سرمقاله روزنامه های امروز کشور؛
مُسکّن اجاره بها/خانه تیمی یا شعبه ایرانی ستاد انتخاباتی ترامپ
نگاهی به سرمقاله روزنامه های کثیرالانتشار و چاشنی که هر کدام از رسانه های مکتوب به محتوای امروز نشریات اضافه کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزنامهها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاهها و نظریات اصلی و اساسی خود میپردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و میتوان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژهای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقالههای روزنامههای صبح کشور با گرایشهای مختلف سیاسی را میخوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

, خانه تیمی یا شعبه ایرانی ستاد انتخاباتی ترامپ
, خانه تیمی یا شعبه ایرانی ستاد انتخاباتی ترامپ, خانه تیمی یا شعبه ایرانی ستاد انتخاباتی ترامپ,محمد ایمانی در کیهان نوشت:
, محمد ایمانی در کیهان نوشت:, محمد ایمانی در کیهان نوشت:,
1- فضای رسانهای جدید در کنار همه سودمندیهایش، بیشباهت به بازار آهنگران نیست؛ پر سر و صدا. بازار تحلیل از هر قماش دایر است و گاه چنانکه به قول معروف؛ «گنه کرد در بلخ آهنگری- به شوشتر زدند گردن مسگری». کسانی میگویند نباید نیتخوانی کرد. میگویند «اُنظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال». اما استناد نصف و نیمه، راه به خطا و مغالطه میبرد.
,
متن کلام امیرمومنان علیهالسّلام در کتاب شریف «غُرَرالحکم» چنین است: «خُذ الحکمَهًَْ حَیثُ کانَتْ وَ انْظُر اِلی ما قالَ و لا تنظُرْ الی مَنْ قال. حکمت را هر جا باشد، فرا گیر. و نگاه کن به آنچه گفته میشود، نه به گوینده سخن». یا: «خُذِ الحکمَهًَْ ممّنْ اَتاکَ بِها و انظُرْ الی ما قالَ... حکمت را از هر کس که نزد تو آورد، بگیر و نگاه کن به گفته، نه گوینده سخن». حضرت میفرماید توقف در گوینده، مانع از گرفتن حکمت نشود. چنانکه فرمود «الْحِکْمَهًُْ ضَالَّهًُْ الْمُؤْمِنِ، فَخُذِ الْحِکْمَهًَْ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ» (حکمت 80 نهجالبلاغه).
,2- اما حضرت هرگز نفرمود بر انگیزه گوینده چشم ببندید، بلکه بارها انگیزه منافقین را به چالش کشید. وقتی طلحه و زبیر، بهخاطر اشرافیتطلبی شورش کردند، حضرت ساکت ننشست. آنها با وجود مخالفت صریح امیرمومنان(ع)، خلیفه را کشتند، اما چند ماه بعد با عاملان بیعدالتی در دربار خلیفه ائتلاف کرده و خونخواه خلیفه شدند! امام در مقابل این فتنهانگیزی فرمود «انهم لیطلبون حقا هم ترکوه و دما هم سفکوه». شورشیان خوارج هم- که سران آن با معاویه بسته بودند- پس از آشکار شدن خسارتهای حکمیت، مدعی «لا حکم الّا لله» شدند که آیه قرآن بود. آنها خود، مذاکره و صلح را تحمیل کرده بودند و حالا میگفتند ما توبه کردیم، تو هم که حکمیت را پذیرفتی، باید توبه کنی! امام در اینجا هم فرمود «کَلِمَهًْ حَقٍّ یُرَادُ بِهَا بَاطِل». لا حکم الا لله، کلمه حقی است اما اراده باطل از آن دارند.
,3- تصور میشد برخی افراطیون مدعی اصلاحات، فقط به دموکراتهای آمریکا سرویس میدهند. اما شواهد، حاکی از این است که آنها برای ستاد انتخاباتی ترامپ هم پادویی میکنند؟ سند اگر میخواهید، توییت یک بازداشتی فتنه 88: «پرسش من بهعنوان یک شهروند از رهبر کشور این است؛ با این همه فشار اقتصادی بر گرده مردم، دلار چند هزار تومان بشود، نرمش قهرمانانه موجه و مذاکره با آمریکا مجاز میشود؟». ترامپ نگونبخت، چهار ماه مانده به انتخابات، از همه طرف بد آورده است.
,غیراز ناکامی در عراق و سوریه، او در حوزه تدابیر اقتصادی و بهداشتی نیز در مقابل کرونا ضربه فنی شد و سرانجام، در برابر اعتراضات بیسابقهتر عاجز ماند. نظرسنجیها شانس پیروزی دوباره ترامپ را ده درصد نشان میدهد. در این شرایط، او نیاز به برگ برندهای مانند القای تسلیم ایران و قبول مذاکره با وجود لگدمال شدن برجام را دارد. مردم ما نوعا به این عبرت رسیدهاند که مذاکره، چیزی جز خسارت نیست. حتی آقای روحانی، مذاکره دوباره را «دیوانگی» خواند. در چنین وضعیتی، وقتی عضو احزاب منحله مشارکت و سازمان مجاهدین، خواستار مذاکره دوباره میشود، آیا جز این است که برای ستاد انتخاباتی ترامپ کار میکند و میخواهد او را به هر قیمت در مسند نگه دارد؟ اگر این پالس، از طرف دوستانش در حزب اتحاد ملت و مجمع روحانیون نیست، چرا آنها این موضع وطنفروشانه را محکوم نمیکنند؟
,4- فرد دیگری که سوابق نظامی داشته اما به نشریات زنجیرهای سرویس میدهد، به روزنامه اعتماد گفته است «باید با ترامپ مذاکره میکردیم و پرچم مذاکره را از دست او میگرفتیم(!) سؤالی که طرف ایرانی باید روی میز مذاکره میگذاشت این بود که اگر به توافق رسیدیم، چه ضمانتی وجود دارد رئیسجمهور بعدی، رفتار شما را تکرار نکند و از توافقی که امضا میکنیم، خارج نشود؟». این در حالی است که امثال وی، اگر صداقت و درایت داشتند، تضمین را باید در برجام و از اوباما میخواستند. نفر سوم داستان، عضو اولین تیم مذاکراتی روحانی بود و به جرم ارائه اطلاعات محکوم شد. او به روزنامه ایران میگوید «اوباما واقعاًً میخواست طبق تعهدات در برجام همه تحریمها را بردارد. او کری را هم بهعنوان بازاریاب برای ایران، به کشورها فرستاده بود. کری صبح تا شب با همه ملاقات میکرد و میگفت با ایران کار کنید، ما شما را مجازات نمیکنیم... ما در تاریخ 40 ساله گذشته، مانند اوباما نداشتهایم که بهدنبال تعامل با ایران باشد.
,با وجود چنین شرایطی امکان مذاکره فراهم نشد... ایران در دوره اوباما فقط مجوز گفتوگو در موضوع هستهای را به دیپلماتهای خود داد. به همین دلیل وقوع هرگونه مذاکره در کوتاهمدت ممکن نخواهد بود». او هیچ وقت پاسخ نمیدهد که اگر توافق متقن بود، چرا ظریف دنبال گرفتن تضمین پسابرجامی درباره مجازات نشدن شرکای تجاری ایران بود و هرگز موفق نشد؟ یا اینکه؛ امثال او چرا اصرار داشتند برنامه موشکی و نفوذ منطقهای را هم در مذاکره واگذار کنیم؟ آیا از پروژه تبدیل ایران به لیبی و عراق بیخبر بودند؟
,5- نفر چهارم داستان ما، دبیر مجمع روحانیون است. پنجشنبه گذشته بود که اکانت توییتر وابسته به وزارت خارجه رژیم صهیونیستی نوشت «مردم ایران از شعارهای جمهوری اسلامی فاصله گرفتهاند. در حالی که حکومت جمهوری اسلامی و مزدوران حقوقبگیر او مشغول به خیالپردازی هستند، خوشبختانه مردم ایران از شعارهای توخالی جمهوری اسلامی فاصله میگیرند». به دو روز نکشید که آقای خوئینیها، همین ادعای اسرائیل را عینا تکرار کرد! این اتفاق افتاد تا از یاد نبریم که دو روز قبل از حرمتشکنی فتنهگران در روز قدس (27 شهریور 88)، وزارت خارجه اسرائیل خواستار شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» در روز قدس شده بود! فتنه را خاتمی، موسوی و موسوی خوئینیها مدیریت میکردند و هرگز از حمایت صهیونیستها - که جنبش سبز را سرمایه بزرگ اسرائیل خواندند- برائت نجستند.
,ده روز بعد، رابرت گیتس (رئیس سیا و وزیر دفاع در دولتهای بوش و اوباما) با اشاره به ساختارشکنی روز قدس، به CNN گفت «بهدلیل شکافهای عمیق در ایران، تحریم اثرگذارتر از گذشته است. ما شکافهایی را شاهدیم که در 30 سال گذشته بیسابقه است. مخالفان به جای پیگیری رای خود، سیاستهای کلان حاکمیت را هدف گرفتهاند.» روایت سه هفته بعد روزنامه لسآنجلس تایمز، حکایتی جدا و خارج از حوصله این یادداشت است که نوشت نمایندگان سران جنبش سبز از مقامات آمریکایی خواستهاند تحریمهای فلجکننده را علیه ایران اعمال کند.
,چرا برخی تحرکات برخی مدعیان اصلاحطلبی، تا این حد هماهنگ با راهبرد آمریکا و اسرائیل یا تسهیلکننده آن بوده است؟ چه کسانی شعار صهیونیستی «نه غزه، نه لبنان» را در دهان مدعیان اصلاحات گذاشتند؟ و چرا برخی از همینها (از جمله نفر اول داستان ما) بعدا دوشادوش داعش، اسرائیل و آمریکا، مدافعان حرم را که فرمانده آن سردار سلیمانی بود، کوبیدند؟ آیا تودهنی بزرگ مردم در روز تشییع سردار سلیمانی کافی نبود که دم از فاصله گرفتن مردم از نظام میزنند؟
,6- کسی که مشکلات اقتصادی را بهانه عقدهگشایی نیابتی علیه نظام میکند، اگر صداقت داشت، باید رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون (خاتمی) و شورای سیاستگذاری منتسب به او را خطاب قرار میداد؛ که با کلیشه «تکرار میکنم»، لقمههای مسموم انتخاباتی را سر سفره مردم گذاشت و شریک اصلی برخی سوءعملکردهای اجرایی و پارلمانی است. و برادر خاتمی بود که گفت «اصلاحطلبان، تضمین وعدههای روحانی هستند». چرا نمیپرسند 18 میلیارد دلار ارز جهانگیری و 27 میلیارد دلار ارز تخصیصیافته به نام صادرات (45 میلیارد دلار)، کجا رفته که کشور باید گرفتار بحران مصنوعی ارز باشد و آقای «نشتی بشکه» (نفر اول داستان ما) بگوید «دلار چند هزار تومان بشود، نرمش قهرمانانه موجه و مذاکره با آمریکا مجاز میشود؟»!
,7- مگر در خانههای تیمی دائما همدیگر را نمیبینند؟ بپرسند فلانی! تو با بهمان دستیار ارشد دولتی و محکومشده در پرونده ارتشاء، چه پیوندی داری که وقتی خرداد 95 از زندان آزاد شدی، بلافاصله به همراه برخی عناصر گروهکی به ملاقات تو آمد؟ خبر نداشتی که او کار چاقکن دانیالزاده (با چهار هزار میلیارد تومان بدهی) است و رئیس بانک جابهجا میکند تا او مجبور نباشد پولها را برگرداند؟ در این خانههای تیمیچند نفر بیخبر بودند که دانیالزاده و نجفی و...، سرمایهگذار ستاد انتخاباتی آنها هستند و خون مردم را در شیشه کردهاند؟ خبر ندارند چه کسانی هفت سال به مسکن مهر پوزخند زدند تا قیمت مسکن چهار برابر شد؛ چه کسانی ارز 4200 تومانی دادند و گرفتند؛ کدام مدیران اجازه واردات قاچاق خودروهای لوکس را از مجاری رسمی وزارت صمت دادند؛ کدام مدیران، حقوق و پاداشهای چند ده تا چند صد میلیون تومانی گرفتند؛ و کدامها، سازمان خصوصیسازی را تبدیل به سر گردنه غارت شرکتهای دولتی کردند؟ با این همه خیانت، منتظر چیزی جز افزایش ضریب جینی (شکاف طبقاتی)، رکود تورمی، رکورد تورم 52 درصدی، 36 پله کاهش رشد اقتصادی و تعطیلی برخی کارخانهها بودند؟!
,8- با این مقدمات، میتوان فهمید که چرا برخی محافل امنیتی و سیاسی غرب، از قاطعیت قوه قضائیه در مبارزه با فساد دانهدرشتها و روی کار آمدن مجلسی باترکیب انقلابی ابراز نگرانی میکنند، یا تلاش پرحجمی را برای مخدوش نمایاندن روند احیای آرمانهای انقلاب سازماندهی کردهاند. آخرین بار روزنامه انگلیسی گاردین نوشت «دیپلماتهای اروپایی نگران انتخابات سال آینده ریاستجمهوری و چشمانداز سیاسی ایران هستند... آنها معتقدند وضعیت بر خلاف پنج سال قبل پیش میرود. نگرانی دیپلماتهای اروپایی این است که قدرت جریانهای مخالف غرب، پس از انتخابات مجلس در حال تقویت است. اگرچه میانهروها تضعیف شده، اما کاملاً از ساختار قدرت حذف نشدهاند... اصولگرایان بهطور فزاینده بر این باورند که رشد آینده ایران نه در دیپلماسی با غرب، بلکه اتکای بیشتر به توانمندی خود است».
,

, مُسکّن اجاره بها
, مُسکّن اجاره بها, مُسکّن اجاره بها,مهدی حسن زاده در خراسان نوشت:
, مهدی حسن زاده در خراسان نوشت:, مهدی حسن زاده در خراسان نوشت:,روز گذشته مصوبه ستاد ملی کرونا برای تعیین سقف افزایش اجاره بها اعلام شد که براساس این تصمیم، میزان افزایش اجاره بها در شهرهای کوچک، کلان شهرها و تهران به ترتیب 15، 20 و 25 درصد تعیین شد. مهم ترین پرسش درباره این تصمیم ضمانت اجرای آن است. به این معنا که آیا مستاجران از فردا می توانند با استناد به این مصوبه در برابر صاحبخانه مدعی باشند و مطالبه افزایش اجاره بها در همین سقف را داشته باشند یا زور صاحبخانه خواهد چرخید و به ترفندهای مختلف از جمله اجاره نامه غیررسمی و پرداخت پول خارج از مبلغ اجاره نامه، افزایشی بیش از مبلغ تعیین شده را رقم خواهند زد.
,
, ما و انتخابات آمریکا
, ما و انتخابات آمریکا, ما و انتخابات آمریکا,عباس حاجی نجار در جوان نوشت:
, عباس حاجی نجار در جوان نوشت:, عباس حاجی نجار در جوان نوشت:,بعضی جایگاه چندانی برای ایران در نتیجه انتخابات امریکا قائل نیستند و رقابتهای انتخاباتی امریکا را صرفاً به مسائل داخلی این کشور و رقابتهای دو حزب مرتبط میدانند و بعضی دیگر از کارشناسان، سیاستهای امریکا و مواضع متقابل ایران را در نتیجه انتخابات امریکا مهم دانسته و به همین دلیل توصیه میکنند اکنون که ترامپ با چالشهای متعددی در داخل امریکا مواجه و روند محبوبیت وی در جامعه امریکا نزولی است و به همین دلیل از ایران میخواهد که تا قبل از برگزاری انتخابات با امریکا مذاکره کند، این بهترین فرصت برای ایران است تا با مذاکره با ترامپ امتیاز بگیرد. مستند این طیف سخنان اخیر ترامپ در جریان نشست انتخاباتی در ایالت اکلاهما است که طی آن با ادعای اینکه ایران به شدت میخواهد یک توافق انجام دهد، گفت که ایرانیها منتظر هستند، چون به خاطر توصیههایی که از رقبای او میشنوند، میخواهند ببینند چه کسی در انتخابات ریاست جمهوری امریکا پیروز میشود. ترامپ همچنین با تهدید ایران افزود: من به آنها گفتم. ما میتوانیم منتظر بمانیم، اما وقتی من پیروز شدم، شما هزینه بالاتری را برای توافقی که اکنون میتوانید داشته باشید، باید بپردازید. او همچنین گفت: ایران هم میخواهد جو بایدن برنده شود. بگذارید من صریح به شما بگویم. من میتوانم بهترین توافق و سریعترین را با ایران انجام بدهم. آنها میخواهند من ببازم. آنها میخواهند من ببازم که صاحب امریکا شوند.
,
,
مروری بر مواضع نظریه پردازان، کانونهای تفکر و اندیشکدههای امریکایی بیانگر آن است که بسیاری از آنها روند کاهنده محبوبیت ترامپ در میان رأی دهندگان امریکایی را ناشی از شکست در برابر ایران دانسته و بر این نکته اعتراف میکنند که ترامپ در راهبرد فشار حداکثری علیه ایران به پایان خط رسیده و درخواست مذاکره او نیز ناشی از این شرایط بحران زده داخلی است. در این زمینه روزنامه امریکایی واشنگتنپست هفته گذشته در مطلبی به قلم «مایکل سینگ» مدیر ارشد امور خاورمیانه در «شورای امنیت ملی امریکا» مینویسد: سوءمدیریت در اوج دوران همهگیری کووید- ۱۹ و یک اقتصاد ضربهخورده از کرونا، تظاهرات سراسری در اعتراض به نژادپرستی و افت محبوبیت انتخاباتی برای زمین خوردن «ترامپ» کم بود، حالا بحران سیاست خارجی هم به همه اینها اضافه شده است و شانس انتخاباتی «ترامپ» را در محاق از بین رفتن قرار داده است. واشنگتنپست در ادامه این مطلب میافزاید: فشار حداکثری امریکا علیه ایران منافع امریکا را برآورده نکرده است. فشار حداکثری نه منجر به مذاکره مستقیم ایران و امریکا شد. نه جلوی تهاجمات و ماجراجوییهای ایران در منطقه را گرفت. نه ثبات سیاسی ایران رابرهم زد. در عوض همه اینها، فشار حداکثری یک بهانه قوی به دست رهبر ایران، سپرده است تا برای ترامپ هم همان سرنوشتی را رقم بزند که سالها پیش ایران برای «جیمی کارتر» نوشت. کارتر موفق نشد گروگانهای امریکایی در بند در ایران را آزاد کند و در انتخابات باخت و بیشتر از یک دوره نتوانست رئیسجمهور باشد.
,
«رئول مارگ گرشت» کارشناس مسائل ایران در «بنیاد دفاع از دموکراسیها» متعلق به محافظهکاران امریکا نیز در مطلبی در این روزنامه مینویسد: «رهبر عالی ایران، شانس انتخاباتی ترامپ را نشانه گرفته است و همین چندی پیش با اعزام پنج فروند کشتی حامل بنزین به ونزوئلا نشان داد که در عزم خود جدی است یقیناً این همه هدف رهبر ایران نیست و او تصمیم دارد تا ماه نوامبر ضربات کاریتری به ترامپ وارد کند. امریکا ژانویه امسال «قاسم سلیمانی» دست راست نظامی رهبر ایران را ترور کرد تا ایران را مهار کند، اما ایران اصلا خود را نباخت. از آن موقع تا به امروز گروههای تحت امر ایران بیش از ۲۰ بار به نیروهای امریکایی در عراق حمله کردهاند.
,
اما در این میان بخشی از نزدیکان دولت و فعالان سیاسی و رسانههای داخلی برخلاف واقعیتهای موجود، در این جنگ روانی طراحی شده کاخ سفید گرفتار و به دلیل پیامدهای ناشی از سردرگمی دولت در اداره اقتصاد کشور و بازار ارز و رها شدگی قیمت ها، متأسفانه همچون برجام در حال شرطی کردن کشور به نتیجه انتخابات امریکا هستند وبا مواضع مشکوک خود سبب شدهاند در روزهای اخیر با هر موضع گردانندگان کاخ سفید نسبت به ایران، بازار دچار التهاب شود واین در حالی است که ترامپ در داخل امریکا با بحرانهای چند گانه (بحران کرونا، بحران اعتراضات اجتماعی، بحران اقتصادی وبحران صلاحیت و...) در اداره کشور امریکا مواجه شده و دست نیاز او به سوی ایران برای مذاکره ناشی از همین ضعف است. اگرچه بسیار روشن است که در پنج ماهه باقی مانده از عمر ریاست جمهوری او در کاخ سفید فرصتی برای هیچ توافقی نیست و ترامپ بنا دارد در صورت موفقیت در کشاندن ایران به پای میز مذاکره، بایک عکس یادگاری برای احیای جایگاه از دست رفته خود تلاش کند.
,
این در حالی است که در عرصه رقابتهای ریاست جمهوری امریکا، پیروزی نامزدهای این یا حزب در راهبرد این کشور علیه ایران تفاوتی نداشته و بعضاً سیاستهای دموکراتها در دوران حکومت شان علیه ایران بسیار خصمانهتر بوده و ترامپ هم در روند خروج از برجام و تشدید تحریمها علیه ایران در واقع به همان نسخه اوباما عمل کرده که گفته بود هدف ما از برجام «روح برجام» است و روح برجام از نظر او همان گزینههایی است که این روزها ترامپ همسو با برخی از عوامل داخلی در زمینه «نرمالیزاسیون» ایران مطرح و تعطیلی فعالیتهای موشکی و نفوذ منطقهای ایران را خواستارند واین درحالی است که امریکاییها خود به شکست سیاستهایشان در مواجهه با ایران اذعان دارند. در این زمینه اندیشکده امریکایی شورای آتلانتیک در مطلبی مینویسد: «سیاست فشار بر ایران برای وادار کردن به مذاکره مجدد شکست خورده است. تاریخ نشان داده که تنگنای اقتصادی به تنهایی نمیتواند ایران را به تغییر رفتار وادار کند. به رغم تأکید دولت ترامپ مبنی بر اینکه فشار حداکثری و شدیدتر شدن بحران اقتصادی میتواند ایران را به میز مذاکرات بازگرداند، رفتار ایران در چند دهه گذشته عکس این مسئله را ثابت کرده است. تنگناهای اقتصادی از توجه رهبران این کشور دور نمانده است. در یک دهه گذشته، ایران به رغم محدودیتهای چشمگیر اقتصادی پیگیری اهداف راهبردیاش در زمینه برنامه هستهای، توسعه موشکهای دوربرد و رفتارهای منطقهایاش را ادامه داده است. اولویتهای ایران بازتاب این باور است که تواناییهای راهبردی ایران، به ویژه برنامه هستهای و موشکی، برای تضمین امنیت است. خروج امریکا از برجام فقط باعث تقویت این ایده آیتالله خامنهای، رهبر انقلاب ایران شد که امریکا قابل اعتماد نیست و برنامه هستهای تنها بهانهای است برای واشنگتن تا ایران را تضعیف کند و به هدف بلندمدت براندازی فکر کند.»
,
آنچه که در روند تحولات داخلی امریکا بر اساس اظهارات صریح گردانندگان کاخ سفید میتوان استناد کرد این است که ایستادگی و مقاومت مردم ایران امریکا را مستأصل کرده و در کنار ناکامیهای امریکا در مدیریت اعتراضات اجتماعی و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی کرونا مسئله ایران و بینتیجه بودن راهبرد فشار حداکثری امریکا علیه ایران شکست دیگری را بر شکستهای امریکا افزوده و به همین دلیل ترامپ در پی آن است که با نشاندن ایران پای میز مذاکره و گرفتن یک عکس یادگاری، از این مرحله عبور کرده و در میان شکستهای متعدد کاخ سفید در عرصه داخلی و بینالمللی یک نقطه قابل اتکایی را به رأی دهندگان امریکایی ارائه دهد. اگرچه همان گونه که در مورد کره شمالی نیز اثبات شد، نتیجه مذاکره با ترامپ هم برای جامعه ایران همچون سراب است، که این روزها بزک کنندگان امریکا را نیز سرشکسته کرده است.
,

, 
, انسانها دارای انواع احساسات زمینی، قابل فهم، قابل ارزیابی و قابل سنجش هستند. اگرچه تبیین شفاف موضوع فرارتر از توان این موجز است، اما به بیان بسیار کلی و مختصر میتوان ادعا کرد که احساسات بیانگر نظرات، نیازها، اهداف، تمایلات و... انسانها در امور گوناگون هستند؛ اینکه محدود کردن بیان یا ظهور و بروز احساسات، بستر یا آغاز انواع اختلالات روانشناختی و ناهنجاریهای اجتماعی است.
,
هدف مدیران و شهری و کشوری ایجاد بسترهای تولید شادی برای شهروندان است نه درد و رنج. بنابراین بیشک در شرایط بحرانی کرونا، فشار حاصل از دلار 20 هزار تومانی، آینده بسیار مبهم و... شهروندان شدیداً نیازمند تسکین و منافذی برای تخلیه فشارهای نامحدود روانشناختی هستند؛ اینکه یقیناً موسیقی میتواند مسکن کمهزینه و سودمندی برای فراموش کردن موقتی دلار 20 هزار تومانی، آغاز به کار نمایندگان مجلس، هراس از کرونا و... باشد.
,
ارسال دیدگاه