بازار ۶۰۰ ساله کرمان و تکاپوی عیدانه ی مردم
سال ۹۷ هم به ثانیه شماری افتاده است و تکاپو، شور و اشتیاق مردمان دیار کریمان همچون گذشته نبض می زند،این را قدیمی ترین بازار کرمان نیز تاکید می کند، بازاری که بیش از۶۰۰ سال است که شاهد خرید عیدانه ی مردم کرمان است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از راه آرمان; دم دمه های عید ، ثانیه های ساعت ها هم بدو بدو دارند. تب و تاب برای رسیدن به سال جدید و شلوغی مکان ها خبر میدهد که این حس تنها برای تو نیست، بلکه این یک احساس مشترک برای رسیدن به سال جدید است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, راه آرمان,این را قدیمی ترین بازار کرمان نیز تاکید می کند، بازاری که بیش از۶۰۰ سال است که شاهد خرید عیدانه ی مردم کرمان است. مکانی که در نزدیکی های عید جانی دو چندان می گیرد و راسته بازارهایش را آماده می کند تا خریداران به رسم همیشگی میهمانش شوند.
,به عادت همیشگی من نیز خود را میهمان بازار کردم. از آنجا که بازار کرمان از مجموعه ی چندین بازار تشکیل شده است و هر یک کاربری متفاوتی دارد، بازار مظفری را برای تهیه گزارش انتخاب کردم، بازاری که داد و ستد های عمومی و نیازهای کلی مردم در آن انجام می شود؛ اقلامی چون گوشت، لباس، ظروف خانگی و حتی میوه و تره بار را می توان در این بازار به راحتی تامین کرد. در لابلای حمعیت باید سرک می کشیدم تا بتوانم مغازه ها را ببینم، ایستادن و توقف کردن در کنار مغازه ها کار دشواری بود که امسال هم مثل همیشه و آن هم درنزدیکی های عید بیشتر نمایان می شد.
,

, صاحبان مغازه ها هر یک، سه یا چهار فروشنده ی دیگر را نیز به کمک گرفته بودند اما با اینحال برای درخواست کالا می بایست چندین بار تکرار کنی تا بلکه درمیان هیایوی خریداران صدای تو هم شنیده شود و پاسخ داده شود.
,

, رفت و آمد در مغازه های پوشاک و لوازم خانگی بیش از سایر مغازه ها بود.در انتهای بازار میوه فروشی ها کمی خلوت تر بودند، اقبال را خوش یافتم تا بتوانم در آنجا با مردم به گفت و گو بنشینم.
,مادری که چند کیسه میوه در دستش بود، در جواب سلامم لبخندی زد. فروشنده که مرد جوانی بود نیز سلامم را پاسخ گفت. وقتی از فروشنده در مورد بازار و خرید شب عید پرسیدم گفت: مثل همیشه نزدیک عید است و بازار رونق دارد ،خدا را شکر ما هم بی نصیب نیستیم، رزقمان را روزی دهنده مان می دهد، در ادامه با لبخند گفت: الهی که جیب مردم مثل این روزها همیشه پر باشد.
,

, مسیرم را ادامه دادم و به مغازه ای رسیدم که صاحبش از سعی کرده بود، دست رد به سینه ی کسی نزند از این رو در اجناس مغازه اش از هر رقمی، رنگی داشت. دو پسر جوان فروشنده ی این مغازه بودند، ایستاده و آماده برای پاسخگویی به خریداران، اوضاع و احوال بازار را که پرسیدم، جوابشان را به خدا را شکر محدود کردند. جوابی کوتاه اما دریایی معنا پشت آن نهفته بود.
,

, سال ۹۷ هم به ثانیه شماری افتاده است اما تکاپو و شور و اشتیاق مردمان این دیار همچون گذشته نبض می زند، این جریان زندگی را براحتی می توان در نزدیکی های عید در میان مردم دید.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه