به بهانه سالروز عملیات عاشورا در میمک:

عملیاتی که صدام را هراسان کرد/ گردان خیبر همدان، رعدآسا به قلب لشکر زد

عملیاتی که صدام را هراسان کرد/ گردان خیبر همدان، رعدآسا به قلب لشکر زد
عملیات عاشورا، یکی از نقاط برجسته مجاهدت رزمندگان بود به طوری که صدام را دچار هراس کرد و شخصا به منطقه آمد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نافع، ماه‌های آغازین دفاع مقدس، یادآور مجاهدت‌های فراوانی است؛ حماسه‌هایی که با نثار ارواح مشتاق شهدا در دفاع از دین و کیان میهن اسلامی رقم خورد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نافع,

عملیات عاشورا در منطقه "میمک"، یکی از عملیات‌های مهم در بازپس گرفتن مناطق اشغال‌شده از دشمن بود به طوری که صدام، احساس خطر کرده و با شروع عملیات، شخصا در منطقه حاضر می‌شود.

,

در اهمیت منطقه میمک می‌توان گفت؛ این خطه از قدیم‌الایام مورد مناقشه بین ایران و عراق بود و بارها مورد تعرض قرار گرفته بود. سرانجام در قرارداد 1975 الجزایر از طرف رژیم پهلوی، خط‌الراس ارتفاعات میمک به عنوان مرز ایران و عراق تعیین شد، اما مرزبندی تا وقوع انقلاب اسلامی صورت نگرفت. در این بین، رژیم عراق که به تعیین قطعی مرزها تمایلی نشان نمی‌داد با پیروزی انقلاب اسلامی، زمینه را برای لغو قرارداد فراهم دید و در 19/6/1359 به میمک حمله کرده و در 21/6/1359(10 روز پیش از آغاز جنگ تحمیلی) آن را اشغال کرد.

,

تلاش برای آزادسازی این منطقه از 19 دی 1359 آغاز شد و در عملیات موفقیت آمیز "ضربت ذوالفقار" که با مشارکت ارتش و سپاه متشکل از نیروهای کرمانشاه، همدان و ایلام انجام شد؛ نیروهای دشمن به عقب رانده شدند، اما پس از 15 روز پاتک مداوم و تلاش برای بازپس‌گیری منطقه با تحمل تلفات درخور توجهی توانستند، قسمتی از منطقه را مجددا اشغال کنند. با توجه به اهمیت این منطقه، آن‌ها با سرسختی تمام سعی در تصرف و تامین هرچه بیشتر این منطقه داشتند، اما با مقاومتی که به ویژه از طرف خلبانانی چون شهید شیرودی و شهید کشوری به عمل آمد، دشمن به سختی و با متحمل شدن تلفات سنگین توانست تنها به قسمت محدودی از اهداف خود دست یابد. در این عملیات، گرچه دشمن از قلل میمک عقب رانده شد، اما شمال و غرب این منطقه همچنان تحت اشغال او بود. این وضعیت ادامه داشت تا این که عملیات عاشورا اجرا شد..

,

از غروب روز 25/7/1363، نیروها به طرف اهداف خود حرکت کردند. درگیری با رمز یا اباعبد...الحسین (ع) حدود ساعت 1:30 بامداد در محور میانی(فصیل) آغاز شد و رزمندگان پس از چندین ساعت نبرد موفق به پاکسازی ارتفاعات فصیل و گرگنی شدند. هوانیروز نیز در پشتیبانی عملیات، نقش موثری داشته و اگر آن‌ها نبودند؛ حفظ ارتفاعات مشکل می‌شد.

,

 

,

حضور رزمندگان همدان در دو تیپ انصار و نبی‌اکرم(ص)

,

رزمندگان همدان نیز در این عملیات نقش بسیار مهمی داشته و در قالب تیپ انصارالحسین(ع) به عنوان نیروهای احتیاط و گروهی نیز در قالب تیپ نبی‌اکرم(ص) وارد عمل شدند. سردار رضا میرزایی از فرماندهانی که در عملیات عاشورا حضور داشته در این‌باره می‌گوید:

,

تیپ انصارالحسین(ع) در عقبه نگه داشته شده بود و پس از گرفتن ارتفاعات به وسیله سایر نیروها، وارد عمل شده و حفظ خط را عهده‌دار شد؛ این کار با حضور6 گردان به ویژه گردان 152 از نهاوند صورت گرفت و رزمندگان همدان با وجود حملات سنگین دشمن، محور را حفظ کردند.

,

توپخانه یگان انصار نیز با اجرای آتش سنگین به پشتیبانی از نیروهای پیشرو برای بازپس‌گیری ارتفاعات پرداخت و در این زمینه، نقش مهمی داشت.

,

همچنین گردان مهندسی تیپ انصار دردشت هلاله وارد عمل شده و بیشترین نقش را در ایجاد خاکریز و سنگر داشتند به طوری که اگر این خاکریزها ایجاد نمی‌شد؛ منطقه دوباره به دست دشمن می‌افتاد.

,

بخش دیگری از نیروهای استان همدان نیز به عنوان نیروهای تیپ نبی اکرم(ص) وارد عمل شده و در آزادسازی ارتفاعات نقش مهمی داشتند.

,

 

,

وقتی که گردان خط‌شکن خیبر در محاصره گیر افتاد

,

این رزمنده دوران دفاع مقدس می‌افزاید: بخشی از نیروهای همدان نیز در قالب گردان خیبر، حماسه بزرگی را آفریدند که جالب توجه است؛ این گردان در قسمت جنوبی عملیات انجام می‌داد و پیشروی و در همان لحظه های نخست با حمله‌ای برق‌آسا به قلب دشمن زده و تا عقبه دشمن نفوذ کرد. قرار بود سایر نیروها و گردان‌ها نیز پابه پای آن‌ها جلو آمده و با هم حمله کنند.، اما متاسفانه نیروهای همجوار این گردان با مقاومت عراقی‌ها روبرو شده و متوقف شده بودند. گردان خیبر که راه برگشت نداشت؛ لابلای نی‌ها پنهان شده و منتظر نیروی کمکی می‌مانند؛ با گذشت زمان و ارتباط بی‌سیمی متوجه می‌شوند که نیروهای خودی، امکان ورود به منطقه را نداشته و گردان خیبر در محاصره عراقی‌ها می‌ماند، اما نیروهای دشمن متوجه حضور آن‌ها نمی شوند.

,

فرماندهان دو تیپ انصار و نبی اکرم مانند سردار شهید علی چیت‌سازیان برای چاره‌جویی با یکدیگر گفتگو کرده و تصمیم می‌گیرند که از یک طرف به خط زده و با سرگرم ساختن دشمن به طرف خود، فرصت را برای فرار نیروهای محاصره شده ایجاد کنند، اما پس از  بررسی متوجه می‌شوند که دشمن، تجهیزات بسیاری  را در خط مستقر کرده است و اگر رزمندگان بخواهند وارد عمل شوند باید به اندازه نیروهای محاصره‌شده تلفات دهند.

,

گردان خیبر 4 روز بدون آذوقه منتظر می‌ماند تا بتواند از حلقه محاصره خارج شود و با بی‌سیم، پیوسته از زمان وقوع حمله مجدد برای نجات خود و تخلیه شهدا و مجروحان کسب اطلاع می‌کردند. این برادران از روحیه بسیار بالا و تحسین برانگیزی برخوردار بودند؛ در روز اول، برادران با قطع سیم تلفن صحرایی دشمن، روحیه سلحشوری خود را نشان دادند. آن‌ها در انتظار کمک‌های غذایی و نظامی به سربرده و کوچک‌ترین شواهدی دال بر تصمیم آن‌ها برای تسلیم شدن وجود نداشت. در این مدت، آن‌ها جنب یک رودخانه فصلی بدون آب در شیاری به طول 100 تا 120 متر و عرض 30 تا 40 متر، داخل نیزار انبوهی به سر می‌بردند و یکی از معابر دشمن 8 متر با آن‌ها فاصله داشت، اما دشمن با وجود رفت و آمد زیاد، نسبت به محل اختفای آن‌ها دید نداشت. در این مدت، تنها یکی از افراد گردان به حالت سینه‌خیز برای بقیه آب تهیه می‌کند.

,

 

,

دادن غذا به رزمندگان با شلیک گلوله‌های توپ

,

اما مقاومت رزمندگان همدانی گردان خیبر در "شیار نی‌خزر" و چگونگی تهیه آذوقه، خود داستان جالب دیگری است که محمد طالبی، فرمانده این گردان آن را روایت می‌کند:

,

ساعت 17 بعدازظهر بود همه در فکر این بودند که چه کار کنیم؛ دیدیم یک نفر، نی‌ها را این طرف و آن طرف می‌زند و می‌آید. ما آماده شدیم؛ زیرا تصور می‌کردیم عراقی است، اما هنگامی که جلو آمد، متوجه شدیم از بچه‌های گردان خودمان است. او یک نارنجک و یک قرآن در دستش بود. گفت: "از صبح دارم تنهایی مقاومت می‌کنم"، گفتیم: "خدا عنایت کرد که ما را پیدا کردی، اگر 20 متر دیگر رد شده بودی، اسیر می‌شدی"،  جواب داد: "می‌ترسیدم اسیر شوم و زیر شکنجه همه چیز را لو دهم؛ بنابراین، نارنجک گرفته بودم که اگر آمدند مرا بگیرند، آن را منفجر کنم؛ دیگر چاره ای نداشته و همه فشنگهایم را از دست داده بودم، تمام بدنم را تیر زده‌اند. تمام مدت، آیه "وجعلنا من بین..." خوانده و دویده‌ام".

,

وی درباره چگونگی تهیه آذوقه و مواد غذایی در تنگنای محاصره می‌گوید: در آن چند روز، آذوقه تمام شده و قوای نیروها تحلیل رفته بود. اینکه به خط دشمن بزنند یا مخفیانه از محاصره رهایی یابیم، مستلزم انرژی و توان جسمی بود. قرارشد از آن طرف خط با پرتاپ گلوله‌ توپ 105 به ما آذوقه برسانند. داخل گلوله‌ها خالی شده و با  کشمش، پسته و جیره خشک پر شده بود، اما برای آنکه دشمن نسبت به این اقدام حساس نشود، گلوله‌های جنگی نیز همراه این پوکه‌ها اطراف نیزارها پرتاب می‌شد وما با بی‌سیم، گرای گلوله‌ها را تنظیم و گزارش می‌کردیم.

,

مکالمه با بی‌سیم در آن شرایط، خطرات شنود دشمن را به دنبال داشت، از این بابت، برادران در انتقال گزارش با محدودیت‌هایی روبرو بودند. در این هنگام، یکی از گلوله‌های جنگی به جای فرود در اطراف نیزارها به قسمتی از نیزارها در گوشه‌ای از محل محاصره اصابت کرد. نیزار به دلیل خشک بودن برای سوختن مستعد بود؛ بنابراین، آتش به جاهای دیگر نیز سرایت کرد. رزمندگان که در نقطه مقابل محل آتش قرار داشتند به دعا و ذکر متوسل شدند. هر یک از آنها، به نوبه خود از روی استیصال از خدا طلب استمداد می‌کرد. سرانجام، آتش در هفت، هشت متری ما خاموش شد. بدین ترتیب، نه تنها این طرح نتیجه نداد، بلکه عرصه را برای اقامت بیشتر در این مکان محدودتر کرد.

,

فرمانده گردان خیبر می‌افزاید: چهار روز گذشت، حال مجروحان به شدت وخیم بود و سرما، تشنگی و گرسنگی امان بچه‌ها را بریده بود، اما اقدام موثری از طرف قرارگاه برای نجات نیروهای در محاصره افتاده صورت نگرفت. یکشنبه 29/7/1363 از طریق بی‌سیم، دلیل اجرا نشدن حمله نجات را از قرارگاه جویا شدیم؛ فرمانده تیپ نبی اکرم(ص) گفت: ما دیگر نمی‌توانیم برای شما کاری کنیم خودتان هر طور صلاح می‌دانید اقدام کنید. اگر خواستید حمله کنید و اگر نه، تسلیم شوید و صبح روز پنجم(دوشنبه 30/7/63)، تصمیم نهایی به خود محاصره‌شدگان واگذار شد.

,

طالبی ادامه می‌دهد: بچه‌ها با حفظ روحیه، خیال تسلیم شدن به دشمن را نداشتند، اما چاره‌ای نبود. رزمندگان وداع غم‌انگیزی با یکدیگر کرده و زخمی‌ها را تا نزدیک جاده‌ای که محل رفت و آمد عراقی‌ها بود؛ بردند تا آن‌ها پیدایشان کنند. ساعت 4 صبح پیش از روشن شدن هوا از پشت به خط زده و در یک نبرد سخت و تن به تن موفق به عبور از  دشمن شدیم؛ هرچند تعدادی از نیروها در میانه راه بر اثر نبرد یا گذشتن از میدان مین به شهادت رسیدند. در این عملیات، 51 شهید و 135 مجروح از همدان تقدیم انقلاب شد.

,

 

,

شهدای همدان در عملیات عاشورا

,

محمود ربیعی

,

مهدی حلوایی

,

ذوالفقار کنعانی

,

جهانشاه قیصری

,

حسین غلامی‌محبت

,

همت‌علی بابایی

,

شیروده پتکی

,

عزیز امراللهی

,

محمود حجاری انجلاسی

,

محمد مولوی

,

علی ناینی‌ضمیر

,

شمس‌علی خدابنده‌لو

,

حسین اسلامی

,

علی‌قمر سلیمانی

,

حسین صوفیان

,

ابراهیم رستمی

,

عباس صالحی

,

رضا متینی

,

حسین ترکی

,

روح‌ا... بهرامی

,

امیر زارعی

,

پرویز توتونچی

,

تقی جعفری‌صدر

,

محمد ضرابی

,

معصومعلی سعاوی‌مهران

,

جلیل مرتضی‌قلی

,

رضاحسین اختیار

,

منصور جوکار

,

محمدرضا سیدی

,

ابرهیم اصلانی

,

محمدعلی روزبهانی

,

محمدعلی جباری

,

امیر شمس

,

نصرت‌ا... شکوری

,

بهمن غیاثی

,

محمدتقی خدادادی

,

علی‌محمد جعفری‌جوزانی

,

هاشم عینعلی

,

محمدعلی جنتی

,

نورمحمد موسیوند

,

صحبت‌ا... عباسی

,

یدا... پرهام

,

صفرعلی یوسفی

,

مرتضی شاه‌وردی

,

جمشید تهماسبی

,

علی‌اسد مهرز

,

محمود بابایی

,

محمد گنجی

,

علی‌احسان شیراوند

,

عمران نصیری

,

براتعلی دستجردی

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه