یاداشت/
پایان هفته دفاع مقدس و آغاز یک راه
به باور من، قلم را زمین گذاشتن و از این عاشورا ننوشتن ما را به قحطی معرفت و غیرت دچار خواهد کرد و حیف است کشوری که گنج ها و معادنی غنی چون دفاع مقدس دارد، از آن استفاده نکند و مثل آفریقایی ها که روی معادنی از طلا، فقیرانه زندگی می کنند، باشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از نسیم خنداب, هفته دفاع مقدس به پایان آمد، اما گفتن و نوشتن از حماسه ای که بسان ذخیره ای استراتژیک باید همه امروز و فرداهای ما را تغذیه کند، هرگز به پایان نمی رسد.
, شبکه اطلاع رسانی دانا , نسیم خنداب,
به باور من، قلم را زمین گذاشتن و از این عاشورا ننوشتن ما را به قحطی معرفت و غیرت دچار خواهد کرد و حیف است کشوری که گنج ها و معادنی غنی چون دفاع مقدس دارد، از آن استفاده نکند و مثل آفریقایی ها که روی معادنی از طلا، فقیرانه زندگی می کنند، باشد.
باید از دفاع مقدس گفت و از حماسه آفرینانی که این قطعه از تاریخ را به خون نوشتند تا آیندگان به نور بخوانند, باید از شهدا گفت که هر کدام چراغی هستند فرا راه همه ما، باید از جانبازان گفت که به هر روز یک بار شهید می شوند، از آزادگان که صبر را معنایی نو شدند و رزمندگانی که در طلب شهادت تا آخر رفتند اما به رسالت پاسداری از شهادت مبعوث شدند باید گفت و مگر از عاشورای حسینی فقط در دهه محرم می گوییم که گفتن از دفاع مقدس که الهام گرفته از قیام اباعبدا...(ع) است را در یک هفته خلاصه کنیم؟
نه ،عاشورا تاریخ را، انسان را می سازد و دفاع مقدس، نور یافته از نهضت حسینی نیز باید انسان ساز و مردانگی پرور شود، بله باید گفت و می گوییم، به قصد قربت هم می گوییم، از سردار شهید دکتر احمد رحیمی که نامش و مرامش، پهلوانی بود و شیوه فرماندهی اش، خط بطلانی بر همه نقشه های «منافقین» در بیرجند، از شهید والامقام سرلشکر ناصری که خط نور را تا افغانستان ادامه داد، از شهید حجت الاسلام فاضل که فضیلت را تعلیم می کرد،از شهیدان آهنی و آخوندی که اوج عشق به امام بودند. از شهید جابری که در کنار شهید کاوه، کوه را به تعظیم وامی داشتند و از شهیدان نوجوانی چون احمد اشرفی پور که نگاهش عاشورایی بود، از شهید محمدهادی محمدپور که هنوز آواِ خوشش در گوش مانده است که «لم ار الموت الاسعاده» را از کلام امام حسین علیه السلام برداشته بود و مدام می خواند؛ لم ار الموت الاسعاده / یا که آزادگی یا شهادت / گفت حسین در طریق سعادت... / و یا شهید تقی نیا که زلالی نگاهش چشمه فیضی بود که رفع عطش می کرد. یا شهید غلامحسین میری که سالار مبارزه بود. یا شهید غیرتمند، حسین هادی که «هادی» انقلابیون در مواجهه با کانون های نفاق بود، مگر می شود از بیرجند گفت و از حجت الاسلام شهید شهاب نگفت که جان بر سر پیمان گذاشت؟
بله باید گفت و می گوییم هم از فرماندهان و هم از رزمندگان که هر کدام «امام زاده عشقند» به فرموده امام روح ا... پس جان زلال می کنیم به خاطرات شهیدان غلامرضا زنگویی، سیدمحمد موسوی، صفرعلی رضایی، بنی اسدی، شهیدان عبادی، زنگویی ها، خائف و سردار حلال اندیش، حسن فایده و... در طول سال باز هم خواهیم نوشت از مردانی که سرنوشت ایران را به عزت نوشتند.
نوشته خواهر بسیجی اکرم خادمی از خنداب
باید از دفاع مقدس گفت و از حماسه آفرینانی که این قطعه از تاریخ را به خون نوشتند تا آیندگان به نور بخوانند, باید از شهدا گفت که هر کدام چراغی هستند فرا راه همه ما، باید از جانبازان گفت که به هر روز یک بار شهید می شوند، از آزادگان که صبر را معنایی نو شدند و رزمندگانی که در طلب شهادت تا آخر رفتند اما به رسالت پاسداری از شهادت مبعوث شدند باید گفت و مگر از عاشورای حسینی فقط در دهه محرم می گوییم که گفتن از دفاع مقدس که الهام گرفته از قیام اباعبدا...(ع) است را در یک هفته خلاصه کنیم؟
نه ،عاشورا تاریخ را، انسان را می سازد و دفاع مقدس، نور یافته از نهضت حسینی نیز باید انسان ساز و مردانگی پرور شود، بله باید گفت و می گوییم، به قصد قربت هم می گوییم، از سردار شهید دکتر احمد رحیمی که نامش و مرامش، پهلوانی بود و شیوه فرماندهی اش، خط بطلانی بر همه نقشه های «منافقین» در بیرجند، از شهید والامقام سرلشکر ناصری که خط نور را تا افغانستان ادامه داد، از شهید حجت الاسلام فاضل که فضیلت را تعلیم می کرد،از شهیدان آهنی و آخوندی که اوج عشق به امام بودند. از شهید جابری که در کنار شهید کاوه، کوه را به تعظیم وامی داشتند و از شهیدان نوجوانی چون احمد اشرفی پور که نگاهش عاشورایی بود، از شهید محمدهادی محمدپور که هنوز آواِ خوشش در گوش مانده است که «لم ار الموت الاسعاده» را از کلام امام حسین علیه السلام برداشته بود و مدام می خواند؛ لم ار الموت الاسعاده / یا که آزادگی یا شهادت / گفت حسین در طریق سعادت... / و یا شهید تقی نیا که زلالی نگاهش چشمه فیضی بود که رفع عطش می کرد. یا شهید غلامحسین میری که سالار مبارزه بود. یا شهید غیرتمند، حسین هادی که «هادی» انقلابیون در مواجهه با کانون های نفاق بود، مگر می شود از بیرجند گفت و از حجت الاسلام شهید شهاب نگفت که جان بر سر پیمان گذاشت؟
بله باید گفت و می گوییم هم از فرماندهان و هم از رزمندگان که هر کدام «امام زاده عشقند» به فرموده امام روح ا... پس جان زلال می کنیم به خاطرات شهیدان غلامرضا زنگویی، سیدمحمد موسوی، صفرعلی رضایی، بنی اسدی، شهیدان عبادی، زنگویی ها، خائف و سردار حلال اندیش، حسن فایده و... در طول سال باز هم خواهیم نوشت از مردانی که سرنوشت ایران را به عزت نوشتند.
نوشته خواهر بسیجی اکرم خادمی از خنداب
انتهای پیام/پ
به باور من، قلم را زمین گذاشتن و از این عاشورا ننوشتن ما را به قحطی معرفت و غیرت دچار خواهد کرد و حیف است کشوری که گنج ها و معادنی غنی چون دفاع مقدس دارد، از آن استفاده نکند و مثل آفریقایی ها که روی معادنی از طلا، فقیرانه زندگی می کنند، باشد.
باید از دفاع مقدس گفت و از حماسه آفرینانی که این قطعه از تاریخ را به خون نوشتند تا آیندگان به نور بخوانند, باید از شهدا گفت که هر کدام چراغی هستند فرا راه همه ما، باید از جانبازان گفت که به هر روز یک بار شهید می شوند، از آزادگان که صبر را معنایی نو شدند و رزمندگانی که در طلب شهادت تا آخر رفتند اما به رسالت پاسداری از شهادت مبعوث شدند باید گفت و مگر از عاشورای حسینی فقط در دهه محرم می گوییم که گفتن از دفاع مقدس که الهام گرفته از قیام اباعبدا...(ع) است را در یک هفته خلاصه کنیم؟
نه ،عاشورا تاریخ را، انسان را می سازد و دفاع مقدس، نور یافته از نهضت حسینی نیز باید انسان ساز و مردانگی پرور شود، بله باید گفت و می گوییم، به قصد قربت هم می گوییم، از سردار شهید دکتر احمد رحیمی که نامش و مرامش، پهلوانی بود و شیوه فرماندهی اش، خط بطلانی بر همه نقشه های «منافقین» در بیرجند، از شهید والامقام سرلشکر ناصری که خط نور را تا افغانستان ادامه داد، از شهید حجت الاسلام فاضل که فضیلت را تعلیم می کرد،از شهیدان آهنی و آخوندی که اوج عشق به امام بودند. از شهید جابری که در کنار شهید کاوه، کوه را به تعظیم وامی داشتند و از شهیدان نوجوانی چون احمد اشرفی پور که نگاهش عاشورایی بود، از شهید محمدهادی محمدپور که هنوز آواِ خوشش در گوش مانده است که «لم ار الموت الاسعاده» را از کلام امام حسین علیه السلام برداشته بود و مدام می خواند؛ لم ار الموت الاسعاده / یا که آزادگی یا شهادت / گفت حسین در طریق سعادت... / و یا شهید تقی نیا که زلالی نگاهش چشمه فیضی بود که رفع عطش می کرد. یا شهید غلامحسین میری که سالار مبارزه بود. یا شهید غیرتمند، حسین هادی که «هادی» انقلابیون در مواجهه با کانون های نفاق بود، مگر می شود از بیرجند گفت و از حجت الاسلام شهید شهاب نگفت که جان بر سر پیمان گذاشت؟
بله باید گفت و می گوییم هم از فرماندهان و هم از رزمندگان که هر کدام «امام زاده عشقند» به فرموده امام روح ا... پس جان زلال می کنیم به خاطرات شهیدان غلامرضا زنگویی، سیدمحمد موسوی، صفرعلی رضایی، بنی اسدی، شهیدان عبادی، زنگویی ها، خائف و سردار حلال اندیش، حسن فایده و... در طول سال باز هم خواهیم نوشت از مردانی که سرنوشت ایران را به عزت نوشتند.
نوشته خواهر بسیجی اکرم خادمی از خنداب
, باید از دفاع مقدس گفت و از حماسه آفرینانی که این قطعه از تاریخ را به خون نوشتند تا آیندگان به نور بخوانند, باید از شهدا گفت که هر کدام چراغی هستند فرا راه همه ما، باید از جانبازان گفت که به هر روز یک بار شهید می شوند، از آزادگان که صبر را معنایی نو شدند و رزمندگانی که در طلب شهادت تا آخر رفتند اما به رسالت پاسداری از شهادت مبعوث شدند باید گفت و مگر از عاشورای حسینی فقط در دهه محرم می گوییم که گفتن از دفاع مقدس که الهام گرفته از قیام اباعبدا...(ع) است را در یک هفته خلاصه کنیم؟
نه ،عاشورا تاریخ را، انسان را می سازد و دفاع مقدس، نور یافته از نهضت حسینی نیز باید انسان ساز و مردانگی پرور شود، بله باید گفت و می گوییم، به قصد قربت هم می گوییم، از سردار شهید دکتر احمد رحیمی که نامش و مرامش، پهلوانی بود و شیوه فرماندهی اش، خط بطلانی بر همه نقشه های «منافقین» در بیرجند، از شهید والامقام سرلشکر ناصری که خط نور را تا افغانستان ادامه داد، از شهید حجت الاسلام فاضل که فضیلت را تعلیم می کرد،از شهیدان آهنی و آخوندی که اوج عشق به امام بودند. از شهید جابری که در کنار شهید کاوه، کوه را به تعظیم وامی داشتند و از شهیدان نوجوانی چون احمد اشرفی پور که نگاهش عاشورایی بود، از شهید محمدهادی محمدپور که هنوز آواِ خوشش در گوش مانده است که «لم ار الموت الاسعاده» را از کلام امام حسین علیه السلام برداشته بود و مدام می خواند؛ لم ار الموت الاسعاده / یا که آزادگی یا شهادت / گفت حسین در طریق سعادت... / و یا شهید تقی نیا که زلالی نگاهش چشمه فیضی بود که رفع عطش می کرد. یا شهید غلامحسین میری که سالار مبارزه بود. یا شهید غیرتمند، حسین هادی که «هادی» انقلابیون در مواجهه با کانون های نفاق بود، مگر می شود از بیرجند گفت و از حجت الاسلام شهید شهاب نگفت که جان بر سر پیمان گذاشت؟
بله باید گفت و می گوییم هم از فرماندهان و هم از رزمندگان که هر کدام «امام زاده عشقند» به فرموده امام روح ا... پس جان زلال می کنیم به خاطرات شهیدان غلامرضا زنگویی، سیدمحمد موسوی، صفرعلی رضایی، بنی اسدی، شهیدان عبادی، زنگویی ها، خائف و سردار حلال اندیش، حسن فایده و... در طول سال باز هم خواهیم نوشت از مردانی که سرنوشت ایران را به عزت نوشتند.
نوشته خواهر بسیجی اکرم خادمی از خنداب
,
,
,
,
انتهای پیام/پ
, ]
ارسال دیدگاه