خاطرات تلخ و شیرین آتش نشانان گنبدی
هفت مهر روز ایمنی و آتش نشانی نامگذاری شده است و در واقع این روز بهانه ای است تا به گرامیداشت انسانهایی بپردازیم که از جان و آسایش خود در راه حفظ جان و آسایش دیگران می گذرند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از قابوس نامه ، در همین راستا سری به سازمان آتش نشانی گنبدکاووس زدیم و خاطرات تلخ و شیرین آتش نشانان را شنیدیم .
بخشی از این خاطرات که به رشته تحریر درآمده است را در ادامه می خوانید:
,
جبار جان زمین /۷ سال سابقه کار در آتش نشانی

,
,
, جبار جان زمین یکی از آتش نشانان گنبدی است و ۷ سال سابقه کار دارد او می گوید تمام دوران خدمت ما سرشار از خاطرات تلخ و شیرین است و البته تلخ هایش بیشتر!
,
دستیابی به گنج به بهای زندگی
جان زمین خاطراتش را با یک خاطره تلخ اما درخور تامل اینگونه شروع می کند: برای ماموریتی به شهرستان مینودشت اعزام شدیم موضوع ماموریت انفجار در یک چاه بود . وقتی به آنجا رسیدیم دیدیم چاه یک چاه معمولی نیست و چند نفر برای پیدا کردن گنج چاهی را ابتدا به ارتفاع ۶ متر، سپس ۴ متر افقی و دوباره ۴ متر عمودی حفر کرده اند.و قصدشان رسیدن به گنجی بود که به زعم آنها در زیر مسجدی دفن شده است. اما متاسفانه پس از حفر این چاه و و رفتن در آن بر اثر نشت گاز دچار انفجار می شوند و ۴ نفر جان خود را در این حادثه از دست می دهند.
خاطره دیگر این آتش نشان مربوط به کودک ۶ ساله ای بود که دستش درون چرخ گوشت گیر کرده اما با حضور بموقع نیروها دست کودک از چرخ گوشت خارج و به بیمارستان منتقل می شود و خوشبختانه آسیب جدی نمی بیند.
,
,
ماجرای سارقی که از کابل برق آویزان شد

,
,
,
آتش نشان دیگر فرامرز دانشور بود او نیز گفت: در یکی از روزها برای نجات فردی که از تیر چراغ برق سرو ته آویزان شده بود با ما تماس گرفتند، بلافاصله به محل اعزام شدیم وقتی به محل رسیدیم متوجه شدیم سه نفر برای دزدیدن کابل های برق به اینجا آمده اند و پس از این اتفاق که برای یکی از آنها می افتد دو نفر دیگر قبل از رسیدن ماموران آتتش نشانی از محل متواری می شوند.
پس از فهمیدن اصل ماجرا، با ماموران انتظامی تماس گرفتیم و وی پس از نجات به ماموران نیروی انتظامی تحویل داده شد.
خاطره دوم ؛ این خاطره مربوط به نجات فردی است که در شهرک صنعی در سال ۹۰سرش در دریچه میکسر بتون گیر کرده بود. این فرد که در حال تمیز کردن میکسر بتون بوده ، به علت نشتی شلنگ های هیدرولیک میکسر ، محفظه چرخیده و سرش بین شاسی ماشین و محفظه گیر کرده بود بطوریکه سینه روی شاسی و سر داخل محفظه بود.
ما با باز کردن گلگیر و بریدن شاسی توانستیم بدون هیچ آسیبی وی را نجات دهیم و اگر کمی دیرتر دست بکار میشدیم امکان داشت سرش از بدن جدا شود.
,
,
,
تماس با آتش نشانی برای پیداکردن یک تیوپ نوشمک!
خاطره سوم : گاهی تماس های عجیبی با ما گرفته می شود مثلا گرفتن زنبور و سوسک و موش و برطرف کردن بوی بد محله و…اما این بار خانومی برای گرفتن ماری که درون چاه دستشویی خانه اش بود با ما تماس گرفت ما هم برحسب وظیفه به محل اعزام شدیم و کار برای گرفتن مار آغاز شد اما پس از پایان کار نه تنها ماری در کار نبود بلکه تنها یک تیوپ نوشمک پیدا شد که خانم صاحبخانه با مار اشتباه گرفته بود!
خاطره چهارم: برای کمک به مسافرانی که خودروی آنها دچار حادثه شده بود با ما تماس گرفتند ، سرنشینان این خودرو گنبدی نبودند و به شهرستان و آدرس ها اشراف نداشتند و همین باعث شد که ۴ بار آدرس به ماموران ما بدهند.
ماموران ما هم حدود ساعت ۱۰ با آنها تماس گرفته می شود حدود دوساعت در شهر سرگردان می شوند و ۴ مسیر مختلف را براساس آدرس هایی که به آنها داده می شود می روند و ۲ ساعت طول می کشد تا محل مورد نظر را پیدا کنند و با وجود اینکه سرانجام امداد و کمک رسانی انجام میشود بخاطر دیر رسیدن ماموران آتش نشانی از آنها شکایت می کنند .
اینجا بود که مکالمات ضبط شده در سازمان به کمک نیروهای ما آمد و مشخص شد که تاخیر بخاطر آدرس های اشتباه بوده نه سهل انگاری در وظیفه.
عبدالحمید پشمکی ؛ در یکی ار ماموریت ها که در جاده مجتمع اداره زندان به سمت روستای ایگدر داشتیم ، زمان برداشت گندم که نمیدانم به خاطر پرتاپ ته سیگار یا آتش زدن سفال بود آتش به قدری زیاد شده بود که تمام روستائیان با هر وسیله ای که داشتند به کمک ما آمدند .
شرایط سختی بود و باد شدیدی می وزید آتش در حال پیشروی به سمت روستا بود اما پس از۶ ساعت تلاش بی وقفه بالاخره بدون هیچ خسارت جانی ومالی مهار شد. این یکی از خاطرات خوب من در دوران خدمت است.
,
,
,
,
, عبدالحمید پشمکی ؛, عبدالحمید پشمکی ؛,
,
ابراهیم قزل /۲۵ سال سابقه کار در آتش نشانی

,
,
,
,
,
ماجرای یک صحنه سازی که به ماموریت واقعی تبدیل شد
خاطره اول؛ چند سال پیش بود که همراه تیم خبری صداو سیما برای صحنه سازی آتش زدن سفال گندم و تصویربرداری به اراضی کشاورزی اطراف آزادشهر رفته بودیم . در حال پیاده شدن از ماشین ها بودیم که ناگهان کامیونی با سرعت از جلوی ما و از کنار اراضی عبور کرد در همان لحظه زمین ها آتش گرفت ، به نظر می آمد که از کامیون ته سیگار روشنی به سمت اراضی پرتاب شده باشد . بلافاصله دست بکار شدیم و آتش را خاموش کردیم. بودن ما در آن مکان و در آن لحظه یک اتفاق جالب بود چون ما فقط برای یک صحنه سازی آنجا بودیم اما یک ماموریت واقعی انجام شد و خوشبختانه خسارتی به اراضی کشاورزی نرسید و اگر در آن لحظه آتش نشانی در آنجا نبود معلوم نبود چه خسارت هنگفتی به این اراضی وارد می شد.
,
گیر کردن ۱۳ دانشجو در یک آسانسور
از یکی از دانشگاه ها با ما تماس گرفتند که دانشجویان در آسانسور گیر کرده اند و نیاز به کمک دارند ، سریعا به محل اعزام شدیم و عملیات آغاز شد . پس از باز کردن آسانسور متوجه شدیم۱۳ دانشجو در یک آسانسور که ظرفیت پائینی داشته سوار شده بودند.
,
گاز گرفتگی ۶ جوان در اثر یک بی احتیاطی
حیدر اسلامی : این خاطره از خاطرات تلخی است که بخاطر یک بی احتیاطی شایع در منطقه اتفاق افتاد.
اول فروردین ماه امسال بود۶ نفر از اعضای یک فامیل برای برطرف کردن مشکل فنی پمپ کف کش منزل، جان خود را از دست می دهند.
ماجرا از این قرار بود که یکی از این جوانان برای رفع این مشکل وارد چاه می شود ولی با گذشت مدتی از چاه خارج نمی شود و وقتی جوانان دیگر صدایی از او نمی شنوند نفردیگر وارد چاه می شود و این موضوع برای آن هم تکرار شده و باعث می شود یکی پس از دیگری برای جویای حال دوستشان وارد چاه شوند.
متاسفانه وقتی عملیات امداد انجام شد هر ۶ جوان بخاطر گازگرفتگی در چاه ، جان خود را از دست داده بودند.
, حیدر اسلامی : , حیدر اسلامی :,
,
,
,
,
هوشنگ ابراهیم بیگی / مدیر عامل سازمان آتش نشانی و ایمنی گنبد

,
,
,
, خاطره اول : اولین روزی بود که ماموران آتش نشانی برای استقرار در دریاچه مصنوعی گنبد به محل اعزام شدند ، پس از استقرار بچه ها من محل را ترک کردم تنها چند متری از محل دور نشده بودم که عادل فتحی پور یکی از آتش نشانهای ما با من تماس گرفت که حادثه ای رخ داده بلافاصله به محل برگشتم .اتفاق جالبی بود چرا که در همان دقایق ابتدایی استقرار نیرو های ما یکی از خانمهایی که روی اسکله ایستاده بودند داخل آب می افتد و اتش نشانها نجاتش دادند. این یک خاطره خوب از دوران خدمت بود.
,
نجات خانم باردار با فداکاری یک آتش نشان
خاطره دوم : به ما اطلاع دادند که یک خوردوی پراید در منزلی در محله بلوار آزادی دچار حریق شده است . نیروهای آتش نشانی به محل اعزام شدند. جزئیات این حادثه این بود که یک خودروی پراید بر اثر برخورد باک با اهرم در و اصطحکاک حاصل دچار آتش سوزی شده و از طریق آبگرمکن که در نزدیگی آن بوده این حریق به موتور سیکلت پارک شده در پارکینگ نیز سرایت می کند و آن هم طعمه حرق می شود با حضور نیرو ها آتش مهار شد ، اما بعد متوجه شدیم که در طبقه بالای این ساختمان خانم بارداری بر اثر دود حاصل از آتش دچار مشکل تنفسی شده است.
در همان لحظه یکی از آتش نشانان به طبقه بالا رفته و با دادن دستگاه تنفسی خود به خانم باردار وی را از منزل خارج و به پائین منتقل می کند.
نکته جالبتر در این امداد رسانی این بود که در هنگام پائین آمدن آتش نشان، تکه ای از شیشه پنجره که بر اثر حرارت می شکند بر روی دست وی می افتد و دستش دچار پارکی شدید می شود اما این آتش نشان تا پایانا ین ماموریت نیز متوجه این پارگی دستش نشد.
,
,
,
آتش نشانان از جمله کسانی هستند که زندگیشان سراسر توأم با خاطره است و این بخشی از خاطرات آتش نشانان گنبدی بود که با رویی باز و در گفتگویی دوستانه با خبرنگار ما ، بازگو کردند.
قابوس نامه برای تک تک آنها آروزی موفقیت و توفیق روز افزون دارد.
, ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ]
ارسال دیدگاه