پنج شنبه ها با شهدا؛

شهیدی که با عزت و شرافت زندگی می کرد

شهیدی که با عزت و شرافت زندگی می کرد
در زندگی شیوه ای را برگزیده بود که به عزت و آزادگی و شرافت ختم می شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ارس تبار  ،محرم نادری گبلو چهارمین فرزند خانواده بود که مطابق شناسنامه اش ، در پنجم دی ماه سال 1348 در « اصلاندوز» به دنیا آمد . پدرش کارگر شرکت آب منطقه ای بود و علاوعه بر حقوقی که دریافت می کرد مقداری نیز زمین زراعی داشت و در مجموع به راحتی می توانست معاش خانواده خود را تامین کند.
مادر از سینه او را شیر داد و پروراند ، به پشت بست و کارهای جاری خانه و بیرون از خانه مانند وجین مزرعه و پنبه چینی را انجام داد تا آن که محرم پا گرفت و نخست در خانه و حیاط آن خود را با خواهر و برادرانش و سپس با بچه های کوچه و همسایه ، در کوچه سرگرم ساخت .
«قائم با شک » بازی می کرد وبا گل ماشین و تراکتور می ساخت و می دوید و کشتی می رفت و...
دوران کودکی او همچنان در اصلاندوز گذشت . در این دوران وضع مالی خانواده بهبود یافته بود . پدرش او را در مدرسه ابتدایی مولوی ثبت نام کرد . محرم تمایل زیادی به درس خواندن نشان نمی داد اگر چه مشق هایش را سر موقع می نوشت .
مقارن این روزگار که او در مدرسه ابتدایی مولوی درس می خواند ، برادرش کریم ، مدام در جبهه بود و به ندرت به خانه می آمد . دیدارهای برادر و خانواده به ندرت صورت می گرفت و این امر بر عزت و اعتبار کریم می افزود . طبیعی است که این عزت محرم را تحت تاثیر قرار می داد و رفتن به جبهه را به کعبه آمال محرم تبدیل کرد .
هنگامی که وارد دوران نوجوانی شد ، اصلاندوز اندک اندک به شهر تبدیل شده بود و از انواع خدمات فنی از قبیل تعمیرگاه اتومبیل و موتور سیکلت برخوردار بود . موتورسیکلت ، کار اندازی آن و سرعت ، از همان دوران کودکی بخشی از ذهن محرم را قبضه کرده بود . او ترک تحصیل کرد و به عنوان شاگرد به کاردر تعمیرگاه موتور سیکلت پرداخت .
اکنون دو مورد تمام ذهن او را مشغول کرده بود : جنگ و تعمیر موتورسیکلت . جبهه و جنگ جاذبه بیشتری داشت . زیرا در آن ایمان مطرح بود و عقیده و تشخصی که حاصل می شد ، معنوی بود و مورد احترام عموم .
در پایگاه مقاومت فعالیت می کرد ، ورزش می کرد و تقریباً از اول صبح تا پاسی شب ، در تعمیر گاه کار می کرد و آن گاه که خسته و کوفته به خانه می آمد با خرید مایحتاج خانه به مادرش کمک می کرد .
شانزده ساله بود که برای اولین بار به جبهه رفت او اکنون نوجوانی بود با موهای پرپشت ، ابروهای طاق ، گونه ای کشیده با خط نو رسته سبیل و ریش .
مهربان و مودب بود . دوستانی داشت که همه بسیجی و اهل مسجد و پایگاه بودند . مقلد امام خمینی بود و حاضر بود در راه امام خمینی جانبازی کند.
سه بار به جبهه رفت . زندگی به عنوان شاگرد مکانیک و حضور در جبهه ، اورا آدمی محکم و مقاوم و تودار با آورده بود . او کسی بود که آرزو می کرد مکانیک شود ، مکانیک موتورسیکلت .
هر بار ماموریتی می یافت ، به خوبی از عهده وظایف خود بر می امد . اول بار که به جبهه رفت خدمه مهمات بود و در عین حال در جبهه های جنوب غواص بود و تک تیر انداز .
هنگامی که آخرین بار به جبهه می رفت ، با خانواده اش خداحافظی کرد و از برادرانش خواست به خوبی از پدر و مادرش نگهداری کنند .
یک ماه بود که رفته بود . اکنون دو برادر در جبهه بودند که از هم خبر نداشتند . کریم و محرم .
کریم به سوی مقر فرماندهی می رفت که نامه رسان تلگرافی به دست او داد تا به فرمانده برساند . نگاه کرد و دید خبر شهادت برادرش بود .
لحظاتی در بهت فرو رفت وآن گاه که به خود آمد ، تلگراف را به فرمانده رساند . یک ماه به او مرخصی دادند . پنجمین یا ششمین روز تدفین بود که او به اصلاندوز رسید .
او حالا ماجرای شهادت برادر نوجوان و رشید و بی باکش را بهتر از همه می دانست . از هم سنگرانش پرسیده بود: روز پانزده آذر ماه سال 1365 در حالی که محرم سوار برقایق موتوری جهت به کمین انداختن نیروهای دشمن به پیش می تاخت با اسلحه ای دوربین دار مورد هدف قرار گرفت و سینه اش شکافته شد و قلبش از کار ایستاد . بدین ترتیب یک نفر دیگر ، یک پارچه انرژی عاطفی و ایمانی دیگر بر شهدای جزیره مجنون و اصلاندوز افزوده شد در حالی که شهید یک بار مجروح شده بود و بی ان که اراده اش آسیب ببیند دوباره به جبهه بازگشته بود .
کریم اکنون برادرش را در حالی به یاد می آورد که کودک سال بود . زیرا بعدها دیگر او را به ندرت دیده بود . کودکی دوست داشتنی و زیبا و مهربان که در مسیر شهادت قرار گرفت و در زندگی شیوه ای را برگزیده بود که به عزت و آزادگی و شرافت ختم می شد . سلا م بر نوجوان شهید که در حافظه روزگار جاودانه است و مدام ما را به آزادگی و شرافت فرا می خواند .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ارس تبار,  ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه