مسیر و باورهای غلط باید اصلاح شود

مسیر و باورهای غلط باید اصلاح شود
در پیروزی و شکست، در موفقیت و عدم موفقیت، در سربلندی و سرافکندگی، این ملت‌ها هستند که تقدیر می‌شوند یا مورد ملامت قرار می‌گیرند؛ درست است که نقشه پیشرفت و توسعه را دولت‌ها می‌کشند و سیاست‌های خرد و کلان را آنها تعیین می‌کنند اما در اصل این ملت‌ها هستند که به این نقشه‌ها جامه عمل می‌پوشانند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل سپاس ؛ غلامحسین اسماعیلی یکی از کارشناسان سیاسی، در یادداشتی با بیان اینکه دولت‌ها وظایفی دارند، می‌نویسد: تقسیم وظیفه یک بحث است، بار مسئولیت یک بحث دیگر؛ منظور اینکه گناه توسعه‌نیافتگی و عقب‌ماندگی را نمی‌شود به گردن دولت‌ها انداخت و ملت‌ها را بی‌تقصیر دانست؛ مفهوم «کُلُّکُم راع وَ کُلُّکُم مَسئول» هم همین است که هرکس به اندازه عقل، وسع و اختیارش مسئولیت دارد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سپاس ,

در ادامه این یادداشت آمده است: در پیروزی و شکست، در موفقیت و عدم موفقیت، در سربلندی و سرافکندگی، این ملت‌ها هستند که  تقدیر می‌شوند یا مورد ملامت قرار می‌گیرند؛ درست است که نقشه پیشرفت و توسعه را دولت‌ها می‌کشند و سیاست‌های خرد و کلان را آنها تعیین می‌کنند اما در اصل این ملت‌ها هستند که به این نقشه‌ها جامه عمل می‌پوشانند.

,

امروز مقاومت یک اصل عقلانی است که تجربه بشری به درستی آن اذعان دارد. مقاومت تا زمانی که هزینه کمتری دارد یقینا بهتر از تسلیم و سازشی است که برای همیشه اضمحلال را در پی دارد و باید گفت مقاومت هم به صورت نرم و هم به صورت سخت، نتیجه‌بخش است.

,

یک دولت فعال و هوشمند و متخصص با ملت تنبل بی‌حوصله کاری از پیش نمی‌برد، برعکس، اگر بالای سر ملتی فعال و پرانرژی و دانا دولتی بی‌کفایت و نابلد بگمارند، همین اتفاق می‌افتد. با این همه احتمال شکست و سقوط ملتی که باهوش و فعال و دانا باشند به شدت کم است و تجربه ثابت کرده که مردم ساعی و مومن و متعهد می‌توانند ضعف و فتور دولت‌هایشان را جبران کنند و در اصلاح مسیرهای غلط بکوشند.

,

خرج ملت‌ها و حکومت‌ها از هم سوا نیست و حکومت‌ها از جیب ملت‌ها هزینه می‌کنند‌ و ملت‌ها هم روی توان دولت‌ها حساب باز می‌کنند؛ این قاعده کار است و هر چه هماهنگی و همراهی و وحدت رویه دولت و ملت بیشتر باشد، توفیق و بهروزی و کامیابی دستیافتنی‌تر می‌نماید. با این همه یادآوری مداوم این نکته ضروری است که دولت و ملت ساکنان یک کشتی‌اند و سرنوشتشان به هم بسته و وابسته است.

,

روی همین بستگی و وابستگی است که ملت‌ها نمی‌توانند از زیر بار مسئولیت‌های خود شانه خالی کنند. معنی این حرف این است که نباید چشم به دست دولتمان بدوزیم و همین طور معطل بمانیم تا او چرخ توسعه و پیشرفت را به حرکت درآورد. مقدم بر دولت این ماییم که باید قطار موفقیت را به حرکت درآوریم...

,

سالانه تعدادی از رفتگرها که حاشیه اتوبان‌ها و خیابان‌ها را جارو می‌زنند، تصادف می‌کنند و به طور جدی آسیب می‌بینند، حتی تعدادی از آن‌ها جان خود را از دست می‌دهند. مغازه‌ها، رستوران‌ها، شرکت‌ها، سازمان‌ها و ... زباله‌های خود را به شهرداری می‌سپارند تا با کمک نیروی انسانی و سیستم مکانیزه این زباله‌ها را به خارج شهر ببرد. چون زباله‌ها از جلوی چشممان دور می‌شوند، معنی‌اش این نیست که دفع شده‌اند و دیگر مشکلی ندارند.

,

اتفاقاً مشکل اصلی از اینجا به بعد است که در حاشیه شهر روی هم روی هم «دپو» می‌شوند و کوه زباله می‌‌‌‌سازند. دریاچه سمی و مضرر شیرآبه زباله هم معضلی است که روی اکوسیستم و محیط زیست تأثیر غیرقابل جبران می‌گذارد.

,

ما نمی‌توانیم بحث مشارکت مردمی در علم و فناوری را پیش بکشیم در حالی که هنوز در مسائل ابتدایی و بدیهی نتوانسته‌ایم مسئولیت‌پذیری و مشارکت را تجربه کنیم. متأسفانه مفهوم دولت در کشور ما با سلب مسئولیت از شهروندان همراه است و این تلقی عمومی وجود دارد که «دندش نرم» باید به وظایف و تعهداتش عمل کند. کدام وظیفه؟ بگذارید یک مثال دیگر بزنیم.

,

آمار تصادفات جادهای ما بالاست و سالانه بیست و چند هزار تصادف منجر به  مرگ می‌شود و بخشی از این آمار به مشکلات فنی و مهندسی ماشین‌ها برمی‌گردد و بخشی از آن هم به عیب و اشکالی که در جاده‌ها وجود دارد. دولت وظیفه دارد جاده‌ها را اصلاح و بازسازی کند، ایضاً معضلات مهندسی و کیفیت اتومبیل‌ها را رفع کند اما در این وسط یک دلیل مهم و تأثیرگذار مغفول است.

,

نابلدی، ماجراجویی، بی‌احتیاطی و بی‌تجربگی راننده‌ها هم هست. همین ماشین‌ها و همین جاده‌ها را اگر به راننده‌های مسئولیت‌شناس و خبره و وارد و محتاط می‌سپردند، آمار تصادف تا یکدهم کاهش پیدا می‌کرد. ما از دولت متوقعیم که به تعهداتش عمل کند‌ اما متأسفانه درباره خودمان، آن‌چنان‌که باید و شاید کاری نمی‌کنیم و حرفی نمی‌زنیم.

,

کشور در شرایط ویژه‌ای است و از یک‌طرف پیشرفت و توسعه ما به تأخیر‌ افتاده و بسیاری از کارهای جدی کشور زمین مانده، از طرف دیگر، بحث‌های سیاسی ــ دیپلماسی داغ و جدی است. جغرافیا هم بنای تغییر گذشته و تغییر اقلیم را نوید می‌دهد.

,

بحث اقتصاد دانش بنیان هم با توجه به مناسبت سیاسی ما با جهان مطرح است. منتها همه متوقع و منتظریم که دولت آستین بالا بزند و اقتصاد مقاومتی را پیش ببرد. حال آن‌که اقتصاد مقاومتی در اصل شیوه‌ای است که به سبک زندگی و کار ما مناسبات اجتماعی و اقتصادی مربوط می‌شود. مادامی که ما بی‌اعتنا به تغییرات علمی و اقتصاد مقاومتی زندگی کنیم و به صرفه‌جویی و امساک و تدبیر و تطبیق تن ندهیم، اقتصاد مقاومتی از حد شعار و تبلیغ فراتر نمی‌رود.

,

این‌جاست که ملت هم باید به سهم خود آستین بالا بزند و زیر بخشی از این بار سنگین برود. اتفاقاً اقتصاد دانش‌بنیان دقیقاً همان‌جایی است که ملت می‌تواند ورود پیدا کند و ‌تمام و کمال خودش را نشان دهد. از اینجاست که می‌توانیم برای کشور تولید ثروت کنیم و به کمک اقتصاد دانش بنیان معضلات گرانی و بیکاری را حل و فصل کنیم. سهم ما مردم در توسعه کشور همین می‌تواند باشد که با ورود در اقتصاد دانش‌‌‌بنیان، کسب و کارهای نوین شرایط را برای توسعه و ترقی فراهم آوریم.

,

اگر بخواهیم ایرانی بسازیم شایسته نام بلند ایران، چارهاش همین است که عادت‌های تنبلی و کرختی را دور بریزیم و مشتاقانه دینمان را به وطن عزیزمان ادا کنیم و دولتمان را مقابل وظیفه‌های سخت و صعبش تنها نگذاریم.

,

از اینجاست که می‌توانیم برای کشور تولید ثروت کنیم و به کمک اقتصاد دانش بنیان معضلات گرانی و بیکاری را حل و فصل کنیم. سهم ما مردم در توسعه کشور همین می‌تواند باشد که با ورود در اقتصاد دانش‌بنیان، کسب و کارهای نوین شرایط را برای توسعه و ترقی فراهم آوریم. اگر بخواهیم ایرانی بسازیم شایسته نام بلند ایران، چاره‌اش همین است که عادت‌های تنبلی و کرختی را دور بریزیم و مشتاقانه دینمان را به وطن عزیزمان ادا کنیم و دولتمان را مقابل وظیفه‌های سخت و صعبش تنها نگذاریم.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه