شناخته نمیشوند، بلکه کیفیت بازنمایی، تحریف یا تبیین آنهاست که تعیین میکند افکار عمومی چه تصویری از حقیقت داشته باشد. جریانهای مسلط رسانهای همواره کوشیدهاند با مهندسی روایتهای نادرست، سره را از ناسره بازشناسانند. در چنین کارزار فشردهای، این پرسش بنیادین مطرح میشود که چگونه میتوان غبار این ترفندهای رسانهای را کنار زد و حقایق اصیل را به مخاطب جهانی عرضه کرد؟ پاسخ، در بازشناسی دقیق کارکرد یک ابزار بیبدیل نهفته است، «هنر».
رسالت انتقال حقیقت به دنیای امروز از دریچه هنر
وی با بیان اینکه اگر نگاه سنتی و صرفاً تزئینی به هنر را کنار بگذاریم و آن را به عنوان یک «فناوریِ اثرگذار در عرصه روایتگری» بازتعریف کنیم، تصریح کرد: ابعاد تمدنی و راهبردی آن آشکار میشود. هنر در این چشمانداز، نه یک سرگرمی لوکس، بلکه پیشرفتهترین متدولوژی و ابزار مهندسیِ ادراک انسانی است. دادههای خام، گزارههای تاریخی و استدلالهای منطقی، هرچقدر هم که متقن باشند، تا زمانی که در بستر رسای هنر جاری نشوند، توان تسخیر قلبها و اذهان را ندارند. به همین دلیل است که هرگونه روایتگری اصیل در مواجهه با بحرانها، پیش و بیش از هر چیز، باید مجرای خود را از ساحت هنر عبور دهد؛ چرا که هنر، زبان مشترک انسان دردمند و بیدار در سراسر جهان است.
خسروپناه خاطرنشان کرد: کارکرد هنر در شرایط بحرانی، مقولهای چندبعدی و توصیفناپذیر است که در تمامی شاخهها و ارکان آن نمود مییابد، هنرهای تجسمی با تکیه بر نشانهشناسی، نمادپردازی و خلق تصاویر ماندگار، قادرند عمیقترین مفاهیم انسانی برخاسته از دل بحران را در کسری از ثانیه به مخاطب منتقل کرده و در حافظه تاریخی ملتها حک کنند. هنرهای نمایشی و سینمایی، به واسطه خلق ساختارهای دراماتیک و برانگیختن حسِ همذاتپنداری، فاصله میان مخاطب و بحران را از میان برمیدارند و رنج انسان مظلوم یا حقیقت یک واقعه را به تجربهای زیسته برای بیننده تبدیل میکنند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: موسیقی به عنوان یک هنر فراملی و بیمرز، مستقیماً لایههای عاطفی و ناخودآگاه جمعی را تسخیر میکند و میتواند پیام مقاومت، امید یا درد برخاسته از بحران را بدون نیاز به ترجمه، به گوش جهانیان برساند. هنرهای نوین و خلاقیتهای دیجیتال مدرن، در عصر فناوریهای نوین، پیوند میان خلاقیت فرهنگی و ابزارهای دیجیتال، بستری بینظیر فراهم کرده است تا روایتهای چندرسانهای، تعاملی و سریع، مرزهای جغرافیایی را درنوردند و نسل جدید را با حقایقِ جهانِ پیرامون پیوند بزنند.
وی در پایان بیان کرد: دنیای امروز، تشنه حقیقت است؛ اما در میان هیاهوی ساختگیِ روایتهای کاذب، راهِ دسترسی به حقیقت گم شده است. در چنین وضعیتی، غفلت از کارکرد تمدنی هنر به معنای وانهادن میدان به رقیب است. اگر میخواهیم حقایق تاریخی، انسانی و اخلاقی برخاسته از دل بحرانها را به دنیای معاصر منتقل کنیم، راهی نداریم جز اینکه هنر را نه به عنوان یک حاشیهی تزئینی، بلکه به عنوان «هسته مرکزی فناوری ارتباطی و روایی خود» بپذیریم.
خسروپناه تاکید کرد: کارکرد هنر در شرایط بحرانی، کارکردی نجاتبخش، هویتساز و جهانشمول است. تجهیز به این فناوری اثرگذار، به ما اجازه میدهد تا با خلق آثار برخاسته از خلاقیتهای اصیل فرهنگی، انحصار روایتهای دروغین را بشکنیم و پیام حقایق مکتوم را با زبانی نفوذناپذیر، ماندگار و تأثیرگذار به قلب اذهان بیدار در سراسر جهان برسانیم.
ارسال دیدگاه