بیانیه گام دوم و چند پرسش ـ بخش چهارم
چه باید کرد که امید صادق نسل جوان تضعیف نشود؟
«امید به غرب و بیگانگان» بیگمان هزینهسازترین گونه از امیدِ کاذب در منظومه فکری امام و رهبری است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مرآت، «سرمایه اجتماعی» و «امید» دو مولفه درهمتنیدهاند که سنگ بنای پایایی تصمیمات حاکمیت و مشارکتجویی مردم در این تصمیمات به شمار میرود. مفهوم «سرمایه اجتماعی» که خود برساخته از مفاهیم پُرارجی همچون «اعتماد اجتماعی» است، همچنین با یکی از مهمترین نیازمندیهای انسانی و اجتماعی، یعنی «امید» در ارتباط است و این دو به نوعی، مولِد یکدیگرند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مرآت,پژوهشگرانِ بسیاری وضعیت سرمایه اجتماعی در ایران را کاویدهاند؛ کاوشی که مبنائا باید بر پایه مولفههایی جزئی و کفمیدانی صورت بگیرد و این، اهمیت مسأله «سرمایه اجتماعی» را افزونتر میکند. میزان درآمد مردم، وضعیت مسکنی که در آن مأوا گرفتهاند، شیوه سخن گفتن حاکمان با مردم و هزار و یک عامل خرد و کلان دیگر که در ساخت «سرمایه اجتماعی» موضوعیت دارند، آشکارا تصریح میکند که این مفهومِ بلورین، تا چه اندازه حساس و شکننده است.
«بیتفاوتی اجتماعی» به عنوان عارضه جانبی از دست رفتن «سرمایه اجتماعی»، به یقین، یکی از مهمترین مخاطرات پیشروی حاکمیتهاست. در ایران که «مشارکت سیاسی» بالاخص، سنجهای روشنگر برای ارزیابی چگونگی تعامل مردم با حاکمیت تلقی میشود، حراست از سرمایه اجتماعی و امید مردم، اهمیتی دوچندان مییابد.
در این میان، رهبر معظم انقلاب، بنای بلند بیانیه گام دوم را بر «امید» بنا و اساس تحقق گام دوم را به امید، منوط کردهاند. ایشان در یک تقسیمبندی مهم، بر «امید صادق» تأکید و «امید کاذب» را مذموم شمردهاند. در یک مصداق، «امید به غرب و بیگانگان» بیگمان هزینهسازترین گونه از امیدِ کاذب در این منظومه است.
حال، رهبری که خود بر طبل «امید» میکوبد، در بیانیه گام دوم اعلام میکند که چشم امیدش به جوانان است. چه باید کرد که امیدِ صادقِ نسل جوان تضعیف نشود؟ حاکمیت چگونه باید خود را به سودِ سرمایه اجتماعی اصلاح کند و بارِ گران امیدآفرینی را به دوش بکشد؟
انتهای پیام/
پژوهشگرانِ بسیاری وضعیت سرمایه اجتماعی در ایران را کاویدهاند؛ کاوشی که مبنائا باید بر پایه مولفههایی جزئی و کفمیدانی صورت بگیرد و این، اهمیت مسأله «سرمایه اجتماعی» را افزونتر میکند. میزان درآمد مردم، وضعیت مسکنی که در آن مأوا گرفتهاند، شیوه سخن گفتن حاکمان با مردم و هزار و یک عامل خرد و کلان دیگر که در ساخت «سرمایه اجتماعی» موضوعیت دارند، آشکارا تصریح میکند که این مفهومِ بلورین، تا چه اندازه حساس و شکننده است.
«بیتفاوتی اجتماعی» به عنوان عارضه جانبی از دست رفتن «سرمایه اجتماعی»، به یقین، یکی از مهمترین مخاطرات پیشروی حاکمیتهاست. در ایران که «مشارکت سیاسی» بالاخص، سنجهای روشنگر برای ارزیابی چگونگی تعامل مردم با حاکمیت تلقی میشود، حراست از سرمایه اجتماعی و امید مردم، اهمیتی دوچندان مییابد.
در این میان، رهبر معظم انقلاب، بنای بلند بیانیه گام دوم را بر «امید» بنا و اساس تحقق گام دوم را به امید، منوط کردهاند. ایشان در یک تقسیمبندی مهم، بر «امید صادق» تأکید و «امید کاذب» را مذموم شمردهاند. در یک مصداق، «امید به غرب و بیگانگان» بیگمان هزینهسازترین گونه از امیدِ کاذب در این منظومه است.
حال، رهبری که خود بر طبل «امید» میکوبد، در بیانیه گام دوم اعلام میکند که چشم امیدش به جوانان است. چه باید کرد که امیدِ صادقِ نسل جوان تضعیف نشود؟ حاکمیت چگونه باید خود را به سودِ سرمایه اجتماعی اصلاح کند و بارِ گران امیدآفرینی را به دوش بکشد؟
انتهای پیام/
پژوهشگرانِ بسیاری وضعیت سرمایه اجتماعی در ایران را کاویدهاند؛ کاوشی که مبنائا باید بر پایه مولفههایی جزئی و کفمیدانی صورت بگیرد و این، اهمیت مسأله «سرمایه اجتماعی» را افزونتر میکند. میزان درآمد مردم، وضعیت مسکنی که در آن مأوا گرفتهاند، شیوه سخن گفتن حاکمان با مردم و هزار و یک عامل خرد و کلان دیگر که در ساخت «سرمایه اجتماعی» موضوعیت دارند، آشکارا تصریح میکند که این مفهومِ بلورین، تا چه اندازه حساس و شکننده است.
«بیتفاوتی اجتماعی» به عنوان عارضه جانبی از دست رفتن «سرمایه اجتماعی»، به یقین، یکی از مهمترین مخاطرات پیشروی حاکمیتهاست. در ایران که «مشارکت سیاسی» بالاخص، سنجهای روشنگر برای ارزیابی چگونگی تعامل مردم با حاکمیت تلقی میشود، حراست از سرمایه اجتماعی و امید مردم، اهمیتی دوچندان مییابد.
در این میان، رهبر معظم انقلاب، بنای بلند بیانیه گام دوم را بر «امید» بنا و اساس تحقق گام دوم را به امید، منوط کردهاند. ایشان در یک تقسیمبندی مهم، بر «امید صادق» تأکید و «امید کاذب» را مذموم شمردهاند. در یک مصداق، «امید به غرب و بیگانگان» بیگمان هزینهسازترین گونه از امیدِ کاذب در این منظومه است.
حال، رهبری که خود بر طبل «امید» میکوبد، در بیانیه گام دوم اعلام میکند که چشم امیدش به جوانان است. چه باید کرد که امیدِ صادقِ نسل جوان تضعیف نشود؟ حاکمیت چگونه باید خود را به سودِ سرمایه اجتماعی اصلاح کند و بارِ گران امیدآفرینی را به دوش بکشد؟
انتهای پیام/
پژوهشگرانِ بسیاری وضعیت سرمایه اجتماعی در ایران را کاویدهاند؛ کاوشی که مبنائا باید بر پایه مولفههایی جزئی و کفمیدانی صورت بگیرد و این، اهمیت مسأله «سرمایه اجتماعی» را افزونتر میکند. میزان درآمد مردم، وضعیت مسکنی که در آن مأوا گرفتهاند، شیوه سخن گفتن حاکمان با مردم و هزار و یک عامل خرد و کلان دیگر که در ساخت «سرمایه اجتماعی» موضوعیت دارند، آشکارا تصریح میکند که این مفهومِ بلورین، تا چه اندازه حساس و شکننده است.
,«بیتفاوتی اجتماعی» به عنوان عارضه جانبی از دست رفتن «سرمایه اجتماعی»، به یقین، یکی از مهمترین مخاطرات پیشروی حاکمیتهاست. در ایران که «مشارکت سیاسی» بالاخص، سنجهای روشنگر برای ارزیابی چگونگی تعامل مردم با حاکمیت تلقی میشود، حراست از سرمایه اجتماعی و امید مردم، اهمیتی دوچندان مییابد.
,در این میان، رهبر معظم انقلاب، بنای بلند بیانیه گام دوم را بر «امید» بنا و اساس تحقق گام دوم را به امید، منوط کردهاند. ایشان در یک تقسیمبندی مهم، بر «امید صادق» تأکید و «امید کاذب» را مذموم شمردهاند. در یک مصداق، «امید به غرب و بیگانگان» بیگمان هزینهسازترین گونه از امیدِ کاذب در این منظومه است.
,حال، رهبری که خود بر طبل «امید» میکوبد، در بیانیه گام دوم اعلام میکند که چشم امیدش به جوانان است. چه باید کرد که امیدِ صادقِ نسل جوان تضعیف نشود؟ حاکمیت چگونه باید خود را به سودِ سرمایه اجتماعی اصلاح کند و بارِ گران امیدآفرینی را به دوش بکشد؟
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه