گفتگو با مادر شهیدی که خوشحال شد فرزندش به آرزویش رسید

گفتگو با مادر شهیدی که خوشحال شد فرزندش به آرزویش رسید
آرامش، صلح و زندگی و تمام واژه‌های زیبای امروز را مدیون دستان پاک و احساس ناب مادرانه مادران شهدا هستیم چرا که از دامان مادران شهید است که شهید به معراج می‌رود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کُردتودی، سال های سال است که کوی و برزن شهر و روستای ما مزین به نام مبارک شهدا شده است. نام شهدایی که یادآور مقاومت و ایستادگی هستند. شهدایی که جانشان را نثار کردند، تا جان دیگران به خطر نیافتد. شهدایی که عزیزترین چیز خود را در راه عزیزترین دادند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کُردتودی،,

 

,

گرچه عنوان شهید بر تارک تمامی ارزشها می‌درخشد اما دیدن این قله نور نباید ما را از توجه به کسانی این نورانیت از آنها نشأت گرفته و بدون آنها و تأثیرگذاری بی‌بدیلشان، امکان به‌وجود‌آمدن چنین نورانیتی وجود نداشت، غافل کند.

,

 

,

آری سخن از مادران شهداست، مادرانی که با وضو شیر به فرزندان خود دادند و با گریه بر امام حسین(ع) درس ایثار و وفاداری را به جگر گوشه های خود آموختند.

,

 

,

آرامش، صلح و زندگی و تمام واژه‌های زیبای امروز را مدیون دستان پاک و احساس ناب مادرانه مادران شهدا هستیم چرا که از دامان مادران شهید است که شهید به معراج می‌رود.

,

 

,

امروز برای دیدن یکی از مادران 450 شهید والامقام بیجار راهی منطقه مرزبان شدیم ، برای مصاحبه با مادر شهید وارد کوچه ای شدیم که به کوچه شهیدان مزین است اما دریغ از یک تابلو که این نام بر آن نگاشته شده باشد.

,

 

,

, ,

 

,

سربالایی کوچه شهیدان کوچه ای که روزی قدمگاه شهیدان فیض اللهی، عیوضی، قاینی و فخیم زاده بوده طی کردم به درب منزل شهید فخیم زاده رسیدم.

,

با به صدا درآمدن زنگ خانه صدای لرزان آنطرف آیفون ما را به خانه پر مهر و محبتش دعوت کرد.

,

 

,

احیا فخیم زاده مادر شهید فرهاد فخیم زاده 70 بهار از زندگیش را گذرانده بود ، با لحنی آرام شروع کرد به سخن گفتن از فرزندش.

,

 

,

او بیان داشت: فرهاد در دی ماه سال 51 متولد شد تا سوم دبیرستان درس خواند و همراه تعدادی از دوستانش تصمیم گرفتند به خدمت سربازی بروند.

,

مادر شهید از رفتار خوب فرزندش برایمان گفت: از مظلومیت و اینکه بیشتر به فکر افراد تنگدست بود.

,

 

,

, ,

 

,

خانم فخیم زاده چنین ادامه می دهد: فرزندم تا سوم دبیرستان درس خواند و علاقه شدیدی به سربازی و کار در نظام را داشت ، یک روز مدیر مدرسه من و پدر فرهاد را به مدرسه فراخواند و بیان داشت: فرهاد تصمیم گرفته با چند نفر از دوستانش به خدمت بروند ، هر چند راضی نبودم اما با توجه به علاقه فرزندم نتوانستم مانع رفتنش شوم.

,

 

,

مادر شهید مکثی می کند و با نگاه به عکس فرزندش آهی می کشد ، آهی از نبود فرزندش که شیره جانش بوده و الان دیگر نیست و می گوید فرهاد علاقه خاصی به درس خواندن داشت و تمام معلم هایش از دستش راضی بودند.

,

 

,

با همان آهی که در سینه داشت از آخرین دیدارش با فرزند شهید گفت که رفتنی که هیچوقت آمدنی نداشت و همان رفتن ، رسیدن فرزندش به آرزوهایش بود.

,

 

,

مادر می گوید: فرهاد در روز شانزدهم شهریور در محور بیجار دیواندره در حین انجام ماموریت به فیض عظمای شهادت نائل آمد.

,

 

,

وی با تاکید براینکه همه ما در برابر خون شهیدان مسئول هستیم و باب شهادت در انقلاب ما همیشه باز است ، گفت: مسئولان باید بدانند که مدیون خون شهیدان هستند و انتظار ما خدمت بی منت و صادقانه برای مردم است.

,

 

,

, ,

 

,

, ,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه